چاپ        ارسال به دوست

در سوگ قاسم


موسی الرضا شبرنگی _ جسم چاک چاکت ، بر سر هر کوی و برزن می گردد تا صوراسرافیل باشد در این برهه از زمان ؛ تا خواب خفتگان آشفته تر سازد؛ تا نفیری باشدکه هر مرد و زن نالیدند سینه سوزان. جگر آور از تو کسی هست هنوز هم که چنین مسیح وار بر تپه های جلجلتای این گذرگاه ، بار گناه مان را بردوش کشد و بانگ آزادگی و سرداری را فریاد کند؟


درست در هنگامه ای که زیبایی کذب دنیا و حرص و آز و طمع ورزی آدمیان ، دورمان می ساخت از آنچه که اشرف مخلوقات بودنمان به خاطر آن بود ، هجرت اختیار کردی و پرگشودی تا اینگونه رفتن عجیب و شگفت انگیزت، تلنگری باشد بر اهالی خراب آباد دنیا .

و خدا می بالد به خود و باردیگر به فرشتگانش نشانت می دهد با افتخار و می گوید ای فرشتگان ، حال دیدید که چگونه شیطان باردیگر شکست خورد و سجده هایتان بر مقام آدمیت بیهوده نبود؟ قاسم ، تو پرچم انسانیت را بالا بردی دوباره .

کاش داغ فراق تو هرگز از دل ها نرود تا نهیبی باشد بر کجروی هایمان ، تا داغ تو، شعله ای باشد در برابر شیطان های درونمان در بزنگاه انتخاب های میان خیر و شر ، میان نفس اماره و نفس لوامه. میان رفتن بسوی نور و تاریکی. گریستن هایمان بر حال خودمان است که زار و ناتوانیم در برابر آنچه که تو کردی.

غرق دنیا شدگانیم بی هیچ ساحلی از امید که ناگه باد شرطه را وزاندی و مهتاب شدی در شب های محاق و ظلمانی مان. مفهوم خدمت صادقانه و با اخلاص را ، معنای شیفتگان خدمت نه تشنگان قدرت را ، در راه خدا بودن را ، جهادی کار کردن را ، پیوند میان حرف و عمل را باز تعریفی مجدد کردی برایمان.

گذشتن از جان برای آرمان ها ، برای کشورت ، برای هدفت را ترسیم کردی در حالی که فارغ از هر جناح و دسته بندی و گروه و حزب بودی و همه را دوست داشتی و از خود می دانستی حتی آن را که در اندیشه ای دیگر بود.


روح تازه ای دماندی در کالبد خسته یک ملت ، حتی دشمن ترین دشمنانت هم رشک بردند بر این اقیانوس تشییع کنندگان سردار دل ها و اینک فارغ از تمام تحلیل ها و تفسیر های رسانه های داخل و خارج ، با رفتن سیاووش وار خویش ، گردهم آوردی خیل عظیم مردمانی را که پیکر پاک تو را درفش کاویانی می بییند یا بیرق سرخ حسین (ع) که به دست علمدار دیگری سپرده شده است . تو نماد و مظهر تمام خوبی هایی و مردم قدرشناس از هر طیف و گروهی آمدند تا بگویند اگرچه دل خسته ایم و گلایه مند اما مردان میدان عمل و اخلاص و عاشق را دوست دارند و قدردان هستند . باشد تا ما نیز به تاسی از تو در هرشغل و منصبی، قاسم وار عمل کنیم. بگونه ای که خدا خون بهایمان را خود برعهده بگیرد چونان که حاج قاسم سلیمانی را خدا خون بهایش را خواهد داد.
"مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقَتَهُ قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ فَعَلی دِیَتَهُ وَ مَن عَلی دِیَتَهُ فَاِنّا دِیَتُهُ"


"آن کس که مرا طلب کند ، مرا می یابد، آن کس که مرا یافت ، می شناسد، آن کس که دوستم داشت به من عشق می ورزد، آن کس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق می ورزم، آن کس که به او عشق ورزیدم کشته ام می شود و آن کس که کشته ام شود خون بهایش بر من واجب است و آن کس که خون بهایش بر من واجب است پس من خودم خون بهایش هستم."

 

 


١٥:١٣ - سه شنبه ١٧ دی ١٣٩٨    /    عدد : ١٠٦١١٦    /    تعداد نمایش : ٣٤٥


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




دسته‌بندی اخبار داخلی

دسته بندی مطالب

اشتراک در خبرنامه پیام آنلاین

با عضویت در خبرنامه پیام آنلاین از آخرین مطالب بلاگ و رویدادهای مهم دنیا با خبر شوید