چهارشنبه ٠٣ خرداد ١٣٩٦ |
فرارسیدن سالروز فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس (1361 ه.ش) ، روز مقاومت ، ایثار و پیروزی و یاد وخاطره شهدای گرانقدر گرامی باد.
 

بازگشت به باشگاه خوانندگان

شماره پیام نام مقاله های شما
34360
1396/02/26
محمد موجودی ۞ ۱۰ نکته اساسی برای جلوگیری از خیانت همسرتان
● ممکن است تصور کنید که ممکن نیست هیچوقت دست به خیانت بزنید. همسرتان را دوست دارید و فکر می‌کنید هیچوقت به او خیانت نخواهید کرد. ولی، ممکن است از خیلی راه‌هایی که ممکن است ناخواسته به او خیانت کنید آگاه نباشید. اگر این رفتارها ادامه پیدا کنند، ممکن است خودتان را در سرازیری ببینید که منجر به خیانتی شود که هیچوقت نمی‌خواسته‌اید. خیانت خیلی وقت‌ها‌ از در پشتی وارد می‌شود و خودش را به شکل رفتاری بی‌ضرر و معصوم نشان می‌دهد. اگر می‌خواهید ازدواجتان پایدار بماند و سرشار از خوشبختی باشد، باید مراقب این رفتارها باشید و از آنها دوری کنید. ۱. تیک زدن ممکن است توجیه کنید که کمی خوش و بش کردن با همکارتان سر کار بد نیست. از این گذشته، کار لذت‌بخشی است. ولی به شدت از اینکار خودداری کنید چون واقعاً خطرناک است. اگر هم کسی خواست اینکار را با شما بکند، او را نادیده بگیرید. خوب شاید بپرسید چه جور حرف‌هایی در دسته تیک زدن طبقه‌بندی می‌شود. تیک زدن معمولاً شامل حرف زدن و رفتار کردن به طریقی است که نشاندهنده صمیمیتی بیشتر از واقعیت بین دو طرف است، طبق قوانین آداب اجتماعی که معمولاً ابراز علاقه جنسی مستقیم پذیرفته‌شده نیست. زبان بدن آن هم شامل ارتباط چشمی، دست زدن به موها و نوازش‌های کوتاه می‌شود. افراد متاهل نباید هیچوقت خود را درگیر این رفتارها با فردی جز همسرشان کنند. این یکی از بارزترین رفتارهایی است که نشانه عدم‌وفاداری شما به همسرتان است. کسی که با او تیک می‌زنید ممکن است این رفتار شما را دعوتی برای ایجاد رابطه‌ای صمیمی‌تر احساس کند. ۲. تکیه کردن به جنس مخالف وقتی درمورد مشکلات و ناراحتی‌هایتان با فردی از جنس مخالف دردودل می‌کنید، خودتان را در موقعیت خطرناکی قرار داده‌اید. ممکن است به نظر بی‌ضرر برسد چون شما فقط به کسی برای دردودل نیاز داشته‌اید. اگر مشکلی دارید، با همسرتان درمورد آن حرف بزنید. او بهترین کسی است که می‌توانید با او دردودل کنید. اگر به کارتان نیامد، یکی از اعضای خانواده یا یک مشاور روانشناس را برای اینکار انتخاب کنید. نه کسی که ممکن است این کار شما را دعوتی برای صمیمیت بیشتر ببیند. ۳. وقت گذراندن به تنهایی با فردی دیگر چیزی که به نظر یک ناهار خوردن ساده با فردی از جنس مخالف یا دیدن کسی در خیابان و ایستادن و گپ زدن با او می‌رسد، مطمئناً جزو رفتارهای خیانت‌آمیز طبقه‌بندی می‌شود. ممکن است بگویید، «ای بابا، مگه ما بچه هستیم؟ هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد» ولی همیشه احتمال وقوع اتفاق‌ها وجود دارد. بهتر است آن زمان را با همسرتان بگذرانید تا یک غریبه. وفادار بودن یعنی بتوانید در همه جنبه‌ها موجب لذت و شادی همسرتان را فراهم کنید ۴. بدگویی کردن از همسرتان وقتی دوست خوبی برای کسی باشید، هیچوقت بد او را جایی نمی‌گویید. همسر شما بهترین دوست شماست و آخرین کسی است که حق دارید در زندگی از او بدگویی کنید. اگر با او دچار مشکل شده‌اید، با خودش در آن مورد صحبت کنید. بگذارید مکالماتتان با دیگران درمورد نقاط مثبت و خوب همسرتان باشد نه مشکلاتی که با او دارید. البته استثنایی که در این زمینه وجود دارد، آزار و سوء‌استفاده است. اگر در رابطه با همسرتان مورد آزار و سوء‌استفاده قرار می‌گیرید، حتماً باید یکی از اعضای خانواده، دوست یا یک مشاور را از این مسئله مطلع کنید. حفظ ایمنی و امنیت خودتان از هر چیزی مهمتر است. ۵. چت کردن اینترنتی با جنس مخالف اگر تصور می‌کنید این کاری بی‌ضرر است، دوباره فکر کنید. ممکن است اول همانطور که می‌گویید شروع شود ولی مطمئناً تا انتها همانطور نمی‌ماند. خیلی‌ها چون تصور می‌کردند کار بی‌اشکالی است با دوستان قدیمی‌شان مکالماتی به نظر بی‌ضرر را شروع کردند ولی بدون اینکه بدانید همه چیز بین شما تغییر خواهد کرد و یکدفعه متوجه می‌شوید که ازدواجتان به خطر افتاده است. اینکار را نکنید. فقط موجب ناراحتی و دلشکستگی خواهد شد. ۶. لباس پوشیدن به صورتی که نظر کسی را به جز همسرتان جلب کنید اگر می‌خواهید طوری لباس بپوشید که به نظر کسی خوب بیایید، باید انگیزه‌هایتان را دوباره ارزیابی کنید. اینکه بخواهید با پوشیدن یک لباس جذاب نظر کسی را به سمت خودتان جلب کنید، فقط یک قدم تا خیانت فاصله دارید. ۷. نوشتن یادداشت‌ها و نامه‌های شخصی صمیمی به شخصی غیر از همسرتان اگر می‌خواهید یک نامه تبریک یا تسلیت بنویسید، بگذارید از جانب هر دو شما باشد تا هیچ سوء‌تفاهمی برای طرف مقابل درمورد قصد و نیت شما ایجاد نشود. ۸. شریک جنسی خوبی برای همسرتان نبودن وفادار بودن به همسرتان یعنی خودتان را در اختیار او قرار دهید تا بتواند از جنبه صمیمی‌تر رابطه‌تان هم لذت ببرد. خودداری از صمیمیت جنسی با همسرتان و انجام ندادن وظایف زناشویی‌تان، دوام زندگی‌تان را مختل می‌کند. ممکن است باعث بروز ناراحتی و حتی شک شود. وفادار بودن یعنی بتوانید در همه جنبه‌ها موجب لذت و شادی همسرتان را فراهم کنید. ۹. اولویت دادن به والدینتان درمقابل همسرتان همسرتان باید همیشه نفر شماره یک زندگی شما باشد. اگر اتفاق فوق‌العاده‌ای برایتان می‌افتد، مثلاً ترفیع کاری، تایید بارداری یا هر خبر خوب دیگر، ممکن است وسوسه شوید که اول به والدینتان زنگ بزنید و آنها را در شادی‌تان شریک کنید. ولی مقاومت کنید. بگذارید همسرتان نفر اولی باشد که از این خبر خوش مطلع می‌شود. ۱۰. اولویت‌ دادن به فرزندانتان درمقابل همسرتان بچه‌ها خیلی مهم هستند، درست است. آنها افراد بسیار مهمی در زندگی شما هستند ولی نه مهمتر از همسرتان. اگر همسرتان را از ردیف اول اولویت‌های زندگی‌تان پایین بیاورید، یعنی وفاداری کامل به او ندارید. اولویت زندگی شما باید همسرتان باشد. اینکار نه تنها باعث رشد و شکوفایی زندگی‌تان می‌شود و آن را قوی‌تر می‌کند، بلکه محیطی امن و ایمن برای فرزندتان فراهم می‌کند. این نکات را بررسی کنید و ببینید آیا ۱۰۰٪ به همسرتان وفادار هستید یا نه. با اینکار زندگی زناشویی بسیار شاد و مستحکم خواهید داشت.
...ادامه
34290
1396/02/17
محمد موجودی ۞ محصول نرم‌افزاری خود را بدون هزینه بازاریابی معرفی کنید
● ارائه‌دهندگان راه‌حل‌های نرم‌افزاری در بازار رقابتی فشرده همیشه با چالش و مشکلات روبه‌رو هستند. آنها چگونه می‌توانند ابزار موردنظرشان را معرفی کنند؟ این مساله خصوصا در مورد شرکت‌های نرم‌افزاری B2B بیشتر صدق می‌کند. آنها همیشه باید کسب‌و‌کارهای دیگر را متقاعد کنند که با ابزارشان می‌توانند عملکرد آنها را بهبود ببخشند.یکی از بهترین راه‌ها برای عرضه‌کنندگان حوزه نرم‌افزار در جلب نظر مدیران کسب‌و‌کارها، ارائه یک نسخه اولیه به مدیران است تا به آنها نشان دهند که این محصول در حوزه کسب و کار آنها چه کاری می‌تواند انجام دهد و با این کار به‌راحتی می‌توانند مشتریان خود را به دام بیندازند. برخی از شرکت‌های نرم‌افزاری مطرح در حوزه‌ کسب وکار امروز از طریق مدل فریمیوم (Freemium، یک مدل ارائه کسب‌و‌کار در اینترنت است که خدمات اولیه رایگان به واسطه آن ارائه می‌شود و دریافت خدمات بیشتر و پیشرفته‌تر آن کسب‌و‌کار، مشمول پرداخت هزینه است) به تعامل با مشتریان خود می‌پردازند. در اینجا به چند نکته در این حوزه اشاره می‌کنیم: 1) نسخه اولیه را آسان ارائه کنید. گام اول برای ارائه‌دهندگان خدمات نرم‌افزاری این است که باید یک وب‌سایت با دستورالعمل نصب و راه‌اندازی شفاف داشته باشند. اطمینان حاصل کنید که لینک‌های دانلود به‌راحتی قابل دسترسی باشند و مشتریان به سرعت و راحت بتوانند برنامه‌های پرداختی مورد نظرشان را پیدا و انتخاب کنند. مقایسه‌ای از خدمات و ویژگی‌های متفاوت را با پرداخت‌های مختلف نیز ارائه دهید. امید می‌رود مشتریانی که برای اولین بار در طرح رایگان ثبت‌نام می‌کنند، به‌زودی مزایای برنامه‌های پیشرفته شما را که پرداخت هزینه‌هایی به‌صورت ماهانه دارد ببینند و انتخاب کنند. دقیقا همزمان با راه‌اندازی وب‌سایت باید فرآیند بازاریابی کسب‌و‌کار خود را شروع کنید. 2) بازار خود را بشناسید. اشتباه مهمی که اغلب برندها مرتکب می‌شوند در واقع عدم شناخت بازار هدفشان قبل از شروع فرآیند بازاریابی است. تحقیق در مورد بازار هدف را که نقش بسیار مهمی در توسعه و ارتقای نرم‌افزارها دارد از قلم نیندازید. تا آنجا که ممکن است درباره کسب‌و‌کارهایی که هدف محصول شما هستند، آگاهی و اطمینان حاصل کنید که زحمات شما نیازهای آنها را مرتفع خواهد ساخت. به مرور زمان اطلاعات مشتریانی که برنامه فریمیوم شما را انتخاب کرده‌اند اصلاح کنید. این کار برای تعیین آنچه شما برای تبدیل برنامه فریمیوم به برنامه پرداختی نیاز دارید، سودمند خواهد بود. 3) تاثیرگذاران را هدف قرار دهید. می‌توانید به جای ارائه برنامه فریمیوم به مشتریان، با هدف قرار دادن کسانی که نفوذ بیشتری در یک صنعت دارند، پول خود را ذخیره کنید. به‌عنوان مثال ارائه‌دهندگان نرم‌افزار آموزشی با یک پلت‌فرم طراحی‌شده اغلب معلمان و مدیران را مورد هدف قرار می‌دهند زیرا آنها می‌توانند روی مراکز آموزشی و دانش‌آموزان تاثیر بگذارند. توجه کنید که نسخه فریمیوم را به کسانی ارائه دهید که در یک زمینه خاص با افراد زیادی سروکار دارند به این امید که از آن خوششان بیاید و به دیگران توصیه کنند. 4) نظرسنجی انجام دهید. نظرسنجی‌ها می‌تواند به روش‌های مختلفی برای معرفی محصول استفاده شود، مخصوصا اگر شما در حال انجام بازاریابی B2B باشید. یک نظرسنجی با طرح چند سوال ساده ایجاد کنید که برای تکمیل و پاسخ به آن مشتریان باید نسخه رایگان محصول شما را دانلود کنند. نظرسنجی باید دربرگیرنده اطلاعاتی باشد که شرکت شما برای تبدیل مشتریان فریمیوم به مشترکان پرداختی نیاز دارد. این کار ممکن است اطلاعات لازم را فورا ارائه ندهد، اما نتایج آن می‌تواند تصمیم‌گیری‌های آینده شما در مورد گزینه‌های پرداختی جذاب برای مشتریان را تغییر دهد. 5) بهبود امکانات را مورد توجه قرار دهید. برخی از موفق‌ترین ارائه‌دهندگان فریمیوم، در یک جریان طبیعی آن را به برنامه پرداختی تبدیل می‌کنند؛ به این معنی که وقتی تعداد معینی معامله درنتیجه ارائه نسخه رایگان انجام گرفته است و نتیجه خوبی برای عملکرد مشتری آن کسب وکار حاصل شد، آن را از دسترس خارج می‌کنند. به‌عنوان مثال کسب‌و‌کاری که از نرم‌افزار صورتحساب رایگان استفاده می‌کند، در طول کار با آن درمی‌یابد که مشتری پایه‌اش رشد کرده و به‌دنبال ارتقای آن برنامه خواهد بود چون به او اجازه می‌دهد مشتریان بیشتری را جذب کند. توجه کنید که تعداد مشتریان می‌تواند اعلانی برای رسیدن زمان مناسب ارتقای خدمات نرم‌افزاری شما به کسب وکار مربوطه باشد. 6) موفقیت را ارزیابی کنید. هنگامی که در حال ارائه نرم‌افزار خود به دیگران هستید، ارزیابی نتایجی که فریمیوم به ارمغان آورده است بسیار مهم است. به مرور اطلاعات را از برخی مشتریانی که از یک طرح رایگان به یک مشترک پرداختی تبدیل شده‌اند، جمع‌آوری کنید. همچنین مزایای دیگری همچون معرفی از طریق رسانه‌های اجتماعی بزرگ که در ارائه طرح رایگان وجود دارد را بررسی کنید. اگر مشتریان فریمیوم‌تان در حال معرفی افراد دیگر به شما هستند که درنهایت ممکن است تبدیل به مشترکان پرداختی شوند، مهم نیست که آنها هرگز طرح‌های اولیه را امتحان نکنند. 7) تخفیف ارائه دهید. گاهی اوقات برای جذب مشتریانی که در حال بررسی ارتقای برنامه‌شان هستند، تخفیف قائل شوید. اگر زمان معینی را برای پیشنهاد خود در نظر بگیرید، این دسته از مشتریان فورا از آن استقبال می‌کنند چون می‌توانند قیمت کمتری را پرداخت کنند. همچنین می‌توانید یک ماه به‌طور رایگان نسخه پریمیوم پیشرفته نرم‌افزار خود را به مشتریان ارائه دهید تا آن را امتحان کنند و متوجه مزایای آن نسبت به نسخه اولیه فریمیوم بشوند. برای ارائه‌دهندگان نرم‌افزار B2B، برنامه فریمیوم می‌تواند یک راه بسیار خوب در جهت جذب مشتریان جدید و بازار محصولات‌شان باشد. این نکته بسیار حائز اهمیت است که روشی را برای تبدیل مشتریان برنامه رایگان به برنامه پرداختی در یک بازه زمانی خاص ایجاد کنیم. با انجام این کار، می‌توانید در بازاریابی رقابتی برنده شوید، بدون اینکه هزینه‌های زیاد بازاریابی و تبلیغات داشته باشید. منبع_http://donya-e-eqtesad.com/news/1099691
...ادامه
33978
1395/12/09
محمد موجودی ۞ چگونه پیامک های پاک شده را برگردانیم؟
● لینک زیر http://payam.tct.ir/index.jsp?siteid=2&fkeyid=&siteid=2&fkeyid=&siteid=2&pageid=457&newsview=91312
...ادامه
33761
1395/11/17
علی ۞ کاهش هزینه اینترنت ویژه همکاران
● وقتی مسئولین در مصاحبه های خود صحبت از کاهش هزینه اینترنت می کنند پس چرا هزینه اینترنت همکاران را کاهش نمی دهند؟ مبلغ 1000 تومان برای هر گیگ اینترنت واقعا زیاد است
...ادامه
33701
1395/11/10
محمد موجودی ۞ سه روش برای حل مشکلاتی که مانع پیشرفت تیم می‌شوند
● مدیر کارخانه شرکت بین‌المللی پارس ترک سیلو تامپسون و تانیا منون از دانشگاه ایالتی اوهایو، در تحقیقات خود بین دو نوع هزینه تمایز قائل شدند: «هزینه‌های نوع 1» كه هزینه به معنای عمومی آن است، یعنی هزینه‌های برجسته که در صورت‌های مالی پدیدار می‌شوند. در مقابل، «هزینه‌های نوع2» كه هزینه زمان کار از دست‌رفته را شامل می‌شود كه اغلب به ثبت نمی‌رسد و از اهمیت کمتری برخوردار است. برای کسب اطلاع از چگونگی «هزینه نوع 2» منون و تامپسون، از 87 مدیر ارشد برای تخمین اینكه این زمان از دست رفته چه هزینه‌ای برای شرکت‌های آنها در برداشته است به پرسش پرداختند. نتایج نشان داد به‌طور میانگین این میزان تقریبا 5/ 15 میلیون دلار بوده است.طبق نتایج تحقیقات، بیشترین «هزینه نوع2» از پویایی بیشتر در محیط‌های کاری ناکارآمد نشات می‌گیرد که معمولا به عنوان «مشکلات كارمندان» شناخته شده است. تامپسون و منون در اینجا به سه نوع از مشکلات اشاره می‌كنند، به اضافه آنچه که مدیران می‌توانند برای جلوگیری از شروع مجدد چرخه هزینه‌ها و صرفه‌جویی در مقدار زیادی از زمان انجام دهند. مشکل 1: مدیران تمایل به برنده شدن دارند این محققان برای چگونگی مقابله با این رویكرد غالب مدیران كه خودتان را بسازید و سپس از رقیب خود بیاموزید، نقطه کور این باور را که بسیاری از تیم‌ها با کارآیی بالا از آن رنج می‌برند، این‌گونه تفسیر می‌کنند: كسب‌وكارها برای برنده شدن، اولین بودن و بهترین بودن مورد استفاده قرار می‌گیرند؛ به گونه‌ای که دیگر تمایلی به جست‌وجوی اطلاعات با ارزش از یکدیگر ندارند، از این‌رو انجام چنین کاری پذیرش آشکار نقص یا ضعف خواهد بود.تامپسون می‌گوید: «مشکل این است که همه ما نمی‌توانیم برنده باشیم. ما با بسیاری از موقعیت‌های رقابتی به‌وجود آمده در سازمان‌ها روبه‌رو می‌شویم که یادگیری از یکدیگر را برای ما مشکل می‌سازد.»در بررسی‌های انجام شده، تامپسون متوجه شد وقتی انتخاب بین هزینه كردن بودجه تحقیق و توسعه فرضی در خصوص ایده‌های رقیب داخلی یا رقیب خارجی ارائه می‌شود، بیش از42 درصد از مدیران تمایل دارند برای ایده‌های رقیب خارجی هزینه کنند. تامپسون بیان می‌کند این مطلب دلیل چرایی استخدام مشاوران است: «از خارج سازمان افرادی را می‌آوریم که مطالبی را به ما ارائه دهند، درحالی كه قبلا در خصوص آنها اطلاع و آگاهی داشته‌ایم.» البته نمی‌توان از نقش مشاوران در برخی از موقعیت‌ها چشم‌پوشی كرد اما با در نظرگرفتن کوتاه‌ترین مسیر ممکن برای دستیابی به بینش‌های قابل‌ارزش، می‌توان با كمترین هزینه این مشكل را حل كرد. تامپسون بیان كرد که فوت و فن باز کردن مسیر ساده است: «یک یا دو موردی را که به آن افتخار می‌کنید، فهرست کنید. شاید تنها یک مقاله را با موردکاوی در سایت یا خبرنامه شركت منتشر کرده‌اید که با استقبال خوبی مواجه شده است؛ یا اینکه شاید میانگین بالایی از بررسی عملکرد سه ماهه آخر را داشته باشید. همچنین زمانی که مطلبی در مورد دستاوردها یا ایده‌های همکاری می‌شنوید، بیشتر پذیرای آن باشید و همیشه به خود یادآوری كنید که ما کاملا بر همه مطالب مسلط و مشرف نیستیم.» مشکل 2: کار گروهی بیش از اندازه محققان برای چگونگی مقابله با این مشكل، پیشنهاد می‌كنند محل‌هایی را برای رسیدن به توافق درنظر بگیرید.تامپسون می‌گوید: «بیشتر مدیران در شرایطی که به همراه تیم‌های خود می‌گذرانند، در رابطه‌ای دوطرفه قرار دارند. از طرفی می‌گوییم به بالاترین نقطه و به اوج برسید، از سوی دیگر می‌گوییم عضو خوبی از یک تیم باشید. افراد در جلسات شرکت می‌کنند، درحالی‌که نمی‌دانند چه چیزی پیش‌روی آنهاست: آیا من باید شانسی عضوی از یك تیم خوب باشم یا ستاره تیم باشم؟» البته وجود هر دو شانس فوق‌العاده است؛ از این‌رو بیشتر افراد به دنبال درگیری‌های مختل‌کننده نیستند.تامپسون به مثالی در بیمارستان رودآیلند در سال 2007 اشاره می‌کند که سه جراح مختلف مغز محل اشتباهی را روی سر بیمار برش دادند. در هر مورد، دستیاران جراحان، از اعضای بسیار خوب یك تیم جراحی بودند، اما به اشتباه خود در عدم توجه به جراحی اعتراف کردند. انتظارات مبهم و تعریف نشده مدیران، به مشكلی بزرگ برای کار گروهی همراه شده است، به‌طوری که می‌تواند ارتباط لازم را از کار بیندازد. یک تاکتیک جهت دوری کردن از این دام، از بین بردن ابهامات است. تامپسون و منون ایجاد فضایی همچون «رینگ بوکس» را پیشنهاد می‌کنند؛ موقعیتی که در آن هرکس می‌داند قوانین پایه برای جنگ محاوره‌ای وجود دارد وهمچنین اینکه این‌گونه مسائل شخصی نیست و باید حتما آماده وارد جلسه شوند. زمانی که در رینگ بوکس (میدان مبارزه) قرار داریم، من برای خشنودی و رضایت شما تلاش نمی‌کنم. من در تلاش برای دستیابی به معایب شما در رویکردتان هستم. دانستن این موضوع که اینجا یک رینگ بوکس است، بدین معناست که هر دوی ما می‌دانیم من در حال حمله به شما نیستم، بلکه برای حل موضوع سخت در تلاش هستم.تامپسون می‌گوید: شرکت‌ها به معنای واقعی کلمه می‌توانند این تاکتیک را برای اتاق‌های کنفرانس و جلسات تیمی خاص اجرا كنند و از آن با عنوان رینگ بوكس یاد كنند تا همه همیشه با آمادگی قبلی در جلسات حاضر باشند.او اینچنین توضیح می‌دهد: «باید بررسی بسیار بیشتری در مورد اصل و فرع چگونگی محیط فیزیکی و تمام نشانه‌های آن و تاثیر رفتار افراد انجام دهیم. این روشی جهانی برای کاهش خطر ابتلا به شروع درگیری‌های تیمی است.» مشکل 3: تخصص و مهارت بیش از اندازه محققان در این مورد چارچوب‌بندی مجدد مشکل را به گونه‌ای که هیچ تخصصی لازم نباشد، پیشنهاد می‌كنند. بدیهی است که وقتی با مشکل سختی روبه‌رو می‌شوید، بخواهید از بهترین کارشناسان برای حل آن بهره ببرید. اما گاهی اوقات، شما اینکار را انجام نمی‌دهید و متوجه می‌شوید بدون تخصص هم توانسته‌اید از پس حل این مشکل برآیید. این نمونه را مورد توجه قرار دهید. در سال 2008 تیمی از بیوشیمیست‌های دانشگاه بعد از شکست در پیشبرد یکسری از مشکلات پروتئین‌های پیچیده ناامید شده بودند. آنها به جای جست‌وجو برای یافتن متخصصان بیشتر، تصمیم گرفتند برای کمک، از هزاران علاقه‌مند به بازی آنلاین آماتور سوال کنند. رویکرد مبتکرانه دانشمندان، ارائه شبیه‌سازی پروتئین در قالب بازی پازل به نام Foldit بود. آنها تاکتیک خود را اجرا كردند: علاقه‌مندان به بازی آنلاین، یعنی بسیاری از افرادی که حتی دوره‌ای در زیست‌شناسی نگذرانده بودند، مشکل را در عرض دو هفته حل کردند. تامپسون می‌گوید: «دلیل آن این است که آنها با فرضیاتی که زیست‌شناسان از آن استفاده می‌کردند، گیج نشده بودند.» تامپسون این مطلب را که مدیران با بی‌اعتنایی به سوی تخصص‌گرایی پیش بروند توصیه نمی‌كند اما در شرایطی که دیگر دانش جوابگو نیست، او خلاصه‌نویسی به دور از جزئیات مشکل را به نفع جست‌وجو در ساختار عمیق‌تر آن مشکل می‌داند. این موضوع بسیار پیچیده است و نمی‌توان دقیقا گفت که چگونه زیست شناسان توانستند بدون افراد متخصص به نفوذ در قابلیت‌های الگوسازی وارد شوند و اینکه کارشناسان تصمیم‌گیرنده چگونه می‌توانند تعصبات منحصربه‌فرد خود را کنار بگذارند.تامپسون می‌گوید: «مشخص است که مدل‌های تصمیم‌گیری بهتر از تصمیم‌گیرنده‌های فردی است. در نهایت، مدل‌های آماری تعصبات دیرینه در خصوص عوامل ندارند. آنها نه سردرد دارند و نه خسته می‌شوند.» اما نباید به‌منظور طفره‌رفتن از دام تخصص، همیشه از مدل آماری استفاده کنید. درعوض، می‌توانید از مزایای مشابه و با دعوت افراد به فرآیند تصمیم‌گیری خود از كمك آنها بهره‌مند شوید؛ افرادی که تخصص‌های مختلف برای تیم به همراه می‌آورند.تامپسون این‌گونه اقرار می‌كند: «در این خصوص شانس‌هایی به افراد داده می‌شود که ممکن است هرگز برای شما اتفاق نیفتاده باشد اما اگر من بتوانم تعصبات را کنار بگذارم، احتمالا آنها با لنزی کاملا متفاوت، راه‌حلی برای مشکل من دارند.» دنیای اقتصاد
...ادامه
33307
1395/08/22
موجودی ۞ داستانهای واقعی - زندگی پس از مرگ
● تعویق زمان مرگ با عنایت امام حسین علیه السلام مرحوم آیت الله شریف رازی از اساتید حوزه علمیه قم نقل کرده است آیت الله حائری یزدی بنیانگذار حوزه علمیه قم دارای خصایص اخلاقی و انسانی و سجایای بسیاری بود از خصوصیات بارز او شدت ارادتش به پیامبر و خاندانش به ویژه حضرت سیدالشهدا علیه السلام بود که زبانزد خاص و عام بود این ارادت به گونه ای بود که مرحوم حاج شیخ ابراهیم صاحب الزمانی تبریزی که یکی از خوبان بود از سوی آن جناب دستور داشت همه روزه پیش از آغاز درس فقه آن مرحوم دقایقی ذکر مصیبت امام حسین علیه السلام را کند و آن گاه جناب حائری درس فقه خود را آغاز می کرد دهه محرم مجلس سوگواری داشت و روز عاشورا خود به نشان سوگ حسین علیه السلام گِل بر چهره و پیشانی می مالید و جلو دسته عزاداری علما حرکت می کرد از شدت ارادت او به کشتی نجات امت امام حسین علیه السلام و دلیل آن پرسیدند که در پاسخ فرمود من هر چه دارم از آن گرامی است و آن گاه یکی از کرامت های آن حضرت در مورد خودش را به این صورت شرح داد هنگامی که در کربلا بودم شبی در خواب دیدم که فردی به من گفت شیخ عبدالکریم کارهایت را ردیف کن که تا سه روز دیگر از دنیا خواهی رفت از خواب بیدار شدم و غرق در حیرت گشتم؛ اما به آن توجه زیادی نکردم شب سه شنبه بود که این خواب را دیدم روز سه شنبه و چهارشنبه را به درس و بحث رفتم و کوشیدم خواب را فراموش کنم و روز پنج شنبه که تعطیل بود با برخی از دوستان به باغ معروف سید جواد کلیدار در کربلا رفتیم و پس از گردش و بحث علمی نهار خوردیم و به استراحت پرداختیم هنوز خوابم نبرده بود که به تدریج تب و لرز شدیدی به من دست داد و به سرعت شدت یافت و کار به جایی رسید که دوستان هر چه عبا و روانداز بود همه را روی من انداختند؛ اما باز هم می لرزیدم و آن گاه پس از ساعتی تب سوزانی همه وجودم را فرا گرفت و احساس کردم که حالم بسیار وخیم است و با مرگ فاصله ای ندارم از دوستان خواستم که مرا هر چه زودتر به منزل برسانند و آنان نیز وسیله ای یافتند و مرا به خانه انتقال دادند و در منزل به حالت احتضار افتادم کم کم علائم و نشانه های مرگ از راه رسید و حواس ظاهری رو به خاموشی نهاد و تازه به یاد خواب سه شنبه افتادم در آن حالت بحرانی بودم که دیدم دو نفر وارد اطاق شدند و در دو طرف من قرا گرفتند و ضمن نگاه به یکدیگر گفتند پایان زندگی اوست و باید او را قبض روح کرد من که مرگ را در برابر دیدگانم می دیدم با قلبی سوخته و پر اخلاص به سالار شهیدان توسل جسته و گفتم سرورم من از مرگ نمی هراسم؛ اما از دست خالی و فراهم نکردن زاد و توشه آخرت بسیار نگرانم شما را به حرمت مادرت فاطمه سلام الله علیها شفاعت مرا بکن تا خدا مرگم را به تأخیر اندازد و من کار آخرت را بسازم و آن گاه بروم شگفتا که پس از این توجه قلبی دیدم فردی وارد شد و به آن دو فرشته گفت سیدالشهدا سلام الله علیه می فرماید شیخ به ما توسل جسته و ما شفاعت او را نزد خدا نموده ایم و تقاضا کرده ایم که عمر او را طولانی سازد و خدا از سر مهر به ما اجابت فرموده است؛ او را رها کنید و آن دو به نشانه اطاعت خضوع کردند و آن گاه هر سه با هم صعود کردند درست در آن لحظات احساس کردم که رو به بهبود بازگشتم صدای گریه خاندانم را شنیدم و توجه یافتم که به سر و صورت می زنند به طور آهسته خود را حرکت دادم و دیده گشودم؛ اما دریافتم که چشمانم را بسته و بر صورتم پوشش کشیده اند خواستم پایم را حرکت دهم که دیدم دو شصت پایم را نیز بسته اند دستم را برای کنار زدن پوشش از صورتم به آرامی حرکت دادم که دیدم همه ساکت شدند و گفتند گریه نکنید حرکت دارد و آرام شدند پوشش از روی من برداشتند و چشمم را گشودند و پاهایم را باز کردند اشاره کردم که آب بیاورید و آب را به دهانم ریختند کم کم از بستر مرگ برخاستم و نشستم و به تدریج بهبودی کامل خویش را یافتم و این به خاطر برکت و عنایت مولایم حسین علیه السلام بود
...ادامه
33212
1395/07/26
ابراهیم روحی ۞ کم شدن انگیزه در همکاران
● باسلام و خسته نباشید اینجانب ابراهیم روحی کارشناس منطقه 3 مخابرات حدود 10 سال است تالیفی که تقریبا 4ماه بطول کشید تا آماده کنم تقدیم اداره پژوهش کردم و آنها بجای استقبال از روند رشد و نوع آوری به ادارات مختلف ارجاع دادن و هنوز خبری نشد (کپی مدارک موجود است) و دیگر انگیزه ای برای تحقیق نداشتم عاجرانه خواهشمند است به انگیزه و تلاش همکارن جهت ارتقای شرکت بها دهید اردتمند شما(ابراهیم روحی 09123855189)
...ادامه
33115
1395/07/07
همکار شرق تهران ۞ فروش ویلا در شمال کشور
● یکدستگاه ویلا ٢٥٠متر زمین و مشاعات واقع در چمستان (از آمل ٥ کیلومتر مانده به چمستان ) در منطقه خوش آب و هوا درون مجتمع ٤ واحدی با ظاهری بسیار زیبا و مهندسی ساز - زیباترین ویلا بین ٤ ویلای موجود - ارسال عکس توسط تلگرام - با امکانات و مبله بعلت مسافرت پول لازم شده و فروش فوق العاده میباشد.بدون هیچگونه مزاحمت و سکوت دلنشین - فروش فوری ٠٩١٢١٧٧٤١٦٨
...ادامه
32832
1395/05/19
محمد موجودی ۞ خوب سرچ کردن در گوگل را یاد بگیرید
● گوگل به خاطر علاقه‌اش به سرعت معروف است و کسی در سرعت موتور جستجوی آن شکی ندارد. اما غالبا، عنصر انسانی در یک جستجوی اینترنتی نادیده گرفته می‌شود. این 10 ترفند به شما کمک می‌کنند تا مهارت‌های جستجوی اینترنتی خود را تقویت کنید. - از عبارات خاص و متمایز استفاده کنید تعداد صفحاتی که هنگام یک جستجو نشان داده می‌شوند، شگفت انگیز است! شاید شما فکر کنید که عبارت «Blue Dolphin» از آن عبارات خاص باشد که نتایج زیادی نداشته باشد اما در گوگل، 2440000 صفحه به عنوان نتیجه جستجو به شما نشان داده می‌شود. برای کاهش نتایج جستجو از عبارات منحصر بفردی استفاده کنید که تنها مختص موضوع تحقیق شما هستند. - از عملگر خط تیره (-) برای محدود کردن جستجو استفاده کنید عباراتی که چندین معنا دارند منجر به نتایج ناخواسته می‌شوند. عملگر قدرتمند خط تیره که اکثرا از آن غافل‌اند، می‌تواند هر نتیجه ناخواسته‌ای را حذف کند. برای مثال، شما به دنبال نتایج «Caterpillar» هستید اما نمی‌خواهید نتایج مربوط به کمپانی آن را ببینید، پس عبارت Caterpillar -Inc -Cat را جستجو می‌کنید. -از علامت‌های نقل و قول برای جستجوی دقیق استفاده کنید شاید بخواهید عبارت مشخصی، یا بخشی از یک نقل و قول را جستجو کنید. از علامت نقل و قول در ابتدا و انتهای عبارت استفاده کنید تا تنها کلمات مورد نظر شما به ترتیبی که شما در نظر دارید، جستجو شوند. این یکی از بهترین راه‌های محدود کردن نتایج جستجو است. - از کلمات رایج یا نشانه‌ها استفاده نکنید عبارات رایجی مانند a و the، به کلمات توقف معروف هستند و معمولا نادیده گرفته می‌شوند. نشانه‌گذاری نیز غالبا نادیده گرفته می‌شود. اما استثناهایی نیز وجود دارد. کلمات رایج و نشانه‌ها برای جستجوی یک عبارت خاص درون یک جمله باید استفاده شوند. در برخی موارد استفاده از کلمات رایج مانند The تأثیر زیادی دارند. برای مثال جستجوی عبارت Raven با عبارت The Raven تفاوت زیادی دارد. - حروف بزرگ بعضی از موتورهای جستجو تفاوتی میان حروف بزرگ و کوچک قائل نیستند. برای مثال، جستجوی عبارات زیر، نتایجی عینا مشابه را به دنبال دارند: - Technology - technology - TECHNOLOGY - از پسوندها استفاده نکنید بهتر است که از کلمات در حالت اصلی آن‌ها استفاده کنید. برای مثال، Bird و Walk را جستجو کنید، نه Birds و Walked. اما اگر شما به دنبال نتایجی درباره عمل راه رفتن می‌گردید، باید عبارت Walking را جستجو کنید. - از ویژگی تکمیل خودکار استفاده کنید هنگامی که در باکس جستجوی گوگل شروع به تایپ کردن می‌کنید، لیستی از عباراتی که شاید مد نظر شما باشند، نمایش داده می‌شود، از آن استفاده کنید. انتخاب عبارت مناسب، به جای تایپ کردن آن، باعث صرفه جویی در زمان می‌شود. همچنین از این ویژگی، در نوار آدرس گوگل کروم نیز می‌توانید استفاده کنید که باعث می‌شود تا خیلی سریع به عبارت مورد نظر یا وبسایتی که قبلا درباره موضوع خود به آن رجوع کرده‌اید، برسید. - جستجوی خود را ویرایش کنید راه‌های زیادی برای محدود کردن نتایج جستجو وجود دارد که کمتر شناخته شده‌اند اما قطعا باعث صرفه‌جویی در زمان شما می‌شوند: - عملگر + همانطور که گفتیم، کلمات توقف معمولا در جستجوها نادیده گرفته می‌شوند. عملگر + به موتور جستجو دستور می‌دهد تا این کلمات را در جستجو لحاظ کند. برای مثال، جستجوی عبارت tall +and short، نتایجی که شامل and نیز می‌شوند، نشان داده می‌شوند. - عملگر ~ استفاده از عملگر ~ در جلوی یک کلمه نتایجی را که شامل کلمات هم معنی عبارت جستجو می‌شوند، نشان می‌دهد. این عملگر با تمام عبارات و حتی گاهی با هیچ کلمه‌ای کار نمیکند. برای مثال اگر عبارت ~CSS را جستجو کنید، با نتایجی درباره مد و فشن روبرو خواهید شد. - عملگر * گوگل این عملگر را، عملگر پر کننده جای خالی می‌نامد. برای مثال اگر عبارت amusement * را جستجو کنید، با نتایجی که گوگل آن‌ها را با موضوع شما مرتبط می‌داند، روبرو می‌شوید. - عملگر | از این اپراتور برای بررسی نتایجی که دارای هر کدام از عبارات شما هستند، استفاده کنید. برای مثال، جستجوی عبارت Happy Joy، نتایجی را که شامل این دو کلمه می‌شوند، نشان می‌دهد. اما جستجوی Happy | Joy، نتایجی را نشان می‌دهد که دارای هر یک از این دو کلمه هستند. - محدوده‌های عددی برای جستجوی نتایجی که دارای عبارات عددی هستد، از رنج مشخصی استفاده کنید اما باید واحد آن اعداد را نیز وارد کنید. برای مثال: PC 700$ 800$، کامپیوترهایی با این رنج قیمت را نشان می‌دهد. - جستجو در سایت بسیاری از سایت‌ها قابلیت جستجو دارند اما اگر از جستجوی گوگل استفاده کنید، نتایج بهتری به دست می‌آورید. هنگام انجام یک تحقیق، بهتر است که مستقیم به سراغ منبع بروید و جستجو درون سایت راه بسیار خوبی است. - تنظیمات خود را تغییر دهید تغییر تنظیمات با استفاده از کلیک روی آیکون چرخ دنده در گوشه بالای سمت راست صفحه و انتخاب تنظیمات جستجو قابل دسترسی است. برای مثال می‌توانید در این تنظیمات، نتایج خود را به 100 محدود کنید. - جستجوی پیشرفته با استفاده جستجوی پیشرفته، نتایج جستجو را می‌توانید بر اساس زمان، کشور، مقدار، زبان یا دیگر معیارها ببینید. این قابلیت نیز از منوی گوشه بالای سمت راست صفحه جستجو، قابل دسترسی است. - از تاریخچه مرورگر خود استفاده کنید گاهی پیش می‌آید که ده‌ها صفحه را در اینترنت جستجو می‌کنید و ناگهان به یاد می‌آورید که مطلب مورد نظرتان را قبلا در جایی دیده‌اید. در این حالت بهتر است که به تاریخچه مرورگر خود نگاهی بیاندازید، اغلب به نتیجه مطلوب خود می‌رسید. - برای خود زمان تعیین کنید و سپس تاکتیک خود را تغییر دهید گاهی، نمی‌توانید چیزی را که می‌خواهید پیدا کنید. یک ساعت برای خود در نظر بگیرید و پس از گذشت مدت زمانی که پاسخی دریافت نکردید، راه حل دیگری را امتحان کنید: - از یک موتور جستجوی دیگر استفاده کنید - از یک آدم خبره سوال کنید - در یک انجمن سوال خود را مطرح کنید - از متخصصین جستجو بخواهید به شما کمک کنند.
