چاپ        ارسال به دوست

وصف گل از زبان بلبل عاشق/گفت وگو باهمسران شهدای مخابرات تهران

 

 

 

 

 

 

در حاشیه سفر راهیان نور با چندتن از همسران شهدای عزیز مخابرات تهران گفت و گویی کوتاه انجام داده ایم که از نظر می گذرانید.

 


فاطمه محمدی همسر شهید عظیم ثابت قدم:


*فکر می کنید ویژگی مشترک تمامی شهدا چه بود؟


به نظر من شهدا در چند ویژگی اشتراک داشتند و آن از خودگذشتگی و دنیوی نبودن آنها بود، هیچ چیز این دنیا در نظر شهدا جلوه نداشت و به چشمشان نمی آمد، یعنی همه آنها سعی می کردند گرفتار زرق و برق و جاذبه های دنیوی نشوند.

ویژگی دیگر آنها قدم برداشتن در راه رضای خداوند بود، اینکه با خلوص نیت و اخلاصشان کارها را برای رضای خداوند انجام می دادند.

یادم می آید یکبار شهید ثابت قدم طلاهای من را به مدت چند سال در بانکی به امانت گذاشته بودند و پول آن را به یکی از همکارانش که نیاز مُبرم مالی داشتند قرض داده بودند. این خصوصیت از خودگذشتگی و فداکاری ایشان برای دیگران مثال زدنی و قابل ستایش است.

 

*از خصوصیات و ویژگی های شهید ثابت قدم برای خوانندگان ما تعریف کنید؟

شهید ثابت قدم بسیار مسوولیت پذیر بوند. ایشان هم مسوولیت پدر و مادرشان را به عهده داشتند و هم مسئولیت خانواده خودشان (همسر و فرزند).
خوب به یاد دارم یکبار پستانک حامد پسرم که در آن زمان نوزاد بود نیمه شب پاره شد، شهید همان لحظه بلند شدند و با پای پیاده به سمت داروخانه که در آن زمان فاصله زیادی هم با منزل ما داشت رفتند و برای بچه پستانک خریداری کردند و برگشتند، ایشان ماشین یا موتور نداشتند و مسافت زیادی را پیاده تا داروخانه آن وقت شب طی کردند تا من و بچه آرامش داشته باشیم. این ویژگی ایشان بارها و بارها در مراحل مختلف زندگی مان نمود داشت، ایشان برای آسایش و آرامش ما تمام تلاش خود را همیشه به کار می گرفت.

زمانی که می خواستند به جبهه اعزام شوند حساب می کردند که چه مدت قرار است از منزل دور باشند و براساس آن تعداد شیر خشک های بچه ها را خریداری می کردند و تعدادی نیز اضافه تر می خریدند و در منزل می گذاشتند تا در نبود ایشان زحمتی برای من ایجاد نشود، من همیشه از این حس مسوولیت پذیری ایشان لذت می بردم.

عظیم بسیار تمیز و خوشبو بود، بسیار اهل بگو و بخند و معاشرتی بود، همیشه با صراحت صحبت می کرد، الام پسرم این ویژگی را از پدرش به ارث برده است که بسیار من را به یاد پدرش می اندازد.

 

*به نظر شما اردوهای راهیان نور چه دستاوردی به همراه دارد؟

به نظر من کمترین دستاوردی که از اردوهای راهیان نور نصیب ما می شود همان زنده نگه داشتن یاد و خاطره رشادتها و از خود گذشتگی ها ی شهداست، آشنایی با منش، رفتار و قدمها و راهی که آنها رفتند است، آشنایی با مناطقی است که مورد تجاوز دشمن قرار گرفته، آشنایی با چگونگی و نحوه دفاع این شهدای عزیز از میهن عزیزمان است.

 

 

*زهرا محمود زاده همسر شهید محمود جوی پا:

کمی از ویژگیهای شخصیتی شهید جوی پا برای ما بگویید؟

شهید جوی پا بسیار خانواده دوست و به قول معروف اهل همسر و فرزند و پایبند خانواده بودند و بسیار به پدر و مادرشان احترام می گذاشتند و آنها را دوست داشتند و به آنها خدمت می کردند، طوری که قبل از شهادت وصیت کرده بودند درصورت شهادت من، مرا پیش پدر و مادرم و در کنار آنها به خاک بسپرید که هر کس که به دیدار من می آید بر سر مزار آنها نیز برود و فاتحه ای را هم نثار روح پدر و مادرم بکند، برای همین پس از شهادت ایشان، طبق وصیتشان ایشان را در گلزار شهدا به خاک نسپردیم و در جوار پدر و مادرشان به خاک سپردیم، این مصداق بارز اهل خانواده بودن ایشان است، ویژگی دیگر ایشان کمک به فقرا در عین تنگدستی بود، اینکه گاهی با وجود اینکه از لحاظ اقتصادی تحت فشار بودند ولی باز دست از کمک به افراد بی بضاعت بر نمی داشتند و هرچند به مقدار اندک سعی می کردند در حد توانشان دستگیری کنند.