...ادامه
32788
1395/05/13
محمد موجودي ۞ جزئیات اجرای رجیستری گوشی موبایل
● جزئیات اجرای رجیستری گوشی موبایل/ گوشی‌های استثنا و موبایل‌های سفری که دیگر ارزان تمام نمی‌شود خبرگزاری فارس نخستین بار جزئیات طرح جنجالی رجیستری گوشی موبایل را منتشر کرد که به همه ابهامات درباره احتمال موفق نبودن این طرح از جمله استثنائات پاسخ می دهد. خبرگزاری فارس، فاطمه سامعی، دوره آزمایشی طرح رجیستری گوشی موبایل از 3 مردادماه آغاز شده است. این مرحله شامل تست‌هایی در شبکه اپراتورهای موبایل به مدت 2 تا 3 هفته است و پس از آن در دوره 2 ماهه‌ای بدون دخالت مشترکان سخت افزار طرح در شبکه اپراتوری تست می‌شود که در نهایت شاید رجیستری با دخالت واقعی مشترکان موبایل از مهرماه اجرا شود. اخبار درباره آغاز این طرح تا دیروز ضد و نقیض بود تا اینکه وزیر ارتباطات رسما آغاز پایلوت رجیستری موبایل از 3 مرداد را اعلام کرد. پیش از این در حالی که ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز آغاز اجرای آزمایشی طرح از 3 مرداد را اعلام کرده بود وزارت ارتباطات به عنوان مسؤول اجرا و اطلاع‌رسانی این طرح، این خبر را رد کرد و به دلیل این تناقض گویی‌ها اخیرا کمیته اطلاع رسانی درباره این طرح تشکیل داده است. اگرچه موافقان و مجریان رجیستری می‌گویند مطالعات برای اجرای این طرح از یک سال و نیم پیش در حال انجام است، اما بنابر استدلال وزارت ارتباطات و بسیاری از منتقدان هنوز ابهامات بسیاری در این طرح وجود دارد که پیش از آغاز باید شفاف‌سازی و رفع شوند. بنابراین اکنون این طرح رسما آغاز نشده اما کسب اطلاع خبرنگار فارس، برای نخستین بار اطلاعات تازه‌ای را از ابعاد این طرح به دست می‌دهد که ابعاد متعدد طرح را نمایان می‌کند. *پاسخ به اصلی‌ترین ابهام درباره رجیستری/ چگونه راه جعل IMEI مسدود می‌شود؟ در طرح فعلی رجیستری گوشی موبایل قرار است IMEI (شماره سریال) گوشی‌های وارداتی پس از ثبت در گمرک، به سامانه‌ای در وزارت صنعت منتقل و سپس به مسؤول اجرا (وزارت ارتباطات برای استفاده اپراتورها) ارسال شود. همچنین قرار است آنچه برای استفاده در اختیار اپراتورها قرار می گیرد برای جلوگیری از امکان جعل، شناسه‌ای ترکیبی باشد. این شناسه از ترکیب دو شناسه یکتای IMEI گوشی و شناسه یکتای سیم کارت (MSISDN) به علاوه یک شناسه دیگر برای موارد استثنا ساخته می شود. نخستین پرسش اسامی درباره رجیستری امکان تغییر IMEI است. در تجربه قبلی اجرای رجیستری در سال 85 بازار تعمیرکاران گوشی موبایل رونق گرفت زیرا آنها با تغییر IMEI گوشی‌های قاچاق به IMEI یک گوشی مجاز وارداتی، اقدام به فروش کالای قاچاق می‌کردند. در نتیجه این اقدام امکان پیگیری گوشی مسروقه نیز از بین می‌رفت زیرا در یک نمونه 120 هزار گوشی تنها با یک IMEI ثبت شده بود. در روش جدید، فرض بر این است که با جدیت در ثبت شماره سریال‌ها، تخلف ثبت سریال برای چند گوشی حادث نشود و در نتیجه استفاده از یک IMEI تنها برای یک گوشی امکان‌پذیر باشد. البته این بخش از استراتژی طراحان درباره راه‌حل «زیرمیزی» برای ثبت غیرقانونی IMEI گوشی‌های قاچاق در گمرگ یا سامانه وزارت صنعت تضمینی ندارد. اما طراحان طرح معتقدند حتی در صورت کمترین احتمال در جعل IMEI با شناسه ترکیبی متشکل از IMEI و MSISDN تغییر شماره سریال گوشی به تنهایی فایده‌ای نخواهد داشت. زیرا شبکه فقط به زوج معتبر سیم کارت و گوشی سرویس می دهد. * مشتری چگونه اصالت گوشی را تشخیص می‌دهد؟ پرسش دیگر درباره تشخیص اصالت گوشی‌ توسط خریدار هنگام خرید است. در این طرح قرار است گوشی‌هایی که از مجاری قانونی وارد کشور نشده‌اند و به اصطلاح قاچاق محسوب می‌شوند فعال نشوند. در نتیجه تشخیص گوشی قانونی از قاچاق اهمیت پیدا می‌‌کند. اما تجربه شکست خورده طرح شبنم برای استعلام کالای اصلی از کالای قاچاق نشان داد استعلام پیامکی اصالت یک کالا هنگام خرید خیلی مؤثر نبوده است. در طرح فعلی رجیستری باز هم روش اجرا بر پایه استعلام پیامکی گذاشته شده است اما این بار منطق طراحان طرح این است که الزام بلااستفاده بودن گوشی قاچاق خریدار را ناگزیر به استعلام می‌کند. برای استعلام نیز چند روش کد دستوری و پیامک در نظر گرفته شده است. در این پیامک مشخصات دقیق گوشی شامل نام، برند و اصالت ورود ارائه می‌شود. طبق پیش بینی این طرح، فروشنده موظف است در آخرین مرحله (بعد از انتخاب نهایی مشتری) اجازه دهد مشتری سیم کارت در گوشی بگذارد و اصالت گوشی را استعلام کند و اگر قصد دارد همان سیم کارت را به گوشی جدید متصل کند، کد دستوری ثبت سیم کارت را ارسال کند. *تکلیف خریدهای اینترنتی و هدیه/ فعال شدن گوشی قانونی هم مستلزم قرار دادن سیم‌کارت در گوشی است؟ تا این مرحله امکان جعل IMEI وجود ندارد و تردیدی در تشخیص اصالت گوشی نیست. اما این پرسش مطرح است که به دلیل استفاده از شناسه ترکیبی متشکل از IMEI و MSISDN آیا فعال شدن گوشی مستلزم قرار دادن سیم‌کارت در گوشی است؟ در این طرح پیش بینی شده که خریدار پس از حصول اطمینان از قانونی بودن گوشی، گوشی را خریداری می‌کند و پس از قراردادن سیم‌کارت، گوشی فعال می‌شود. در نتیجه خریدار الزامی برای سیم‌کارت انداختن هنگام خرید ندارد زیرا اصالت گوشی از قبل تأیید شده است. در خرید اینترنتی نیز فروشنده اینترنتی یک کد فعاسازی را پیش از دریافت کالا به مشتری ارسال می‌کند تا خریدار با یک سیم کارت کد فعالسازی را برای اصالت گوشی استعلام کند. در نتیجه برای خریدهای اینترنتی یا خریدهای هدیه مانعی ایجاد نمی شود و پس از خرید به محض انداختن اولین سیم‌کارت گوشی فعال خواهد شد. * تکلیف گوشی‌های سفری از دیگر پرسش‌هایی که در وهله اول درباره این طرح به ذهن می‌رسد، تکلیف گوشی‌های سفری، میهمان و موارد مشابه است. بسیاری از مسافران کشورهای خارجی در بازگشت به علت تفاوت قیمت گوشی داخل و خارج، اقدام به خرید گوشی از خارج می‌کنند. در این طرح IMEI گوشی‌های سفری در پایانه ورودی ثبت می‌شود. در این دسته از گوشی‌ها، مسافر هنگام وارد شدن به کشور باید برای ثبت گوشی خود، هزینه ای بیش از هزینه رسمی واردات گوشی را پرداخت کند. همان طور که قبلا اشاره شد شناسه مورد استفاده اپراتورها قرار است از ترکیب دو شناسه یکتای IMEI گوشی و شناسه بین‌المللی مشترک موبایل MSISDN به علاوه یک شناسه دیگر برای موارد استثنا ساخته شود. یکی از کاربردهای این شناسه برای موارد استثنا گوشی‌های سفری است که نشان دهنده تفاوت ورود گوشی‌های سفری از گوشی‌های عادی است و البته هنوز مشخص نیست که چه شناسه‌ای از گوشی خواهد بود. * تکلیف گوشی‌های میهمان یکی دیگر از نتایج تجریه رجیستری موبایل در سال 85 بلاتکلیفی گوشی‌های مهمان بود که گوشی‌های مسافران به ایران غیرفعال می‌شد. از برخی میهمانان نیز نمی‌توان توقع ارائه IMEI برای فعال سازی گوشی را داشت. در این طرح پیش‌بینی شده IMEI گوشی خارجی (ثبت نشده) روی MSISDN متعلق به خارج‌ (گوشی و سیم‌کارت هر دو خارجی باشند) بدون محدودیت سرویس دریافت کند تا مهمانانی که به ایران می‌آیند با مشکل موبایل مواجه نشوند. البته مدت زمان فعال بودن گوشی میهمانان خارجی در ایران از مدت زمان اقامت وی یا زمان روادید وی در ایران تبعیت می کند. تلکیف گوشی‌های دو سیم‌کارت به دلیل استفاده از شناسه ترکیبی IMEI و MSISDN برای فعال شدن گوشی، تکلیف گوشی‌های دو سیم‌کارته از دیگر سوالات درباره این طرح است. اینکه دو سیم‌کارت با دو MSISDN متفاوت چگونه در گوشی فعال خواهد شد؟ در این طرح پیش بینی شده که در ترکیب IMEI و MSISDN ، یک MSISDN به عنوان اصلی و چند MSISDN فرعی (تا سقف 5 عدد) تعریف شود. با این کار امکان استفاده از چند سیم‌کارت برای یک گوشی فراهم است. فعلا محدودیت تعداد سیم‌کارت نهایی نشده است. تکلیف تعویض یا فروش گوشی‌ همچنین استفاده از شناسه ترکیبی IMEI و MSISDN برای فعال شدن گوشی، سوالی را درباره تعویض گوشی نیز مطرح می‌کند. اینکه پس از فعال شدن یک گوشی با یک سیم‌کارت، درصورت تعویض یا فروش گوشی صاحب جدید گوشی باید چه کند؟ در این طرح امکان تغییر MSISDN در ترکیب IMEI و MSISDN ثبت شده برای گوشی پیش بینی شده است. مشترک باید پیامکی برای این درخواست اعلام کند تا MSISDN سیم‌کارت خود را تعریف و در صورت درخواست MSISDN های فرعی را نیز ثبت کند. در هنگام فروش نیز فروشنده با ارسال پیامکی اعلام می‌کند که قصد واگذاری گوشی خود را دارد. اما این مراحل به این معنی است که هر سیم‌کارت برای فعال شدن در یک گوشی لازم است جزء سیم‌کارت‌های ثبت شده برای آن گوشی باشد که در نتیجه برای مواردی مانند تست یک سیم‌کارت کار پیچیده می شود. انگیزه تعرفه گمرکی برای قاچاق اما موضوع مهمی که حتی می‌‌تواند نتیجه این طرح را تغییر دهد تعرفه گمرکی واردات گوشی تلفن همراه است. در حال حاضر مجموع تعرفه رسمی واردات گوشی موبایل شامل 5 درصد تعرفه گمرکی و 9 درصد مالیات بر ارزش افزوده است که با سایر هزینه‌ها تا 22 درصد نیز می رسد. بسیاری معتقدند حتی تعرفه‌ 15 درصدی نیز برای قاچاق انگیزه‌ساز است و باید تعرفه گمرکی به کمتر از 5 درصد کاهش یابد یا مالیات بر ارزش افزوده به جای واردکننده از عمده فروش اخذ شود. تاکنون درباره تعرفه گمرکی همزمان با اجرای رجیستری تصمیمی اتخاذ نشده است و این بخش از کار در ابهام است. هشدار به خریداران؛ بابت رجیستری شدن گوشی هزینه ای پرداخت نکنید شاید برخی فروشندگان گوشی و تجار از موقعیت بازار سوءاستفاده کنند و برای مثال با سوء استفاده از عدم آگاهی مشترکان هنگام فروختن گوشی از آنها هزینه رجیستر کردن، دریافت کنند. اما مردم مطلع باشند در هر مرحله‌ای از طرح رجیستری اخذ هر هزینه‌ای برای فعال کردن گوشی در شبکه غیرقانونی و بی فایده است. یادآوری مهم؛ گوشی های موجود در بازار و در اختیار مردم قاچاق نیستند بر این اساس تمام گوشی های موجود در بازار و در دست مردم تا پیش از آغاز رسمی طرح مجاز محسوب می شوند و حتی اگر گوشی آنها قاچاق وارد بازار شده باشد، مشکلی برای صاحب آن به وجود نمی آید، اما بعد از آغاز طرح مردم باید مراقب باشند اصالت گوشی خود را به روش های ذکر شده بررسی کنند.
...ادامه
32780
1395/05/12
خیراندیش ۞ خرید وفروش
● فروش خط تلفن ٥٥٨٥٥٦٥٦ به بالاترین قیمت تماس ٠٩١٢٣٨٩٧٠٩٢
...ادامه
32742
1395/05/06
محمد موجودی ۞ ۱۰ مهارت که یادگیری‌شان سخت است ولی همیشه جواب می‌دهد
● شاید بهترین چیزها در زندگی رایگان باشند، ولی به این معنی نیست که بدون صرف وقت، رنج و تلاش، و پشتکار به‌دست می‌آیند. یادگیری مهارت های مهم زندگی هم دقیقا همین‌طور است. 1. زمان را مدیریت کنید مدیرت موثر زمان یکی از ارزشمندترین مهارت ها برای کارمندان است. هیچ روش یگانه‌ی درستی وجود ندارد، باید سیستمی پیدا کنید که برای شما مناسب است و آن را دنبال کنید. آلینا گیژنگوژوسکا توضیح می‌دهد برای من سخت‌ترین چیزی که باید یاد می‌گرفتم چگونه برنامه‌ریزی کردن بود ، او می‌نویسد نه این‌که اجرا کردن برنامه سخت باشد، بلکه آن‌چه سخت است درست کردن فهرستی طولانی از کارهایم است و زمان‌بندی آن طوری که واقعا بتوانم مطابق زمان‌بندی از عهده‌ی انجامش بر بیایم ۲. با دیگران هم‌دردی کنید کامیا تیلور می‌نویسد شما می‌توانید منظم‌ترین، باهوش‌ترین، و حتی ثروتمندترین فرد دنیا باشید، ولی اگر همدردی با دیگران برای‌تان مهم نباشد چیزی جز یک آدم جامعه‌ستیز نیستید. همان‌طور که جین وردواند، صاحب کسب‌وکار، می‌گوید هم‌دردی یکی از توانایی‌های اساسی بشر است که کسب‌وکار مدرن خیلی راحت از آن صرف نظر می‌کند. او می‌نویسد هم‌دلی-توانایی درک احساسات دیگران- چیزی است که فروش‌های خوب را به ارمغان می‌آورد و واقعا به‌طور فوق‌العاده‌ای به آدم‌ها خدمت‌رسانی می‌کند. هم‌دلی، یا از منظر روحیه‌ی تیمی -روح هم‌بستگی- آدم‌ها را به تلاش بیش‌تر برمی‌انگیزد. هم‌دلی کارمندان را برآن می‌دارد بی‌علاقگی را از خود برانند، و تا جایی که امکان دارد تلاش کنند، چون آنها به چیزی فراتر از دستمزد می‌اندیشند. ۳. به خواب تسلط پیدا کنید راه‌‌کارهای زیادی برای خواب تجویز شده‌است که دنبال کردن آنها اغلب سخت است. ولی بدون درنظر گرفتن آن‌چه انتخاب خودتان است، اگر آدابی برای خواب ایجاد کنید، می‌توانید مطمئن باشید شب پرآرامشی دارید. مطالعات بی‌شماری نشان داده‌است اگر زمان‌بندی ثابتی برای خواب‌تان داشته‌باشید خواب رفتن و بیدار شدن آسان‌تر خواهدشد و در کل به بهبود خواب کمک می‌کند. ۴. به خودتان حرف‌های مثبت بزنید شابیت سیگنال می‌نویسد درنهایت هیچ اهمیتی ندارد دیگران درموردتان چه فکری می‌کنند، اما قطعا این‌که خودتان چه فکری می‌کنید مهم است، و ایجاد این سطح از اعتماد به‌نفس و توانایی باور خودتان، آن هم زمانی که هیچ‌کس شما را باور ندارد، زمان‌بر است. روی دیگر این سکه، این است که به خودتان حرف‌های منفی بزنید، که بتسی مایرز، بنیان‌گذار و مدیر مرکز زنان و کسب‌وکار در دانشگاه بنتلی معتقد است این می‌تواند به‌تدریج اعتماد به‌نفس شما را از بین ببرد. ۵. پشتکار داشته‌باشید خلیل سید می‌نویسد اگر دارید برنامه‌ی ورزش روزانه‌ی جدیدی را امتحان می‌کنید، برای آزمون ورودی مدرسه‌ی حقوق درس می‌خوانید، یا روی پروژه‌ی مهمی کار می‌کنید، برای کسب هر موفقیتی، پشتکار حیاتی است. او توضیح می‌دهد آدم‌ها اغلب هنگامی که به قله می‌رسند از سخت‌کوشی دست می‌کشند، اما برای این‌که در صدر باقی بمانند باید در کارشان سخت‌کوش‌تر از قبل باشند و پشتکار بیش‌تری داشته‌باشند. ۶. کمک خواستن لوییس کریستی می‌نویسد یک بار در مصاحبه‌ی شغلی به من گفتند اگر نتوانی در زمان نیاز کمک بخواهی نمی‌توانی این شغل را داشته‌باشی. طبیعتا گفتم می‌توانم. بعدها فهمیدم فرد قبلی افتضاح بزرگی به بار آورده‌است چون توان کافی نداشته اما نتوانسته‌است به آن اعتراف کند و از کسی کمک نخواسته‌است. او توضیح می‌دهد این‌که بفهمید چه وقت به کمک نیاز دارید و کمک خواستن به‌طور شگفت‌آوری سخت است و بیش‌تر به این دلیل که هیچ‌کس دوست ندارد به عنوان فردی ضعیف یا بی‌کفایت شناخته‌شود. اما اخیرا پژوهشی از مدرسه‌ی بازرگانی هاروارد اشاره کرده‌است این کار باعث می‌شود شما لایق‌تر دیده‌شوید نه نالایق. بر اساس نظر مولفان این پژوهش وقتی از آدم‌ها مشورت می‌خواهید، هوش و تخصص‌شان را به رسمیت می‌شناسید، و این احتمال جلب علاقه‌شان را به شما بالا می‌برد. ۷. بدانید چه وقت باید ساکت شوید- و واقعا ساکت شوید روشنا نظیر می‌نویسد شما نمی‌توانید راه بروید و دائم از هرچیزی که در این دنیا به نظرتان خوب نمی‌آید گلایه کنید. گاهی فقط لازم است ساکت شوید. در خیلی از موارد خوددار بودن بهترین کار است. آنوشا جانا می‌نویسد وقتی عصبانی، ناراحت، برانگیخته، یا ناامید هستیم، هرچیزی را که به ذهن‌مان می‌رسد بروز می‌دهیم. و احتمالا بعدها پشیمان می‌شویم. یکی از ارزشمندترین مهارت هایی که باید یاد بگیرید این است که وقتی برانگیخته هستید دهان‌تان را ببندید، و البته یکی از سخت‌ترین مهارت ها است. ۸. گوش کنید ریچارد کاریگا می‌گوید همراه با سکوت گوش کردن می‌آید. نیکول لیپکین نویسنده‌ی چه چیزی شب‌ها مدیران را بیدار نگه‌می‌دارد ، قبلا به بیزینس اینسایدر گفته‌بود بیش‌تر ما در محل کار در انبوه کارهایی که باید انجام بدهیم غرق می‌شویم-پیام‌های فوری، زنگ تلفن. منظورم این است که مغز ما قبل از این‌که از کار بیفتد قطعا می‌تواند مقدار زیادی اطلاعات را تحمل کند. یک توصیه برای گوش کردن موثر این است که آن‌چه را شنیده‌اید برای طرف مقابل تکرار کنید. لیپکین گفت اگر همه با هم تفاهم داشته‌باشند کارها خیلی آسان‌تر خواهدبود. ۹. سرتان به کار خودتان باشد آروشی رودرا می‌نویسد خیلی طول می‌کشد تا این را یاد بگیرید و به آن مسلط شوید . او می‌گوید سرک کشیدن در کارهای دیگران فایده‌ای ندارد و وقت و توان‌تان را تلف می‌کند. شما حق ندارید قبل از این‌که از شما بخواهند نظر بدهید، حتی اگر آخرین آدم خوبی باشید که وجود دارد. ۱۰. به افکارتان مسلط شوید مارک گیورت می‌نویسد اگر می‌خواهید کارهایی را که دوست دارید انجام دهید و در کارهایی که دوست دارید موفق شوید، باید افکارتان را آگاهانه هدایت کنید. او می‌گوید چالش این است که ما محصول تجربیات گذشته‌مان هستیم و همه‌ی افکارمان نتیجه‌ی این است. با این حال گذشته با آینده برابر نیست. ترجمه - تحریریه سایت کسب و کار بازده نویسنده راشل ژیلت منبع لایف هک
...ادامه
32730
1395/05/03
محمد موجودی ۞ حقایقی از خطرات سایبری برای کسب‌وکارها
● مترجم: فریبا ولیزاده منبع: revelian انجمن استراتژی‎های امنیت سایبری که اخیرا توسط دولت استرالیا راه‎اندازی شده است، با بسیاری از سازمان‎های کوچک و بزرگی که بر بازسازی استراتژی‎های خطرات سایبری تمرکز دارند، تعامل دارد. در مقاله پیش‎رو، مورگان اسلوپر، موسس و مدیراجرایی گروه مشاوره InScope به برخی ملاحظات عملی مورد نیاز کسب‎وکارها به‌منظور کاهش احتمال بروز تهدیدات مجازی اشاره می‎کند.خطرات سایبری در سال‎های اخیر به‌دلیل کاربرد گسترده فناوری، به‌خصوص فناوری‎های موبایلی و پیچیدگی‎های روزافزون تهدیدات مجازی، موضوع داغ محافل گوناگونی در استرالیا و سراسر جهان بوده است. بدون شک با توجه به سهولت تحمیل آسیب سایبری در دنیای به هم پیوسته امروز، این موضوع به‌نظر در آینده نزدیک حل نخواهد شد. سازمان‌ها در هر جایی که باشند در معرض حمله هکرهایی هستند که به‌طور مداوم نوآوری‎هایی را در روش‎های مورد استفاده خود اعمال می‎کنند. بر اساس گزارش سال 2016 PwC در خصوص وضعیت جهانی امنیت اطلاعات، در سال ۲۰۱۵ میلادی، میزان جرائم و حوادث امنیتی در مقایسه با ۲۰۱۴ میلادی به میزان ۳۸ درصد رشد داشته است. علاوه‌بر این، حوادث امنیتی در فضای مجازی برای کسب‌وکارهای استرالیایی شایع بوده و به صورت مکرر به‌روزرسانی می‎شوند. CERT Australia، یکی از سازمان‌هایی که با مرکز امنیت سایبری دولت استرالیا همکاری می‌کند، در سال ۲۰۱۵ به ۱۱ هزار و ۷۳۳ حمله مجازی به کسب وکارهای این کشور رسیدگی کرده است، ۲۱۸ مورد از این حملات زیرساخت‏های حیاتی و منافع ملی این کشور را هدف قرار داده بوده‌اند.در چنین شرایطی، سازمان‏ها باید ماهیت تهدید را درک کرده و نقاط آسیب‎پذیر خاص خود و تهدیداتی را که امنیت سایبری سازمان را هدف قرار می‌دهند، به‌خوبی شناسایی کنند و مهمتر از همه، اقدامات تاثیرگذاری را که منجر به کاهش تهدیدات و بهبود سطح تحمل خطر می‎شوند، در نظرداشته باشند. پنچ نکته مهمی که باید بدانیم 1- تهدیدات امنیت سایبری واقعی هستند و تمامی کسب‌وکارها را فارغ از اندازه آنها هدف قرار می‌دهند: براساس گزارش مرکز امنیت سایبری دولت استرالیا در سال ۲۰۱۵، ۵۰ درصد از شرکت‎کنندگان در نظرسنجی دست‎کم یک حمله سایبری را در طول یک سال گذشته تجربه کرده‌اند. مهم‎تر اینکه، ۸ درصد از کسب‎وکارها مطمئن نیستند که آیا مورد حمله سایبری قرار گرفته‌اند یا خیر! ۹۲ درصد از شرکت‎کنندگان در نظرسنجی، حادثه‌ای سایبری را تجربه کرده‌اند که توسط سازمان‎های مسوول و پیگیر شناسایی شده‌اند. این رقم در مقایسه با سال ۲۰۱۳، بیش از دو برابر شده است. همچنین افزایش ۴ برابری تعداد حوادث سایبری از نوع باج‎افزار1 قابل مشاهده بوده است و از ۱۷ درصد در سال ۲۰۱۳ به ۷۲ در سال ۲۰۱۵ تغییر کرده است. ۲- تهدیدات سایبری دغدغه‌ای اجرایی هستند: امنیت سایبری مساله‎ای نیست که صرفا به واحد فناوری اطلاعات سازمان مربوط باشد. تاثیرات امنیت مجازی می‎تواند به وسعت یک سازمان باشد، از این‌رو عواقب مالی آن نیز بسیار قابل توجه خواهد بود. امنیت سایبری باید به‌صورت مرکزی و به کمک بازوی اجرایی سازمان‎ها مدیریت و کنترل شود. در سال ۲۰۱۵، کمیسیون اوراق بهادار و سرمایه‌گذاری استرالیا با انتشار گزارشی مفید به نقش تاثیرگذار هیات‌مدیره و مدیران ارشد اجرایی در کنترل تهدیدات مجازی پرداخته و همچنین به اهمیت توجه این بخش از سازمان نسبت به رعایت تعهدات قانونی و آشنایی با ماهیت و پیچیدگی‏های کسب‎وکار و تهدیدات پیش روی آن اشاره کرده است. تعداد زیادی از هیات‌مدیره‎ها و تیم‎های اجرایی در حال حاضر رویکردی مشترک اتخاذ کرده‌اند: هجدهمین نظرسنجی سالانه جهانی مدیران ارشد اجرایی PwC در سال ۲۰۱۵ نشان می‌دهد که ۶۱ درصد از مدیران اجرایی دغدغه‎هایی در زمینه امنیت سایبری دارند که این میزان در مقایسه با سال گذشته (۴۸ درصد) افزایش داشته است. ۷۸ درصد مدیران نیز از فناوری‎های امنیت سایبری به‌عنوان استراتژی مهمی برای کسب‌وکار خود یاد می‎کنند. بر اساس گزارش جهانی نظرسنجی امنیت اطلاعاتPwC، ۴۵ درصد مدیران اجرایی از استراتژی‌های جامع امنیتی استفاده می‎کنند. ۳- حملات سایبری تنها به معنای از دست دادن اطلاعات حساس نیست: حملات مجازی قادر هستند به طرق مختلف به سازمان‎ آسیب برسانند و حتی منجر به آسیب‎های فیزیکی نیز شوند. در کنار سرقت اطلاعات و خارج از دسترس کردن سیستم‌های مختلف، این تهدیدات می‎تواند چالش‏های متعددی برای سازمان‌ها به بار آورد: - مسائل مربوط به کارکنان: کارکنان همواره منبع اصلی سازش تلقی می‎شوند. بر اساس نظرسنجی امنیت اطلاعات سال ۲۰۱۵ شناسایی «خودی‌های قابل اعتماد» دغدغه ۶۰ درصد کارکنان است. گزارش جهانی PwC در سال ۲۰۱۶ نیز کارکنان را مهم‌ترین منبع مصالحه اطلاعاتی در سازمان قلمداد می‎کند. - تعهدات قانونی و نظارتی: از قبیل قوانین و تعهدات مربوط به قانون رعایت حریم خصوصی - نقض توافقات انجام شده با مشتری - قوانین مربوط به هیات اجرایی: مسوولیت‌پذیری مدیریت ارشد اجرایی سازمان‎ها درخصوص تهدیدات سایبری - آسیب‎های وارده به شهرت سازمان: موضوع همدردی با سازمان‎هایی که در معرض تهدیدات سایبری بوده‏اند روز‎به‎روز کم‎رنگ‎تر می‎شود، علاوه‎براین چنین سازمان‎هایی به‌دلیل رعایت نکردن اقدامات احتیاطی، به باور عموم مجرم هستند. تهدیدات مجازی علاوه‌بر این می‎توانند آسیب‎های فراوانی به دنیای واقعی و افراد وارد آورند. برای مثال، در حملات بدافزاری به شرکت آرامکو در سال ۲۰۱۲، به تمام 35 هزار رایانه این شرکت آسیب وارد شد. شرکت هواپیمایی دولتی LOT لهستان در سال ۲۰۱۵ با حمله یک هکر به سیستم‎های زمینی خود مواجه شد که در پی آن 10 پرواز داخلی و بین‌المللی کنسل شده و ۱۴۰۰ مسافر سرگردان شدند. پیامدهای این حوادث و نمونه‌های دیگر بسیار تاثیر‎گذار و بعضا غیر‌قابل جبران هستند. ۴-از تهدیدات جدید حاصل از گسترش فناوری‎های مبتنی بر پردازش‎های ابری غافل نشوید: کسب‎وکارها در حال انتقال اطلاعات خود به فضای ابری به‌ویژه محیط‎های ابر عمومی هستند که منجر به صرفه‎جویی‎های مالی قابل توجهی نیز می‎شود. با این حال، امنیت هم‎چنان یک دغدغه اصلی است. امنیت در فضای ابر یکی از مهمترین چالش‎های پیش‎روی کسب‎وکارهاست. ماهیت فناوری‎های یبه اشتراک‎گذاری، خطرات مشترکی را نیز دربر دارد. سرویس‎های ابر عمومی زیرساخت‎ها، پلت‌فرم‏ها و اپلیکیشن‎هایی را با کاربران خود به اشتراک می‎گذارند. مشتریان و کاربران خدمات ابر با اعتماد به رابط‎های برنامه‎نویسی کاربردی و رابط‎های کاربری نرم‌افزارها به مدیریت و تعامل با سرویس‎های ابری اقدام می‎کنند. به این ترتیب، امنیت و دسترسی به سرویس‎های عمومی ابری به امنیت رابط‎های کاربری و رابط‎های برنامه‎نویسی بستگی دارد. با این حال، در چنین شرایطی و با وجود تهدیدات مذکور فرصت‎هایی نیز پیش‎روی کسب وکارهایی که اقدام به انتقال داده‎های خود به فضای ابری کرده‎اند، قرار دارد و این فرصت چیزی نیست جز زمینه‎های توسعه بیشتر و کوشش مداوم برای کسب‌‎وکارها که فراهم شده است. ۵- امنیت سایبری مبتنی بر اطلاعات امکان شناسایی و واکنش سریع را فراهم می‎کند: با ترکیب کلان داده و سیستم‎های امنیت مجازی در سازمان‎ها، فضای بهتری برای آشنایی و درک بهتر اقدامات شبکه‎های غیرعادی و ناشناس به وجود می‎آید. به این ترتیب، امکان واکنش سریع‎تر به تهدیدات سایبری برای سازمان‎ها فراهم می‎شود. این همان فرصت بی‎نظیر است! پنج اقدام مهمی که باید انجام دهیم ۱- کسب اطمینان از پوشش حداقلی اصول اولیه اقداماتی وجود دارند که هر سازمانی می‎تواند به واسطه اجرای آنها خطر تهدیدات سایبری را به اندازه قابل‏توجهی کاهش دهند. براساس گزارش Heimdal Security، سوءاستفاده از مرورگرها و نرم‌افزار Adobe Flash تقریبا در ۹۹ درصد حملات سایبری قابل مشاهده است. نرم‌افزاری که به روز نباشد آسیب‌پذیرتر خواهد بود. این بیانگر غفلت سازمان‎ها از انجام اقدامات اساسی و بنیادین در زمینه امنیت سایبری است. ۲- اتخاذ چارچوب انعطاف‎پذیر سایبری مبتنی بر خطر استانداردها و چارچوب‎های شناخته شده، سازمان‎ها را در پیاده سازی سیستم‎های داخلی برای شناسایی و اولویت‎دهی به تهدیدات و واکنش موثر به‌منظور کاهش آسیب‎های وارده یاری می‎رسانند. با اتخاذ رویکردی مبتنی بر ریسک، سازمان می‎تواند از انتخاب ترکیب موثری از اقدامات برای مقابله تهدیدات اطمینان حاصل کند. رایج‌ترین دستورالعمل‎ها، استانداردهای ISO 27K هستند که در قالب چارچوب‎های امنیت سایبری و کنترل‎های بحرانی از آنها یاد می‎شود.براساس رویکرد مبتنی بر ریسک، سازمان باید آمادگی رویارویی با هرگونه تهدید سایبری را داشته باشد، طراحی یک برنامه واکنش به تهدیدات سایبری را در دستور کار خود قرار دهد و نیروی انسانی خود را به این منظور آموزش دهد. سازمان‎ها باید به‌صورت مستمر بر عملکرد و توان تحمل تهدیدات خود نظارت داشته باشند. ۳-تهدیدات افراد را نادیده نگیرید تاکید فراوانی بر استانداردها و دستورالعمل‎های متداول مرتبط با کنترل و امنیت فنی وجود دارد. علاوه‌بر خطر تخلفات عمدی، براساس گزارش شاخص هوشمندی امنیت سایبری IBM در سال ۲۰۱۴ معادل ۹۵ درصد حوادث سایبری به‌دلیل خطای انسانی روی داده است. طیف گسترده‎ای از مقیاس‎های سازمانی برای کمک به سازمان‎ها در کاهش احتمال بروز حوادث سایبری و کاهش تهدیدات سایبری مرتبط با نیروی انسانی وجود دارد که می‎تواند به صورت ترکیب‎های مختلف بسته به نتیجه ارزیابی‎های تهدید سایبری و با در نظر گرفتن توان سازمان در تحمل تهدیدات اعمال شود. ۴- بررسی شرایط پوشش بیمه فناوری‎های مربوط به امنیت سایبری مسلما یارای مقابله با تمامی تهدیدات را ندارند. بنابراین، بسیاری از سازمان‎ها و شرکت‎ها با خرید بیمه‎های امنیت سایبری نسبت به کاهش عواقب مالی این قبیل تهدیدات اقدام می‎کنند.با این حال، مقابله مطلق با خطرات به واسطه تحت پوشش قرارگرفتن بیمه سایبری برای تمامی تهدیدات کارساز نیست.رویکرد مبتنی بر ریسک، اطلاعاتی را در این خصوص در اختیار سازمان قرار می‎دهد. بنابراین برخی اشکال سیاست‎های مدیریت مسوولیت‎های سازمانی شامل بررسی انواع و میزان پوشش تهدیدات سایبری است.از این‌رو پوشش سایبری گسترده‎تر و خاص موضوعی است که مدیریت ارشد سازمان به کمک مشاوران خود درباره آن تصمیم می‌گیرد. ۵- نیاز به تلاش بیشتر پیش از پیاده سازی هر تکنولوژی جدید و یا انتقال هر اپلیکیشن یا زیرساختی به فضای ابر، به تهدیدات سایبری مرتبط با آن و آسیب‎پذیری‎های داخلی توجه کنید. با توجه به ساختار عملیاتی و معماری سازمان خود سعی کنید نسبت به انتخاب ارائه‌دهنده خدمات و پیاده‎سازی استانداردهای امنیتی و فرآیندهای به‌روزرسانی شده و موقعیت‎های مالی مناسب اقدام کنید. بنابراین با نگاهی نزدیک‎تر به شرایط قراردادی، به‌ویژه مسوولیت‎های شرکت طرف قرارداد در صورت بروز حادثه، از آنها بخواهید به جزئیات پوشش بیمه خود درخصوص تهدیدات سایبری توجه بیشتری کنند. تهدید سایبری فقط مساله‎ای مختص واحد فناوری اطلاعات سازمان نیست، بلکه چالشی است که هیات‌مدیره، تیم اجرایی و تمامی بخش‌های سازمان را درگیر خود می‎کند. زمان و سرمایه بسیاری برای تقویت موقعیت سازمان در برابر تهدیدات سایبری مورد نیاز است. هیات‌مدیره و تیم ارشد اجرایی هر سازمانی باید نسبت به توسعه مداوم و پایدار سازمان در قبال تهدیدات مجازی اقدام کنند. اتخاذ رویکردی هوشمند و آگاهانه نسبت به امنیت سایبری بدون شک سازمان شما را در رویارویی با تهدیدات و پیاده سازی اهرم‎های رو به جلو از نظر زمانی، فناوری، بیمه و کسب آمادگی‌های مالی برای بهینه‎سازی برنامه‎های مقابله با خطرات دنیای مجازی یاری می‎رسانند. پی‌نوشت: 1- باج‌افزارها گونه ای از بدافزارها هستند که داده‌ها را به شیوه‌ای نامطلوب رمزگذاری و دسترسی به سیستم را محدود می‌کنند.
...ادامه
32621
1395/04/01
٥٥٦٠ ۞ گله
● ازشمادوستان كه درپيام هستيدچرااين مطالب زاپاتاكه هيچ كسي نمي خواندچاپ مي كنيداصلا شعرشاعرراهم خراب كرده استدعادارم نگاه بندازيدبعدچاپ كنيد باتشكر
...ادامه
30003
1394/12/10
محمد موجودی ۞ لینک گزارش ارسال میشود لطفا روی سایت قرار گیرد متشکرم
● سالگرد شهادت لطفا روی سایت قرار گیرد سپاس قسمت ایثار و شهادت صفحه ٢٨ گزارش مربوط به 10 اسفند سالگرد شهادت شهيد امير حاج اميني به روایت همکار مخابراتی
...ادامه
29554
1394/10/24
شجاعي ۞ حق و حقوق معوقه و مطالبات قانوني كارمندان
● انتظارات کارمندان در موفقیت سازمان عدالت سازمانی چگونه تعهد کارکنان را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد؟ مترجم: فریبا ولیزاده منبع: sloanreview.mit مطالعه‌ای جدید بینش‌هایی را در خصوص تاثیرات روند‌های عادلانه سازمانی (یا فقدان آنها) بر سطح تعهد کارکنان ارائه می‌کند. به باور شما چه چیزی احساس تعهد را در کارکنان به وجود می‌آورد؟ تلاش برای پاسخ به این پرسش به موضوعی مهم برای سازمان‌ها تبدیل شده است زیرا موضوع تعهد کارکنان پیوند عمیقی با کیفیت عملکرد آنان در محل کار دارد: کارکنان تعاملگر، سازنده‌تر هستند. علاوه‌بر این، تعامل در محل کار یکی از عوامل تعیین‌کننده در افزایش سطح تعهد و وفاداری است که معمولا افراد در قبال سازمان‌های مورد قبول از خود نشان می‌دهند. مدیران باید عوامل انگیزاننده کارکنان را شناسایی کنند تا خطر فرار مغزها کاهش پیدا کند و در نهایت موفقیت پایداری برای سازمان رقم بخورد. یکی از پیش‌نیازهای رفاه نیروی کار این است که کارکنان احساس کنند مدیران صف سازمان قابل اعتماد هستند. اعتماد در تصمیم‌گیری اساسا انتظارات کارکنان را در خصوص نحوه تعامل سازمان با آنان شکل می‌دهد. هرچه سطح اعتماد به مدیران صف در میان کارکنان افزایش پیدا کند، احتمال برداشت مثبت آنان از دستاوردهای سازمان بیشتر و در نتیجه کارکنان اعتماد بیشتری نسبت به انتخاب روش‌های عادلانه در برنامه‌ریزی و اجرای تصمیمات توسط مدیران خواهند داشت. با این حال، دست کم یک پژوهش به این نتیجه رسیده است که تعامل با مدیران صف برای بسیاری از کارکنان از ناخوشایندترین لحظات ساعات کاری است. این نکته می‌تواند مشکل‌ساز باشد چرا که یافته‌های مطالعه‌ای برجسته در حوزه روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهد افراد تمایل دارند به تصمیمات در راستای انتظارات پیشین خود واکنش نشان دهند. این مطالعه استدلال می‌کند کارکنانی که مدیران خود را غیر قابل اعتماد می‌دانند بیشتر در معرض عدم وفاداری به سازمانشان قرار دارند و سطوح پایین انگیزش نیز در آنان قابل مشاهده است که در نهایت منجر به عملکرد شغلی ضعیف می‌شود. علاوه‌بر این، رابطه میان اعتماد کارکنان به فرآیند تصمیم‌گیری مدیران و سطح تعهد نسبت به سازمان یک رابطه خود تداوم است: بر اساس یافته‌های مطالعات متعدد، رفتار مدیران در رابطه با کارکنان فاقد اعتماد و نسبتا متعهد، کمتر مثبت است. این وضعیت به نوبه خود فرد را از تعهد بیشتر دلسرد می‌کند.به بیان دیگر، کارکنانی که به سبب عدم اعتماد به مدیریت تعهد کمتری نسبت به سازمانشان دارند اغلب گرفتار نوعی دور باطل شده‌اند. بررسی‌های بیشتر بینش‌هایی را در خصوص انواع خاصی از رفتارها در محل کار ارائه می‌کنند که ممکن است منجر به رشد چرخه‌های معیوب یاد شده شوند یا مدیران را در خروج از آنها یاری رسانند. در این مطالعه تحقیقاتی به ارزیابی محرک‌های تعهد کارکنان در محیط‌هایی با اعتماد بالا یا اعتماد کم پرداخته شده است. این پژوهش آزمونی سیستماتیک از شرایطی را ارائه می‌کند که کارکنان و مدیران را در قطع چرخه‌های معیوب خود تداوم میان اعتماد و سطح تعهد یاری می‌رسانند. در این پژوهش تاثیرات اعتماد اولیه کارکنان به مدیران تصمیم‌گیرنده، میزان محبوبیت نتایج حاصل از تصمیمات اتخاذ شده و عدالت فرآیندی بر نوع نگرش کارکنان متعهد نسبت به سازمان‌های مربوطه بررسی شده است. این مطالعه به‌طور کلی این دیدگاه را تایید می‌کند که کارکنان با اعتماد بالا به مدیران مافوق در مقایسه با گروهی که دچار عدم‌اعتماد به مدیران هستند، از سطح تعهد بالایی برخوردار هستند. نکته جالب اینکه پژوهش مذکور به دو نتیجه مهم دست پیدا کرده است: نخست اینکه شدیدترین کاهش در میزان تعهد سازمانی زمانی روی می‌دهد که کارکنان با سطح بالای اعتماد فرآیندهای ناعادلانه و نتایج نامطلوب را تجربه می‌کنند. دوم اینکه، بیشترین میزان تعهد سازمانی زمانی روی می‌دهد که کارکنان با پایین‌ترین سطح اعتماد به مافوق‌ها با بالاترین میزان عدالت سازمانی و مطلوب‌ترین نتایج مواجه می‌شوند. یافته‌ها حاکی از این است که مغایرت کیفیت تجربه و فرآیندهای عادلانه با انتظارات کارکنان، تاثیرات قابل‌توجهی بر میزان تعهد سازمانی کارکنان بر جای می‌گذارد. مطالعه پژوهشی مذکور در قالب دو مطالعه میدانی و یک تجربه آزمایشگاهی انجام شد. اولین مطالعه میدانی شامل ۱۵۳ دانش‌پذیر مدیریت بود که در یک شرکت حمل و نقل دریایی بریتانیایی با بیش از صد کشتی کانتینردار فعالیت می‌کردند. دومین مطالعه میدانی روی ۳۶۲ نفر کارمند تمام وقت که عضو یک پانل آنلاین تحقیقاتی آمریکایی نیز بودند، انجام گرفت.در مطالعه سوم به واسطه شرکت ۲۴۷ بزرگسال در فرآیند آزمایشی استخدام، قابلیت اطمینان یافته‌های تحقیق در محیط کنترل‌شده ارزیابی شد. در هر یک از مطالعات مذکور، شرکت‌کنندگان فرم نظرسنجی را که به‌منظور ارزیابی برداشت‌های شخصی آنان از روابط شغلی کنونی‌شان طراحی شده بود، تکمیل کردند. مدل‌های سلسله مراتبی رگرسیون با استفاده از متغیرهای محبوبیت نتیجه، رویه‌های عادلانه و اعتماد به مدیران مافوق برای پیش‌بینی سطح تعهد سازمانی افراد ساخته شد. تنوع نمونه‌های آزمایشی به محققان این امکان را داد تا روابط اعتمادمحور و بینش‌ها در خصوص عدالت سازمانی را در قالب طیف گسترده‌ای از متغیرهای محیطی بررسی کنند. یافته‌ها در هر سه مطالعه کاملا پایدار بود و از جهات مختلف قابل اثبات. به‌طور خاص یافته‌ها حاکی از این است که زمانی که نیروی انسانی سازمان چیزی مغایر با انتظارات خود تجربه می‌کنند به‌طور مستقیم و به شدت علیه آن واکنش نشان می‌دهند و هنگامی که رویه‌ها و نتایج، مطلوب آنان است واکنش‌ها مثبت و در راستای انتظارات پیشین است. به‌ویژه در محیط‌هایی که سطح اعتماد پایین است پیاده سازی رویه‌های عادلانه و همراه با نتایج مطلوب منجر به افزایش چشمگیر سطح تعهد سازمانی در میان کارکنان می‌شود. از سوی دیگر، در محیط‌های دارای سطح اعتماد بالا و زمانی که مدیران توان اجرای عادلانه فرآیندها و ارائه نتایج منصفانه را ندارند، تعهد به سازمان به شدت کاهش پیدا می‌کند.این الگو به‌ویژه در میان کارکنانی که به‌تازگی موقعیت شغلی خود را به دست آورده‌اند، شایع‌تر است. یافته‌های مطالعه مذکور کاربرد فراوانی در افزایش سطح رفاه نیروی انسانی در سازمان‌ها دارد. سازمان‌ها به واسطه ایجاد و محافظت فعالانه از روابط مبتنی بر اعتماد می‌توانند سطح بالایی از مشارکت نیروی کار را امکانپذیر سازند. کلید این رویکرد پیش‌بینی مستمر و مدیریت شکافی موسوم به «فاصله انتظارات- تجارب» است. هرگونه واگرایی منفی میان انتظارات کارکنان و تجربیات آنان باید به‌عنوان پیش زمینه‌ای برای فقدان انگیزش و تعهد در میان آنان تلقی شود. با توجه به نکات اشاره شده استفاده از دستورالعمل‌های زیر به مدیران سازمان‌ها پیشنهاد می‌شود: ۱) تعیین قوانین روشن و شفافیت در اجرای آنها. از آنجایی که عدالت در رویه‌های سازمانی و توزیع نتایج اساسا تحت تاثیر میزان تعهد کارکنان است، از این‌رو مدیران باید تصمیمات شفافی اتخاذ کنند. این امر مستلزم پیاده سازی قوانین روشن و اجرای مداوم آنها در سطوح مختلف سلسله مراتبی سازمان است. بهتر است به دو موضوع مهم توجه داشته باشید: • پیاده‌سازی رویه‌های شفاف و توزیع روشن نتایج در محیط‌هایی که اعتماد پایینی وجود دارد نوعی فرصت محسوب می‌شود. چنین وضعیتی تاثیری مثبت و قوی بر مشارکت کارکنان دارد. • عدم موفقیت در اجرای قوانین شفاف را می‌توان به عنوان تهدید جدی در نظر گرفت که قادر است مشارکت کارکنان را با ایجاد رویه‌های ناعادلانه و نتایج نامطلوب تحت‌تاثیر قرار دهد. ۲) بدانید که حتی مدیریت رویه‌ها یا نتایج ناعادلانه تفاوت‌هایی دارند. گاهی مدیران کنترل بیشتری بر نتایج تصمیمات دارند یا برعکس کنترل آنان بر فرآیندهای اتخاذ تصمیم بیشتر است. علاوه‌بر این، تصمیم‌گیرندگان عموما به برقراری ارتباط بیشتر در خصوص نتایج یا فرآیندها گرایش دارند. مطالعه حاضر نشان می‌دهد که مدیریت (یا شکست در مدیریت) یکی از ابعادی است که هنوز هم به تغییر قابل توجه در سطح تعهد کارکنان وابسته است، البته اگر موقعیت تجربه شده با پیش‌بینی‌های قبلی کارمند همخوانی نداشته باشد. برای مثال، اگر مدیری که در گذشته قابل اعتماد نبوده است از رویه‌های کاملا عادلانه استفاده کند اما اطلاعات مربوط به نتایج همچنان نامشخص باشند، هنوز هم ممکن است سطح قابل توجهی از افزایش تعهد در میان کارکنان قابل مشاهده باشد.با این حال، درحالی‌که عدالت رویه‌ای یا نتایج مطلوب سطح مشارکت کارکنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، یافته‌های تحقیق حاکی است وقتی این دو متغیر هم جهت هستند و خلاف جهت انتظارات کارمند حرکت می‌کنند، شکافی بزرگ در مسیر ارتقای سطح تعهد کارکنان وجود خواهد داشت. ۳) انتظارات کارکنان خود را بشناسید. شناسایی شکاف انتظارات-تجارب مستلزم آگاهی کامل و روشن از نیازهای کارکنان است. به بیان دیگر، از آنجایی که موقعیت‌های شخصی کارکنان، نیازهای محیط شغلی، محیط و مسوولیت‌های شغلی، اهداف و تمایلات از فردی به فرد دیگر متغیر است، مدیران نمی‌توانند به‌سادگی از کنار مقوله شناخت انتظارات زیر دستان خود بگذرند. برای نمونه، ممکن است یک کارمند نیمه وقت در مقایسه با کارمند تمام وقت انتظارات کاملا متفاوتی داشته باشد. ۴) به جریان آزاد اطلاعات میان تیم مدیریت و کارکنان متعهد باشید. مدیریت کارآمد شکاف انتظارات-تجارب مستلزم توجه به نشانه‌های در حال ظهور نارضایتی و شرایطی است که در آن کارکنان گرایش به انتظارات بیش از اندازه را فرا می‌گیرند. برای مثال، سازمان‌ها شاید به دنبال پاسخ‌هایی برای برخی سوالات باشند: آیا انتظارات کارکنان واقع گرایانه است؟ یا آیا هر گونه واقعه‌ای که منجر به تجدید نظر کارکنان در اهدافشان شود، پیش آمده است؟ در مقیاس‌های وسیع‌تر ارتباطات کلید مدیریت و ایجاد ارتباطات مبتنی بر اعتماد در محل کار است. سازمان‌ها باید متعهد به ایجاد جریان آزاد اطلاعات بین تیم مدیریت و کارکنان باشند که منجر به ارتباطات مستمر و صادقانه در خصوص موضوعاتی می‌شود که عملکرد شغلی را تحت تاثیر قرار می‌دهند. نظارت مستمر بر رضایت کارکنان و به اشتراک گذاری نتایج ارزیابی‌های رسمی با آنان و توسعه برنامه‌های عملی از ایجاد شکاف‌های انتظار-نتیجه منفی پیشگیری خواهد کرد. در مجموع، یافته‌های حاصل از مطالعات گوناگون به اهمیت مدیریت فعالانه عدالت سازمانی اشاره دارند. چنین عملکردی مستلزم تلاش هماهنگ سازمانی است که باید در قالب ارزش‌های سازمان و سنت‌های آن شکل بگیرد. چنین تلاشی احتمالا نه تنها به افزایش مشارکت کارکنان بلکه به موفقیت بیشتر در سازمان منجر خواهد شد. Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/991780
...ادامه
28728
1394/08/07
محمد موجودی ۞ بزرگترین افتخار
● داستان آموزنده: بزرگترین افتخار, داستان راستان, داستان,حکایات خواندنی و حکایات جالب داستان آموزنده: بزرگترین افتخار, داستان راستان, داستان, داستانک, داستان های خواندنی, داستان های کوتاه, داستان های خواندنی, داستان های زیبا, داستان های جالب, سرگرمی, سرگرمی و, بازی و سرگرمی, سایت سرگرمی, تفریح و سرگرمی, سایتهای سرگرمی پسر کوچولو به مادر خود گفت: مادر داری به کجا می روی؟ مادر گفت:عزیزم بازیگری معروف که از محبوبیت زیادی برخوردار است به شهر ما آمده است.این طلایی ترین فرصتی است که می توانم او را ببینم وبا او حرف بزنم،خیلی زود برمیگردم. اگر او وقت آن را داشته باشد که با من حرف بزند چه محشری می شود. و در حالی که لبخندی حاکی از شادی به لب داشت با فرزندش خداحافظی کرد.... حدود نیم ساعت بعد مادرش با عصبانیت به خانه برگشت. پسر به مادرش گفت:مادر چرا چهره ی پریشانی داری؟ آیا بازیگر محبوبت را ملاقات کردی؟ مادر با لحنی از خستگی و عصبانیت گفت:من و جمعیت زیادی از مردم بسیار منتظر ماندیم اما به ما خبر رساندند که او نیم ساعت است که این شهر را ترک کرده است.ای کاش خدا شهرت و محبوبیتی را که به این بازیگر داده است به ما داده بود.کودک پس از شنیدن حرف های مادر به اتاق خود رفت ولباس های خود رابیرون آورد و گفت:مادر آماده شو با هم به جایی برویم من می توانم این آرزوی تو را برآورده کنم. اما مادر اعتنایی نکرد و گفت:این شوخی ها چیست او بیش از نیم ساعت است که این شهر را ترک کرده است.حرف های تو چه معنی ای میدهد؟ پسر ملتمسانه گفت:مادرم خواهش می کنم به من اعتماد کن،فقط با من بیا.مادر نیز علیرغم میل باطنی خود درخواست فرزند خود را پذیرفت زیرا او را بسیار دوست می داشت.بنابراین آن دو به بیرون از خانه رفتند. پس از چندی قدم زدن پسر به مادرش گفت:رسیدیم.در حالی که به کلیسای بزرگ شهر اشاره می کرد.مادر که از این کار فرزندش بسیار دلخور شده بود با صدایی پر از خشم گفت:من به تو گفتم که الان وقت شوخی نیست.این رفتار تو اصلا زیبا نبود. کودک جواب داد:مادر تو در سخنان خود دقیقا این جمله را گفتی که ای کاش خدا شهرتی و محبوبیتی را که به این بازیگر داده است به ما داده بود پس آیا افتخاری از این بزرگ تر است که با کسی که این شهرت و محبوبیت را داده است نه آن کسی که آن را دریافت کرده است حرف بزنی؟ آیا سخن گفتن با خدا لذت بخش تر از آن نیست که با آن بازیگر محبوب حرف بزنی؟وقتی خدا همیشه در دسترس ماست پس چه نیاز به بنده ی خدا.مادر هیچ نگفت و خاموش ماند.
...ادامه
28727
1394/08/07
محمد موجودی ۞ اگر عمر دوباره داشتم
● دان هرولد کاریکاتوریست و طنزنویس آمریکایى در سال ١٨٨٩ در ایندیانا متولد شد و در سال ١٩۶۶ از جهان رفت دان هرالد داراى تالیفات زیادى است اما قطعه کوتاهش اگر عمر دوباره داشتم او را در جهان معروف کرد این قطعه کوتاه ولی پرمعنا را بخوانید البته آب ریخته را نتوان به کوزه باز گرداند اما قانونى هم تدوین نشده که فکرش را منع کرده باشد اگر عمر دوباره داشتم مى‌کوشیدم اشتباهات بیشترى مرتکب شوم همه چیز را آسان مى‌گرفتم از آنچه در عمر اولم بودم ابله‌تر مى‌شدم فقط شمارى اندک از رویدادهاى جهان را جدى مى‌گرفتم اهمیت کمترى به بهداشت مى‌دادم به مسافرت بیشتر مى‌رفتم از کوه‌هاى بیشترى بالا مى‌رفتم و در رودخانه‌هاى بیشترى شنا مى‌کردم بستنى بیشتر مى‌خوردم و اسفناج کمتر مشکلات واقعى بیشترى مى‌داشتم و مشکلات واهى کمترى آخر ببینید من از آن آدم‌هایى بوده‌ام که بسیار مُحتاطانه و خیلى عاقلانه زندگى کرده‌ام ساعت به ساعت روز به روز اوه البته من هم لحظات سرخوشى داشته‌ام اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظات خوشى بیشتر مى‌داشتم من هرگز جایى بدون یک دماسنج یک شیشه داروى قرقره یک پالتوى بارانى و یک چتر نجات نمى‌روم اگر عمر دوباره داشتم سبک‌تر سفر مى‌کردم اگر عمر دوباره داشتم وقت بهار زودتر پا برهنه راه مى‌رفتم و وقت خزان دیرتر به این لذت خاتمه مى‌دادم از مدرسه بیشتر جیم مى‌شدم گلوله‌هاى کاغذى بیشترى به معلم‌هایم پرتاب مى‌کردم سگ‌هاى بیشترى به خانه مى‌آوردم دیرتر به رختخواب مى‌رفتم و مى‌خوابیدم بیشتر عاشق مى‌شدم به ماهیگیرى بیشتر مى‌رفتم پایکوبى و دست افشانى بیشتر مى‌کردم سوار چرخ و فلک بیشتر مى‌شدم به سیرک بیشتر مى‌رفتم در روزگارى که تقریبا همگان وقت و عمرشان را وقف بررسى وخامت اوضاع مى‌کنند من بر پا مى‌شدم و به ستایش سهل و آسان‌تر گرفتن اوضاع مى‌پرداختم زیرا من با ویل دورانت موافقم که مى‌گوید شادى از خرد عاقل‌ تر است
...ادامه
28726
1394/08/07
محمد موجودی ۞ داستان پندآموز قیمت تجربه!
● مهندسی بود که در تعمیر دستگاه های مکانیکی استعداد و تبحر داشت او پس از۳۰ سال خدمت صادقانه باز نشسته شد . دو سال بعد از طرف شرکت درباره رفع اشکال به ظاهر لاینحل یکی از دستگاه های چندین میلیون دلاری با اوتماس گرفتند آنها هر کاری که از دستشان بر می آمد انجام داده بودند و هیچ کسی نتوانسته بود اشکال را رفع کند بنابراین نومیدانه به او متوسل شده بودند که در رفع بسیاری از این مشکلات موفق بوده است. مهندس این امر را به رغبت می پذیرد او یک روز تمام به وارسی دستگاه می پردازد و در پایان کار با یک تکه گچ علامت ضربدر روی یک قطعه مخصوص دستگاه می کشد و با سربلندی می گوید : اشکال اینجاست آن قطعه تعویض می شود و دستگاه بار دیگر به کار می افتد . مهندس دستمزد خود را ۵۰/۰۰۰ دلار معرفی می کند حسابداری تقاضای ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفی می کند و او بطور مختصر این گزارش را می دهد بابت یک قطعه گچ ۱ دلار و بابت دانستن این تجربه که ضربدر را کجا بزنم ۴۹/۹۹۹ دلار!!
...ادامه
28318
1394/06/30
همکار ۞ جابجایی
● باعرض سلام اینجانب از همکاران در منطقه٦مرکز شهید بخششی میباشم در صورت تمایل با یکی از همکاران درمراکز منطقه٤ در خواست جابجایی دارم. باتشکر. شماره تماس٠٩٣٥٥٥٠٠٢٧٤
...ادامه
28211
1394/06/21
سعيد جوزاني ۞ نوشيدنيهاي آرام بخش
● به نام خدا نوشیدنی‌ های طبیعی زیادی وجود دارد که حال تان را بهتر می کند. در ادامه 6 نوشیدنی مفید را به شما معرفی می کنیم. نظرتان راجع به نوشیدنی ‌های آرامش ‌بخش چیست؟ خیلی از افراد راجع به نوشیدنی‌ های انرژی‌ زا اطلاعاتی دارند و اغلب آن ‌ها را استفاده می ‌کنند، اما ممکن است در این میان افرادی هم باشند که دنبال کاهش استرس باشند. اگر شما هم جزو این گروه هستید بد نیست بدانید نوشیدنی ‌های آرامش ‌بخش نوشیدنی‌ هایی غیرالکلی هستند که ذرات آرامش ‌بخشی دارند که ممکن است در طبیعت یافت شوند. آن ‌ها نوشیدنی ‌هایی کاربردی با بیش از یک ذره فعال هستند که نه ‌تنها استرس را کاهش می ‌دهند بلکه باعث بهبود تمرکز ذهن و خواب بهتر می‌شوند. خواندن این مقاله را که در مورد نوشیدنی‌های کاهش‌دهنده استرس است از دست ندهید. دمنوش بابونه با شیر برای زمانی که مضطرب هستید خواص آرامش ‌بخش بابونه برای رفع اضطراب و عصبانیت به خوبی شناخته شده است. شیر گاوهایی که از علف تغذیه کرده‌ اند نیز حاوی اسید لینولئیک، گونه‌ ای از اسیدهای چرب است که می ‌تواند جریان خون به مغز را افزایش دهد و اثر هورمون استرس کورتیزول را معکوس کند. ترکیب این دو نوشیدنی آرامش‌ بخش به همراه کمی عسل می‌ تواند اثر ضداضطراب آن ‌ها را به حداکثر برساند. مقدار کمی عسل را با شیر مخلوط کنید. شیر تریپتوفان را به مغز می ‌رساند، سپس به سرتونین تبدیل می ‌شود و سرتونین در تاریکی به ملاتونین تبدیل می ‌شود و ملاتونین مسئول چرخه خواب و بیداری افراد است آب ولرم و لیمو برای زمانی که به تمرکز نیاز دارید کم شدن آب بدن می ‌تواند تا حد زیادی مانع تمرکز شود، به همین دلیل مصرف مداوم آب، کاری بسیار هوشمندانه است، اما اضافه کردن چند قطره آب‌لیمو یا یک تکه لیمو به آبی که می ‌نوشید، می‌ تواند توانایی ذهنی را برای انجام فعالیت ‌هایی که به تمرکز بیشتری نیاز دارد، افزایش دهد. نوشیدنی کِفیر برای زمانی که غمگین هستید پروتئین ‌های موجود در ماست چکیده و کفیر می ‌تواند موجب افزایش سطح پیام ‌رسان ‌های عصبی کنترل کننده ناراحتی شود. این خوراکی ‌ها همچنین حاوی پروبیوتیک نیز هست، موادی که طبق برخی تحقیقات انجام شده می ‌تواند مانع از افسردگی شود و حتی در درمان آن موثر باشد. آب آلبالو و گیلاس برای رفع بی‌ قراری اگر کلافه و بی ‌قرار هستید و نمی‌ توانید بخوابید، کمی آب آلبالو یا گیلاس بنوشید. بررسی‌ های انجام شده نشان می ‌دهد که با نوشیدن آب آلبالو دو بار در روز می توانید شب‌ ها ۹۰ دقیقه بیشتر بخوابید چرا که این میوه حاوی ملاتونین، هورمون تنظیم ‌کننده چرخه خواب و بیداری و اسیدهای آمینه ‌ای است که می ‌تواند شما را به خوابی عمیق و طبیعی فرو برد. البته اگر شب‌ ها آب گیلاس را نوشیدید می ‌توانید به آن وانیل هم اضافه کنید. اضافه کردن چند قطره آب‌لیمو یا یک تکه لیمو به آبی که می ‌نوشید، می‌ تواند توانایی ذهنی را برای انجام فعالیت ‌هایی که به تمرکز بیشتری نیاز دارد، افزایش دهد. خواب آرام با نوشیدن شیرداغ نوشیدن شیر داغ باعث آرامش و خواب راحت می ‌شود. جالب است بدانید شیر حاوی اسید آمینه ‌ای به نام تریپتوفان است که برای کاهش استرس ضروری است. شیر نوشیدن باعث آرامش روانی و خواب ‌آلودگی می ‌شود. شما همچنین می ‌توانید مقدار کمی عسل را با شیر مخلوط کنید. شیر تریپتوفان را به مغز می ‌رساند، سپس به سرتونین تبدیل می ‌شود و سرتونین در تاریکی به ملاتونین تبدیل می ‌شود و ملاتونین مسئول چرخه خواب و بیداری افراد است. ترکیب شیر با عسل همچنین تأثیرات آنتی‌ اکسیدانی را افزایش می ‌دهد. چای گیاهی را با عسل بخورید انواع چای به‌ خصوص چای سبز از جمله نوشیدنی‌ های دیگری است که باعث کاهش استرس می‌ شود. چای بابونه و اسطوخودوس با هم آثار آرامش ‌بخشی خودش را همراه دارد. اپی ژنین موجود در بابونه به گیرنده‌ های GABA مغز می ‌چسبد و آثار ضداضطرابی دارد. این گیرنده‌ ها نقشی اساسی در تنظیم سیستم عصبی مغز دارند و قادرند باعث کاهش استرس فرد به ‌خصوص هنگام خواب شوند. اگر می ‌خواهید از نوشیدن چای گیاهی لذت بیشتری ببرید به شما پیشنهاد می‌ کنیم آن را با یک قاشق چای‌ خوری عسل ترکیب کنید. گرد آورنده : جوزانی منبع بخش تغذیه و آشپزی تبیان
...ادامه
27796
1394/05/18
محمد موجودی ۞ بخوانید ، ببینیم چشمی خشک میماند ... ؟
● یکی از ذاکران اهل بیت می گفت : دو ماه پیش خواهرم کربلا بود و تو صحن حضرت عباس (ع) بودیم مداح داشت روضه میخواند یه وقت دیدیم یک پیرمردی آمد یقه مداح را گرفت و از روی چهارپایه کشید پائین و گفت عباس دروغ می گوید ... عباس دروغ می گوید ، مداح آرومش کرد و گفت چی شدگفت : من بعد از 25 سال بچه دار شدم الان که 19 سال سن داره رفته تو کما با خودم گفتم درمان دردش عباسه از اصفهان اومدم کربلا امروز زنگ زدند و بهم گفتند فرزندت مرده ... دروغ میگویند که عباس حاجت میده ، خواهرش می گفت : مجلس بهم ریخت . فردایش تو صحن حرم حضرت عباس (ع) بودیم ، دیدم همان پیرمرد با پای برهنه آمد ... با خودمان گفتیم الان دوباره مداح را میزند . دیدیم آمد جلوو دستش را به چهار پایه ای که مداح رویش ایستاده بود گرفت و گفت بیا بغل ضریح بخوان همه کسانی که دیروز بودند باشند میخوام بگم غلط کردم گریه میکرد همه رفتیم مداح گفت حاجی چی شده ... گفت : خانومم زنگ زده گفته منو نمیگذارند تو غسال خونه برم التماس کردم گفتم یکبار دیگه بچم رو تو سردخانه ببینم میگه همین که کشو رو کشیدند بیرون دیدم روی نایلون بخار نشسته آورندش بهش شوک دادند بعد از چند دقیقه به هوش آمد پسرمون که اصلا تو قید بند مذهب نبود نشست گفت پدر من کجاست گفتم بابا کربلاست ... گفت بهش زنگ بزنید بگوئید که تو کما بودم یک آقای قد بلند اومد تو خوابم گفت : پسرم بلند شو به بابا سلام برسون بگو آبروی من یکبار تو سرزمین کربلا رفته بود ... چرا دوباره آبروی منو بردی .... برو بهش بگو عباس (ع) دروغ نمیگه ... اگر چشمانت خیس شد برای شفای مریض ها صلوات بفرست و دعا کن . التماس دعا
...ادامه
27373
1394/04/14
محمد موجودی ۞ حكايت بهلول دانا
● از بهلول پرسیدند در قبرستان چه میکنی ؟ او در جواب گفت : با جمعی نشسته ام که به من آزار نمی رسانند حسادت نمی کنند دروغ نمی گویند طعنه نمی زنند خیانت نمی کنند قضاوت نمی کنند غیبت نمی کنند مرا به یاد سرای آخرت می اندازند و بالاتر از همه اینها اگر از پیششان بروم .....................پشت سرم بدگوئی نمی کنند . نتیجه عقلانی:دزدی نمی کنند،اختلاس ....چندتاشم شما بگویید.منتظرم التماس دعا وقبولی طاعات وعبادات
...ادامه
27110
1394/03/30
تيماسي ۞ مادران نمونه وتاثير گذار
● بانام وياد خداوند بزرگ وباسلام وصلوات برامبر خاتم واهل بيت س وباسلام ودرود بر تمام مادران بخصوص مادران نمونه والگو ومهم ومطرح تاريخ ١-مريم مقدس ٢-مادر موسي ٣-مادر رسولله ص ٤-مادر اميرالمومنين علي ع خديجه س مادر زهرا س زهرا س مادر اهل بيت وزينب ع وخود حضرت زينب س ٥-وچند مادر كه فرزند به اب سپردند با توكل برخدا ١-مادر موسي كليم الله موسي به نيل وام البنين عباس را به علقمه ودر عصر حاضر مادران ايران اسلامي فرستادن دسته جمعي فرزندان هامواج خروشان اروند وازمادران انتظار ديگري داريد باز هم سلام ودرود خداوند برشما وفرزندانتان باد التماس دعا درهمه ايام وبخصوص در اين ماه شريف ماه مهماني خدا وذكر چند دعا ١-دعا درامر فرج اقا ص ٢-رفع موانع غيبت ورفع گرفتاري از بلاد اسلامي وشفاي مريض ها وعاقبت به خيري خودمان وفرزندانمان ونابودي ال سعود امريكا اسراييل داعش وهابييت وتمام عوامل انها البته به اميد پرودگار
...ادامه
26813
1394/03/06
bahram. bahrami ۞ باران باز باران
● اي باران ببار مپرس كاسه هاي خالي ازآن كيست
...ادامه
26351
1394/02/07
محمد موجودی ۞ مشكلات خرابیهای ای دی اس ال و ٢٠٢٠
● همکاران محترم و محترمه برای رفع خرابی های ای دی اس ال قبل از تماس با 2020 - بشکل زیر تست بفرمائید- مخصوص مودمهائی که تازه خریداری شده و تازه از کارتن باز شده-برای مودمهایی که قبلا کارمیکرده باید با من تماس بگیرید. 09365275566 adsl-help.blogfa.com اول مودم روشن شود - بعد سیم تلفن بصورت مستقیم وصل شود - بعد باید یک چراغ چشمک زن شود و پس از 30 تا 60 ثانیه آن چراغ ثابت شود و دیگر چشمک نزند. ( اگر چشمک نزد یا ثابت نشد سیم تلفن چک شود - مدار سر راهش نباید باشد مثل صفربند و شماره انداز و .... ) بعد کابل رابط LAN که کابل شبکه است و سوکت آن بزرگتر از سوکت سر سیم تلفن است را به رایانه و مودم وصل کنید - بروی رایانه و در قسمت بروزر Browser که معمولا اینترنت اکسپلورر هست بجای آدرس گوگل google در قسمت آدرس بار نوشته شود 192.168.1.1 مابین اعداد نقطه است بصورت بالا اگر خوش شانس باشید صفحه کوچک یوزر نیم و پسورد باز میشود و داخل یوزرنیم بنویسید admin و در قسمت پسورد هم admin را بنویسید و اینتر را بزنید. بعد وارد قیمت ران ویزارد Run Wizard شده و در قسمت ادونس Advansed و در قسمت Wan Services يا Wan Setup وارد شوید و VPI = 0 و Vci = 35 قرار داده و تنظیمات را بروی PPPOE قرار داده و انکپسولیشن را روی ال ال سی LLC قرار دهید بعد یوزرنیم و پسورد مخابرات را بدون فاصله و با حروف کوچک با دقت زیاد وارد کنید بعد ذخیره کنید و اگر مودم وایرلس است حتما حتما حتما بروی قسمت وایرلس رفته و در قسمت سکیوریتی Security رفته و رمز گزاری کنید psk2 tkip+Aes+mix - psk2-personal - و در قسمت پرشیرکی Preeshared Key رمز مورد نظرتان را که حداقل 8 تا حرف و عدد هست را وارد کنید - ترجیحا قابل حدس زدن نباشد - ذخیره و تمام. در انتها از دستگاه اسپلیتر برای رفع نویز داخل گوشی تلفن به روش قید شده در دفترچه اش نصب شود. سئوالی بود موبایل بنده هست 09365275566 مودم فروشی هم موجود است اشتباهات تایپی را ببخشید
...ادامه
26100
1394/01/24
دنيز ۞ فرايند
● بنام خدا گسترش روز افزون خدمات ارتباطی و اطلاعاتی و پیوستن خیلی از نهادها و وزارتخانه ها و شرکتها به این جامعه اطلاعاتی سبب شده تا مشتریان استفاده از این خدمات روز به روز بیشتر و بیشتر شود . در این نوشتار هدف ارائه یک مقاله جامع نمی باشد بلکه نقطه نظراتی است که شاید درد دل خیلی از همکاران شرکت باشد که بخواهند بنوعی با مدیران ارشد و مسئولان مبادی ذیربط در میان بگذارند . از آنجائیکه شرکت مخابرات بعنوان رکن اصلی ارائه دهنده خدمات مخابراتی و اینترنتی می باشد اما علیرغم وجود امکانات و بسترهای مناسب در این شرکت ، خدمات ارائه شده در خود شرکت در قالب فرایندهای اداری مثل اتوماسیون اداری و سایر فرایندها که در قالب اینترانت ارائه می شود از سطح مطلوبی برخوردار نمی باشد . در همین راستا نکات زیر بمنظور بهبود هرچه بیشتر و روز افزون خدمات عرض میگردد. 1-علیرغم اینکه در دیگر شرکتها شاهد به روز رسانی و ارتقائ سیستم ها و ارتقائ سطح دسترسی کاربران هستیم ، متاسفانه در شرکت ما قضیه کاملا بر عکس اتفاق می افتد و هرروز شاهد اجرای برنامه هایی هستیم که سطح دسترسی کاربران را کاهش میدهد . و عملا این امر در دنیای کنونی و بمنظور رقابت سازمان جهت بقا کاملا در تضاد می باشد . امروزه در اکثر کشورهای دنیا کارکنان را آموزش داده و تجهیز میکنند تا کارکنان بتوانند در عرصه های مختلف توانمند بشوند اما در شرکت ما روز مرگی و کارهای تکراری در حال رشد می باشد.امروزه در اکثر ادارات و سازمانها کارکنان خودشان نامه ها یشان را تایپ و تنظیم و ارسال میکنند اما در سازمان ما فیزیک تهیه میشود مسئول بالاتر پاراف میکند دبیرخانه تایپ و فیزیک به اقدام کننده ارسال میکند و... نکته حائز اهمیت سطح دسترسی کاربران دبیرخانه نسبت به کارشناس یک اداره یا واحد میباشد بعنوان مثال کارشناس یک اداره زمانی میتواند یک مکاتبه را رویت نماید که مکاتبه به او ارجاع بخورد اما یک متصدی دبیرخانه به هر مکاتبه سازمانی و به هر مسئولی در هر سطحی دسترسی دارد غافل ازاینکه کارشناس اداره به معاونت و خیلی از مکاتباتی که در طول روز یا ماه نیازمند است دسترسی ندارد و عملا سازمان نیروهای خود را و یا بعبارتی کارشناسان و سرمایه های انسانی 30 ساله خود را محتاج و عبد متصدیان بخش خصوصی میکند و بعبارتی ملموس تر اعتماد سازمان و یا مدیران به متصدیان بخش خصوصی بیشتر از کارکنان رسمی سازمان می باشد . شایان ذکر است که تمرکز در شرکت مخابرات به یک سونامی تبدیل شده و عملا آنلاین نبودن سیستم های مخابراتی و شبکه ای ننمودن سیتمها و ادارت و مراکز قصه پر غصه ای است که از عهده این مقال خارج است و واگذاریها و برون سپاری های اخیر عملا سازمان و کارکنانش را محتاج به شرکتهای خصوصی کرده است. 2-بسیاری از فرایندهای اداری خریداری و نصب شده در سیسم اداری یا منسوخ شده اند یا نیازمند بازسازی و به روز رسانی و ارتقائ میباشند بعنوان مثال سیستم نجم دارای اشکالاتی مثل مسخصات اقدام کنندگان ، تاریخ در یافت درخواست ، تاریخ ارجاع درخواست و...در فرایند و پروسه سیستم نجم میباشد که نیازمند به روز رسانی میباشد. 3-همانگونکه بر همگان پوشیده نیست امروزه دسترسی به اینترنت به یک پدیده و امر الزام آور تبدیل شده است و همین امر باعث شده تا کاربران و آنهاییکه احساس نیاز به این بانک اطلاعاتی می کنند برای رفع نیازهای روزمره خود اسباب و آلاتی را با توجه به سلیقه و میزان نیاز و همچنین نقدینگی که دارند انتخاب و تهیه کنند تا بتوانند در هر نقطه و مکانی به اینترنت (این ابزار اطلاعاتی) دسترسی داشته باشند. اما واقعا جایی هم است که افراد به اقتضای شرایط اقتصادی امکان بهره مندی از این وسیله ارزشمند را ندارند و در همین راستا خیلی از سازمانها برای پاسخگویی به نیازها و تشویق کارکنان خود اقدام به واگذاری اینترنت چه در محیط کار و چه در محیط اجتماعی می نمایند .اما متاسفانه با وجود قابلیتهای شرکت متبوعه در این راستا ، واگذاری اینترنت در محیط کار و اداره منوط به تشخیص و سلیقه شخصی مدیران است و عملا اولویتی در کار نمی باشد و بعبارتی اینترنت ابزاری است در دست مدیران ؟ و هیچ تعریف مشخصی در نظر گرفته نشده ، جایی مشاهده می کنید آبدارچی مدیر اینترنت دارد اما رئیس اداره اینترنت ندارد و یا فلان مسئول دبیرخانه اینترنت دارد اما کارشناس فلان اداره نه ؟ و در برخی مواقع نیز چنین امتیازاتی بدون اینکه به شخص یا واحد مشخصی داده شود به جهت ارتباط کاری است مثل کارکنان واحد رایانه که به جهت ارتباط کاری و داشتن ابزار و اهرم های لازم بدور از چشم همگان و رصد مدیر یا شخص ثالث از این درگاه استفاده می کنند . و اینها تبعیض های ناروایی است که شاید در کوتاه مدت بازتابی نداشته باشد اما قطعا در بلند مدت و به مرور زمان کارکنان را فرسوده و آنها را نسبت به همدیگر و مافوق و سازمان بدبین خواهد کرد.به امید شکوفایی روز افزون .