*از دیدن مناطق عملیاتی، جایی که زمانی شهدای ما در مکان حضور داشتند و جنگیدند چه حس و حالی به شما دست داد؟ حضور در چنین اماکنی چه دستاوردی برایتان داشت؟

حس عالی و غریبی داشتم، قابل وصف نیست، وقتی مناطق عملیاتی را دیدم که با دست خالی و سختی فراوان و امکانات کم از دشمنانمان پس گرفته شده به خود بالیدم که چنین غیور مردانی همسران ما بوده اند، وقتی با دشواریها و سختیهای زندگی مردم مرز نشین مواجد شدم تازه متوجه شدم که آنها چقدر صبورانه و با متانت تمام این سالها را تحمل کردند، دستاوردی که حداقل این سفر برای شخص من داشت این بود که تصمیم گرفتم از این به بعد نگویم که من در زندگی سختی کشیده ام، چون با دیدن زندگی این مردم متوجه شدم که سختی واقعی را این مردم کشیدند و با امکانات کم تا به امروز ادامه داده اند.

 

 


*مریم شیرکوند همسر شهید شیداله همتی

بارزترین خصوصیت و ویژگی شهید همتی چه بود؟


همسرم یک با ایمان واقعی بود، آدم مُطّلع و به روزی بود، در اوج جنگ وقتی از جبهه بر می گشت منزل، به من می گفت برویم سینما.

بهار که می شد گاهی عصرها به بهانه بهار و سرسبز شدن درختان خودش گل گاو زبان دم می کرد و درفلاسک می ریخت، دست من را می گرفت و به پارک می رفتیم.

خیلی اوقات غذایمان را درست می کرد، بچه را حمام می کرد، بسیار در امور منزل کمک کارم بود، بسیار به من احترام می گذاشت، به لقمه ای که می خوردیم بسیار توجه داشت، اگر احیانا در جایی وعده غذایی می خوردیم که شک و شبهه درخصوص حلال و حرام بودن آن داشت حتما خمس آن را کنار می گذاشت و پرداخت می کرد.

ایشان در ابتدای ازدواج سرکار نمی رفتند و دانشجوی رشته مخابرات دانشگاه خواجه نصیر بودند ولی من در آن زمان شاغل بودم و ایشان به واسطه اینکه من علاوه بر کار منزل، بیرون نیز کار می کردم بسیار مراعات حال من را می کرد و بسیار در امور منزل کمک حالم بود، ایشان بسیار اعتقاد داشتند که باید از لحاظ شرعی حق و حقوق من را به عنوان همسر و یک زن رعایت کنند، در این امور خودش را مُقّید می دانست و تا جایی که می توانست اسلامی عمل می کرد، طبق سیره امیرالمومنین و بسیار با رافت برخورد می کرد، به معنای واقعی برایم همسر بود، ایشان به روزهای خاص و مناسبتهای خاص همیشه اهمیّت می داد، روز معلم حتما برای من هدیه یا گل تهیه می کرد و برایم متفاوت برگزار می کرد، هیچگاه بی اهمیّت از روی مساله ای رد نمی شد.

زمانی که در منزل بودند و هنوز سرکار نرفته بودند، زیاد رادیو گوش می کردند، خیلی اوقات از روی برنامه های آشپزی رادیو، یادداشت برداری می کردند و وقتی من از سرکار بر می گشتم منزل، می دیدم که غذایی را تهیه کرده اند، من می پرسیدم چطور این غذا را تهیه کردید؟ ایشان هم جواب می دادند از روی دستور آشپزی برنامه رادیو.

یادم می آید یک پنجشنبه از روی دستور آشپزی رادیو طرز تهیه هلیم را یادداشت کرده بودند و طبق دستورالعمل برای صبح جمعه مان هلیم درست کردند، من آن زمان علاقه چندانی به هلیم نداشتم ولی به خاطر ایشان از دست پخت شان خوردم و بسیار هم خوشمزه بود و از آن پس به هلیم علاقمند شدم، آنقدر زیاد پخته بودند که از آن یک ظرف هم به پدر و مادر ایشان دادیم و هم پدر و مادر من.

 

*با دیدن مناطق جنگی و عملیاتی چه احساسی به شما دست می دهد؟

با دیدن این مناطق دلاوریها، رشادتها، ایثار رزمندگان و شهدا برایم تداعی می شود و جلوی چشمم می آید، در بازدید از بعضی مناطق من مات و مبهوت می مانم، از اینکه چطور این افراد توانستند با وجود کاستی ها و کمبود امکانات و سختی از کشورمان دفاع کنند.

 

مصاحبه و تنظیم : سمانه کلانتری

11


٠٩:١٨ - دوشنبه ٢٤ ارديبهشت ١٣٩٧    /    عدد : ٩٩٦٧٩    /    تعداد نمایش : ٥٨٤


کاربر مهمان
1397/02/24 12:58
0
1
شهدا شمع محفل بشریتندوخانواده شهدا چشم وچراغ مملکتند/مسئول وکارشناسان واحد ارتباط مردمی مخابرات منطقه تهران وحومه(2021)
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




دسته‌بندی اخبار داخلی

دسته بندی مطالب

اشتراک در خبرنامه پیام آنلاین

با عضویت در خبرنامه پیام آنلاین از آخرین مطالب بلاگ و رویدادهای مهم دنیا با خبر شوید