...ادامه
26062
1394/01/23
محمد موجودی ۞ ملا نصر الدين
● روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟ ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟ ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به شهر اول سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود . به شهر دوم رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود . ولی آخر به شهر سوم رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟ ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم . هیچ کس کامل نیست پس اینگونه نگاه کنيد... مرد را به عقلش نه به ثروتش . زن را به وفايش نه به جمالش . دوست را به محبتش نه به کلامش . عاشق را به صبرش نه به ادعايش . مال را به برکتش نه به مقدارش . خانه را به آرامشش نه به اندازه اش . اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش . دانشمند را به علمش نه به مدرکش . رئیس و مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش . نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش . شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش.........
...ادامه
25857
1393/12/26
مخابراتي ۞ حال وروز ما
● همكار عزيز اگرا به سايت خريد فروش رفته باشي مي بيني كه ٩٠درصد همكاران متوسل به شغل دوم شده اند از نظافت منزل ومسافر كشي كرفته تا غيره.
...ادامه
25749
1393/12/17
محمد موجودی ۞ ذکر غلط کردم
● در جلسه خواستگاری بودیم مهریه سنگینی مطرح شد. داماد هیچ شناختی از دختر نداشت و داغ داغ بود و نمی‌دانست چه دین سنگینی را هم قبول می‌کند. حاج‌آقایی آن جا بود. نگاهی به داماد کرد و غیر مستقیم با لطیفه ای فهماند که تدبّر کن! زندگی، شناخت، تناسب و تعقل لازم دارد. بعد گفت: فردی می‌خواست ازدواج کند تسبیحی به دست گرفت و با ذکر، دست به دامن امامان و خدا شده بود و گاهی هم ذکرش این بود که: من زن می‌خوام، من زن می‌خوام، من زن می‌خوام. بعد از مدتی كه ازدواج کرد، تسبیح به دست به‌عنوان شکر از خدا که زن زیبایی به او داده بود، ذکر می‌گفت و گاهی هم به‌جای ذکر می‌گفت: عجب زنی نصیبم شد، عجب زنی نصیبم شد... مدتی كه گذشت، زن سر ناسازگاری گذاشت و درخواست مهریه کرد. گویا از اول هم کیسه دوخته بود و قصد زندگی نداشت. خلاصه مشاجرات بالا گرفت و زن بر درخواستش جدی بود. جوان بخت برگشته ی تسبیح به دست مشغول ذکر شد تا گره اش باز شود، ولی به‌جای ذکر، مهره های تسبیح را یکی یکی عقب می‌زد و می‌گفت: غلط کردم! غلط کردم![1]
...ادامه
25744
1393/12/17
محمد موجودی ۞ ریشه بیماریها
● امام صادق : كُلُّ داءٍ مِنَ التُّخَمَةِ ماخَلاَ الحُمّى، فَإنَّها تَرِدُ وُرُوداً. كافى، ج6، ص269 ريشه همه بيمارى ها و دردها پرخورى است، جز تب كردن كه گاهى بى سبب به انسان مى رسد.
...ادامه
25703
1393/12/13
محمد موجودی ۞ نخورید اما بخرید!!!
● فراموش نکنید در صورتی که این مطلب را دوست داشتید با دیگران به اشتراک بگذارید این خبر را برای شما عزیزان قرار خواهیم داد چون بسیار جالب و مهم است... نوشابه را که فراموش نکرده اید ؟ نوشابه میتونه خیلی مزایای دیگه داشته باشه ، به بخشی از اونها نگاهی بندازیم نوشابه سیاه یکی از پرمصرف‌ترین و البته مضرترین نوشیدنی‌های دنیاست. سال‌هاست سازمان‌های بهداشتی و درمانی درباره مضرات مصرف نوشابه حرف می‌زنن، اما اقلا گوش ما ایرانی‌ها بدهکار نیست و می‌خواهیم همچنان بزرگ‌ترین مصرف کننده نوشابه باشیم. نوشابه خارج از بدن می‌تونه مفید باشه. مثلا می‌تونه دوست خوبی برای ماشین‌تون باشه. یه تیکه فویل آلومینیومی رو مچاله کنید و تو نوشابه سیاه فرو کنید، بعد فویل رو روی زنگ‌زدگی سپر ماشین بمالید تا از بین بره. یا برای یخ‌زدایی شیشه جلوی ماشین ازش استفاده کنید. لک بدمنظره روغن ماشین روی موزائیک رو هم می‌تونید با یه قوطی نوشابه پاک کنید. حالا که با نوشابه سراغ ماشین رفتید، بقیه بطری رو دور نریزید. برای اینکه چمن‌های سرسبزتری داشته باشید ماهی یه بار روی چمن نوشابه بپاشید. برای پاک کردن درز بین کاشی‌ها از نوشابه سیاه استفاده کنید. اگه از آخرین هنرنمایی آشپزی‌تون یه تابه سوخته به یادگار مونده، توش نوشابه بریزید و بذارید بجوشه و تکه‌های سوخته رو از تابه جدا کنه. از همین روش برای از بین بردن رسوب کتری و سماور هم می‌شه استفاده کرد. دو لیتر نوشابه برای پاک کردن رسوب و زنگار یه استخر کافیه. بذارید نوشابه و آب یه روز تو استخر بمونه و از نتیجه لذت ببرید. نوشابه لکه ماژیک رو به راحتی از روی فرش و دیوار پاک می‌کنه. بعد از لکه‌بری با نوشابه، با آب و صابون محل لک رو بشورید و خلاص! یکی از مصیبت‌های دنیا چسبیدن آدامس به لباس و بدتر از اون چسبیدنش به موی سره. اما نوشابه سیاه می‌تونه به راحتی اونو از هر سطحی جدا کنه. یه کار دیگه که می‌تونید با نوشابه بکنید حالت دادن به موهای فر و مجعدتونه. اول موهاتون رو با نوشابه خیس کنید و بعد از چند دقیقه بشوریدش. اگه نمی‌خواهید رنگ موهاتون تیره‌تر بشه از نوشابه رژیمی استفاده کنید. خب! حالا خودتون قضاوت کنید. چیزی که می‌تونه از روغن موتور تا رسوب آهک رو از بین ببره، با دندون و معده‌ و دستگاه گوارش‌تون چیکار می‌کنه؟
...ادامه
25624
1393/12/09
محمد موجودی ۞ ورود برعکس رمز کارت راهکار فرار از زورگیری
● معاون وزیر ارتباطات در پاسخ به این سؤال که گاهی شنیده می‌شود هنگام حمله سارقان اگر افراد شماره کارت بانکی خود را به طور برعکس وارد کنند، امکان برداشت وجه از کارت آنها میسر نمی‌شود، توضیح داد: این موضوع درست است اما این سیستم به آن شکل است که در این شرایط با وارد کردن شماره رمز به شکل برعکس، دستگاه خود پردازد رقم درخواستی را پرداخت می‌کند اما پس از آن کارت بلوکه می‌شود.
...ادامه
25599
1393/12/06
جعفر عسگری ۞ ارائه مطلب در خصوص نوع جديدي از ويروس هاي كامپيوتري جهت برسي و در صورت امكان چاپ
● CTB Locker چیست و چگونه آنرا حذف کنیم؟ CTB Locker نسل جدیدی از ویروس‌های کامپیوتری می‌باشد که در حوزه IT راه مقابله با آن پیشگیری از آن می‌باشد. این برنامه باج افزار، باعث می‌شود فایلهای قربانی‌ها برای انجام اخاذی آلوده شوند. این نمونه خاص باج افزار ویژگی‌های نمونه های قبلی از جمله CryptoLocker و CryptoWall را دارد علاوه بر آن کاربرانی که آلوده به این ویروس شده‌اند نمی‌توانند فایلهای اصلی خود را بازیابی کنند. نویسنده‌های این باج‌افزار برای تکثیر از اسباب کار مورد نیاز کاربران استفاده می‌کند. نرم‌افزار PDF و آسیب‌پذیری‌های Java در سیستم‌های کامپیوتری از فاکتور‌های اصلی هستند که موجب گسترش ویروس می‌شوند. این ویژگی ویروس باعث می‌شود که آلودگی صورت گرفته نامحسوس شود.کاربر زمانی از این bug مطلع می‌شود که تصویر پشت زمینه به تصویری که در زیر مشاهده می‌کنید تغییر یابد. تصویر با نام AllFilesAreLocked با فرمت .bmp در پوشه My Document ذخیزه شده است. CTB Locker چگونه فایل‌های قربانیان را رمز گذاری می‌کند؟ این بدافزار با استفاده از باج‌افزار، کلیه درایوها (حتی فلش یا هارد خارجی یا هر وسیله دارای حافظه) را جستجو کرده و فایلهایی که دارای فرمت پرکاربرد و شناخته شده می‌باشند را می‌یابد. ممکن است کاربر در ابتدا فکر کند که ویروس فرمت فایلها را تغییر می‌دهد ولی آنچه در حقیقت رخ می‌دهد چیزی کاملا پیچیده می‌باشد. ورژن‌های اصلی فایل پاک می‌شود ‌و کپی آنها رمزگذاری می‌شود. ابزار رمزگشایی (ابزار key و decryptor) برای هر کامپیوتر آلوده منحصر به فرد بوده و در یک سرورremote ذخیره شده است که تنها از طریق Tor قابل دستیابی است. کاربر نیاز به نصب Tor Browser Bundle برای رمزگشایی دارد، که به موجب آن کسانی که این کار را انجام می‌دهند گمنام می‌مانند. باج خواسته شده باید ظرف ۹۶ ساعت ارائه شود (در انواع قبلی ۷۲ ساعت بود). هزینه ۲٫۰ بیت کوین می‌باشد. جالب اینجاست که ‌بدافزار دارای سرویسی می‌باشد که ارزهای دیگر را به BTC تبدیل می‌کند. همچنین،‌ برای نمایش نحوه کارکرد‌CTB Locker ، باج افزار ۵ فایل را به صورت رندوم رمزگشایی می‌کند. روال کاری باج‌افزار شبیه حملات سایبری می‌باشد که این روزها بسیار رواج پیدا کرده است. خلاصی از CTB Locker به تنهایی سخت نیست، اما چیزی که کار را دشوار می‌کند یافتن رمز جهت بازیابی اطلاعات می‌باشد. روش‌های کنونی شناخته شده برای رمزگشایی کارآمد نیستند، چرا که باج افزار از الگوریتمی بسیار قوی جهت رمز گذاری فایل‌ها استفاده می‌کند. باید به عرض شما برسانیم که در این مطلب روش ‌هایی ارائه شده است که بدون پرداخت باج می‌توانید فایل‌های مهم خود را بازیابی کنید، لذا قبل از انجام هرکاری لطفا راهنمای زیر را مطالعه فرمایید. رفع باج‌افزار CTB Locker با استفاده از ابزار cleanup: توجه: حذف CTB Locker به تنهایی سخت نیست. در واقع، پس از رمز گذاری ویروس خود را نابود می‌کند و قربانی را با گزینه پرداخت باج روبرو می‌سازد. در هر صورت، باج‌افزار باید از کامپیوتر شما حذف شود، چرا که امکان انجام حملات سایبری دیگر وجود دارد. یک روش حذف بهینه، استفاده از یک برنامه امنیتی است که تمام نرم افزارهای مخرب بر روی کامپیوتر را کشف کرده و آن را به مکانی مناسب منتقل می‌کند. این روش نظم و دقت، رفع مشکل و بازسازی سیستم را تضمین می‌کند و از خسارت‌هایی که ممکن است در حین حذف دستی بدافزار رخ دهد جلوگیری می‌کند. نرم افزارحذف CTB Locker را دانلود و نصب کنید. آن را اجرا کرده و بر روی دکمه Start New Scan کلیک نمایید، صبر کنید تا برنامه، کامپیوتر شما را اسکن کند. زمانی که کار اسکن سیستم شما به پایان رسید، لیستی از موارد کشف شده را مشاهده خواهید کرد. بر روی گزینه Fix Threats به منظور حذف کامل این باج‌افزار، کلیک کنید. روش‌های دیگر برای بازیابی فایل‌های رمزگذاری شده: با توجه به اینکه CTB Locker بدافزاری کاملا پیچیده و مرموز است، هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوان فایل‌ ها را بدون پرداخت باج بازگردانی کرد، با این حال روش‌های زیر را امتحان کنید: Backup گیری از دادها اگر شما از اطلاعات خود backup گرفته‌اید تنها کاری که لازم است انجام دهید بازگردانی آنها است. این سناریو در بهترین شرایط ممکن است رخ دهد ولی همه افراد ممکن است backup از اطلاعات خود نداشته باشند. CopiesShadow Volume CTB Locker تمایل به حذف تمام Shadow Volume Copies روی محیط کاری به خطر افتاده دارد، ممکن است این کار باعث مقابله و بازگردانی اطلاعات نشود. در این صورت با این روش باید بسیار خوش شانس باشید تا بتوانید اطلاعات را بازگردانی کنید. توجه کنید که این روش تنها زمانی‌قابل استفاده است که System Restore کامپیوتر را قبل از ویروسی شدن فعال کرده باشید. همچنین، فایل‌هایی که بازگردانی می‌کنید لزوما آخرین ورژن نیستند. یکی از روش‌های زیر را انجام دهید: امکان استفاده از ورژن قبلی: اگر شما به صورت دلخواه بر روی یکی از فایل‌های کامپیوتر خود راست کلیک کرده و گزینه Propreties را انتخاب کنید، در بالای پنجره باز شده می توانید تب Previous Versions را مشاهده کنید. در این تب می‌توانید لیستی از ورژن‌های مربوط به نقاط بازگشتی فایل را مشاهده کنید. آخرین ورژن را انتخاب کرده و روی دکمه Copy کلیک کنید و مکان جدید را وارد نمایید، با انتخاب دکمه Restore عملیات بازگردانی روی خود فایل صورت می‌گیرد. برنامه Use ShadowExplorer: روال کاری بیان شده را می‌توان با استفاده از ابزاری که مخصوص بازگردانی Shadow Volume Copies فایل‌ها و پوشه‌ها می‌باشد، انجام داد. برای انجام این کار ShadowExplorer را دانلود، نصب و اجرا نمایید. نام درایو و تاریخ بازگردانی را از سمت چپ برنامه انتخاب کنید و بر روی فایل یا پوشه راست کلیک کرده و گزینه Export را جهت بازگردانی، کلیک نمایید. ابزار بازگردانی فایل همانطور که در بالا نیز توضیح داده شد،‌ باج‌افزار داده‌های اصلی را حذف کرده و کپی آنها را کدگذاری می‌کند. همانطور که همه در جریان هستند Windows آیتم های حذف شده را هنوز ذخیره دارد پس چرا از نرم افزار‌های recovery مخصوص بازگردانی اطلاعات استفاده نکنیم؟ برنامه مخصوص recovery را اجرا کرده و داده‌های حذف شده خود را بازگردانی کنید. حذف CTB Locker از یک سیستم قربانی به این معنی نیست که قفل گشایی صورت گرفته و دیگر خطری وجود ندارد بلکه با توجه به اینکه باج افزار خطرناک است، باید به طور کلی نابود شود که برای اطمینان از اینکه CTB Locker به طور کامل حذف شده‌ است نرم افزار حذف CTB را دانلود و اجرا نمایید.
...ادامه
25487
1393/11/29
محمد موجودی ۞ استغفار دوای هر دردی
● مردى خدمت حضرت حسن مجتبى آمد و از قحطى و گرانى به آن حضرت شكايت نمود، پس حضرت به او فرمود: از خدا طلب آمرزش كن، و مرد ديگرى آمد و به آن حضرت از فقر و تهى دستى شكايت كرد، پس حضرت به او هم فرمود از خداوند (جهت گناهان خود) استغفار و طلب آمرزش نما، و مرد ديگرى آمد و به آن حضرت عرض كرد از خدا بخواه و دعا كن كه خداوند پسرى بمن لطف فرمايد، پس باو هم فرمود: از خدا طلب آمرزش نما، پس ما (حضار مجلس) به آن حضرت عرض كرديم مردانى چند خدمت شما آمدند و از چيزها و گرفتاريهاى گوناگون شكايت داشتند و تقاضاى مختلفى نمودند و شما همه آنها را باستغفار و طلب آمرزش امر فرمودى، پس حضرت فرمود: من اين را از پيش خود نگفتم و همانا در اين باره از فرموده خداوند (در قرآن) پند گرفتم و استفاده نمودم (كه فرموده:) اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِل السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً (از پروردگار خود طلب آمرزش نمائيد همانا او بسيار آمرزنده است تا آنكه از آسمان بر شما باران پشت سر هم بفرستد و شما را بمال و ثروتها و پسرها كمك و مدد فرمايد، و براى شما باغها و نهرها قرار دهد. (شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج9، ص81.)
...ادامه
25486
1393/11/29
محمد موجودی ۞ ‌چه قسمتى از گوسفند لذيذتر است؟
● در زمان امام حسن عسكرى صلوات اللّه عليه دو نفر به نام هاى احمد و عبّاس با يكديگر درباره گوشت مشاجره كردند كه كدام قسمت گوشت گوسفند لذيذتر و سالمتر است، كه به نتيجه نرسيديم، ناگهان خادم حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى بر ما وارد شد و بدون آن كه ما سخنى بگوئيم و يا سؤالى كرده باشيم ، خادم حضرت قطعه گوشت گوسفندى كه كِتف و دست حيوان بود از جلوى ما برداشت و گفت :مولايم فرمود: آن قسمتى كه نزديك به سر و گردن باشد، سالمتر و لذيذتر است و آغشته به امراض نمى باشد، و امّا ران را نصيحت نمود كه حتى الامكان استفاده نشود. احمد گويد، امام بدون آن كه ما سؤالى كرده باشيم و يا پيامى داده باشيم، در جريان امور قرار داشت و براى تقويت قلوب و از بين بردن هر گونه شكّى پاسخ ما را مطرح فرمود و رفع مشاجره گرديد. هداية الكبرى خصیبى، ص 332.
...ادامه
25425
1393/11/26
محمد موجودی ۞ شب عید هست بیائید دلی را شاد کنیم
● آزادی زندانیان غیرعمد با پرداخت یکهزار تومان از سوی هر ایرانی مدیر عامل ستاد دیه کشور با بیان اینکه سه برابر ظرفیت زندانهای کشور زندانی داریم، گفت: با هزار تومان می توانیم در آزادی یک زندانی جرایم غیرعمد و غیر کلاهبردار سهیم باشیم. [آزادی زندانیان غیرعمد با پرداخت یکهزار تومان از سوی هر ایرانی] وی همچنین با بیان اینکه مردم می توانند از طریق خودپردازهای ملت، رفاه، تجارت و صادرات به حساب های ستاد دیه پول واریز کنند، افزود: شماره حساب 74 / 74 نزد بانک ملت شماره مرکزی، شماره حساب 7777 نزد بانک تجارت شعبه مرکزی، شماره حساب 2240 نزد بانک رفاه شعبه مرکزی، شماره حساب 0155550000004 بانک ملی شعبه طالقانی و حساب ارزی به شماره 30025512 بانک ملی، شماره حساب های هستند که مردم می توانند برای آزادی زندانیان جرایم غیرعمد پول واریز کنند. وی خاطر نشان کرد: مراجعات مردم به این خودپردازها برای کمک به زندانیان جرایم غیرعمد و غیرکلاهبرداری بسیار خوب است طوری که امسال 54 هزار و 611 نفر برای واریز پول جهت کمک به آزادی این گروه از زندانیان به خودپردازها مراجعه کرده اند و در مقایسه با مدت مشابه که 15 هزار نفر بودند رشد بیش از 200 درصدی را شاهد هستیم . ** آزادی شش هزار و یکصد زندانی جرایم غیرعمد در 10 ماه
...ادامه
25258
1393/11/14
محمد موجودی ۞ مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی( 096400)
● مشاوره تلفنی1 مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی( 096400) مرکز ملی پاسخ‌گویی به سؤالات دینی، هدف پاسخگویی تخصصی به سوالات و شبهات، توسط دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم تاسیس گردیده است. واحد پاسخگویی تلفنی با هدف دسترسي آسان و سريع پرسشگران به پاسخ هاي دینی، در سال 1385 فعالیت خود را آغاز کرده و با بهره‌گیری از کد خدماتی (09640) به صورت زنده پاسخگوی پرسش‌های دینی است. اين بخش كه در مدت كوتاهي توانست جايگاه مناسب و در خور شأني براي خود كسب نموده و مورد استقبال گسترده اقشار مختلف جامعه قرار گيرد.این بخش با استفاده از 150 خط مستقل و بهره گيري از 200 محقق و متخصص حوزوي در قالب 100 كرسي ، روزانه به بیش از 3500 تماس تلفنی که در بردارنده حدود8000 سئوال است ، پاسخگویی می نماید. ساعات فعالیت این واحد در سه شیفت صبح و عصر بوده و روزانه 8 ساعت پاسخ‌گوی سؤالات مراجعان محترم است. واحد تلفني در حوزه هاي زير خدمت مشاوره اي دارد: 1ـ فلسفه و کلام،2ـ فقه و احكام،3ـ اخلاق،4ـ تاریخ و سياست، 5ـ قرآن و حديث، 6- مشاوره و تربيت. نشانی: قم ـ صندوق پستی 197 ـ 37185 تلفن مستقیم:025- 7835566 -7743183 تلفن تماس: 096400
...ادامه
25056
1393/11/05
مقدم ۞ عرض تسلیت
● کل من علیهافان خانواده محترم سلیمی: احتراماضمن عرض سلام وادب درگذشت دوست وهمکارخوبمان مرحوم آقای مصطفی سلیمی رابه شماوجامعه بزرگ مخابرات استان تهران تسلیت عرض نموده وبرای شماصابرین واقعی صبر وبرای دوست سفرکرده خودعلودرجات راازدرگاه ایزدمنان مسئلت می نمایم.روحش شادویادش گرامی
...ادامه
24978
1393/11/01
كارمند ۞ همدردی کنید
● اقا با عرض شرمندگي ومعذرت خواهي از كليه دست اندر كاران لطفا بفرماييد حق ما از بابت عضويت تعاوني گفتار وزمينهاي اذاره اماني وصندوق شش درصد وويلاهاي شمال وكيش ومشهد ومنازل و مغاز ه هاي خيابان پنجم نیروی هوایی و باغ کن سولقان و........... را الان که در حال باز نشستگی هستیم به ما می دهند یا تسویه انها می ماند به روز داوری .
...ادامه
24820
1393/10/27
كارمند ۞ پول ما كجاست؟
● اقا با عرض شرمندگي ومعذرت خواهي از كليه دست اندر كاران لطفا بفرماييد حق ما از بابت عضويت تعاوني گفتار وزمينهاي اذاره اماني وصندوق شش درصد وويلاهاي شمال وكيش ومشهد ومنازل و مغاز ه هاي خيابان پنجم نیروی هوایی و باغ کن سولقان و........... را الان که در حال باز نشستگی هستیم به ما می دهند یا تسویه انها می ماند به روز داوری .
...ادامه
24740
1393/10/23
محمد موجودی ۞ هجوم پیامک‌های تبلیغاتی این بار به وایبر
● مشترکان برخی اپراتورها روی وایبر پیام تبلیغاتی دریافت کنند -البته باید به این نکته توجه داشت که فعالیت شبکه‌هایی مانند وایبر مستقل از نوع سیم‌کارت است و خیلی به سیم‌کارت ارتباط ندارد.وی ادامه داد برای یک شبکه مانند وایبر خیلی تفاوت ندارد که در گوشی هوشمند شما سیم‌کارت همراه اول یا ایرانسل قرار داده شده باشد و از نظر آن شرکت هر کاربری می‌تواند یک دریافت کننده پیام باشد.وی ادامه داد اکنون شرکت‌های مختلف می‌توانند با استفاده از نرم‌افزارهای متعدد به ارسال پیام‌های انبوه از طریق وایبر بپردازند. البته زمانی که این پیام‌ها به دست کاربران می‌رسد این گونه به نظر می‌رسد که شماره ارسال کننده آنها از ایران نیست اما به هر حال قطعا این پیام ها از سوی یک تیم ایرانی ارسال می‌شوند و همان طور که اشاره شد انجام این کار با بهره‌گیری برخی نرم‌افزارهای خاص به راحتی میسر است و این موضوع کار عجیبی به شمار نمی‌رود .برخی دیگر از کارشناسان می‌گویند بی‌شک اتفاقی که افتاده ربطی به اپراتور ندارد چرا که همین حالا اگر فردی در ایران یک کارت اعتباری تهیه کند به راحتی می‌تواند از طریق برخی نرم‌افزارها و شبکه‌های موبایلی با هزینه‌ای معادل پنج تا شش دلار امکان بهره‌مندی از یک شماره خارجی داشته باشد و بعد با استفاده از این شماره‌ها در فضای وایبر به ارسال پیام‌های تبلیغاتی برای مشترکان بپردازد.در این شرایط اگرچه ممکن است افراد فکر کنند که شماره متعلق به یک کشور خارجی است اما این روند از طریق برخی افراد یا شرکت‌های داخلی صورت گرفته و پیام‌ها از داخل کشور ارسال می‌شوند. نظر بنده نرم افزاری هست که هم شماره موبایل خارجی ایجاد میکند و هم بانک موبایل میسازد م.موجودی منطقه٧
...ادامه
24739
1393/10/23
محمد موجودی ۞ دلیل ترش کردن معده و راه درمان آن
● سلامت نیوز یک متخصص طب سنتی مصرف سبزی‌هایی مانند گشنیز کرفس و نعناع را برای تقویت معده- پاکسازی و رفع دردهای آن مفید دانست و گفت برای رفع دردهای معده بهترین روش رعایت آداب صحیح غذا خوردن است و بهترین علاج کم کردن غذا و رعایت کردن اصول غذا خوردن است. غلامرضا کرد افشاری در گفت‌وگو با فارس در رابطه با راه‌های تقویت‌کننده معده به روش طب سنتی گفت زنجبیل گیاهی است که تقویت‌کننده معده است و سوءهاضمه و رطوبت‌های زائد چسبیده به سطح معده و روده‌ها را پاک می‌کند. همچنین ماش نسبت به سایر حبوبات نفخ کمتری ایجاد می‌کند و مصرف بادام نیز برای رفع ناراحتی‌های گوارشی مفید است. وی ادامه داد سبزی‌‌هایی مثل نعناع، گشنیز و کرفس علاوه بر اینکه تقویت‌کننده معده هستند، سردی معده، زخم و ناراحتی‌های گوارشی را برطرف کرده و مسکنی برای دردهای معده هستند. کردافشاری ادامه داد از دیدگاه طب سنتی، سوزش معده و ترش کردن آن می‌تواند به دلیل رطوبت زیاد در دهانه معده باشد که در این صورت احساس سوزش با گرسنگی بهبود می‌یابد و با مصرف غذا تشدید می‌شود. این متخصص طب سنتی ادامه داد گاهی نیز سوزش و ترش کردن معده به دلیل سودایی است که در دهانه معده ریخته می‌شود که در این صورت سوزش با غذا خوردن بهبود می‌یابد. وی افزود در هر صورت افرادی که دچار سوزش معده و ترش شدن آن می‌شوند بهتر است از غذاهای غلیظ و نان‌هایی مثل فطیر و باگت که هضم خوبی ندارند بپرهیزند و از گوشت‌هایی استفاده کنند که به صورت کبابی بوده و سریع هضم شوند. وی افزود اگر سوزش و ترش کردن معده با غذا خوردن بهتر می‌شود می‌توان از شربت سکنجبین استفاده کرد. کردافشاری گفت مصرف مخلوط کنجد له شده با نبات، ترشی و رطوبت معده را برطرف می‌کند، همچنین استفاده از دم‌کرده بابونه، نعناع، رازیانه سوزش معده را تسکین می‌بخشد.
...ادامه
24562
1393/10/15
محمد موجودی ۞ دعابا عمل
● امام صادق: كُونُوا دُعاةً إِلَينا بِالكَفِّ عن مَحارِمِ اللَّهِ . دعائم الاسلام، ج1،ص58 با خويشتندارى از حرام هاى خدا مردم را به سوى ما دعوت كنيد.
...ادامه
24514
1393/10/13
محمد موجودی ۞ رحم به خویشتن
● امام علی: اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ لِهَذَا الْجِلْدِ الرَّقِيقِ صَبْرٌ عَلَى النَّارِ فَارْحَمُوا نُفُوسَكُم . نهج البلاغه ،خ183 بدانید که این پوست نازک شما تحمل آتش جهنم را ندارد پس برخویشتن رحم کنید.
...ادامه
24401
1393/10/06
محمد موجودي ۞ 17 توصیه‌ به صاحبان «دسته چک»
● یک کارشناس‌ارشد حقوق جزا گفت: چک برگشتی از جرائم علیه اموال است که مشکلاتی فراوان در جامعه به وجود آورده و بخش عظیمی از وقت دستگاه قضایی را به خود اختصاص داده است. محسن ملکی‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه ایلام، اظهار کرد: یکی از مشکلات بزرگ بخش مالی اشخاص و شرکت‌ها در کشورمان موضوع چک است که با توجه به مقررات مربوط به چک و عدم آشنایی مردم به قانون آن زمینه بروز کلاه‌برداری‌ها و صدور چک بلامحل و سوءاستفاده از آن زیاد شده است. وی با بیان این‌که «باید قبل از دادن دسته‌چک به یک فرد قوانین و فرهنگ استفاده از آن به‌طور کامل آموزش داده شود» افزود: خیلی‌ها به دلیل ناآگاهی و استفاده ناصحیح از چک دچار مشکلات فراوان شده و حتی سر از زندان درمی‌آورند و بسیاری از زندانی‌ها را افرادی تشکیل می‌دهند که به سبب ناآگاهی از قانون چک گرفتار شده‌اند. وی با بیان این‌که «دارندگان چک و صاحبان حساب‌جاری اگر موارد قانونی مربوط به استفاده از چک را رعایت کنند، از دسته‌چک آنان سوءاستفاده نمی‌شود و یا سوءاستفاده به حداقل ممکن می‌رسد» در توصیه به این افراد گفت: - در هنگام نوشتن متن چک سعی کنید خودتان و با قلم خود متن چک را بنویسید، حتی اگر طرف مقابل مورد اعتماد شما باشد، هرگز اجازه ندهید دیگران متن چک را بنویسند. - در قسمت «مبلغ چک» میزان آن را هم به‌صورت ریال و هم تومان بنویسید و همچنین در قسمت «در وجه» سعی کنید که وجه را به اسم شخص بنویسید و تا می‌توانید از نوشتن کلمه حامل خودداری کنید. - بعد از آن‌که اسم طرف را نوشتید، برای جلوگیری از سوءاستفاده احتمالی بنویسید که چک «بابت» چه چیزی صادرشده است. - در داخل شکل مستطیل که باید مبلغ به عدد نوشته شود سعی کنید از سمت چپ با کمترین فاصله به حرف «ر» در کلمه «ریال» شروع به نوشتن کنید و پس از نوشتن مبلغ در جلوی آن تا انتهای مستطیل خط تیره کشیده شود. - پس از نوشتن عدد موردنظر برای جلوگیری از زیاد نمودن رقم، چسب نواری روی مبلغ چسبانیده شود. - سعی کنید چک را به‌آرامی بنویسید و از شتاب‌زدگی و عجله در نوشتن خودداری کنید و تا آن‌جا که ممکن است بدون قلم‌خوردگی چک صادر شود. - چنانچه بدون قلم‌خوردگی چک را نوشتید و امضاء کردید در بالای شکل مستطیل که رقم نوشتید این کلمه را امضاء کنید؛ × بدون خط‌خوردگی × و دو طرف آن را با علامت ضربدر ببندید. - چنانچه در هنگام نوشتن دچار قلم‌خوردگی شدید ولو این‌که حرف یا یک عدد باشد پشت چک قید کنید که مبلغ فلان و تاریخ فلان صحیح است. - در انتخاب امضاء برای چک سعی کنید از امضاء ساده که به‌راحتی قابل جعل باشد خودداری کنید و زیر امضاء نام و نام خانوادگی را به همراه تاریخ با خط خود قید کنید. - پس از صدور چک ته چک را نیز کامل کنید و تاریخ چک و مبلغ چک و این‌که چک را به چه کسی داده‌اید حتماً قید کنید. - از نمونه امضاء خود در قسمت ته چک و برگه و جلد دسته‌چک خودداری کنید تا چنانچه چک یا دسته‌چک مفقود شد یا مورد دستبرد قرار گرفت جعل نمونه امضاء صورت نگیرد. - همیشه سعی کنید دسته‌چک را در جای امن قرار دهید تا به‌راحتی قابل‌دسترسی برای دیگران نباشد. - چنانچه دسته‌چک یا یک برگ چک مفقود یا مورد سرقت قرار گرفت در اسرع وقت به بانک اطلاع دهید و طبق ماده 14 قانون چک ظرف مدت یک هفته به دادسرا مراجعه نموده و ضمن طرح شکایت دستور قضایی را به بانک تحویل دهید. چنانچه به دادسرا مراجعه نشود و دستور قضایی صادر نگردد بانک مسئولیتی نخواهد داشت و می‌تواند وجه چک را پرداخت و یا چک را برگشت بزند. - اگر در متن چک جعل و دست‌کاری صورت گیرد و یا مورد کلاه‌برداری قرار گیرد و یا اختلاف حساب وجود داشته باشد مطابق بند 14 عمل نمایید و چنانچه معامله و یا قراردادی با چک صورت گرفت شماره چک و مبلغ چک و تاریخ آن حتماً در متن قرارداد قید شود. - از ضمانت با چک نسبت به افرادی که نمی‌شناسید یا احتمال عدم پرداخت او را می‌دهید خودداری کنید. - با توجه به مشکلات و تراکم کار در بانک و برای جلوگیری از برگشت خوردن چک سعی کنید مبلغ چک را یک روز قبل از موعد آن در بانک تأمین کنید و چنانچه در تأمین وجه چک در موعد مقرر دچار مشکلی شدید حتماً با دارنده چک هماهنگی کرده به او اطلاع دهید و از او درخواست مهلت نمایید تا با برگشت خوردن چک و بدحسابی مواجه نشوید. - کسی که چک بلامحل صادر کند علاوه بر اینکه دادگاه او را به پرداخت مبلغ چک و خسارت وارده محکوم می‌کند به مجازات حبس و جزای نقدی محکوم خواهد شد، پس با دست خود خودمان را گرفتار نکنیم و چنانچه چکی را بابت ضمانت یا تخلیه ملکی به‌طرف مقابل دادید حتماً از او رسید اخذ کنید.
...ادامه
23817
1393/09/05
محمد موجودی ۞ جدا شدن دست مرد از زن در كنار كعبه الهى
● امام جعفر صادق حكايت فرمايد: روزى در مراسم حجّ و طواف كعبه الهى، زنى چون ديگر مسلمان ها مشغول طواف كردن بود، در حالتى كه دستش از آستين عبايش بيرون و نمايان بود، كه ناگاه مرد بوالهوسى - كه او نيز مشغول طواف كعبه الهى بود - چشمش به آن زن افتاد و ديد كه دستش نمايان است، نزديك او آمد و دست خود را بر روى مُچ دست زن كشيد. در اين لحظه به قدرت خداوند متعال دست مرد - هوس باز - به دست آن زن - بى مبالات - چسبيده شد؛ و هر چه تلاش كردند نتوانستند دست خود را از يكديگر جدا سازند. افرادى كه در حال طواف بودند، اطراف اين زن و مرد جمع شدند و هركس به نوعى فعاليّت كرد تا شايد دست هاى اين دو نفر را از يكديگر جدا كنند، ولى سودى نبخشيد؛ و در اثر ازدحام جمعّت ، طواف قطع گرديد. و بعد از آن كه نااميد گشتند، فقهاء و قضات آمدند و هر يك به شكلى نظريّه اى صادر كرد: بعضى گفتند: بايد دست زن قطع شود؛ چون دستش را ظاهر گردانيده و سبب فساد و گناه شده است و برخى گفتند: بلكه مرد مقصّر است؛ و بايد دست او قطع گردد. چون بين آن ها اختلاف نظر پيدا شد و نتوانستند اين مشكل را حلّ نمايند، به ناچار در جستجوى اهل بيت و فرزندان رسول خدا صلوات اللّه عليهم اجمعين بر آمدند؛ و سؤ ال كردند كه كدام يك از ايشان در مراسم حجّ مشاركت كرده است ؟ گفته شد: حضرت اءبا عبداللّه الحسين شب گذشته وارد مكّه شده است ؛ و تنها او مى تواند مشكل گشا باشد، پس شخصى را فرستادند تا امام حسين را در آن جمع بياورد. وقتى حضرت ابا عبداللّه در آن جمع حضور يافت ، امير مكّه خطاب به حضرت كرد و گفت : يابن رسول اللّه ! نظر شما درباره اين مرد و زن چيست ؟ حضرت رو به جانب كعبه الهى نمود و دست هاى خود را به سمت آسمان بلند كرد و دعائى را زمزمه نمود؛ و چون دعاى حضرت خاتمه يافت دست مرد از زن جدا شد. امير مكّه پرسيد: اكنون آن ها را چگونه مجازات كنيم ؟ امام حسين فرمود: ديگر مجازاتى بر آن ها نيست، (زيرا خداوند توانا آن ها را مجازات نمود). تهذيب الا حكام : ج 5، ص 470، ح 293، مناقب ابن شهرآشوب : ج 4، ص 51
...ادامه
23816
1393/09/05
٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ ۞ پناه بردن به چت
● سؤال: من هر وقت با شوهرم مشاجره مي‌کنم به چت پناه مي‌برم و با جنس مخالفم چت مي‌کنم. کلمات عاطفي آنها به من تسکين مي‌دهد. اين ارتباط چتي، جبران کم کاري شوهرم مي‌شود. آيا اين کار براي من اشکالي دارد؟ ناگفته نماند که بعد از آشتي با شوهرم آن مرد بيگانه را کنار مي‌گذارم؟ پاسخ: به طور کلي هر نوع گفتگو با جنس مخالف (چت، ايميل، نامه نگاري و....) اگر با قصد لذت يا ترس افتادن به حرام يا فراهم آمدن زمينة فساد باشد؛ اشکال دارد. کلاً گفتگو کردن( چت کردن، تلفني، حضوري و غيره ) با نامحرم اگر انسان به گناه بيفتد جايز نيست که در اين مواقع که با نامحرم از روي عاطفي صحبت مي‌کنند، يقيناً مفسده دارد.[1] پی نوشت : 1. نرم افزار احکام روان شناختی، براي مشاهده و يا دانلود نرم افزار يا كتاب احكام روان شناختي رجوع كنيد: سایت گفتگوی دینی
...ادامه
23815
1393/09/05
محمد موجودی ۞ خوش حكايتى از ديدار امام زمان
● يكى از شيعيان مدائن با يكى از دوستانش براى انجام مراسم حج، به مكه رفتند، در مكه و منى و عرفات، در همه جا با هم بودند، براى انجام قسمتى از مراسم حج به عرفات رفتند، در آنجا ضمن انجام عبادات خود، جوانى خوش سيما را در حال احرام ديدند كه نشانه هاى مسافر بودن او از چهره اش ديده مى شد، در اين ميان فقيرى آمد و تقاضاى كمك كرد، آنها چيزى به او ندادند، فقير نزد آن جوان رفت و تقاضاى كمك كرد، آن جوان چيزى از زمين برداشت و به آن فقير داد، و آن فقير براى او دعاى بسيار و عميق كرد. سپس آن جوان از نزد آنها برخاست و ناگهان پنهان شد، آن دو نفر مى گويند، نزد آن فقير رفتيم و گفتيم ، عجبا آن جوان ، چه چيزى به تو داد؟ فقير ريگ طلاى دندانه دار را به ما نشان داد، كه وزن آن قريب بيست مثقال بود. آنها در يافتند (و احتمال قوى دادند) كه آن جوان حضرت ولى عصر بوده است ، به جستجوى او پرداختند ولى او را نيافتند، از جمعيتى كه آن جوان در ميان آنها بود، سراغ او را گرفتند، آنها گفتند: درباره اين جوان اطلاعى جز اين نداريم كه : از سادات علوى است و هر سال پياده به حرم مى آيد و در مراسم حج شركت مى كند. الكافي ، باب فى تسميه من راه ،حديث 14، ج 1، ص 332
...ادامه
23519
1393/08/20
محمد موجودی ۞ 10 روش طبيعي درمان افسردگي
● سلامت نیوز: به ماه‌هاي سرد سال رسيده‌ايم، به زماني که تعداد زيادي از افراد دچار بي‌حوصلگي و افسردگي فصلي مي‌شوند و ديگر خودشان را نمي‌شناسند. مطب روانشناس‌ها و روانپزشک‌ها پر مي‌شود از بيماران بي‌حالي که از زندگي‌شان شکايت دارند و علاقه‌اي به انجام دادن کارهايشان ندارند. به جاي آنکه ابتدا دست به کار نوشتن قرص‌هاي متعدد شويد، اين 10 کاري که مي‌توان براي درمان افسردگي انجام داد، بخوانيد. چه بسا بتوانيد بدون درمان دارويي به بيماران خود کمک کنيد. 1. برنامه ثابت بچينيد: زماني که فردي به شما مراجعه مي‌کند و از غم و ناراحتي مي‌نالد، پيش از آنکه دست به نوشتن نسخه بزنيد، حواستان باشد که او نياز به برنامه‌اي ثابت براي زندگي‌اش دارد. دکتر ايان کوک که روان‌پزشکي در موسسه تحقيقاتي افسردگي در دانشگاه يو‌سي‌ال‌اي است درباره اين موقعيت مي‌گويد:« ابتدا برنامه‌اش را از نظر مي‌گذرانم چون بعضي‌وقت‌ها فقط کافيست برنامه‌اي ثابت براي زندگي افراد بچيني و از افسردگي نجاتشان دهي.» در اين مواقع موثرترين عنصر زمان است که بايد بدون فکر و خيال بگذرد. به همين خاطر برنامه‌اي که بتواند به صورت مقطعي به زندگي بيمار نظم دارد و کاري کند که روزهايش يکي پس از ديگري سپري شوند، در مدت زماني مشخص به او کمک مي‌کند تا دوباره روي پا شود. 2. تعيين هدف: وقتي که بيمار افسرده‌اي به شما مراجعه مي‌کند، بيشترين تصوري که دارد؛ ناتواني در رسيدن به خواسته‌ها و اهدافش است. حسي که باعث مي‌شود احساس بد بيشتري داشته باشد. براي گذر از اين موقعيت به او کمک کنيد تا هدف‌هاي کوتاه‌مدت و روزانه‌اي براي خود تعيين کند و خودش را با آنها بشناسد. دکتر کوک مي‌گويد:« ما از مراجعان مي‌خواهيم تا در آغاز قدم‌هاي خيلي کوچکي بردارند. هدف‌هاي کوچکي که مطمئن هستند در آنها به موفقيت مي‌رسند. مثلا به آنها مي‌گوييم تا ظرف‌هاي کثيف خانه‌شان را به صورت روزانه بشويند.» همانطور که به او کمک مي‌کنيم هدف‌هاي کوچکي داشته باشد، او را به سمت هدف‌هاي مهم‌تر و بزرگ‌تر سوق مي‌دهيم. 3. ورزش کردن: اجازه بدهيد اندورفين کار خودش را انجام دهد. ممکن است سود بلندمدتي نيز عايد بيمار شما شود. دکتر کوک مي‌گويد:« هيچ‌وقت فراموش نکنيد که ورزش روزانه مغز را تقويت مي‌کند، تا نگاهي مثبت‌انديش به اتفاق‌ها و وقايع داشته باشد.» اما در آن لحظه مراقب باشيد که بيماران شما ممکن است به صورتي ديوانه‌وار به ورزش بپردازند و فکر مي‌کنند بايد تبديل به قهرمان دوي ماراتن شوند. به آنها يادآوري کنيد که همان ساعت‌هاي کوتاه پياده‌روي در طول هفته براي آنها مفيد است. 4. سالم بخوريد: يکي از دلايل ثابتي که باعث مي‌شود تا افراد نسبت به بيماري خود آگاه شوند، غذاخوردن عصبي و اضافه‌وزن ناشي از آن است. شما مي‌دانيد که هيچ رژيم غذايي معجزه‌آسايي براي درمان افسردگي وجود ندارد، اما بيمار شما چنين علمي ندارد. خوب است اگر او را تشويق کنيد تا مراقب غذا خوردنش باشد و جلوي غذاخوردن عصبي را بگيرد. يادتان باشد که طبق تازه‌ترين تحقيقات، شواهدي وجود دارد که غذاهاي با امگا 3 فراوان، شبيه به ماهي سالمون (ماهي آزاد) يا تون، و غذاهايي با اسيد فوليک، شبيه به اسفناج يا آووکادو، به کاهش افسردگي کمک مي‌کنند. 5. خواب کافي: خواب کم يکي از چرخه‌هاي معيوب در افسردگي است، و سئوالي که شما بايد در همان ابتدا از بيمار بپرسيد. کم شدن فرصت خواب باعث مي‌شود تا بيمار دچار افسردگي بيشتري شود. از بيمار بخواهيد تا داستان يک روز زندگي‌اش را براي شما تعريف کند. در همان مرحله اول به او پيشنهاد بدهيد تا تغييري در سبک‌زندگي روزمره‌اش ايجاد کند. در ساعت معيني به رختخواب برود و در ساعت معيني از رختخواب بيرون بيايد. از او بخواهيد در طول روز چرت نزند. به او بگوييد؛ تمام عواملي که ذهنش را مغشوش مي‌کنند، از رختخوابش بيرون بياورد. نه کامپيوتر آنجا باشد، نه تلويزيون و نه تلفن همراه. 6. مسئوليت‌گريزي: زماني که يک بيمار به شما مراجعه مي‌کند، ممکن است به سادگي براي شما توضيح دهد؛ مي‌خواهم مسئوليت‌هايم را در خانه و در محيط‌کار کم کنم. اين تصميم معمولا از سوي خانواده و دوستان و آشنايان فرد تقويت مي‌شود که ما پزشکان اسمش را دوستي خاله خرسه مي‌گذاريم. مراقبت باشيد که آنها دست به چنين کاري نزنند. باقي ماندن در فعاليت‌هاي ثابت و مسئوليت‌هاي روزانه مي‌تواند شبيه به طبيعي‌ترين درمان افسردگي عمل کند. اين فعاليت‌هاي ثابت به افراد کمک مي‌کند تا احساس خوشايندي از به انجام رساندن کارهايشان داشته باشند. 7. مقابله با افکار منفي: بخش مهمي از مقابله با افسردگي در مغز اتفاق مي‌افتد و مبارزه جانانه‌اي که ميان افکار منفي با ذهن در جريان است. بهتر است راهي پيدا کنيد تا به چرخه اصلي ذهن بيمار نزديک شويد، و آن چرخ‌دنده‌ها را دستکاري کنيد. با اضافه کردن منطق به تفکر بيمار مي‌توانيد از راه درمان طبيعي وارد شويد. به او کمک کنيد تا تمرين ذهن مثبت را انجام دهد. مغز او نياز دارد تا هرچه سريع‌تر راه نجاتي براي خودش پيدا کند. شما نيز به او کمک کنيد. 8. بيماران بي‌نسخه: يکي از خطرهايي که بيماران شما را تهديد مي‌کند و کمتر به آن توجه مي‌شود، استفاده از داروها بدون تجويز پزشک است. بهتر است از همان ابتدا وضعيت خود و بيمارتان را مشخص کنيد، و به صورتي صريح از او در اين باره بپرسيد. دکتر کوک مي‌گويد:« از او بپرسيد چه غذاهايي مي‌خورد و چه داروهايي مصرف مي‌کند و جلوي دردسرهاي آينده‌تان را بگيريد.» 9. کارهاي تازه: مغز شما به عنوان پزشک بايد سرشار از ايده‌هاي تازه براي گذران زمان باشد. کسي که به سراغ شما مي‌آيد، گاهي اوقات انگيزه‌اي براي رفتن به موزه ندارد، انگيزه‌اي براي رفتن به سينما ندارد و هيچ گزينه‌اي به ذهنش نمي‌رسد تا فعاليت‌ تازه‌اي انجام دهد. وظيفه شماست که راهکارهاي تازه‌اي به او نشان دهيد و براي مثال به او پيشنهاد کنيد تا کتابش را بردارد و به پارک برود و روي نيمکت پارک شروع به خواندن کتاب کند. به او پيشنهاد بدهيد کلاس زبان برود. اگر بيمار شما نسبت به اين کار واکنش منفي نشان داد، به صورتي صادقانه با او برخورد کنيد و دليل اصلي را به او بگوييد. دکتر کوک مي‌گويد:« وقتي که ما خودمان را مجبور مي‌کنيم تا کارهاي متفاوت انجام دهيم، در مغز ما فعل و انفعالات شيميايي اتفاق مي‌افتد. وقتي وضعيت هميشگي را تغيير مي‌دهي، سطح دوپامين موجود در مغز تغيير مي‌کند که منجر به احساس لذت و آموزش توامان مي‌شود.» 10. شاد باشيد: فراموش نکنيد کسي که به سراغ شما مي‌آيد از افسردگي رنج مي‌برد و شاد بودن را فراموش کرده است. به نظر او هيچ‌چيز در دنيا ارزش خوش‌آمدن ندارد. به او کمک کنيد تا احساس سرزندگي‌اش را با استفاده از فعاليت‌هاي مفرح به دست آورد. در اين موقعيت مجبور نيستيد از کارهاي خوشايندي که به خودتان احساس خوبي مي‌دهد، استفاده کنيد. همين اندازه که به او بگوييد به کارهايي بپردازد که پيش از اين مي‌پرداخته و از آنها لذت مي‌برده است، کفايت مي‌کند. منبع: webmd
...ادامه
23490
1393/08/19
علی نوری ۞ مدح حضرت زينب (س)
● خانه بدوش عشقم وسربار زينبم . من دربدر مجلس سالار زينبم . از زخمهاي گوشه ابروي من نپرس. مجروح داغ دلبر و بيمار زينبم. اين نعرهها وعربدهها بي دليل نيست. يك گوشه از شلوغي بازار زينبم . بزم شراب و كوچه نحس يهوديان. از لطف گريه محرم اسرار زينبم. هر كس به پرچم حرمش چپ نگه كند . با خشم من طرف شده مختار زينبم. از مدح غير ال علي عاجزم نخواه. من از الست نوکر دربار زینبم. (یادش بخیر موی ترا شانه میزدم-افتاده دست شمر چا خاطرات من)
...ادامه
23465
1393/08/19
محمد موجودی ۞ پاسخ لاله خانم 23218
● با تشکر از توجه تان به معمای 23218 جای علامت سوال، چه عددی میگذارید؟ اگر: 5 = 1 25 = 2 125 = 3 625 = 4 ? = 5 پس ٥ هم مساوی با ١ میشود
...ادامه
23422
1393/08/17
لاله ۞ ٢٣٢١٨
● ٣١٢٥
...ادامه
23269
1393/08/07
محمد موجودی ۞ مشتى از خاك كربلا
● هرثمه مى گويد: چون از جنگ صفين همراه على برگشتيم ، آن حضرت وارد كربلا شد. در آن سرزمين نماز خواند. و آن گاه مشتى از خاك كربلا برداشت و آن را بوييد و سپس فرمود:آه ! اى خاك ! حقا كه از تو مردمانى برانگيخته شوند كه بدون حساب داخل بهشت گردند. هرثمه مى گويد: سالها از ماجرا گذشت. آن روز كه عبيدالله بن زياد لشكر به جنگ امام حسين فرستاد، من هم در آن لشكر بودم . هنگامى كه به سرزمين كربلا رسيدم، ناگهان همان مكانى را كه على در آنجا نماز خواند و از خاك آن برداشت و بوييد ديده و شناختم و سخنان على به يادم افتاد. لذا از آمدنم پشيمان شده، اسب خود را سوار شدم و به محضر امام حسين رسيدم و بر آن حضرت سلام كردم و آنچه را كه در آن محل از پدرش على شنيده بودم ، برايش نقل كردم . امام حسين فرمود: آيا به كمك ما آمده اى يا به جنگ ما؟ گفتم: اى فرزند رسول خدا! من به يارى شما آمده ام نه به جنگ شما. اما زن و بچه ام را گذارده ام و از جانب ابن زياد برايشان بيمناكم. حسين اين سخن را كه شنيد فرمود: حال كه چنين است از اين سرزمين بگريز كه قتلگاه ما را نبينى و صداى ما را نشنوى . به خدا سوگند! هر كس امروز صداى مظلوميت ما را بشنود و به يارى ما نشتابد، داخل آتش جهنم خواهد شد. بحار: ج 44، ص 255.به نقل از كتاب داستانهاي بحارالانوار – ج2
...ادامه
23268
1393/08/07
محمد موجودی ۞ چه كسى براى حسينم گريه مى كند؟
● هنگامى كه پيامبر شهادت حسين و ساير مصيبت هاى او را به دختر خود، خبر داد؛ فاطمه عليهاالسلام سخت گريه نمود و عرض كرد: پدر جان ! اين گرفتارى چه زمانى رخ مى دهد؟ رسول خدا فرمود: زمانى كه من و تو و على در دنيا نباشيم . آن گاه گريه فاطمه شديدتر شد. عرض كرد: چه كسى بر حسينم گريه مى كند، و به عزادارى او قيام مى نمايد؟ پيامبر فرمود: فاطمه ! زنان امتم بر زنان اهل بيتم ، و مردان بر مردان گريه مى كنند و در هر سال ، عزادارى او را تجديد مى كنند. روز قيامت كه فرا رسد، تو براى زنان شفاعت مى كنى و من براى مردان، و هر كه بر گرفتارى حسين گريه كند، دست او را مى گيريم و داخل بهشت مى كنيم. فاطمه جان ! تمام ديده ها روز قيامت گريان است، مگر چشمى كه بر مصيبت حسين گريه كند! آن چشم براى رسيدن به نعمت هاى بهشت خندان است بحار، ج 44، ص 292 به نقل از داستانهاي بحار الانوار – ج 1
...ادامه
23221
1393/08/07
محمد ۞ معما
● معمای رستوران مردی وارد رستوران شد و از پیشخدمت خواست یک لیوان، یک بشقاب غذاخوری، آب، کبریت و یک برش لیمو به او بدهد. مرد پس از گرفتن آن ها، مقداری آب داخل بشقاب ریخت تا پر شود. سپس به پیشخدمت رو کرد و گفت: اگر بتوانی بدون دست زدن و تکان دادن بشقاب، آب داخل آن را به لیوان منتقل کنی به تو 100 هزار تومان جایزه می دهم، البته می توانی از کبریت و برش لیمو برای این کار استفاده کنی! چند دقیقه بعد پیشخدمت با خوشحالی در حالی که یک تراول چک 100 هزار تومانی در دستش بود از میز دور شد. پیشخدمت چطور این کار را انجام داد؟
...ادامه
23219
1393/08/07
محمد ۞ معما
● معمای دزدی در روز برفی کارآگاه اسمیت از ماشینش پیاده شد، از کنار ماشین یخ زده خانم جانسون عبور کرد، بعد با گذشتن از حیاط پوشیده از برف تمیز و یک دست و با عبور از پله های یخ زده به درب ورودی رسید. کمی قبل برف سنگینی باریده بود اما طوفان تا همین نیم ساعت پیش هم ادامه داشت. خانه خانم جانسون یک خانه روستایی کوچک و بدون پارکینگ بود. خانم جانسون درب را باز کرد و کارآگاه را به خانه دعوت کرد. او گفت: روز سردیه؛ اینطور نیست؟ کارآگاه گفت: و البته خیلی سرد برای دزدها. کارآگاه از خانم جانسون خواست که در مورد سرقت در خانه اش توضیح دهد. خانم جانسون گفت: من 5 دقیقه پیش رسیدم خونه، وقتی وارد خونه شدم دیدم که درب گاوصندوق بازه. سریع به شما زنگ زدم. خوشحالم که زود خودتونو رسوندید. کارآگاه گفت: مثل اینکه تو این شب سرد یه خبر داغ داریم. خانم جانسون گفت: کارآگاه! امروز تمام جواهراتم دزدیده شده، فکر نمی کنم وقت خوبی برای شوخی کردن باشه. کارآگاه گفت: صددرصد با شما موافقم خانم جانسون . چرا شما در شبی به این سردی من رو برای این شوخی کوچک به اینجا کشوندید. به نظر شما چرا کارآگاه با خانم جانسون با کنایه صحبت کرد ؟
...ادامه
23218
1393/08/07
محمد موجودی ۞ معما
● جای علامت سوال، چه عددی میگذارید؟ اگر: 5 = 1 25 = 2 125 = 3 625 = 4 ? = 5
...ادامه
23124
1393/08/05
محمد ۞ أقاي احد شريف زاده همكار عزیزم و همکاران محترمم
● با تشکر از لطف شما نسبت به مقالات اینجانب. در پاسخ به فرمایش جنابعالی در ذیل پیام 22796 بعرض میرسانم: سایت خاصی مد نظرم نیست و اصولا مقالات اینجانب بصورت سرچ در اینترنت و برخورد با مطالب زیبا در سایتهای مختلف و گاهی بصورت موردی انتخاب و بهترین های آنها را برای شما و دیگر عزیزانم در این سایت درج مینمایم. امیدوارم چنانچه مطلبی مورد پسند عزیزان نبود اعلام فرموده تا نوع جستجوی مقالات را تغییر دهم. قبلا از اوقات گرانبهایتان که برای خواندن و نظر دادن به مقالات قرار میدهید کمال تشکر را دارم. با تشکر از تمامی همکاران عزیز و دوست داشتنی در شرکت مخابرات و تی سی تی . یا علی
...ادامه
23060
1393/08/04
ایثارگر ۞ -
● اقایون حصول نتیجه لطفا برای سربازانی که جبهه بودند یک نتیجه ای اعلام کنید
...ادامه
23011
1393/08/02
منوچهر رستمی ۞ دانلود فایل تصویری صحبتهای آقای خباز اقدم، درباره نتایج تمرینات بسته روانشناسی ثروت استاد عباس منش
● تعداد بسیاری از اعضای سایت گروه تحقیقاتی عباس منش در خواستی مبنی بر مصاحبه تصویری با افرادی که از بسته روانشناسی ثروت استاد عباس منش استفاده کرده اند و تمرینات آن را انجام داده اند داشتند. در این برنامه آقای خباز اقدم در مورد نتایجشان صحبت می کنند. آقای خباز اقدم حدود 45 روز پیش، بسته روانشناسی ثروت استاد عباس منش را تهیه کرده و تا دی وی دی شماره 3 نیز تمرینات آن را انجام داده است. ایشان در این برنامه در مورد نتایج استفاده از بسته روانشناسی ثروت صحبت می کند برای دانلود رایگان صحبتهای آقای خباز اقدم درباره نتایج تمرینات بسته روانشناسی ثروت استاد عباس منش اینجا را کلیک کنید persian-eshop.ir
...ادامه
22960
1393/07/29
سيد فريد كازروني ۞ دلنوشته
● اگر مي خواهی پس از مرگ فراموش نشوی ، يا چيزی بنويس كه قابل خواندن باشد، يا كاری بكن كه قابل نوشتن باشد بنجامين فرانكلين
...ادامه
22959
1393/07/29
سيدفريد كازروني ۞ تحول درون
● استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید: اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید ... او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند: صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟ مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد... استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد: صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ و خودش ادامه می‌دهد که: راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است....؟ اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم ...
...ادامه
22797
1393/07/22
محمد موجودی ۞ نحوه رزومه نویسی برای افرادی که سابقه کاری ندارند
● نگاهی به فنون رزومه نویسی رزومه هویت ارزش قابلیت و سابقه مهارت شماست. در حقیقت بازتابی از ویژگی‌ها و شخصیت شما در برگه‌های رزومه نهفته است. آسا‌‌ن‌ترین و بهترین راه برای ابراز نیاز به شغل ارائه رزومه یا سابقه شغلی و مهارتی است. در واقع این کار نخستین نشانه و موج مثبت برای همکاری است. در هر حال ارائه رزومه و همراه داشتن آن در شرایط مختلف آمادگی شما را در انتخاب‌های شغلی‌تان افزایش می‌دهد و مانند سربازی که همیشه با اسلحه پر به میدان نبرد می‌رود شما نیز با همراه داشتن رزومه درهرشرایطی آماده به کار خواهید بود. رزومه معیار مشخصی دارد. با نگاهی اجمالی به چند رزومه قالب‌های آن را به راحتی خواهید آموخت و خودتان خواهید توانست تا طبق شرایط فعلی رزومه‌تان را بنویسید. برای آگاهی از محتوای رزومه و افزایش احتمال پذیرش خود نزد كارفرمایان مختلف به نكات زیر توجه فرمایید چند توصیه درباره ارائه رزومه 1. محتوا و قالب رزومه خود را منطبق با قوانین كشور مقصد ویرایش كنید. 2. ممكن است رزومه شما براساس تشخیص نمایندگان و برای ارسال به كشوری دیگر احتیاج به ترجمه داشته باشد. 3. برای اطلاعات بیشتر و اطمینان نمایندگان خارجی از شركت‌هایی كه در آن‌ها سابقه‌كاری دارید تاییدیه دریافت كنید. رزومه باید در طول سال‌های مختلف براساس قابلیت‌ها و سوابق شما تغییر كند. نباید از یك رزومه ثابت با جملاتی تكراری برای ارسال به شركت‌های مختلف استفاده شود. هرسال مطابق با مسئولیت‌ها موفقیت‌ها و مهارت‌های خود برسوابق كاری خود بیفزایید. این نكته را به یاد داشته باشید هرچه میزان سوابق و مهارت‌های شما بیشتر باشد احتمال پذیرش نیز افزایش می‌یابد. 4. اگر به هر دلیلی سوابق كاری شما به میزان لازم نیست می‌توانید با استفاده از استعدادها و مهارت‌های دیگر نقاط ضعف خود را بپوشانید. این ویژگی‌ها عبارتند از میزان علاقه توانایی اجرای كارهای مختلف در شرایط دشوار تجربه كافی در حل مسائل و مشكلات كاری استفاده از مدیریتی صحیح در مواقع بحرانی احساس مسئولیت حسن اجرای قوانین كار اخلاق و رفتار شایسته در محیط كار ابراز رضایت كارفرمای پیشین لوح‌های سپاس و تقدیرنامه‌های مختلفی كه به دلایل مختلف كسب كرده‌اید سوابق تحصیلی ممتاز علاقه حرفه‌ای شما در امور مختلف استفاده از نوآوری‌ها و ابداعات مختلف روحیه انتقادپذیری و انعطاف‌پذیری. همان طور كه می‌دانید سوابق كاری با مكمل‌هایی كه ذكر شدند بر قابلیت‌های شما درمقابل كارفرمای جدید می‌افزایند و از طریق راهكارهای مناسب دیگر مشكل سوابق كم شما را حل می‌كنند. 5. اگر سوابق كاری شما زیاد است برای طولانی نشدن رزومه مهم‌ترین و جدیدترین آن‌ها را ذكر كنید. 6. ازپرداختن به مسائل غیرضروری مانند علاقمندی‌ها و سرگرمی‌ها خودداری كنید. 7. هیچ وقت درباره شغل مورد نظرتان در رزومه چیزی ننویسید اگر این‌طور عمل كنید كارفرما خواهد فهمید كه شما مستقیما خواستار پست خاصی هستید و یا به نوعی او را مجبور به پذیرش موقعیت خاصی می‌كنید. 8. هیچ وقت در بیان استعدادها توانایی‌ها و سوابق شغلی اغراق نكنید. زیرا دیر یا زود همه چیز برای كارفرما روشن خواهد شد. با این كار نه تنها احتمال موفقیت خود را كاهش می‌دهید بلكه تصور بدی نیز به وجود خواهد آمد. 9. هیچ وقت درباره میزان دریافت حقوق و ساعات كاری در رزومه چیزی ننویسید. مطمئنا پس ازپذیرش كارفرما درباره ساعات كاری و شرایط پرداخت حقوق توضیحات لازم را به شما خواهد داد. 10. هیچ وقت درباره نحوه انصراف و یا خارج شدن از محیط كار سابق در رزومه چیزی ننویسید این مسئله تنها به خود شما مربوط می‌شود و هیچ كس دیگری تا زمانی كه لازم نباشد نباید از آن مطلع شود. تنها سابقه فعالیت رضایت و تاییدیه كارفرمای پیشین شما ارزشمند است. بنابراین تا حد امكان از حاشیه‌پردازی خودداری كنید. 11. در رزومه حروف اختصاری ننویسید. متن رزومه باید كامل مرتب و بدون غلط‌های تایپی باشد. زیرجملات خط نكشید و جز درموارد تاكید آن‌ها را با فونت بزرگتر ننویسید. 12. كاغذ رزومه باید سفید ساده و تانخورده باشد. فقط از قلم مشكی برای تایپ استفاده كنید. اصلا ضرورتی ندارد كه از چند قلم متفاوت استفاده كنید. 13. رزومه به هیچ وجه نباید دست نویس باشد. حتی اگر یك كلمه جا افتاده باشد. هرگونه خط خوردگی احتمال موفقیت شما را ضعیف‌تر خواهد كرد. بنابراین برای اطمینان بیشتر یك بار رزومه را پرینت بگیرید و پس از چندین بار مطالعه دقیق پرینت نهایی را ارسال كنید. یك نكته هیچ‌گاه تنها با ارسال یك رزومه به یك شركت خاص اكتفا نكنید. همزمان به چند شركت معتبر رزومه بفرستید تا میزان توانایی‌ها و مهارت‌های خویش را بازیابید. از پذیرفته نشدن نهراسید و شانس خود را بار دیگر بیازمایید. ارسال رزومه به شركت‌های بین المللی آیا تاكنون درباره ارسال رزومه خود به شركت‌های بین‌المللی اندیشیده‌اید؟ آیا به اشتغال در كشورهای دیگر علاقمند هستید؟ برای این كار باید برمهارت‌های خود بیفزایید‌ كلاس‌های آموزشی مختلفی را بگذرانید و در زبان خارجه آن كشور نیز مهارت‌هایی را كسب كنید. اما اصلی‌ترین موضوعی كه باید به آن پرداخت مهارت‌ دانش آمادگی و رزومه شما است. اصولا كار در شركت‌های بین‌المللی نیاز به مهارتهایی بسیار بالا و ویژگی‌های خاص دارد. شما باید در مقایسه با كارجویان كشورهای دیگر و مهارت‌های مختلف برگزیده شوید. رقیبان شما افرادی كارآزموده با سوابق كاری درخشان در شركت‌های بزرگ تجاری هستند. بنابراین برای پذیرش در چنین شركت‌هایی باید سوابق كاری بسیار موفقی داشته باشید. هر كشوری براساس قوانین خود سبك‌های پذیرش خاصی دارد. مثلا در كشور امریكا اصلا نیازی به ارائه عكس در رزومه نیست مگر در مواردی كه فرستنده رزومه یك مدل تبلیغاتی و یا بازیگر باشد. همچنین به ذكر تاریخ تولد وضعیت تاهل و یا مشخصات شخصی نیاز ندارید. درعوض چنین قوانینی در كشورهای اروپایی و آسیایی به شدت اعمال می شوند. برخلاف سایر كشورها در امریكا و كانادا تجربه‌ها و سوابق كاری افراد در رزومه از آخرین تاریخ كاری آن‌ها تا اولین ذكر می‌شوند. درصورتی‌كه در كشورهای دیگر قواعد رزومه‌نویسی اساسا به‌گونه‌ای دیگر تعریف شده است. درواقع وجه تمایز رزومه‌ها در این دو كشور(آمریكا و كانادا) براساس بالاترین رتبه شغلی آخرین سمت و آخرین شغل است. به این ترتیب نیازی به مرور سوابق سال‌های گذشته نیست و در اولین نگاه آخرین سمت فرد مشخص می‌شود. اما این قاعده در كشورهای اروپایی و آسیایی كاملا برعكس است. در این كشورها مسیر نزولی به صعودی سوابق بررسی می‌شود. بنابراین در جایگاه یك متقاضی كار باید به مقررات كشور مقصد كاملا آگاه باشید و این موارد را در رزومه خود اعمال كنید. براساس قوانین كشور مقصد سعی كنید تا شرایط كاری و فرهنگی خود را با همان كشور هماهنگ كنید مثلا اگر خواستار كار در كانادا هستید باید طبق قوانین كار مهاجرت فرهنگ و انتظارات كارفرمای كانادایی خود عمل نمایید. سعی كنید در محیط كار انعطاف‌پذیر و روشنفكر باشید. در محل كارشما افراد مختلف از ملیت‌های متفاوتی هستند. بنابراین باید رابطه مسالمت‌آمیزی با آنان داشته باشید. همیشه به یاد داشته باشید اشتیاق به كارآموزی و كسب مهارت و انطباق با محیط كار كلیدهای موفقیت شما در این جریان هستند. از پرسش درباره مسائل كوچك و بزرگ نهراسید. تمامی این رفتارها نتیجه نحوه انطباق‌پذیری شما با محیط جدید كاری‌اند. نحوه پذیرش شركت‌های مختلف متفاوت است. پذیرفته نشدن دلیل بر ناتوانی نیست. حرف آخر رزومه هویت ارزش قابلیت و سابقه مهارت شماست. در حقیقت بازتابی از ویژگی‌ها و شخصیت شما در برگه‌های رزومه نهفته است. اینكه چه طور خود را توصیف خواهید كرد و چگونه از اجرای ماموریت‌های محوله برخواهید آمد نشان دهنده ماهیت و ذات شماست. رزومه آیینه تمای نمای استعدادها و حاصل مهارت‌های دوران تحصیل و اشتغال است. سال‌هایی كه برای رسیدن به هدف سختی‌ها را پشت سر گذاشته‌اید و اكنون با كوله‌باری از تجربه به دنیایی نوین گام نهاده‌اید. بنابراین صفحات موفقیت خود را صادقانه بنویسید.
...ادامه
22796
1393/07/22
محمد موجودی ۞ ميان پيغمبران جرجيس را انتخاب کردی؟؟؟
● مورد استفاده و استناد عبارت مثلي بالا هنگامي است که مخاطب در انتخاب مطلوبش بي سليقگي نشان دهد و آنچه را که کم فايده و بي مايه تر باشد بر سر اشيا مرجح شمارد. اما ريشۀ اين عبارت جرجيس نام پيغمبري است از اهل فلسطين که پس از حضرت عيسي بن مريم به پيغمبري مبعوث گرديده است. بعضي وي را از حواريون مي دانند ولي ميرخواند وي را از شاگردان حواريون نوشته است و برخي نيز گويند که وي خليفه داود بوده است. جرجيس چندان مال داشت که محاسب و هم از ضبط حساب آن به عجز اعتراف مي کرد. در سرزمين موصل به دست حاکم جباري به نام داذيانه گرفتار شد. چون بت و صنم داذيانه به نام افلون را سجده نکرد به انواع عقوبتها او را مي کشتند اما به فرمان الهي زنده مي شد تا آنکه عذابي در رسيد و همۀ کافران را از ميان برداشت. عطار مي نويسد او را زنده در آتش انداختند گوشتهايش را با شانۀ آهنين تکه تکه کردند و چرخي را که تيغهاي آهنين به آن نصب کرده بودند از روي بدنش گذراندند اما با آنکه سه بار او را کشتند هر سه بار زنده شد و سرانجام هم نمرد تا آنکه دشمنانش به آتشي که از آسمان فرستاده شد هلاک شدند. اما جرجيس را چرا ضرب المثل قرار داده اند از آن جهت است که در ميان چند هزار پيامبر مرسل و غيرمرسل که براي هدايت و ارشاد افراد بشر مبعوث گرديده اند گويا تنها جرجيس پيغمبر صورتي مجدر و نازيبا داشت. جرجيس آبله رو بود و يک سالک بزرگ بر پيشاني- و به قولي بر روي بيني- داشت که به نازيبايي سيمايش مي افزود. با توجه به اين علائم و امارات اگر کسي در ميان خواسته هاي گوناگون خود به انتخاب نامطلوبي مادون ساير خواسته ها مبادرت ورزد به مثابۀ مومني است که در ميان يک صد و بيست و چهار هزار پيغمبر به انتخاب جرجيس اقدام کند و او را به رسالت و رهبري برگزيند. راجع به اين ضرب المثل روايت ديگري هم در بعض کتب ادبي ايران وجود دارد که في الجمله نقل مي شود. گويند روباهي خروسي را از ديهي بربود و شتابان به سوي لانۀ خود مي رفت. خروس در دهان روباه با حال تضرع گفت صد اشرفي مي دهم که مرا خلاص کني. روباه قبول نکرد و بر سرعت خود افزود. خروس گفت حال که از خوردن من چشم نمي پوشي ملتمسي دارم که متوقع هستم آن را برآورده کني. روباه گفت ملتمس تو چيست و چه آرزويي داري؟ خروس گرفتار که در زير دندانهاي تيز و برندۀ روباه به دشواري نفس مي کشيد جواب داد اکنون که آخرين دقايق عمرم سپري مي شود آرزو دارم اقلاً نام يکي از انبياي عظام را بر زبان بياوري تا مگر به حرمتش سختي جان کندن بر من آسان گردد. البته مقصود خروس اين بود که روباه به محض آنکه دهان گشايد تا کلمه اي بگويد او از دهانش بيرو افتد و بگريزد و خود را به شاخۀ درختي دور از دسترس روباه قرار دهد. روباه که خود سرخيل مکاران بود به قصد و نيت خروس پي برده گفت جرجيس جرجيس و با گفتن اين کلمه نه تنها دهانش اصلاً باز نشد بلکه دندانهايش بيشتر فشرده شد و استخوانهاي خروس به کلي خرد گرديد. خروس نيمه جان در حال نزع گفت لعنت بر تو که در ميان پيغمبران جرجيس را انتخاب کردي
...ادامه
22793
1393/07/22
محمد موجودی ۞ اصالت ذاتی بهتر است یا تربیت خانوادگی ؟
● در تاریخ آمده است به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه شیخ بهائی رسید. پس از سلام واحوالپرسی از شیخ پرسید در برخورد با افراد اجتماع اصالت ذاتی آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان ؟ شیخ گفت هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من اصالت ارجح است.شاه برخلاف او گفت شک نکنید که تربیت مهم تر است بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستندیکدیگر را قانع کنند. بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش رابه کرسی نشاند. فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید. بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرارسید. سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ وبرقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهارگربه شمع به دست حاضر شدند وآنجا را روشن کردند درهنگام ِ شام شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم تربیت از اصالت مهم تر است مااین گربه های نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه ی اهمیت تربیت است. شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت این چه حرفیست؟ فردا مثل امروز وامروز هم مثل دیروز کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست وتمرین زیاد انجام می شود. ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند. لذا شیخ فکورانه به خانه رفت.او وقتی از کاخ برگشت بیدرنگ دست به کار شد. چهار جوراب برداشت و چهار موش بخت برگشته در آن نهاد. فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت. تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تأکیدی برصحّت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز میخواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد. هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال واین یکی جنوب واین بار شیخ دستی برپشت شاه زد و گفت شهریارا یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه تربیت هم بسیار مهم است ولی اصالت مهم تر یادت باشد با تربیت میتوان گربه را رام و آرام کرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و اصالت خود بر می گردد و شیر نا اهل و نا آرام و درنده می شود
...ادامه
22792
1393/07/22
محمد موجودی ۞ کریسمس در جنگ
● ارتش های آلمان بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم می جنگیدند. شب کریسمس جنگ را تعطیل می کنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقه خواندن در اپرا را داشت شروع به خواندن ترانه کریسمس مبارک می کند. صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های دیگر می شنوند و با پرچم های سفید به نشانه صلح از خاکریز بالا می آیند و بسوی ارتش آلمان می روند. آن شب سربازان هر سه ارتش در کنار هم شام می خورند و کریسمس را جشن می گیرند ولی هر ۳ فرمانده توافق می کنند که از روز بعد صلح شکسته شود و جنگ را از سر بگیرند صبح روز بعد دست و دل سربازان برای جنگ نمی رفت. شب قبل آنقدر با دشمن رفیق شده بودند که بی خیال جنگ شدند و از پشت خاکریز برای هم دست تکان می دادند چند ساعت که گذشت باز هم پرچم های سفید بالا رفت و پس از گفتگوی سه نماینده ارتش ها تصمیم بر این گرفته شد که برای سرگرم شدن با هم فوتبال بازی کنند. آنها آنقدر با هم رفیق می شوند که با هم عکس می گیرند و حتی آدرس خانه های خود را به همدیگر می دهند تا بعد از جنگ به کشور های هم سفر کنند کار به جایی می رسد که این سه 3 ارتش به هم پناه می دهند و ……. تنها چیزی که باعث می شود قضیه لو برود متن نامه هایی بود که سربازان برای خانواده هایشان فرستاده بودند و به آنها اطمینان داده بودند که اینجا از جنگ خبری نیست این اتفاق تاریخی با نام Christmas Truce شناخته می شود. سال ها بعد کریس دی برگ متن یکی از این نامه های سربازان را در یک حراجی به قیمت 27 هزار دلار می خرد پل مک کارتنی هم در ویدیوی یکی از کارهایش به این اتفاق ادای احترام کرده و سال 2005 هم کریستین کاریون با استناد به مدارک این اتفاق فیلمی بنام کریسمس مبارک می سازد که اسکار بهترین فیلم خارجی را گرفت و حتی در جشنواره فیلم فجر ایران به نمایش در آمد.
...ادامه
22788
1393/07/22
محمد موجودی ۞ گرانبها ترین دارایی
● بر بالای تپه‌ای در شهر وینسبرگ آلمان قلعه ای قدیمی‌و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است افسانه حاکی از آن است که در قرن 15 لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می‌کند. اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می‌برند. فرمانده دشمن به قلعه پیام می‌فرستد که… قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند. پس از کمی‌مذاکره فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف موافقت می‌کند که هر یک از زنان در بند گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد. نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی‌که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج می‌شدند بسیار تماشایی بود
...ادامه
22783
1393/07/22
محمد موجودی ۞ قدر دانی از آقای مرتضي درويش محسني
● سلام همکار عزیزم جناب آقای درویش محسنی عزیز بخدا قسم همین قدر شناسی های شما همکاران عزیزم هست که امیدوارم میکند و انرژی ام را برای تهیه و درج مقالات تجدید میکند از قدرشناسی و اوقات عزیزتان را برای خواندن مقالاتم سپاسگذارم یا علی
...ادامه
22722
1393/07/19
محمد موجودی ۞ موجودي به نام فرزند
● مردی دیر وقت، خسته و كوفته از سر کار به خانه بازگشت. دم در، پسر پنج ساله‌اش را دید که در انتظار او بود. - بابا! یک سؤال از شما بپرسم؟ - بله حتماً. چه سؤالي؟ - بابا شما برای هر ساعت کار چقدر پول می‌گیرید؟ مرد با عصبانیت پاسخ داد : این به تو ربطی نداره. چرا چنین سوالی می‌پرسی؟ - فقط می‌خواهم بدانم. بگویید برای هر ساعت کار چقدر پول می‌گیرید؟ - اگر باید بدانی می‌گویم. 1000۰ تومان. - پسر کوچک در حالی که سرش پایین بود، آهي کشید. بعد به مرد نگاه کرد و گفت: می‌شود لطفاً 8000تومان به من قرض بدهید؟ مرد بیشتر عصبانی شد و گفت:‌ اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این بود که پولی برای خرید اسباب بازی از من بگیری، سریع به اتاقت برو و فکر کن که چرا اینقدر خودخواه هستی. من هر روز کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه‌ای وقت ندارم. پسر کوچک آرام به اتاقش رفت و در را بست. مرد نشست و باز هم عصبانی‌تر شد. بعد از حدود یک ساعت مرد آرام تر شد و فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی خشن رفتار کرده است. شاید واقعاً او به 8000 تومان برای خرید چیزی نیاز داشته است. به خصوص اینکه خیلی کم پیش می‌آمد پسرک از پدرش پول درخواست کند. مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد. - خواب هستی پسرم؟ - نه پدر بیدارم. - من فکر می کنم با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و ناراحتی‌هایم را سر تو خالی کردم. بیا این هم 8000 تومان که خواسته بودی. پسر کوچولو نشست خندید و فریاد زد : متشکرم بابا. بعد دستش را زیر بالشش برد و از آن زیر چند اسکناس مچاله بیرون آورد. مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته دوباره عصبانی شد و گفت:‌ با اینکه خودت پول داشتی چرا دوباره تقاضای پول کردی؟ بعد به پدرش گفت: برای اینکه پولم کافی نبود، ولی الان هست. حالا من 1000۰ تومان دارم. آیا می‌توانم یک ساعت از کار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ چون دوست دارم با شما شام بخورم...! [1] ***** مديريت زمان جهد را بسیار کن، عمر اندکی است***کار را نیکو گزین، فرصت یکی است کاردانان چون رفو آموختند***پاره های وقت بر هم دوختند عمر را باید رفو با کار کرد****وقت کم را با هنر، بسیار کرد کار را از وقت، چون کردی جدا***این یکی گردد تباه، آن یک هبا.[2] پی نوشت : 1. محمدعلي قديري، بوسه بر دست(احکام کار و...)، دفترهماهنگي تبليغات اسلامي، فولاد مباركه 2.شعر از پروین اعتصامی
...ادامه
22686
1393/07/15
مرتضي درويش محسني ۞ تشكر از اقاي محمد موجودي
● همكار گرامي جناب اقاي محمد موجودي از تيترهاي بسيار زيبا و اموزنده شما در اين قسمت تشكر نموده اميد است باز هم مطالب زيبا و ارزشمند شما زينت بخش پيام انلاين گردد ارزوي سلامت و تندرستي شما و خانواده محترمتان را از خداوند سبحان خواهانم
...ادامه
22678
1393/07/15
محمد موجودی ۞ آخر و عاقبت چاپلوسی در دربار کریم خان زند
● کریم خان زند هر روز صبح علی الطلوع تا شامگاه برای دادخواهی ستمدیدگان رفع ستم و احقاق حقوق مردم در ارک شاهی می نشست و به امور مردم رسیدگی می کرد. یک روز مردک حقه باز و چاپلوسی پیش آمد و همین که چشمش به کریم خان افتاد شروع به های و های گریستن کرده و سیلاب اشک از دیدگان فرو ریخت او طوری گریه می کرد که هق و هق هایش اجازه سخن گفتن به او نمی داد. شاه که خود را وکیل الرعایا می نامید؛ دستور داد او را به گوشه ای برده آرام کنند زان پس به حضور برسد. مردک حقه باز را بردند و آرام کردند و در فرصت مناسب دیگری به حضور کریم خان آوردند. کریم خان قبل از آنکه رسیدگی به کار او را آغاز کند نوازش و دلجویی فراوانی از وی به عمل آورد و آنگاه از خواسته اش جویا شد. آن مرد گفت من از مادر کور و نابینا متولد شدم و سالها با وضع اسف باری زندگی کرده و نعمت بینایی و دیدن اطراف و اکناف خود محروم بودم تا اینکه روزی افتان خیزان و کورمال خود را روی زمین کشیدم و به سختی به زیارت آرامگاه پدر شما رفته و برای کسب سلامتی خود متوسل به مرقد مطهر ابوی مرحوم شما شدم. در آن مزار متبرک آنقدر گریه کردم که از فرط خستگی ضعف ‌ بیهوش شده به خواب عمیقی فرو رفتم در عالم خواب و رویا مردی جلیل القدر و نورانی را دیدم که سراغ من آمد و گفت ابوالوکیل پدر کریم خان هستم. آنگاه دستی به چشمان من کشید و گفت برخیز که تو را شفا دادم از خواب که بیدار شدم ‌ خود را بینا دیدم و جهان تاریک پیش چشمانم روشن شد این همه گریه و زاری امروز من از باب تشکر و قدر دانی و سپاسگذاری از والد ماجد شما بود . مردک حقه باز که باادای این جملات و انجام این صحنه سازی مطمئن بود کریم خان را خام کرده است منتظر دریافت صله و هدیه و مرحمتی بود که مشاهده کرد کریم خان برافروخته شده دنبال د‍ژخیم می گردد موقعی که دژخیم حاضر گردید کریم خان دستور داد چشمان مرد حقه باز را از حدقه بیرون بکشد درباریان و بزرگان قوم زندیه به دست و پای کریم خان افتادند و شفاعت مرد متملق و چاپلوس را کرده و از وکلیل الرعایا خواستند از گناه او در گذرد. کریم خان که ذاتا آدم رقیق القلبی بود خواهش درباریان و اطرافیان را پذیرفت ولی دستور داد مرد متملق را به فلک بسته چوب بزنند هنگامی که نوکران شاه مشغول سیاست کردن مرد حقه باز بودند کریم خان خطاب به او گفت مردک پدر سوخته پدر من تا وقتی زنده بود در گردنه بید سرخ خر دزدی می کرد من که مقام و مسند شاهی رسیدم عده ای متملق برای خوشایند من و از باب چاپلوسی برایش آرامگاهی ساختند و مقبره ای برپا کردند و آنجا را عنیان ابوالوکیل نامیدند. اکنون تو چاپلوس دروغگو آمده ای و پدر خر دزد مرا صاحب کرامت و معجزه معرفی می کنی؟ اگر بزرگان مجلس اجازه داده بودند دوباره چشمانت را در می آوردم تا بروی برای بار دوم از او چشمان تازه و پر فروغ بگیری . مردک سرافکنده و شرمسار به سرعت از پیش او رفت و ناپدید شد.
...ادامه
22676
1393/07/15
محمد موجودی ۞ عاقبت گرگ زاده گرگ شود
● گروهی دزد غارتگر بر سر کوهی در کمین گاهی به سر می بردند و سراه غافله ها را گرفته به قتل و غارت می پرداختند و موجب ناامنی شده بودند مردم از آنها ترس داشتند و نیروهای ارتش شاه نیز نمی توانستند بر آن‌ها دست یابند زیرا در پناهگاهی استوار در قله کوهی بلند کمین کرده بودند و کسی را جرأت رفتن به آنجا نبود. فرماندهان اندیشمند کشور برای مشورت به گرد هم نشستند و درباره دستیابی بر آن دزدان گردنه به مشورت پرداختند و گفتند که هر چه زودتر باید از گروه دزدان جلوگیری کرد و گرنه آنها پایدارتر شده و دیگر نمی توان درمقابلشان پایداری کرد. درختی که اکنون گرفته است پای به نیروی مردی برآید ز جای وگر همچنان روزگاری هلی به گردونش از بیخ بر نگسلی سر چشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گذشتن به پیل سرانجام چنین تصمیم گرفتند که یک نفر از نگهبانان با جاسوسی به جستجوی دزدان بپردازد واخبار آن‌ها را گزارش کند و هرگاه آنان از کمینگاه خود بیرون آمدند همان گروه از دلاور مردان جنگنده را به سراغ آنها بفرستند. همین طرح اجرا شد و گروه دزدان شبانه از کمینگاه خود خارج شدند.جاسوس بیرون رفتن آن‌ها را گزارش داد. دلاورمرادن ورزیده بی درنگ خود را تا نزدیکی های کمینگاه دزدان رساندند و در آنجا خود را مخفی کردند و به انتظار دزدان نشستند. طولی نکشید که دزدان بازگشتد و آنچه را که غارت کرده‌ بودند بر زمین نهادند و لباس و اسلحه خود را کناری گذاشتند و نشستند به قدری خسته و کوفته بودند که خواب چشمانشان را فراگرفت. همین که مقداری از شب گذشت و هوا تاریک شد دلاورمردان از کمینگاه برجهیدند و خود را به آن دزدان از همه جا بی خبر رساندند. دست یکایک را بر شانه هایشان بستند و صبح همه را به نزد شاه بردند.شاه اشاره کرد همه را اعدام کنید. در بین دزدان جوانی تازه به دوران رسیده وجود داشت. یکی از وزیران شاه تخت پادشاه را بوسید و به وساطت جوان پرداخت اما شاه سخن وزیر را نپذیرفت و گفت بهتر این است که نسل این دزدان ریشه کن شود. اما وزیر باز اصرار کرد و خواست پادشاه به این جوان فرصتی بدهد و پادشاه هم پذیرفت. این جوان را در ناز و و نعمت پرورداند و استادان بزرگی به او درس زندگی آموختند و مورد پسند دیگران قرار گرفت و وزیر هر روز از جوان و خصوصیاتش برای پادشاه می گفت و پادشاه می گفت‌ عاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی بزرگ شود دو سال از این ماجرا گذشت و عده ای از اوباش تصمیم گرفتند وزیر را بکشند. پسر جوان که دلش می خواست خودش به جای وزیر بنشیند او را کشت و به ثروت و مال فراوانی هم رسید. شاه که این ماجرا را شنید گفت شمشیر نیک از آهن بد چون کند کسی ناکس به تربیت نشود ای حکیم کس باران که درلطافت طبعش خلاف نیست درباغ لاله روید و در شورزار خس زمین شوره سنبل بر نیارد درو تخم و عمل ضایع مگردان نکویی با بدان کردن چنان است که بد کردن به جای نیک مردان حکایت چهارم از باب اول (سیرت پادشاهان) گلستان سعدی
...ادامه
22652
1393/07/14
محمد موجودی ۞ نیاز به کوسه در استخر
● ژاپنی ها همواره عاشق ماهی تازه هستند. ولی آب نزدیک ژاپن برای چند دهه ماهی زیادی نداشت. بنابراین برای فراهم کردن غذای ژاپنی ها قایق های ماهی گیری بزرگتر شدند و مسافتی بیشتر از قبل را طی می کردند. هرچه ماهیگیران دورتر می رفتند بیشتر طول می کشید تا ماهی بیاورند. اگر برگشتشان بیشتر طول می کشید ماهی ها دیگر تازه نبود برای حل این مشکل شرکتهای ماهیگیری فریزرهایی را در قایقهایشان نصب کردند . آنها ماهی های به دست آمده را در فریزر قرار می دادند. فریزرها این امکان را فراهم می کرد که قایقها دورتر بروند و بیشتر بمانند. ولیکن ژاپنی ها توانستند به تفاوت بین ماهی تازه و منجمد پی ببرند و آنها مزه ماهی منجمد را دوست نداشتند. قیمت ماهی منجمد کاهش پیدا کرد. بنابراین شرکتهای ماهیگیری مخزنهایی نصب کردند. آنها ماهی میگرفتند و درون مخزن قرار می دادند. ماهی ها پس از کمی تحرک خسته می شدند و مزه تازه بودن خود را از دست می دادند. صنعت ماهیگیری دچار بحران قریب الوقوعی شد. ولی امروزه آنها ماهی های تازه به ژاپن می فرستند. چطور توانستند مدیریت کنند؟ برای اینکه طعم ماهی تازه بماند شرکتهای ماهیگیری ژاپنی هنوز ماهی ها را در مخزنها قرار میدهند ولی با یک کوسه کوچک. ماهی ها تقلا می کنند و از اینرو دائما در حال حرکتند. تلاشی که می کنند باعث می شود آنها تازه و سرحال باشند. تاحالا به این پی بردید که برخی از ما در استخر زندگی می کنیم ولی بیشتر مواقع خسته و کسل هستیم؟ اساسا در زندگی ما کوسه ها چالش های تازه ای هستند که ما را فعال نگه می دارند. اگر شما مدام در تکاپو باشید شاد خواهید بود. تلاشهایتان است که شما را پر انرژی نگه می دارد. در وضعیتی از سکون موفقیت را کسب نکنید و به آن شاد نباشید. شما منابع مهارتها و توانایی هایی را برای ایجاد این تفاوت دارید. کوسه ای را درون مخزنتان قرار دهید و سپس خواهید دید که واقعا چقدر می توانید پیش بروید. ضعف برخورد( یا نگرش) موجب ضعف شخصیت می شود آلبرت انیشتن
...ادامه
22649
1393/07/14
محمد موجودی ۞ گاوچران و اسبش
● گاوچراني وارد شهر شد و براي نوشيدن چيزي كنار يك مهمان‌خانه ايستاد. بدبختانه كساني كه در آن شهر زندگي مي‌كردند عادت بدي داشتند كه سر به سر غريبه‌ها مي‌گذاشتند. وقتي او (گاوچران) نوشيدني‌اش را تمام كرد متوجه شد كه اسبش دزديده شده است. او به كافه برگشت و ماهرانه اسلحه‌اش را در آورد و سمت بالا گرفت و بالاي سرش گرفت بدون هيچ نگاهي به سقف يه گلوله شليك كرد. او با تعجب و خيلي مقتدرانه فرياد زد كدام يك از شما آدم‌هاي بد اسب منو دزديده؟ ؟ كسي پاسخي نداد. بسيار خوب من يك آب جو ديگه ميخورم و تا وقتي آن را تمام مي‌كنم اسبم برنگردد كاري را كه در تگزاس انجام دادم انجام مي‌دهم و دوست ندارم آن كاري رو كه در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم بعضي از افراد خودشون جمع و جور كردن. آن مرد بر طبق حرفش آب جو ديگري نوشيد بيرون رفت و اسبش به سرجايش برگشته بود. اسبش رو زين كرد و به سمت خارج از شهر رفت. كافه چي به آرامي از كافه بيرون آمد و پرسيد هي رفيق قبل از اينكه بري بگو در تگزاس چه اتفاقي افتاد؟ گاوچران برگشت و گفت مجبور شدم پیاده برم خونه .
...ادامه
22647
1393/07/14
محمد موجودی ۞ الکساندر فلمینگ کشاورز فقیر اسکاتلندی بود
● يك روز در حالي كه به دنبال امرار معاش خانواده اش بود از باتلاقي در آن نزديكي صداي درخواست كمك را شنید وسايلش را بر روي زمين انداخت و به سمت باتلاق دوید. پسری وحشت زده که تا كمر در باتلاق فرو رفته بود فرياد مي زد و تلاش مي كرد تا خودش را آزاد كند. فارمر فلمينگ او را از مرگي تدریجی و وحشتناك نجات می دهد. روز بعد كالسكه اي مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسید. مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسري معرفي کرد كه فارمر فلمينگ نجاتش داده بود. اشراف زاده گفت مي خواهم جبران كنم . شما زندگي پسرم را نجات دادی . کشاورز اسکاتلندی جواب داد من نمي توانم براي كاري كه انجام داده ام پولی بگيرم . پيشنهادش را نمی پذیرد. در همين لحظه پسر كشاورز وارد كلبه شد. اشراف زاده پرسید پسر شماست؟ كشاورز با افتخار جواب داد بله با هم معامله مي كنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل كند. اگر شبيه پدرش باشد به مردي تبديل خواهد شد كه تو به او افتخار خواهي كرد. پسر فارمر فلمينگ از دانشكده پزشكي سنت ماري در لندن فارغ التحصيل شد. همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر الكساندر فلمينگ كاشف پنسيلين مشهور شد. سال ها بعد پسر اشراف زاده به ذات الريه مبتلا شد. چه چيزي نجاتش داد؟ پنسيلين.
...ادامه
22646
1393/07/14
محمد موجودی ۞ سنجش عملکرد
● پسر کوچکی وارد داروخانه شد کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی. مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید خانم می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید- زن پاسخ داد کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد. پسرک گفت خانم من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد . زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد خانم من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت. مجددا زن پاسخش منفی بود . پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت گوشی را گذاشت مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت پسر.از رفتارت خوشم میاد به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم پسر جوان جواب داد نه ممنون من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه
...ادامه
22644
1393/07/14
محمد موجودی ۞ قربانی
● یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه کشاورز دامپزشک میاره . دامپزشک میگه اگه تا 3 روز گاو نتونه رو پاش وایسته گاو رو بکشید گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو میگه بلند شو بلند شو گاو هیچ حرکتی نمیکنه... روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو میره پیش گاو میگه بلند شو بلند شو رو پات بایست بازگاو هر کاری میکنه نمیتونه وایسته رو پاش روز سوم دوباره گوسفند میره میگه سعی کن پاشی وگرنه امروز تموم بشه و نتونی رو پات وایسی دامپزشک گفته باید کشته شی گاو با هزار زور پا میشه.. صبح روزبعد کشاورز میره در طویله و میبینه گاو رو پاش وایساده از خوشحالی بر میگرده میگه گاو رو پاش وایساده جشن میگیریم ...گوسفند رو قربوني كنيد... نتیجه اخلاقی خودتونو نخود هر آشی نکنید
...ادامه
22643
1393/07/14
محمد موجودی ۞ مدیریت بحران
● روزي دو نفر در جنگل قدم مي زدند. ناگهان شيري در مقابل آنها ظاهر شد.. يكي از آنها سريع كفش ورزشي اش را از كوله پشتي بيرون آورد و پوشيد. ديگري گفت بي جهت آماده نشو هيچ انساني نمي تواند از شير سريعتر بدود. مرد اول به دومي گفت قرار نيست از شير سريعتر بدوم. كافيست از تو سريعتر بدوم... و اينگونه شد که شاخه اي از مديريت بنام مديريت بحران شکل گرفت
...ادامه
22642
1393/07/14
محمد موجودی ۞ شیرينی و مرد فقير
● در اوزاکای ژاپن شیرینی‌سرای بسیار مشهوری بود شهرت آن به خاطر شیرینی‌های خوشمزه‌ای بود که می‌پخت . مشتری‌های بسیار ثروتمندی به این مغازه می‌آمدند چون قیمت شیرینی‌ها بسیار گران بود. صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوش‌آمد مشتری‌ها به این طرف نمی‌آمد مهم نبود که مشتری چقدر ثروتمند است. یک روز مرد فقیری با لباس‌های مندرس و موهای ژولیده وارد فروشگاه شد و عمداً نزدیک پیش‌خوان آمد قبل از آن‌که مرد فقیر به پیشخوان برسد صاحب فروشگاه از پشت مغازه بیرون پرید و فروشندگان را به کناری کشید و با تواضع فراوان به آن مرد فقیر خوش‌آمد گفت و با صبوری تمام منتظر شد تا آن مرد جیب‌هایش را بگردد تا پولی برای یک تکه شیرینی بیابد. صاحب فروشگاه خیلی مؤدبانه شیرینی را در دست‌های مرد فقیر قرار داد و هنگامی که او فروشگاه را ترک می‌کرد صاحب فروشگاه همچنان تعظیم می‌کرد. وقتی مشتری فقیر رفت فروشندگان نتوانستند مقاومت کنند و پرسیدند که در حالی که برای مشتری‌های ثروتمند از جای خود بلند نمی‌شوید چرا برای مردی فقیر شخصاً به خدمت حاضر شدید ؟ صاحب مغازه در پاسخ گفت مرد فقیر همه‌ی پولی را که داشت برای یک تکه شیرینی داد و واقعاً به ما افتخار داد این شیرینی برای او واقعاً لذیذ بود. شیرینی ما به نظر ثروتمندان خوب است اما نه آنقدر که برای مرد فقیر خوب و باارزش است
...ادامه
22641
1393/07/14
محمد موجودی ۞ پیرزن و مرغ دومنی
● شغالی مرغی از خانه پیر زنی دزدید. پیر زن در عقب او نفرین کنان فریاد میکرد ای وای مرغ دو منی مرا شغال برد . شغال از این مبالغه سخت در غضب شد و از غایت تعجّب و غضب به پیر زن دشنام داد . در آن میان روباهی به شغال رسید و گفت چرا این قدر بر افروخته ای ؟ گفت ببین این پیرزن چه قدر چقدر دروغگو و بی انصاف است . مرغی را که یک چارک هم نمیشود دو من میخواند . روباه گفت بده ببینم چه قدر سنگین است وقتی مرغ را گرفت روی به گریز نهاد و گفت به پیرزن بگو مرغ را به پای من چهار من حساب کند
...ادامه
22628
1393/07/14
محمد موجودی ۞ جا خواستیم و جانشین نخواستیم
● می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت . در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست . قبل از شروع جلسه یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد توجهی نکرد و روی همان صندلی نشست .. جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد . جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید جای شما آن جاست . کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا میکرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت شما فکر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس کدام است ؟ نه جناب رییس خوب می دانیم جایمان کدام است ..اما علت اینکه چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای دیگران نشستن یعنی چه ؟ او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان ... سکوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه کرده بود و دکتر مصدق بعد از پایان سخنانش کمی سکوت کرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت. با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد
...ادامه
22627
1393/07/14
محمد موجودی ۞ از هر دست بدی از همون دست میگیری
● در میان یاران پیامبراکرم صلی الله علیه واله جوانی بود که در میان مردم به حسن ظاهر شهرت داشت و کسی احتمال گناه در باره‌اش نمی‌داد. روزها در مسجد و بازار همراه مسلمانان بود ولی شب‌ها به خانه‌های مردم دستبرد می‌زد. یک بار هنگامی که روز بود خانه‌ای را در نظر گرفت و چون تاریکی شب همه جا را فرا گرفت از دیوار خانه بالا رفت. از روی دیوار به درون خانه نگریست. خانه‌ای بود پر از اثاث و زنی جوان که تنها در آن خانه به سر می‌برد. شوهرش از دنیا رفته بود و خویشاوندی نداشت. او به تنهایی در آن خانه می‌زیست و بخشی از وقت خود را به نماز شب و عبادت می‌گذراند. دزد جوان با مشاهده جمال و زیبایی زن به فکر گناه افتاد. پیش خود گفت امشب شب مراد است. بهره‌ای از مال و ثروت و بهره‌ای از لذّت و شهوت سپس لختی اندیشید. ناگهان نوری الهی به آسمان جانش زد و دل تاریکش را به نور هدایت افروخت. با خود گفت به فرض مال این زن را بردم و دامن عفتش را نیز لکّه‌دار کردم پس از مدّتی می‌میرم و به دادگاه الهی خوانده می‌شوم. در آن جا جواب صاحب روز جزا را چه بدهم؟ از عمل خود پشمیان شد از دیوار به زیر آمد و خجلت زده به خانه خویش بازگشت. صبح روز بعد به مسجد آمد و به جمع یاران رسول خدا صلی الله علیه واله پیوست. در این هنگام زن جوانی به مسجد در آمد و به پیامبر گفت ای رسول خدا زنی هستم تنها و دارای خانه و ثروت. شوهرم از دنیا رفته و کسی را ندارم. شب گذشته سایه‌ای روی دیوار خانه‌ام دیدم. احتمال می‌دهم دزد بوده بسیار ترسیدم و تا صبح نخوابیدم. از شما می‌خواهم مرا شوهر دهید چیزی نمی‌خواهم؛ زیرا از مال دنیا بی‌نیازم. در این هنگام پیامبر صلی الله علیه وآله نگاهی به حاضران انداخت. در میان آن جمع نظر محبت‌آمیزی به دزد جوان افکند و او را نزد خویش فرا خواند. سپس از او پرسید ازدواج کرده‌ای؟ - نه - حاضری با این زن جوان ازدواج کنی؟ - اختیار با شماست. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله زن را به ازدواج وی در آورد و سپس فرمود برخیز و با همسرت به خانه برو جوان پرهیزکار برخاست و همراه زن به خانه‌اش رفت و برای شکرگزاری به درگاه خدا سخت مشغول نماز و عبادت شد. زن که از کار شوهر جوانش سخت شگفت‌زده بود از او پرسید این همه عبادت برای چیست؟ جوان پاسخ داد ای همسر باوفا عبادت من سببی دارد. من همان دزدی هستم که دیشب به خانه‌ات آمدم ولی برای رضای خدا از تجاوز به حریم عفت تو خودداری کردم و خدای بنده نواز به خاطر پرهیزکاری و توبه من از راه حلال تو را با این خانه و اسباب به من عطا نمود. به شکرانه این عنایت آیا نباید سخت در عبادت او بکوشم؟ زن لبخندی زد و گفت آری نماز بالاترین جلوه سپاس و شکرگزاری به درگاه خداوند است عرفان اسلامی حسین انصاریان ج 8 ص254.
...ادامه
22625
1393/07/14
محمد موجودی ۞ پند دزد
● گويند ابوحامد محمد غزالى آن چه را فرا مى گرفت در دفترها مى نوشت. وقتى (زمانی) با كاروانى در سفر بود و نوشته ها را يك جا بسته با خود برداشت ... در راه گرفتار راهزنان شدند.غزالى رو به آنان كرد و به التماس گفت اين بسته را از من نگيريد ديگر هر چه دارم از آن شما.دزدان را طمع زيادت شد آن را گشودند و جز دفترهاى نوشته چيزى نيافتند.دزدى پرسيد كه اين ها چيست؟چون غزالى وى را به آن ها آگاهى داد دزد راهزن گفت علمى را كه دزد ببرد به چه كار آيد اين سخن دزد در غزالى اثرى عميق گذاشت و گفت پندى به از اين از كسى نشنيدم و ديگر در پى آن شد كه علم را در دفتر جان بنگارد.
...ادامه
22623
1393/07/14
محمد موجودی ۞ ٢ تا داستان خوشگل
● داستان کارت ویزیت روزی یکی از اشخاص از خود راضی در غیاب ولتر نویسنده و فیلسوف شهیر فرانسوی به دیدنش رفته بود. بر خلاف انتظار دید که وضع اتاق او بسیار درهم و آشفته بوده و گرد و خاک زیادی روی میز تحریرش نشسته است. مرد ازخود راضی از فرط ناراحتی با انگشت خود روی همان میز گرد آلود نوشت خر و اتاق را ترک کرد . فردای آن روز تصادفا ولتر را در خیابان دید و گفت دیروز خدمت رسیدم تشریف نداشتید. ولتر با نگاهی به او گفت بله کارت ویزیت شما را روی میز تحریر دیدم ************** حکایت دیر اومدن شوهر به خونه ............. ﺷﻮﻫﺮﻩﺷﺐ ﺩﻳﺮ ﻣﻴﺎﺩﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﺶ ﺩﺍﺩﻭ ﺑﻴﺪﺍﺩ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻣﻴﮕﻪ ﺍﮔﻪ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﻨﻮ ﻧﺒﻴﻨﻰ ﭼﻪ ﺣﺴﻰ ﺑﻬﺖ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﺪﻩ ؟ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻰ ﻣﻴﮕﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﻋﺎﻟﻰ ﻣﻴﺸﻪ ...اونوقت بود که شوهره دیگه زنش رو ندید ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺪ ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﺎﺯﻡ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺯﻧﺸﻮ ﻧﺪﯾﺩ ... . . . ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻭﺭﻡ ﭼﺸﻤﻪ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺗﻮﻧﺴﺖ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﺯﻧﺸﻮ ﺑﺒﯿﻨﻪ
...ادامه
22621
1393/07/14
محمد موجودی ۞ حکایت آش نخورده و دهان سوخته از کجا آمد؟
● آش نخورده و دهان سوخته از کجا آمد؟ زن تاجر و شاگرد... روزی مردی به خانه یکی از آشنایان خود رفت. صاحبخانه برای او کاسه ای آش داغ آورد. میهمان هنوز دست به کاسه آش نبرده بود که دندانش به شدت درد گرفت. او دست روی دهان خود گذاشته بود و از درد به خود می پیچید.صاحبخانه به خیال آن که او از آن آش داغ خورده و دهانش سوخته است گفت بهتر بود صبر می کردی تا آش کمی سرد می شد و دهانت نمی سوخت. میهمان که هم از درد دندان رنج می برد و هم از حرف صاحبخانه شرمگین شده بود گفت بله آش نخورده و دهان سوخته این مثل در مورد کسی به کار می رود که گناهی نکرده و کار بدی انجام نداده است اما مردم بی دلیل او را گناهکار می دانند. البته تفسیر دیگری هم بر این مثل نوشته اند که می گوید در زمان هاي دور مردی در بازارچه شهر حجره اي داشت و پارچه مي فروخت . شاگرد او پسر خوب و مودبی بود وليكن كمي خجالتی بود. مرد تاجر همسری كدبانو داشت كه دستپخت خوبی داشت و آش های خوشمزه او دهان هر كسی را آب می انداخت.روزي مرد بيمار شد و نتوانست به دكانش برود. شاگرد در دكان را باز كرده بود و جلوی آن را آب و جاروب كرده بود ولی هر چه منتظر ماند از تاجر خبری نشد.قبل از ظهر به او خبر رسيد كه حال تاجر خوب نيست و بايد دنبال دكتر برود.پسرک در دكان را بست و دنبال دكتر رفت . دكتر به منزل تاجر رفت و او را معاينه كرد و برايش دارو نوشت پسر بيرون رفت و دارو را خريد وقتي به خانه برگشت ديگر ظهر شده بود. پسرک خواست دارو را بدهد و برود ولی همسر تاجر خيلی اصرار كرد و او را برای ناهار به خانه آورد. همسر تاجر برای ناهار آش پخته بود سفره را انداختند و كاسه های آش را گذاشتند .تاجر براي شستن دست هايش به حياط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق ها را بياورد پسرک خيلی خجالت می كشيد و فكر كرد تا بهانه ای بياورد و ناهار را آنجا نخورد . فكر كرد بهتر است بگويد دندانش درد می كند. دستش را روی دهانش گذاشتش.تاجر به اتاق برگشت و ديد پسرک دستش را جلوي دهانش گذاشته به او گفت دهانت سوخت؟ حالـا چرا اين قدر عجله كردی صبر می كردی تا آش سرد شود آن وقت می خوردی ؟زن تاجر كه با قاشق ها از راه رسيده بود به تاجر گفت اين چه حرفی است كه می زنی ؟ آش نخورده و دهان سوخته ؟ من كه تازه قاشق ها را آوردم.
...ادامه
22619
1393/07/14
محمد موجودی ۞ داستان کوتاه ملا نصر الدین
● ملا نصر الدین در روزگار پیری در جمعی مباهات میکرد که قوت من در پیری ابدا با جوانی فرق نکرده. گفتند از کجا ملتفت شدی؟ گفت هاون سنگی بزرگی در منزل داریم که در جوانی هر چه سعی کردم آنرا از جا حرکت دهم ممکن نشد. چند روز پیش هم به این فکر افتاده نتوانستم. نتیجه‌ای که از این عمل گرفتم این بود که قوت من فرقی نکرده است
...ادامه
22617
1393/07/14
محمد موجودی ۞ داستان کوتاه بزرگمهر حکیم
● بزرگمهر حکیم در کشتی نشسته بود که طوفان شد ناخدا گفت که دیگر امیدی نیست و باید دعا کرد مسافران همه نگران بودند اما بزرگمهر آرام نشسته بود گفتند در این وقت چرا اینگونه آرامی او گفت نگران نباشید زیرا مطمئنم که نجات پیدا میکنیم وهمانگونه شد که او گفته بود و کشتی به سلامت به ساحل رسید مسافرین دور بزرگمهر حلقه زدند که تو پیامبری یا جادوگر از کجا میدانستی که نجات پیدا میکنیم بزرگمهر گفت من هم مثل شما نمیدانستم اما گفتم بگذار به اینها امیدواری بدهم چرا که اگر نجات نیافتیم دیگر من و شما زنده نیستیم که بخواهید مرا سین جین کنید
...ادامه
22616
1393/07/14
محمد موجودی ۞ پدر دیروز پدر امروز پدر فردا !!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
● داستان کوتاه پدرانه پدرم این جوری بود وقتی من 4 ساله که بودم فکر می کردم پدرم هر کاری رو می تونه انجام بده . 5 ساله که بودم فکر می کردم پدرم خیلی چیزها رو می دونه . 6 ساله که بودم فکر می کردم پدرم از همة پدرها باهوشتر. 8 ساله که شدم گفتم پدرم همه چیز رو هم نمی دونه. 10 ساله که شدم با خودم گفتم اون موقع ها که پدرم بچه بود همه چیز با حالا کاملاً فرق داشت. 12 ساله که شدم گفتم خب طبیعیه پدر هیچی در این مورد نمی دونه .... دیگه پیرتر از اونه که بچگی هاش یادش بیاد. 14 ساله که بودم گفتم زیاد حرف های پدرمو تحویل نگیرم اون خیلی اُمله . 16 ساله که شدم دیدم خیلی نصیحت می کنه گفتم باز اون گوش مفتی گیر اُورده . 18 ساله که شدم . وای خدای من باز گیر داده به رفتار و گفتار و لباس پوشیدنم همین طور بیخودی به آدم گیر می ده عجب روزگاریه . 21 ساله که بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأیوس کننده ای از رده خارجه 25 ساله که شدم دیدم که باید ازش بپرسم زیرا پدر چیزهای کمی درباره این موضوع می دونه زیاد با این قضیه سروکار داشته . 30 ساله بودم به خودم گفتم بد نیست از پدر بپرسم نظرش درباره این موضوع چیه هرچی باشه چند تا پیراهن از ما بیشتر پاره کرده و خیلی تجربه داره . 40 ساله که شدم مونده بودم پدر چطوری از پس این همه کار بر میاد ؟ چقدر عاقله چقدر تجربه داره . 50 ساله که شدم حاضر بودم همه چیز رو بدم که پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چیز حرف بزنم اما افسوس که قدرشو نتونستم خیلی چیزها می شد ازش یاد گرفت
...ادامه
22613
1393/07/14
محمد موجودی ۞ داستان کوتاه مشکلات
● یک ضرب المثل قدیمی می گوید میمون پیر دست اش را داخل نارگیل نمی کند ... در هندوستان شکارچیان برای شکار میمون سوراخ کوچکی در نارگیل ایجاد می کنند. یک موز در آن می گذارند و زیر خاک پنهان اش می کنند. میمون دست اش را به داخل نارگیل می برد و به موز چنگ می اندازد اما دیگر نمی تواند دست اش را بیرون بکشد چون مشت اش از دهانه سوراخ خارج نمی شود. فقط به خاطر این که حاضر نیست میوه را رها کند. در این جا میمون درگیر یک جنگ ناممکن معطل می ماند و سرانجام شکار می شود. همین ماجرا دقیقاً در زندگی ما هم رخ می دهد. ضرورت دستیابی به چیزهای مختلف در زندگی ما را زندانی آن چیزها می کند. در حقیقت متوجه نیستیم که از دست دادن بخشی از چیزی بهتر است تا از دست دادن کل آن چیز. در تله گرفتار می شویم اما از چیزی که به دست آورده ایم دست نمی کشیم خودمان را عاقل می دانیم؛ اما (از ته دل می گویم) می دانیم که این رفتار یک جور حماقت است.
...ادامه
22612
1393/07/14
محمد موجودی ۞ داستان ژاپنی لطفا حتما بخوانید
● در ژاپن سگ معروفی با نام هاچیکو به دنیا آمد که زندگی و منش او به افسانه ای از یاد نرفتنی بدل گشت. هاچیکو سگ سفید نری از نژاد آکیتا که در اوداته ژاپن در نوامبر سال 1923 به دنیا آمد. زمانی که هاچیکو دو ماه داشت بوسیلۀ قطار اوداته به توکیو فرستاده شد و زمانی که به ایستگاه شیبوئی میرسید قفس حمل آن از روی باربر به پائین می افتد و آدرسی که قرار بود هاچیکو به آنجا برود گم می شود و او از قفس بیرون آمده و تنها در ایستگاه به این سو و آن سو میرود در همین زمان یکی از مسافران هاچیکو را پیدا کرده و با خود به منزل میبرد و به نگهداری از او می پردازد. این فرد پرفسور دانشگاه توکیو دکتر شابرو اوئنو بود. پرفسور به قدری به این سگ دلبسته می شود که بیشتر وقت خود را به نگهداری از این سگ اختصاص می دهد. دور گردن هاچیکو قلاده ای بود که روی آن عدد 8 نوشته شده بود (عدد هشت در زبان ژاپنی هاچی بیان می شود و نماد شانس و موفقیت است) و پرفسور نام اورا هاچیکو می گذارد. منزل پرفسور در حومۀ شهر توکیو قرار داشت و هر روز برای رفتن به دانشگاه به ایستگاه قطار شیبوئی میرفت و ساعت 4 برمی گشت. هاچیکو یک روز به دنبال پرفسور به ایستگاه می آید و هرچه شابر از او می خواهد که به خانه برگرداند هاچیکو نمیرود و او مجبور می شوند که خود هاچیکو را به منزل برساند و از قطار آن روز جا می ماند. در زمان بازگشت از دانشگاه با تعجب می بیند هاچیکو روبروی در ورودی ایستگاه به انتظارش نشسته و با هم به خانه برمیگردند از آن تاریخ به بعد هرروز هاچیکو و پرفسور باهم به ایستگاه قطار میرفتند و ساعت 4 هاچیکو جلوی در ایستگاه منتظر بازگشت او می ماند تمام فروشندگان و حتی مسافران هاچیکو را می شناختند و با تعجب به این رابطه دوستانه نگاه میکردند. در سال 1925 دکتر شابرو اوئنو در سر کلاس درس بر اثر سکتۀ قلبی از دنیا میرود آن روز هاچیکو که 18 ماه داشت تا شب روبروی در ایستگاه به انتظار صاحبش می نشیند و خانوادۀ پرفسور به دونبالش آمده و به خانه میبرندش اما روز بعد نیز مثل گذشته هاچیکو به ایستگاه رفته و به منتظر بازگشت صاحبش می ماند و هربار که خانوادۀ پرفسور جلوی رفتنش را می گرفتند هاچیکو فرار میکرد و به هر طریقی بود خود را راس ساعت 4 به ایستگاه میرساند. این رفتار هاچیکو خبرنگاران و افراد زیادی را به ایستگاه شیبوئی می کشاند و در روزنامه ها اخبار زیادی دربارۀ او نوشته می شد و همه میخواستند از نزدیک با این سگ باوفا آشنا شوند. هاچیکو خانوادۀ پرفسور را ترک کرد و شبها در زیر قطار فرسوده ای میخوابید فروشندگان و مسافران برایش غذا می آوردند و او 9 سال هر بعد از ظهر روبروی در ایستگاه منتظر بازگشت صاحب عزیزش میماند و در هیچ شرایطی از این انتظار دلسرد نشد و تا زمان مرگش در مارچ 1934 در سن 11سال 4 ماهگی منتظر صاحب مورد علاقه اش باقی ماند. وفاداری هاچیکو در سراسر ژاپن پیچید و در سال 1935 تندیس یادبودی روبروی در ایستگاه قطار شیبوئی از او ساخته شد. تا امروز تندیس برنزی هاچیکو همچنان در ایستگاه شیبوئی منتظر بازگشت پرفسور است. در زمان جنگ جهانی دوم تندیس تخریب شد و در سال 1947 دوباره تندیس جدیدی از هاچیکو در وعدگاه همیشگیش بنا شد اگرچه این بنا حالت ایستاده داشت و به زیبایی تندیس اول نبود اما یادبودی بود از وفاداری و عشق زیبای هاچیکو برای مردم ژاپن؛ در سال 1964 تندیس دیگری از هاچیکو همراه با خانواده ای که هرگز انتظار و عشق اجازۀ داشتنش را به او نداده بود در اوداته روبروی زادگاه هاش بنا شد. آقای جیتارو ناکاگاوا رئیس جمهور ژاپن انجمن برای حفظ و پرورش نژاد آکیتا به وجود آورد وتندیسی به یادبود هاچیکو بنا نهاد. و این داستان حقیقی و باورنکردنی از وفاداری بی حد سگی است که ثابت کرد عشق هرگز نمیمیرد و هیچگاه فراموش نخواهد شد.
...ادامه
22611
1393/07/14
محمد موجودی ۞ ماجرای آقای بابو تایلند
● آقای بابو به تازگی مدیرعامل یک شرکت بزرگ شده بود. مدیرعامل قبلی یک جلسه خصوصی با او ترتیب داد و در آن جلسه سه پاکت نامه دربسته که شماره های ۱ و ۲ و ۳ روی آنها نوشته شده بود به او داد و گفت هر وقت با مشکلی مواجه شدی که نمی توانستی آن را حل کنی یکی از این پاکت ها را به ترتیب شماره باز کن. چند ماه اول همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه میزان فروش شرکت کاهش یافت و آقای بابو بد جوری به درد سر افتاده بود. در ناامیدی کامل آقای بابو به یاد پاکت نامه ها افتاد. سراغ گاوصندوق رفت و نامه شماره ۱ را باز کرد. کاغذی در پاکت بود که روی آن نوشته شده بود همه تقصیر را به گردن مدیرعامل قبلی بینداز. آقای بابو یک نشست خبری با حضور سهامداران برگزار کرد و همه مشکلات فعلی شرکت را ناشی از سوء مدیریت مدیرعامل قبلی اعلام کرد. این نشست در رسانه ها بازتاب مثبتی داشت و باعث شد که میزان فروش افزایش یابد و این مشکل پشت سر گذاشته شد. یک سال بعد شرکت دوباره با مشکلات تولید توأم با کاهش فروش مواجه شد. با تجربه خوشایندی که از پاکت اول داشت آقای بابو بی درنگ سراغ پاکت دوم رفت. پیغام این بود تغییر ساختار بده و برنامه ریزی دوباره انجام بده. آقای بابو به سرعت طرحی برای تغییر ساختار اجرا کرد و باعث شد که مشکلات فروکش کند. بعد از چند ماه شرکت دوباره با مشکلات روبرو شد. آقای بابو به دفتر خود رفت و پاکت سوم را باز کرد. پیغام این بود سه پاکت نامه آماده کن و وسایلت را جمع کن .
...ادامه
22610
1393/07/14
محمد موجودی ۞ قضاوت حضرت علی (ع)
● شخصی در حال مرگ بود و قبل از مرگش او وصیت کرد من ۱۷ شتر و ۳ فرزند دارم. شتران مرا طوری تقسیم کنید که بزرگترین فرزندم نصف انها را و فرزند دومم یک سوم انها را و فرزند کوچکم یک نهم مجموع شتران را به ارث ببرند. وقتی که بستگانش بعد از مرگ او این وصیت نامه را مطالعه کردند متحیر شدند و به یکدیگر گفتند ما چطور می توانیم این ۱۷ شتر را به این ترتیب تقسیم کنیم؟ مدیریت بر اعداد و بعد از فکر کردن زیاد به این نتیجه رسیدند که تنها یک مرد در عربستان می تواند به انها کمک کند. بنابراین انها به نزد امام علی رفتند تا مشکل خود را مطرح کنند. حضرت فرمود رضایت میدهید که من شترم را به شتران شما اضافه کنم آنگاه تقسیم بنمایم؟ گفتند چگونه رضایت نمی دهیم.هر کسی دوست دارد یک شتر اضافی تر داشته باشد . پس شتر خویش را به شتران اضافه نمود و به فرزند بزرگ که سهمش نصف شتران بود نه شتر داد (۹=۲÷۱۸) . به فرزند دوم که سهمش ثلث شتران بود شش شتر داد (۶=۳÷۱۸) و به فرزند سوم که سهم او یک نهم بود دو شتر داد (۲=۹÷۱۸) . و در اخر یک شتر باقی ماند که همان شتر حضرت بود.(۱۷=۹+۶+۲) . تصمیم سازی و قضاوت درست از ویژگی های ضروری یک مدیر توانمند می باشد.
...ادامه
22609
1393/07/14
محمد موجودی ۞ آشنائی با روحیه شهدا
● خاطره ویژه از شهید محمد بروجردی فرمانده سپاه منطقه ۸ و جانشین قرار گاه حمزه بود. نشد یکبار در قرارگاه حمزه او را پشت میزش ببینم. اگر هم کاری با او داشتم یا می آمد بیرون از اتاق و به کارم رسیدگی می کرد یا اگر هم داخل اتاقش می رفتیم از پشت میز کارش بلند می شد و می آمد این طرف میز و خیلی راحت کنارم می نشست و صحبت می کردیم. تعجب کرده بودم که این چه جور مدیری است که هیچ وقت پشت میزش نیست. با خودم گفتم که حتماً با من اینطوره. خلاصه احترام ما را نگه می دارد. چند وقتی به کارهایش دقت کردم تا جواب سوالم را پیدا کنم و بفهمم که فقط با من چنین کاری می کند یا با بقیه مراجعین هم این طوریست. متوجه شدم آقای بروجردی با همه همین شکلی تا می کند یعنی اصلاً پشت میز به کارهایشان رسیدگی نمی کند. بالاخره یک روز دلم را زدم به دریا و با خجالت پرسیدم حاج آقا چرا شما با ارباب رجوع پشت میزت برخورد نمی کنی؟ با خنده گفت برادرمن میز ریاست یک حال و هوای خاصی دارد که آدم را می گیرد. پشت آن میز من فرمانده و رئیسم و مخاطبم ارباب رجوع است. من می آیم این طرف و کنار مردم می نشینم تا توی آن حال و هوای خاص با آنها برخورد نکنم. این طرف میز من برادر مردم هستم و مثل یک برادر به مشکلاتشان رسیدگی می کنم. چیزی نداشتم که بگویم. فقط سرم را انداختم پایین.
...ادامه
22608
1393/07/14
محمد موجودی ۞ چگونه اعتماد سازی سازمانی به وجود آوریم
● یکی از پژوهشگران می‌گوید زمانی که کودکی هفت‌ساله‌‌ بودم مادرم من و برادرم را در کلاس شنا ثبت‌نام کرده بود‌. من موقع شنا کردن از ترس غرق‌شدن مرتب دست‌وپا می‌زدم‌. این ترس همیشه موقع شنا کردن همراهم بود‌. من این نکته را به‌خوبی می‌دانستم که هر روز که به استخر می‌روم زندگی‌ام در دست مربیان قرار‌دارد اما با این حال هر روز برای شنا کردن به استخر می‌رفتم چون به‌عنوان یک شناگر خردسال یاد گرفته بودم که به مربی خود اعتماد کنم‌. مربی من آدمی مصمم بود‌. او همیشه به نگرانی‌ها و ترس من توجه می‌کرد و همواره صادقانه در‌ مواقع گرفتاری به کمکم می‌شتافت و مرا نجات می‌داد و هرگز اجازه نمی‌داد که در استخر غرق شوم‌. اکنون سؤال این است آیا کارکنان‌ مشتریان و مراجعین به شما به‌عنوان یک مدیر این اعتماد را دارند که نگذارید در دریای مشکلات غرق شوند و به کمک‌شان بشتابید‌؟ اگر می‌خواهید دیگران به شما اعتماد کنند ‌توصیه‌‌های زیر را رعایت کنید‌ - به تعهدها و قول‌های خود پای‌بند باشید‌ اگر شک دارید که نمی‌توانید به قول‌تان عمل کنید هیچ‌گاه قول ندهید. اگر اعتماد از بین رفت دیگر باز‌نمی‌گردد‌. - خوب گوش کنید‌ افراد به کسانی اعتماد می‌کنند که آنان را درک کنند‌. - رازدار باشید‌ اگر می‌خواهید اعتماد را در قلب کسی نابود کنید اطلاعات محرمانه و اسرار‌ او را فاش کنید‌. - در دسترس باشید‌ وقتی مدیران همیشه در دسترس کارکنان باشند اعتماد شکل می‌گیرد‌. سازمان‌های موفق و برتر همواره دارای مدیرانی دلسوز و دست‌یافتنی هستند‌. - احترام بگذارید‌ افراد مؤدب از طریق توجه به علایق و نیازهای دیگران و ارضای آن‌ها فضایی توأم با اعتماد به‌وجود می‌آورند‌. - منصف باشید‌ مردم و کارکنان دوست دارند با کسانی کار کنند که رفتاری قابل پیش‌بینی داشته باشند و در تصمیم‌گیری و رفتارشان عدالت را رعایت کنند‌. - مشارکت کنید و همواره به‌دنبال کمک به دیگران باشید‌ همکاری شما در شرایط دشوار نشان‌دهنده‌ی علاقه‌تان به کمک به دیگران است‌. - بهانه‌تراشی و ملامت نکنید‌ اگر خطایی کردید صادق باشید و آن‌را بپذیرید‌. از ملامت دیگران خودداری کنید‌. توجیه‌ بهانه‌تراشی و سرزنش کردن دیگران اعتبار شخص را کاهش داده و اعتماد را از بین می‌برد‌. - پاسخ‌گو باشید‌ در مورد اعمال‌تان پاسخ‌گو و مسؤولیت‌پذیر باشید‌. وقتی افراد در قبال اعمال‌شان پاسخ‌گو نباشند دیگر به آنان اطمینان نمی‌کنند که بتوانند پاسخ‌های روشن و صحیح دریافت کنند‌. یک سازمان یا فرد به شرطی رشد می‌کند که در قبال اعمال خود پاسخ‌گو باشد‌.
...ادامه
22554
1393/07/12
همکار ۞ موجودی
● با سلام خدمت تمامی بر بچ سایت امیدوارم شما هم مثل موجودی همیشه و در همه حال موجود باشین
...ادامه
22393
1393/07/09
محمد موجودی ۞ داستان کوتاه ارزش های محوری سازمان
● کشتی جنگی ماموریت یافته بود برای آموزش نظامی به مدت چند روز در هوایی طوفانی مانور بدهد هوای مه آلود سبب شده بود که کارکنان کشتی دید کمی داشته باشند . در نتیجه ناخدا در پل فرماندهی عرشه ایستاده بود تا همه فعالیت ها را زیر نظر داشته باشد . پاسی از شب نگذشته بود که دیده بان روی پل فرماندهی گزارش داد نوری در سمت راست جلوی کشتی به چشم می خورد . • نا خدا فریاد زد آیا آن نور ثابت است یا به طرف عقب حرکت می کند ؟ • دیده بان جواب داد ثابت است که به این مفهوم بود که در مسیری هستیم که به هم تصادم خواهیم کرد . • ناخدا به مامور ارسال علائم گفت به آن کشتی علامت بده که رو در روی هم هستیم توصیه می کنم ۲۰ درجه تغییر مسیر بدهید . • جواب علامت این بود شما باید ۲۰ درجه تغییر مسیر بدهید . • ناخدا گفت علامت بده که من ناخدا هستم و آنها باید ۲۰ درجه تغییر مسیر بدهند . • پاسخ آمد بهتراست شما ۲۰ درجه تغییر مسیر بدهید . • در این هنگام که ناخدا به خشم آمده بود و گفت علامت بده که از یک کشتی جنگی علامت فرستاده میشود ۲۰ درجه تغییر مسیر بدهید . • پاسخ آمد من فانوس دریایی هستم. • آنگاه کشتی تغییر مسیر داد (نقل از کتاب هفت عادت مردمان موثر ؛ استفان کاوی) ارزش های محوری سازمان ( core value) فانوس دریایی اند . تکان نمی خورند نباید و نمی توان آنها را شکست . با کوشش برای شکستن آنها خود را می شکنیم . اما می توانیم آنها را بیاموزیم و به کار بندیم .
...ادامه
22392
1393/07/09
محمد موجودی ۞ داستان کوتاه بیسوادان قرن
● بیسوادان سده۲۱ کسانی نیستند که نمی‌توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی‌اند که نمی‌توانند بیاموزند آموخته‌های نادرست را دور بریزند و دوباره بیاموزند
...ادامه
22391
1393/07/09
محمد موجودی ۞ شیر و غزال
● شیر آفریقایی هر شب که می خوابد می داند که فردا باید از کندترین غزال افریقایی کمی تندتر بدود تا از گرسنگی نمیرد. و غزال آفریقایی هر شب که می خوابد می داند که فردا باید از تندترین شیر آفریقایی کمی تندتر بدود تا کشته نشود. مهم نیست که تو شیر هستی یا غزال مهم این است که فردا را از امروز تند تر بدوی. این راز بقاست.
...ادامه
22390
1393/07/09
محمد موجودی ۞ داستان کوتاه هزینه آموزش
● یکی از کارکنان شرکت آی . بی . ام اشتباه بزرگی مرتکب شد و مبلغ ده میلیون دلار به شرکت ضرر زد. این کارمند به دفتر واتسون(بنیان گذار شرکت آی . بی . ام ) احضار شد و پس از ورود گفت تصور می کنم باید از شرکت استعفا دهم. تام واتسون گفت شوخی می کنید ما همین الان مبلغ ده میلیون دلار بابت آموزش شما پول دادیم
...ادامه
22389
1393/07/09
محمد موجودی ۞ داستان کوتاه بینا و نابینا
● نابینا مگر شرط نکردیم از گیلاسهای این سبد یکی یکی بخوریم ؟ بینا آری نابینا پس تو با چه عُذری سه تا سه تا می خوری ؟ بینا تو حقیقتا نابینایی ؟ نابینا مادرزاد بینا چگونه دریافتی من سه تا سه تا می خورم ؟ نابینا آن گونه که من دو تا دو تا می خورم و تو هیچ معترض نمی شوی
...ادامه
22388
1393/07/09
محمد موجودی ۞ ناپلئون و احساس مرگ
● به هنگام اشغال روسیه توسط ناپلئون دسته ای از سربازان وی درگیر جنگ شدیدی در یکی از شهر های کوچک آن سرزمین زمستان های بی پایان بودند که ناپلئون به طور تصادفی از سربازان خود جدا افتاد . گروهی از قزاق های روس ناپلئون را شناسایی کرده و تا انتهای یک خیابان پیچ در پیچ او را تعقیب کردند . ناپلئون برای نجات جان خود به مغازه ی پوست فروشی در انتهای کوچه ی بن بستی پناه برد . او وارد مغازه شد و نفس نفس زنان و التماس کنان فریاد زد خواهش می کنم جان من در خطر است نجاتم دهید . کجا می توانم پنهان شوم ؟ پوست فروش پاسخ داد عجله کنید . اون گوشه زیر اون پوست ها قایم شوید . و ناپلئون را زیر انبوهی از پوست ها پنهان کرد . پس از این کار بلا فاصله قزاق های روسی از راه رسیدند و فریاد زدند او کجاست ؟ ما دیدیم که وارد این مغازه شد . علی رغم اعتراض پوست فروش قزاق ها تمام مغازه را گشتند ولی او را پیدا نکردند و با نا امیدی از آنجا رفتند . مدتی بعد ناپلئون از زیر پوست ها بیرون خزید و درست در همان لحظه سربازان او از راه رسیدند . پوست فروش به طرف ناپلئون برگشت و پرسید باید ببخشید که از مرد بزرگی چون شما چنین سوالی می کنم اما واقعا می خواستم بدونم که زیر آن پوست ها با اطلاع از این که شاید آخرین لحظات زندگی تان باشد چه احساسی داشتید ؟ ناپلئون تا حد امکان قامتش را راست کرد و خشمگینانه فریاد کشید با چه جراتی از من یعنی اپراطور فرانسه چنین سوالی می پرسی ؟ محافظین این مرد گستاخ را بیرون ببرید چشم هایش را بسته و اعدامش کنید . خود من شخصا فرمان آتش را صادر می کنم . سربازان پوست فروش بخت برگشته را به زور بیرون برده و در کنار دیوار با چشم های بسته قرار دادند . مرد بیچاره چیزی نمیدید ولی صدای صف آرایی سربازان و تفنگ های آنان که برای شلیک آماده می شدند را می شنید و به وضوح لرزش زانوان خود را حس می کرد . سپس صدای ناپلئون را شنید که گلویش را صاف کرد و با خونسردی گفت آماده ….. هدف ….. با اطمینان از این که لحظاتی دیگر این احساسات را هم نخواهد داشت احساس عجیبی سراسر وجودش را فرا گرفت و به صورت قطرات اشکی از گونه هایش سرازیر شد . سکوتی طولانی و سپس صدای قدم هایی که به سویش روانه میشد … ناگهان چشم بند او باز شد . او که از تابش یکباره ی آفتاب قدرت دید کاملی نداشت در مقابل خود چشمان نافذ ناپلئون را دید که ژرف و پر نفوذ به چشمان او می نگریست . سپس ناپلئون به آرامی گفت حالا فهمیدی که چه احساسی داشتم ؟
...ادامه
22387
1393/07/09
محمد موجودی ۞ چرا کارهای بی ارزش و تکراری میکنید
● لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند. او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. او لبخندی زد و گفت وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟ گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید
...ادامه
22386
1393/07/09
محمد موجودی ۞ شیرینی فروش و مرد فقیر
● در اوزاکای ژاپن شیرینی‌سرای بسیار مشهوری بود شهرت آن به خاطر شیرینی‌های خوشمزه‌ای بود که می‌پخت . مشتری‌های بسیار ثروتمندی به این مغازه می‌آمدند چون قیمت شیرینی‌ها بسیار گران بود. صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوش‌آمد مشتری‌ها به این طرف نمی‌آمد مهم نبود که مشتری چقدر ثروتمند است. یک روز مرد فقیری با لباس‌های مندرس و موهای ژولیده وارد فروشگاه شد و عمداً نزدیک پیش‌خوان آمد قبل از آن‌که مرد فقیر به پیشخوان برسد صاحب فروشگاه از پشت مغازه بیرون پرید و فروشندگان را به کناری کشید و با تواضع فراوان به آن مرد فقیر خوش‌آمد گفت و با صبوری تمام منتظر شد تا آن مرد جیب‌هایش را بگردد تا پولی برای یک تکه شیرینی بیابد. صاحب فروشگاه خیلی مؤدبانه شیرینی را در دست‌های مرد فقیر قرار داد و هنگامی که او فروشگاه را ترک می‌کرد صاحب فروشگاه همچنان تعظیم می‌کرد. وقتی مشتری فقیر رفت فروشندگان نتوانستند مقاومت کنند و پرسیدند که در حالی که برای مشتری‌های ثروتمند از جای خود بلند نمی‌شوید چرا برای مردی فقیر شخصاً به خدمت حاضر شدید ؟ صاحب مغازه در پاسخ گفت مرد فقیر همه‌ی پولی را که داشت برای یک تکه شیرینی داد و واقعاً به ما افتخار داد این شیرینی برای او واقعاً لذیذ بود. شیرینی ما به نظر ثروتمندان خوب است اما نه آنقدر که برای مرد فقیر خوب و باارزش است.
...ادامه
22384
1393/07/09
محمد موجودی ۞ سبد گردو
● حکایت میکنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت این سبد گردو را هدیه میدهم به مردم این دهکده فقط در صف بایستید و هر کدام یک گردو بردارید. به اندازه تعداد اهالی گردو در این سبد است و به همه می‌رسد. مرد ثروتمند این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم صف ایستادند و یکی‌یکی از داخل سبد گردو برداشتند. پسربچه باهوشی هم در صف ایستاد. اما وقتی نوبتش رسید در کنار سبد ایستاد و نوبتش را به نفر بعدی داد. به این ترتیب هر کسی یک گردو برمی‌داشت و پی کار خود می‌رفت. مردی که خیلی احساس زرنگی می‌کرد با خود گفت نوبت من که رسید دو تا گردو برمی‌دارم و فرار می‌کنم. در نتیجه به این پسر باهوش چیزی نمی‌رسد. او چنین کرد و دو گردو برداشت و در لابه‌لای جمعیت گم شد. سرانجام وقتی همه گردوهایشان را گرفتند و رفتند پسرک با لبخند سبد را از روی زمین برداشت و بر دوش خود گذاشت و گفت من از همان اول گردو نمی‌خواستم این سبد ارزشی بسیار بیشتر از همه گردوها دارد. این را گفت و با خوشحالی راهی منزل خود شد. خیلی‌ها دلشان به گردوبازی خوش است و از این غافلند که آنچه گرانبهاست و ارزش بسیار بیشتری دارد سبدی است که این گردوها در آن جمع شده‌اند. خیلی‌ها قدر خانواده و همسر و فرزند خود را نمی‌دانند و دایم با آنها کلنجار می‌روند و از این نکته طلایی غافلند که این سبدی که این افراد را گرد هم و به اسم خانواده جمع کرده ارزشی به مراتب بیشتراز لجاجت‌ها و جدل‌های افراد خانواده دارد. خیلی‌ها وقتی در شرکت یا موسسه‌ای کار می‌کنند سعی دارند تک‌خوری کنند و در حق بقیه نفرات مجموعه ظلم روا دارند و فقط سهم بیشتری به دست آورند. آنها از این نکته ظریف غافلند که تیمی که در قالب شرکت آنها را گرد هم جمع کرده مانند سبدی است که گردوها را در خود نگه می‌دارد و حفظ این سبد و تیم به مراتب بیشتر از چند گردوی اضافه است. بسیاری اوقات در زندگی گردوها آنقدر انسان را به خود سرگرم می‌کنند که فرد اصلا متوجه نمی‌شود به خاطر لجاجت و یا یکدندگی و کله‌شقی و تعصب و خودخواهی فردی و گروهی در حال از دست دادن سبد نگهدارنده گردوهاست و وقتی سبد از هم می‌پاشد و گردوها روی زمین ولو می‌شوند و هر کدام به سویی می‌روند تازه می‌فهمند که نقش سبد در این میان چقدر تعیین‌کننده بوده است. بیایید در هر جمعی که هستیم سبد و تور نگهدارنده اصلی را ببینیم و آن را قدر نهیم و نگذاریم تار و پود سبد ضعیف شود. چرا که وقتی این تور نگهدارنده از هم بپاشد دیگر هیچ چیزی در جای خود بند نخواهدشد و به هیچ‌کس سهم شایسته و درخورش نخواهد رسید. دیگر فرصت‌ها برابر در اختیار کسی قرار نخواهد گرفت و آرامش و قراری که در یک چهارچوب محکم و استوار قابل حصول است به دست نخواهد آمد.
...ادامه
22383
1393/07/09
محمد موجودی ۞ زوج جوان و پیر دانا
● زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند برای تبرک و گرفتن نصیحتی از پیر دانا نزد او رفتند. پیرمرد دانا به حرمت زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار خود نشاند او از مرد پرسید تو چقدر همسرت را دوست داری ؟ مرد جوان لبخندی زد و گفت تا سرحد مرگ او را می پرستم و تا ابد هم چنین خواهم بود و از همسرش نیز پرسید تو چطور به همسرت تا چه اندازه علاقه داری ؟ زن شرمناک تبسمی کرد و گفت من هم مانند او تا سرحد مرگ دوستش دارم و تا زمان مرگ از او جدا نخواهم شد و هرگز از این احساسم نسبت به او کاسته نخواهد شد. پیر عاقل تبسمی کرد و گفت بدانید که در طول زندگی زناشویی شما لحظاتی رخ می دهند که از یکدیگر تا سرحد مرگ متنفر خواهید شد و اصلا هیچ نشانه ای از علاقه الآنتان در دل خود پیدا نخواهید کرد. در آن لحظات حتی حاضرنخواهید بود که یک لحظه چهره همدیگر را ببینید. اما در آن لحظات عجله نکنید و بگذارید ابرهای ناپایدار نفرت از آسمان عشق شما پراکنده شوند و دوباره خورشید محبت بر کانون گرمتان پرتوافکنی کند. در این ایام اصلا به فکر جدایی نیافتید و بدانید که تاسرحد مرگ متنفر بودن تاوانی است که برای تا سرحد مرگ دوست داشتن می پردازید. عشق و نفرت دو انتهای آونگ زندگی هستند که اگر زیاد به کرانه ها بچسبید این هردو احساس را در زندگی تجربه خواهید کرد. سعی کنید همیشه حالت تعادل را حفظ کنید و تا لحظه مرگ لحظه ای از هم جدا نشوید...
...ادامه
22382
1393/07/09
محمد موجودی ۞ پديد آمدن پوسته ي ظاهري مراسم و تشريفات
● در معبدی گربه ای وجود داشت که هنگام مراقبه ی راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد . بنا بر این استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد . این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد . سال ها بعد استاد بزرگ در گذشت . گربه هم مرد . راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام مراقبه به درخت ببندند تا اصول مراقبه را درست به جای آورده باشند . سالها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت در باره ی اهمیت بستن گربه اين است روال بوجود آمدن خرافاتها و اعتقادات پوچ و بي اساس انسانهاي رسم پرست
...ادامه
22380
1393/07/09
محمد موجودی ۞ خدا را کجا بيابيم؟
● از ابوسعید ابوالخیر(عارف نامدار ایرانی در نیمه ی دوم قرن چهارم و نیمه ی اول قرن پنجم) پرسیدند خدا را کجا جوییم؟ ابو سعید در پاسخ گفت کجا جستید که نیافتید عارفی گفته است مراد از خداجویی نه آن است که او را پیدا کنی بلکه تو باید از گمگشتگی پیدا شوی یعنی خود را بشناسی. چنانکه حضرت علی (ع) فرمود من عرف نفسه فقد عرف ربه(هرکه خود را بشناسد خدا را شناخته است) من عرف زین گفت شاه اولیا عارف خود شو که بشناسی خدا مولانا
...ادامه
22366
1393/07/09
محمد موجودی ۞ علم عشق در دفتر نباشد.
● یكی از مریدان عارف بزرگی، در بستر مرگ استاد از او پرسید مولای من استاد شما كه بود؟ عارف صدها استاد داشته ام. مريد- كدام استاد تأثیر بیشتری بر شما گذاشته است؟ عارف اندیشید و گفت: در واقع مهمترین امور را سه نفر به من آموختند. اولین استادم یك دزد بود. شبی دیر هنگام به خانه رسیدم و كلید نداشتم و نمی خواستم كسی را بیدار كنم. به مردی برخوردم، از او كمك خواستم و او در چشم بر هم زدنی در خانه را باز كرد. حیرت كردم و از او خواستم این كار را به من بیاموزد. گفت كارش دزدی است. دعوت كردم شب در خانه من بماند. او یك ماه نزد من ماند. هر شب از خانه بیرون میرفت و وقتی برمی گشت می گفت چیزی گیرم نیامد. فردا دوباره سعی می كنم. مردی راضی بود و هرگز او را افسرده و ناكام ندیدم. دوم سگی بود كه هرروز برای رفع تشنگی كنار رودخانه می آمد، اما به محض رسیدن كنار رودخانه سگ دیگری را در آب می دید و می ترسید و عقب می كشید. سرانجام به خاطر تشنگی بیش از حد، تصمیم گرفت با این مشكل روبه رو شود و خود را به آب انداخت و در همین لحظه تصویر سگ نیز محو شد. استاد سوم من دختر بچه ای بود كه با شمع روشنی به طرف مسجد می رفت. پرسیدم: خودت این شمع را روشن كرده ای؟ گفت: بله. برای اینكه به او درسی بیاموزم گفتم: دخترم قبل از اینكه روشنش كنی خاموش بود، میدانی شعله از كجا آمد؟ دخترك خندید، شمع را خاموش كرد و از من پرسید: شما می توانید بگویید شعله ای كه الان اینجا بود كجا رفت؟ فهمیدم كه انسان هم مانند آن شمع در لحظات خاصی آن شعله مقدس را در قلبش دارد اما هرگز نمیداند چگونه روشن میشود و از كجا می آید ... گفتم كه= بوي زلفت گمراه عالمم كرد. گفتا: اگر بداني هم اوت رهبر آيد دردانه‌ای از گنجور چون به هم برفکنی طرهٔ مشک افشان را آتشی در جگر عنبر سارا فکنی
...ادامه
22361
1393/07/09
محمد موجودی ۞ نجسترین چیز دنیا
● گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و درصورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد. وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد. عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار ازاو هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش. خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را انجام می دهد سپس چوپان به او می گوید: کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری
...ادامه
22360
1393/07/09
محمد موجودی ۞ غرور عابد
● روزی حضرت عیسی از صحرایی می‌گذشت. در راه به عبادت‌گاه عابدی رسید و با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود از آن جا می‌گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی و مرد عابد افتاد پایش سست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ایستاد و گفت: خدایا! من از کردار زشت خویش شرمنده‌ام اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند چه کنم؟ خدایا عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر چشم عابد که بر جوان افتاد، سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا مرا در قیامت با این جوان گناه‌کار محشور مکن! در این هنگام خدای برترین به پیامبرش وحی فرمود که: به این عابد بگو ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با آن جوان محشور نمی‌کنیم. چه او به دلیل توبه و پشیمانی اهل بهشت است و تو به علِّت غرور و خودبینی اهل دوزخ!
...ادامه
22359
1393/07/09
محمد موجودی ۞ 10 سال در کما...
● داستان جالبیه یادتون باشه طرف حسابش شما نیستید توهم خالص تذکر طرف حسابش شما نیستید چشم‌هایتان را باز می‌کنید متوجه می‌شوید در بیمارستان هستید پاها و دست‌هایتان را بررسی می‌کنید خوشحال می‌شوید که بدن‌تان را گچ نگرفته‌اند و سالم هستید دکمه زنگ کنار تخت را فشار می‌دهید چند ثانیه بعد پرستار وارد اتاق می‌شود و سلام می‌کند به او می‌گویید گوشی موبایل‌تان را می‌خواهید از این‌که به خاطر یک تصادف کوچک در بیمارستان بستری شده‌اید و از کارهایتان عقب مانده‌اید عصبانی هستید پرستار موبایل را می‌آورد دکمه آن را می‌زنید اما روشن نمی‌شود مطمئن می‌شوید باتری‌اش شارژ ندارد دکمه زنگ را فشار می‌دهید پرستار می‌آید ببخشید من موبایلم شارژ نداره می‌شه لطفا یه شارژر براش بیارید؟ متاسفم شارژر این مدل گوشی رو نداریم یعنی بین همکاراتون کسی شارژر فیش کوچک نوکیا نداره؟از ۱۰سال پیش دیگه تولید نمی‌شه شرکت‌های سازنده موبایل برای یک فیش شارژر جدید به توافق رسیدن که در همه گوشی‌ها مشترکه ۱۰سال چیه؟ من این گوشی رو هفته پیش خریدم شما گوشی‌تون رو یک هفته پیش از تصادف خریدین؛ قبل از این‌که به کما برید کما؟ باورتان نمی‌شود که در اسفند۱۳۸۷ به کما رفته‌اید و تیرماه ۱۴۱۲ به هوش آمده‌اید مطمئن هستید که نه می‌توانید به محل کارتان بازگردید و نه خانه‌ای برایتان باقی مانده است چون قسط آن را هر ماه می‌پرداختید و بعد از گذشت این همه سال حتما بوسیله بانک مصادره شده است از پرستار خواهش می‌کنید تا زودتر مرخص‌تان کند از نظر من شما شرایط لازم برای درک حقیقت رو ندارین چی شده؟ چرا؟ من که سالمم شما سالم هستید ولی بقیه نیستن چه اتفاقی افتاده؟چیزی نشده ولی بیرون از این‌جا هیچکس منتظرتون نیست چشم‌هایتان را می‌بندید نمی‌توانید تصور کنید که همه را از دست داده‌اید حتی خودتان هم پیر شده‌اید اما جرأت نمی‌کنید خودتان را در آینه ببینید «خیلی پیر شدم ؟مهم اینه که سالمی مدتی طول می‌کشه تا دوره‌های فیزیوتراپی رو انجام بدی از پرستار می‌خواهید تا به شما کمک کند که شناخت بهتری از جامعه جدید پیدا کنید اون بیرون چه تغییرایی کرده؟منظورت چه چیزاییه؟هنوز توی خیابونا ترافیک هست؟نه دیگه از وقتی طرح ترافیک جدید رو اجرا کردن مردم ماشین بیرون نمیارن طرح جدید چیه؟اگر راننده‌ای وارد محدوده ممنوعه بشه خودش رو هم با ماشینش می‌برن پارکینگ و تا گلستان سعدی رو از حفظ نشه آزاد نمی‌شه میدون آزادی هنوز هست؟هست ولی روش روکش کشیدن روکش چیه؟نمای سنگش خراب شده بود سرامیک کردند برج میلاد هنوز هست؟نه کج شد افتاد چرا؟ اون رو که محکم ساخته بودن محکم بود ولی نتونست در مقابل ایرباس A380 مقاومت کنه چی؟ هواپیما خورد بهش؟اوهوم چه‌طور این اتفاق افتاد؟هواپیماش نقص فنی داشت رفت خورد وسط رستوران‌ گردان برج این‌که هواپیمای خوبی بود مگه می‌شه این‌جوری بشه؟هواپیماش چینی بود فیلتر کاربراتورش خراب شده بود بنزین به موتورها نرسید اون اتفاق افتاد چند نفر کشته شدن؟ کشته نداد مگه می‌شه؟ توی رستوران گردان کسی نبود؟ نه رستوران ۴سال پیش تعطیل شد چرا؟ آشپزخونه‌اش بهداشتی نبود چی می‌گی؟ مگه می‌شه آخه؟ این اواخر یه پیمانکار جدید رستوران گردان رو گرفت زد توی کار فلافل و هات‌داگ الان وضعیت تورم چه‌جوریه؟ خودت چی حدس می‌زنی؟ حتما الان بستنی قیفی ۱۴هزار تومنه نه دیگه خیلی اغراق کردی ۱۲هزار تومنه پراید چنده؟ پرایدهای قدیمی یا پراید قشقایی؟ این دیگه چیه؟ بعد از پراید مینیاتور و ماسوله پراید قشقایی را با ایده‌ای از نیسان قشقایی ساختن همین جدیده چنده؟ ۷۰میلیون تومن پس ماکسیما چنده؟ اگه سالمش گیرت بیاد حدود ۲ یا ۲ و نیم یعنی ماکیسما اسقاطی شده؟ پس چرا هنوز پراید هست؟ آزادراه تهران به شمال هم هنوز تکمیل نشده تونل توحید چه‌طور؟ تا قبل از این‌که شهردار بازنشسته بشه تمومش کردن شهردار بازنشسته شد؟ آره ولی تونل که قرار بود قبل از سال۱۳۹۰ افتتاح بشه قحطی سیمان که پیش اومد همه طرح‌ها خوابید چندتا خط مترو اضافه شده؟ هیچی شهردار که رفت همه‌جا رو منوریل کشیدن مترو رو هم تغییر کاربری دادن یعنی چی؟ از تونل‌هاش برای انبار خودروهای اسقاطی استفاده کردن اتوبوس‌های BRT هنوز هست؟نه منحلش کردن به جاش درشکه آوردن از همونایی که شرلوک هلمز سوار می‌شد توی نقش‌جهان اصفهان دیده بودم از اونا نقش‌جهان رو هم خراب کردن کی خراب کرد؟یه نفر پیدا شد سند دستش بود گفت از نوادگان شاه‌عباسه یونسکو هم نتونست حرفی بزنه خلیج‌فارس چه‌طور؟اون هم الان فقط توی نقشه‌های خودمون فارسه توی نقشه گوگل هم نوشته خلیج صورتی خلیج صورتی چیه؟بعضی‌ها به نشنال‌جئوگرافیک پول می‌دادن تا بنویسه خلیج عربی ایران هم فشار میاورد و مدرک رو می‌کرد آخرش گوگل لج کرد اسمش رو گذاشت خلیج صورتی ایران اعتراضی نکرد؟چرا گوگل رو فیلتر کردن ممنونم شما جنایتکارید من الان می‌رم با رییس بیمارستان صحبت می‌کنم این ماجرا ایده شخص رییس بیمارستان بود ازش شکایت می‌کنم نمی‌تونی چون دوست صمیمی پدر نامزد جدیدته
...ادامه
22329
1393/07/08
محمد موجودی ۞ وعده پادشاه
● پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد هنگام بازگشت سرباز پیرى را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد. از او پرسید: آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت:من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گویم یکى از لباس‌هاى گرم مرا برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد. صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالى قصر پیدا کردند در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود: اى پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مى‌کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاى درآورد
...ادامه
22328
1393/07/08
محمد موجودی ۞ نظر جالب یک ریاضیدان درباره زن و مرد
● روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند. جواب داد: اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =۱ اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =۱۰ اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =۱۰۰ اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =۱۰۰۰ ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست ، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت
...ادامه
22325
1393/07/08
محمد موجودی ۞ داستانک خوش شانسی یا بد شانسی...
● پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد! روستا زاده پیر جواب داد: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ همسایه ها با تعجب جواب دادن: خوب معلومه که این از بد شانسیه! هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیر مرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت. این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند: عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت به همراه بیست اسب دیگر به خانه بر گشت! . . . پیر مرد بار دیگر در جواب گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ فردای آن روز پسر پیرمرد در میان اسب های وحشی، زمین خورد و پایش شکست. همسایه ها بار دیگر آمدند: عجب شانس بدی! و کشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ وچند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند: خب معلومه که از بد شانسیه تو بوده پیرمرد کودن! چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدند و تمام جوانان سالم را برای جنگ در سرزمینی دوردست با خود بردند. پسر کشاورز پیر به خاطر پای شکسته اش از اعزام، معاف شد. همسایه ها بار دیگر برای تبریک به خانه پیرمرد رفتند: عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد! و کشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که…؟ امان از حرف مردم!!!
...ادامه
22320
1393/07/08
محمد موجودی ۞ داستان افتخار بزرگ
● پسر کوچولو به مادر خود گفت:مادر داری به کجا می روی؟ مادر گفت:عزیزم بازیگری معروف که از محبوبیت زیادی برخوردار است به شهر ما آمده است.این طلایی ترین فرصتی است که می توانم او را ببینم وبا او حرف بزنم،خیلی زود برمیگردم. اگر او وقت آن را داشته باشد که با من حرف بزند چه محشری می شود. و در حالی که لبخندی حاکی از شادی به لب داشت با فرزندش خداحافظی کرد…. حدود نیم ساعت بعد مادرش با عصبانیت به خانه برگشت. پسر به مادرش گفت:مادر چرا چهره ی پریشانی داری؟ آیا بازیگر محبوبت را ملاقات کردی؟… مادر با لحنی از خستگی و عصبانیت گفت:من و جمعیت زیادی از مردم بسیار منتظر ماندیم اما به ما خبر رساندند که او نیم ساعت است که این شهر را ترک کرده است.ای کاش خدا شهرت و محبوبیتی را که به این بازیگر داده است به ما داده بود.کودک پس از شنیدن حرف های مادر به اتاق خود رفت و لباس های خود رابیرون آورد و گفت:مادر آماده شو با هم به جایی برویم من می توانم این آرزوی تو را برآورده کنم. اما مادر اعتنایی نکرد و گفت:این شوخی ها چیست او بیش از نیم ساعت است که این شهر را ترک کرده است.حرف های تو چه معنی ای میدهد؟ پسر ملتمسانه گفت:مادرم خواهش می کنم به من اعتماد کن،فقط با من بیا.مادر نیز علیرغم میل باطنی خود درخواست فرزند خود را پذیرفت زیرا او را بسیار دوست می داشت.بنابراین آن دو به بیرون از خانه رفتند. پس از چندی قدم زدن پسر به مادرش گفت:رسیدیم.در حالی که به کلیسای بزرگ شهر اشاره می کرد.مادر که از این کار فرزندش بسیار دلخور شده بود با صدایی پر از خشم گفت:من به تو گفتم که الان وقت شوخی نیست.این رفتار تو اصلا زیبا نبود. کودک جواب داد:مادر تو در سخنان خود دقیقا این جمله را گفتی که ای کاش خدا شهرتی و محبوبیتی را که به این بازیگر داده است به ما داده بود پس آیا افتخاری از این بزرگ تر است که با کسی که این شهرت و محبوبیت را داده است نه آن کسی که آن را دریافت کرده است حرف بزنی؟ آیا سخن گفتن با خدا لذت بخش تر از آن نیست که با آن بازیگر محبوب حرف بزنی؟وقتی خدا همیشه در دسترس ماست پس چه نیاز به بنده ی خدا.مادر هیچ نگفت و خاموش ماند
...ادامه
22319
1393/07/08
محمد موجودی ۞ داستان فرعون و شیطان
● فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون یک روز از او فرصت گرفت…. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی در خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد. شیطان گفت خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست. سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد. بعد خطاب به فرعون گفت من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟ پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی. شیطان پاسخ داد زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید
...ادامه
22316
1393/07/08
محمد موجودی ۞ داستان قورباغه
● روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدهند. هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند… و مسابقه شروع شد…. راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند.شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:”اوه,عجب کار مشکلی!!” ، “اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند.” یا: “هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!” قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند… بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند… جمعیت هنوز ادامه می داد,”خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!” و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف می شدند … ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر…. این یکی نمی خواست منصرف بشه! بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید! بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کار رو انجام داده؟ اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟ و مشخص شد که… برنده ی مسابقه کر بوده!!! نتیجه ی اخلاقی این داستان اینه که: هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید. چون اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند . چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید! هیشه به قدرت کلمات فکر کنید. چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره پس: همیشه…. مثبت فکر کنید! و بالاتر از اون کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید! و هیشه باور داشته باشید: من همراه خدای خودم همه کار می تونیم بکنیم
...ادامه
22315
1393/07/08
محمد موجودی ۞ ” نهایت ابراز عشق ”
● داستان بسیار زیبا و خواندنی ” نهایت ابراز عشق ” داستان عاشقانه زن و شوهر و حمله ی ببر یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند. در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند. داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟ بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.›› قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.
...ادامه
22252
1393/07/07
محمد موجودی ۞ داستان قورباغه
● روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدهند. هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند… و مسابقه شروع شد…. راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند.شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:”اوه,عجب کار مشکلی!!” ، “اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند.” یا: “هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!” قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند… بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند… جمعیت هنوز ادامه می داد,”خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!” و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف می شدند … ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر…. این یکی نمی خواست منصرف بشه! بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید! بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کار رو انجام داده؟ اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟ و مشخص شد که… برنده ی مسابقه کر بوده!!! نتیجه ی اخلاقی این داستان اینه که: هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید. چون اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند . چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید! هیشه به قدرت کلمات فکر کنید. چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره پس: همیشه…. مثبت فکر کنید! و بالاتر از اون کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید! و هیشه باور داشته باشید: من همراه خدای خودم همه کار می تونیم بکنیم.
...ادامه
22246
1393/07/07
محمد موجودی ۞ همیشه شادباشید
● مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت دخترک به بیماری سختی مبتلا شد پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او مرد... پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند ولی موفق نشدند. شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند همه فرشته های کوچک در حال شادی بودنند . هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود مرد جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد از او پرسید : دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟ دخترک به پدرش گفت: باباجان، هر وقت شمع من روشن می شود، اشکهای تو آن را خاموش می کند و هر وقت تو دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم هر وقت تو گوشه گیر می شوی من نیز گوشه گیر می شوم نمی توانم همانند بقیه شاد باشم . پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پرید. اشکهایش را پاک کرد، ناراحتی و غم را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت. نتیجه اخلاقی : همیشه شادباشید نمیشه - ولی باید بشه چاره ای نیست و ما هم فنا شدنی هستیم تا قبل از مرگ قدر یکدیگر بدانیم - نه اینکه بعد از مرگ سر خودمان را بشکنیم.
...ادامه
22240
1393/07/07
محمد موجودی ۞ دختر زیبا و خواستگار پیر ! معما
● روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت : اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود. این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت ! سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد. تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید ؟ چه توصیه ای برای آن دختر داشتید ؟ اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد : 1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند. 2ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است. 3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد. لحظه ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود. معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد. به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟! لطفا قبل از خواندن ادامه یه خورده خودتان فکر کنید و پاسخ را بررسی کنید و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد : دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود، وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود. در همین لحظه دخترک گفت : آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم ! اما مهم نیست. اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است... . و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود، پس باید طبق قرار، آن سنگریزه سفید باشد. آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است
...ادامه
22239
1393/07/07
محمد موجودی ۞ قیمت معجزه!
● وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود، شنيد که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت مي کنند. فهميد برادرش سخت بيمار است و آنها پولي براي مداواي او ندارند. پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نمي توانست هزينه جراحي پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد. سارا با ناراحتي به اتاق خوابش رفت و از زير تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روي تخت ريخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار. بعد آهسته از در عقبي خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوي پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه کند ولي داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه اي هشت ساله شود. دخترک پاهايش را به هم مي زد و سرفه مي کرد، ولي داروساز توجهي نمي کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روي شيشه پيشخوان ريخت. داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه مي خواهي؟ دخترک جواب داد: برادرم خيلي مريض است، مي خواهم معجزه بخرم. داروساز با تعجب پرسيد: ببخشيد؟!! دختـرک توضيح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چيزي رفته و بابايم مي گويـد که فقط معجـزه مي تواند او را نجات دهد، من هم مي خواهم معجزه بخرم، قيمتش چقدر است؟ داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولي ما اينجا معجزه نمي فروشيم. چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خيلي مريض است، بابايم پول ندارد تا معجزه بخرد اين هم تمام پول من است، من کجا مي توانم معجزه بخرم؟ مردي که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت، از دخترک پرسيد: چقدر پول داري؟ دخترک پول ها را کف دستش ريخت و به مرد نشان داد. مرد لبخنـدي زد و گفت: آه چه جالب، فکـر مي کنم اين پول براي خريد معجزه برادرت کافي باشد! بعد به آرامي دست او را گرفت و گفت: من مي خواهم برادر و والدينت را ببينم، فکر مي کنم معجزه برادرت پيش من باشد. آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود. فرداي آن روز عمل جراحي روي مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت. پس از جراحي، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم يک معجـزه واقعـي بود، مي خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت کنم؟ دکتر لبخندي زد و گفت: پنج دلار بود که پرداخت شد.
...ادامه
22234
1393/07/07
محمد موجودی ۞ کلاغ
● مردي ۸۵ ساله با پسر تحصيل کرده ۴۵ ساله اش روي مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغي كنار پنجره‌شان نشست. پدر از فرزندش پرسيد: اين چيه؟ پسر پاسخ داد: کلاغ. پس از چند دقيقه دوباره پرسيد اين چيه؟ پسر گفت : بابا من که همين الان بهتون گفتم: کلاغه. بعد از مدت کوتاهي پير مرد براي سومين بار پرسيد: اين چيه؟ عصبانيت در پسرش موج ميزد و با همان حالت گفت: کلاغه کلاغ! پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتي قديمي برگشت. صفحه اي را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند. در آن صفحه اين طور نوشته شده بود: امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روي مبل نشسته است هنگامي که کلاغي روي پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسيد و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است. هر بار او را عاشقانه بغل مي‌کردم و به او جواب مي‌دادم و به هيچ وجه عصباني نمي‌شدم و در عوض علاقه بيشتري نسبت به او پيدا مي‌کردم
...ادامه
22233
1393/07/07
محمد موجودی ۞ بهترين خبر
● روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می شود تا آماده رفتن شود. پس از ساعتی، او داخل پارکینگ تک و تنها به طرف ماشینش می رفت که زنی به وی نزدیک می شود. زن پیروزیش را تبریک می گوید و سپس عاجزانه می افزاید که پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دکتر و هزینه بالای بیمارستان نیست. دو ونسنزو تحت تاثیر حرفهای زن قرار گرفت و چک مسابقه را امضا نمود و در حالی که آن را در دست زن می فشرد گفت: برای فرزندتان سلامتی و روزهای خوشی را آرزو می کنم. یک هفته پس از این واقعه دوونسنزو در یک باشگاه روستایی مشغول صرف ناهار بود که یکی از مدیران عالی رتبه انجمن گلف بازان به میز او نزدیک می شود و می گوید: هفته گذشته چند نفر از بچه های مسئول پارکینگ به من اطلاع دادند که شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زنی صحبت کرده اید. می خواستم به اطلاعتان برسانم که آن زن یک کلاهبردار است. او نه تنها بچه مریض و مشرف به مرگ ندارد، بلکه ازدواج هم نکرده. او شما را فریب داده، دوست عزیر! دو ونسزو می پرسد: منظورتان این است که مریضی یا مرگ هیچ بچه ای در میان نبوده است؟ بله کاملا همینطور است. دو ونسزو می گوید: در این هفته، این بهترین خبری است که شنیدم.
...ادامه
22214
1393/07/07
محمد موجودی ۞ اشتران شتر بچه و شتر مادر ( برای لبخند جا بجا نوشتم )
● آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت: بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟ شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟ بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟ شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم. بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف و پای ما گرد است؟ شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است. بچه شتر: چرا مژه های بلند و زخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد. شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم ها ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند. بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شن های بیابان است... . بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم... ... شتر مادر: بپرس عزیزم. بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
...ادامه
22130
1393/07/05
محمد موجودی ۞ “قدرت بخشش”
● بانوى خردمندى در کوهستان سفر مى کرد که سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا کرد. روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود. بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید از آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ را به او بدهد. زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد مسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روى کرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست که جواهر به قدرى با ارزش است که تا آخر عمر مى تواند راحت زندگى کند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا کند. بالاخره هنگامى که او را یافت، سنگ را پس داد و گفت: «خیلى فکر کردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید که چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده که به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى . . .
...ادامه
22129
1393/07/05
محمد موجودی ۞ ماجرای آقای گاو !
● در یک مدرسه راهنمایی دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت می کردم و چند سالی بود که مدیر مدرسه شده بودم. قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه بروند. هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هیاهوی دانش آموزان در حیاط و گفت وگوی همکاران در دفتر مدرسه، به هم نیامیخته بود. در همین هنگام، مردی با ظاهری آراسته و سر و وضعی مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت: با خانم… دبیر کلاس دومی ها کار دارم و می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هایی بکنم. از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت: من “گاو” هستم ! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو، ایشان متوجه می شوند. تعجب کردم و موضوع را با خانم دبیر که با نواخته شدن زنگ تفریح، وارد دفتر مدرسه شده بود، در میان گذاشتم. یکه خورد و گفت: ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمی فهمم… از او خواستم پیش پدر دانش آموز یاد شده برود و به وی گفتم: اصلاً به نظر نمی رسد اختلالی در رفتار این آقا وجود داشته باشد. حتی خیلی هم متشخص به نظر می رسد. خانم دبیر با اکراه پذیرفت و نزد پدر دانش آموز که در گوشه ای از دفتر نشسته بود، رفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: “من گاو هستم!” - خواهش می کنم، ولی… - شما بنده را به خوبی می شناسید. من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید… دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، می دونید… - بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق می دهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان می گذاشتید. قطعاً من هم می توانستم اندکی به شما کمک کنم. خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم صحبت کردند. گفت و شنود آنها طولانی، ولی توأم با صمیمیت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و با خداحافظی از همه، مدرسه را ترک کرد. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم. در کنار مشخصاتی همچون نشانی و تلفن، روی آن نوشته شده بود: دکتر… عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه… !
...ادامه
22128
1393/07/05
محمد موجودی ۞ نوشته ی واقعی...
● معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ... دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم! دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ... معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد
...ادامه
22127
1393/07/05
محمد موجودی ۞ اعتراف...!!!
● مردی برای اعتراف نزد کشیش رفت. «پدر مقدس، مرا ببخش. در زمان جنگ جهانی دوم من به یک یهودی پناه دادم» «مسلماً تو گناه نکرده ای پسرم» «اما من ازش خواستم برای ماندن در انباری من هفته ای بیست شیلینگ بپردازد»... «خوب البته این یکی زیاد خوب نبوده. اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادی، بنابر این بخشیده می شوی» «اوه پدر این خیلی عالیه. خیالم راحت شد. حالا میتونم یه سئوال دیگه هم بپرسم؟» «چی می خوای بپرسی پسرم؟» . . . «به نظر شما باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟»
...ادامه
22126
1393/07/05
محمد موجودی ۞ نامه ی پیر زن به خدا...
● 12.00 یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا! با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود: خدای عزیزم؛ بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن.. کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانشنشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان ۹۶ دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند..همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهندخوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا!همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود: خدای عزیزم؛ چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی.. البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند!
...ادامه
22124
1393/07/05
محمد موجودی ۞ برادر
● دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنهاازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود . شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت : (( درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می کند . )) بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت . در همین حال برادری که ازدواج کرده بود با خودش فکر کرد و گفت :‌(( درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نکرده و باید آینده اش تأمین شود . )) بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت . سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند که چرا ذخیره گندمشان همیشه با یکدیگر مساوی است . تا آن که در یک شب تاریک دو برادر در راه انبارها به یکدیگر برخوردند . آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن که سخنی بر لب بیاورند کیسه هایشان را زمین گذاشتند و یکدیگر را در آغوش گرفتند
...ادامه
22123
1393/07/05
محمد موجودی ۞ انتخاب...
● کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود. مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد … نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود
...ادامه
22122
1393/07/05
محمد موجودی ۞ ترازو....
● زن كره 1كیلوی اماده میكرد و مرد ان را به بقالی میبرد بجای ان مایحتاج خود را فراهم میكرد روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و آنها را وزن کرد . اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او عصبانى شد و به مرد فقیر گفت:دیگر از تو كره نمیخرم كره 900 گرم بود مرد فقیر سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن را به عنوان وزنه قرار مى دادیم
...ادامه
22121
1393/07/05
محمد موجودی ۞ گاو وخوک
● مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید: نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند. کشیش گفت: بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم... خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.!! اما در مورد من چی؟… من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می دانی جواب گاو چه بود؟ جوابش این بود: شاید علتش این باشد که “هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم”
...ادامه
21798
1393/07/01
محمد موجودی ۞ مانند لغزش باران
● امام صادق (سلام الله علیه): إنَّ العالِمَ إذا لَم يَعمَل بِعِلمِهِ زَلَّت مَوعِظَتُهُ عَنِ القُلوبِ كَما يَزِلُّ المَطَرُ عَنِ الصَّفا؛ هرگاه عالم به علمش عمل نكند. [اثر] موعظه اش از دل ها زايل مى شود؛ آن چنان كه باران از روى سنگ صاف مى لغزد.[1] نكته1: زبان بدن: در روان شناسي روابط انساني ثابت شده است كه ارتباط دو نوع است:‌كلامي و غيركلامي. نقش ارتباط غيركلامي و زبان بدن( حالت چهره، چشم ها، لحن كلام، نوع نگاه، سكوت، نوع ايستادن، حركات و سكنات، رنگ چهره، و..) بيش از سه برابر ارتباط كلامي است. نكته2:‌ مهره مار: خداوند به ما در قرآن آيه 96 سوره مريم، وعده داده كه اگر ايمان و عمل صالح داشته باشيم مهر ما را در قلب ديگران مي اندازد. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا؛ همانا كسانى كه ايمان آورده و عمل هاى شايسته كرده اند، به زودى خداى رحمان براى آنها دوستى و محبتى (در دل هاى فرشتگان و مؤمنان در دنيا و آخرت) قرار مى دهد.[2] Surely (as for) those who believe and do good deeds for them will Allah bring about love پی نوشت : 1.دانش نامه قرآن و حدیث: ج15، ص 290.
...ادامه
21796
1393/07/01
محمد موجودی ۞ تقويت حافظه و يادگيري
● نکات زير براي تقويت حافظه و يادگيري مؤثر پيشنهاد مي شود: 1- برنامه ريزي دقيق تحصيلي که اين برنامه ريزي بايد سخت گيرانه نباشد، جبراني داشته باشد و با توجه به اهميت متن درسي اولويت بندي شده باشد.همچنين در اين برنامه ريزي ورزش و تفريحات و ويژگي هاي دوره سني مانند خواب به موقع در نظر گرفته شود. 2- يادگيري مفهومي و نه طوطي وار شما بايد علوم را با زندگي واقعي خودتان پيوند دهيد. 3- اهدافي را براي مطالعه ترسيم کنيد. 4- پيوسته مطالعه نکنيد و سعي کنيد نيم ساعت مطالعه يک ربع استراحت داشته باشيد و در اين استراحت افکار مزاحمي که در نيم ساعت مطالعه به ذهنتان مي آمد و شما آن را ياد داشت مي کرديد را در وقت استراحت آنان را بررسي کنيد. 5- استفاده از مواد قندي مانند مويز و خشکبار طبيعي به سرعت يادگيري تان کمک مي کند. 6- سعي کنيد مواد مطالعه را به همديگر در ذهنتان ربط دهيد و فايل بندي کنيد و از اندوخته کردن اطلاعات جور واجور خود داري کنيد. 7- روش ها تمرکز به منظور اندوخته کردن صحيح اطلاعات را ياد بگيريد زيرا اگر هنگام اندوخته کردن مطالب تمرکز نداشته باشيد پردازش و بازيابي ناقص خواهد بود و شما آن را فراموشي و يا ضعف حافظه خواهيد ناميد.[1] پی نوشت : 1. سايت گفتگوي ديني دات كام، انجمن مشاوره
...ادامه
21795
1393/07/01
محمد موجودی ۞ تقويت تفكر مثبت
● برخي از راهكارهاي تقويت تفكر مثبت عبارتند از: 1-تقویت عزت نفس : نسبت به خودمان احساس خوبي داشته باشيم و خود را خوب، توانا و باارزش بدانيم. 2- فهرستي از صفات مثبت خود تهيه كنيم و راه‌هاي تقويت آنها را بيابيم و سعی کنیم که آنها را افزایش دهیم. 3- فهرستي از افكار منفي خود در طي روز تهيه و سعي كنيم براي هر فكر منفي يك فكر مثبت معادل بيابيم تا به كمك آن بتوانيم با افكار منفي مقابله كنيم. 4- سعي كنيم در گفتار و برخوردهاي روزانه از كلمات و جملات مثبت استفاده كنيم، مثلاً در ملاقات با ديگران به جاي استفاده از جمله «خسته‌ نباشيد» كه داراي بار منفي و القاي حس خستگي است، از جملات «خدا قوت»، «شاد باشيد» و يا «پر انرژي باشيد» استفاده كنيم. 5- افكار خود را متوجه خوبي‌ها و جنبه‌هاي مثبت زندگي كنيم تا با مرور زمان مثبت‌نگر شويم. 6- با خوش‌بيني سعي كنيم، دستورهايي به ذهن خود بدهيم كه انديشه‌هاي جديد مثبت شكل گيرند. 7- هر روز صبح كه از خواب بر مي‌خيزيم با نگاه كردن به يك منظره یايك تابلوي نقاشي زيبا و يا نام خداوند روز خود را با نشاط و خوش‌بيني آغاز كنيم. 8- از افراد منفي‌نگر يا موقعيت‌هايي كه باعث ايجاد افكار ناخوشايند و منفي مي‌شوند دوري و سعي كنيم كمتر با آنها برخورد داشته باشيم. 9- به مشكلات به عنوان محكي براي ارزيابي توانايي‌هاي خود نگاه كنيم و هرگز نتيجه بدي را پيش‌بيني نكنيم، زيرا مشكلات فقط به اندازه‌اي مهم هستند كه ما آنها را مهم مي‌پنداريم. 10- به لحظات و خاطرات زيبا و دوست‌داشتني گذشته خود فكر و سعي كنيم آنها را تكرار نماييم.[1] پی نوشت : 1. سایت مركز مشاوره مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)
...ادامه
21794
1393/07/01
محمد موجودی ۞ راه‌های تمركز حواس
● در ابتدا تعریفی از «تمركز» ارائه می‌دهیم: تمركز حالتی است كه در آن از میان افكار و آراء مختلف شخص، یك فكر در مركز قرار می‌گیرد و بقیه افكار و آراء او نسبت به آن فكر، جنبه پیرامونی دارند. بنا به تعریفی دیگر، تمركز حواس یعنی توانایی ثابت نگه داشتن توجه و دقت روی موضوع یا كاری كه به میل و اراده انتخاب شده است و مانع شدن از اینكه این دقت و توجه به سوی موضوعات دیگر منحرف شود. - برای ایجاد تمركز و تقویت آن ابتدا باید عواملی را كه باعث می‌شوند تمركز حواس شخص از بین برود شناسایی كرد و سپس با راه‌های مقابله با آن‌ها آشنا شد. این عوامل عبارتند از: 1. عدم علاقه نسبت به موضوع مورد مطالعه: از مهم‌ترین عوامل عدم تمركز حواس، آن است كه خواننده نسبت به كتاب یا موضوع مورد مطالعه، علاقه نداشته باشد. بهترین شیوه مقابله با این حالت، آن است كه بین این موضوع یا كتاب، با آنچه مورد علاقه شدید خواننده است ارتباطی برقرار شود. مثلاً دانش آموزی كه به قبولی در كنكور علاقه زیادی دارد، باید میان این كتاب و قبولی در كنكور ارتباطی برقرار كند تا از این راه، حالت بی علاقگی او زایل شود. 2. آشفتگی‌های درونی: منشأ این آشفتگی‌ها در درون انسان قرار دارد مانند: نگرانی، ترس، اندوه، حسادت و به طور كلی احساسات هیجان آمیزی كه در ذهن مانع تمركز می‌شود. بهترین راه برای منحرف كردن توجه فكر از نگرانی‌ها این است كه آن‌ها را در كاغذی یادداشت كنید و به خودتان بگویید كه بعد از مطالعه درباره آن‌ها فكر خواهید كرد. با این روش ساده، ذهن شما تنها متوجه مطالعه خواهد شد و به صورت موقت از پرداختن به نگرانی‌ها منحرف می‌گردد و قدرت تمركز را افزایش می‌دهد. 3. عدم هماهنگی بین قدرت اراده و تخیل: اگر تخیّل خواننده با اراده‌اش هم سو نباشد نمی‌تواند تمركز حواس كافی داشته باشد. در روان شناسی ثابت شده است كه در این تضاد و ناهماهنگی، قدرت تخیّل قوی‌تر از اراده است. مثلاً دانشجویی كتابی را باز می‌کند و به مطالعه آن می‌پردازد، پس از مدّت كوتاهی افكاری به ذهنش خطور می‌کند مثلاً با دوستانش بازی می‌کند، به سینما می‌رود... این تخیلات باعث می‌شود كه خواننده تمركز خود را از دست دهد. برای غلبه بر این مشكل خواننده وقتی می‌خواهد موضوع خاصی را مطالعه كند بهتر است خود را در حال و هوای مخصوص آن موضوع قرار دهد. مثلاً اگر كتاب پزشكی می‌خواند، خود را در حال و هوای پزشك قرار دهد. 4. آشفتگی‌های بیرونی: این آشفتگی‌ها از تحریک‌های غیر عادی حواس مختلف انسان ایجاد می‌شود، هر گونه تحریك غیر عادی حواس، ممكن است فرایند تمركز را با اشكال مواجه كند. تشنگی، گرسنگی، درد، گرما، سرما و ... موجب بر هم خوردن تمركز می‌شود. برای رفع این آشفتگی‌ها باید تا حدّ امكان محیط مطالعه را از محرک‌های خارجی دور ساخت. مثلاً محیطی را برای مطلاعه انتخاب كنید كه در آنجا صداهای ناهنجار، رفت و آمد وسایل نقلیه و ... نباشد. همچنین نور محل مطالعه هم باید به اندازه كافی باشد. وجود محركهاي ديگر، مانند گوش دادن به موسیقی يا تماشاي هم زمان تلويزيون هنگام مطالعه باعث انحراف توجه و كاهش تمركز می‌شود. این كه بعضی‌ها می‌گویند كه صدای رادیو یا نوار موسیقی در تمركز به آن‌ها كمك می‌کند درست نیست. اگر دانش آموزی با این طریق مطالعه، خوب یادمی‎گیرد با حذف موسیقی نمراتش بهتر خواهد شد. اقدامات زیر همچنین برای ایجاد تمركز در هنگام مطالعه مفید خواهد بود: ـ طرح سؤالات و یافتن جواب آن‌ها هنگام مطالعه موجب از بین رفتن بی حوصلگی و باعث تمركز بهتر می‌شود. ـ تجسم كردن، یعنی استفاده از حواس مختلف و تفكر بر روی مطالب و در نتیجه معنا بخشیدن به كلمات و پی بردن به هدف نویسنده. ـ یادداشت كردن، خلاصه كردن، علامت گزاری، حاشیه نویسی و مرور مطالب. تمام این كارها یادگیری را آسان و تمركز را بهبود می‌بخشد. عبارت خواندن، تمركز را افزایش می‌دهد. زیرا از طریق عبارت خوانی، شما با سرعت نزدیك به سرعت اندیشیدن خود، می‌خوانید. در حالی كه در كلمه خوانی مجبورید با پهلوی هم قرار دادن كلمات به معانی برسید، كه این خود باعث حواس پرتی می‌شود. [1] پی نوشت : 1. پايگاه اطلاع رساني انديشه
...ادامه
21793
1393/07/01
محمد موجودی ۞ یک پند همسرداری از استاد فاطمی نیا
● در محضر بزرگان فرصتی است برای آموختن نکاتی که در هیچ کتابی یافت نمی‌شود و در حقیقت راه میان‌بری است به سوی خوبی‌ها و درستی‌ها که تقدیم به همه کاربران عزیز می‌گردد. استاد فاطمي مي فرمايند:خانمي است شوهرش بسيار متدين و اهل نماز و روزه؛ خانم افسرده شده است. رسيدگي کرديم ديديم 20 سال اين آقا صبح گفته خداحافظ، شب گفته سلام. بله، همان آدم مؤمن مقدس. نماز جماعتش را همه در مسجد خوانده و آمده است. بله بعضي‌ها دين را مسخره کرده‌اند. دين اين نيست که عزيز من. شب مي‌آيد خانه. حاجي شام داريم، بياورم؟ با يک لحني مي‌گويد: چي داريم؟ يک لقمه خورده مي‌گويند حاجي خوابش برد. صبح هم بيدار شده نماز و تعقيبات. بعد هم با اخم خداحافظ. نه يکي نه دوتا، بلکه يک گوني پر؛ خانم ها نامه نوشتند. حرفشان اين است که جيبمان پر از پول است. طلا، امکانات و خانه بزرگ.... ولي محبت نديديم. اين موضوع يک طرفه نيست. از آن طرف آقا داريم که خانم افسرده‌اش کرده است. اين قدر خانم بداخلاقي کرده آقا نمي داند چه کار کند؟ يک خرده بنشينيد محاسبه نفس بکنيد. در بهار درختان را هرس مي‌کنند، چندتا گل مي‌کارند. چند تا گل بکاريد. گل رأفت و عطوفت بکار! خانم، آقا! ببينم مي‌تواني اخلاقت را خوب کني! مي‌تواني فرياد نزني! مي‌تواني غضبت را کنترل کني! وقتي به باغچه رسيدگي مي‌کنند، بعضي گياه‌ها را که خشک شده، در بهار از ريشه در مي‌آورند. اين تکبر را بيندازيد دور. گياه از خود راضي بودن را بينداز دور. پس کي مي‌خواهيم متحول شويم؟».[1] پی نوشت : 1. باشگاه خبرنگاران2/7/1392
...ادامه
21791
1393/07/01
محمد موجودی ۞ قدرت خوش خلقی
● فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ[1]؛ پس به بركت رحمتى از جانب خداوند با آنها (امت خود) نرمخو شدى، و اگر بد خلق و سختدل بودى حتما از دورت پراكنده مى شدند. پس، از آنها درگذر و برايشان آمرزش طلب و در كارها با آنان مشورت نما، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن، كه بى ترديد خداوند توكل كنندگان را دوست دارد. Thus it is due to mercy from Allah that you deal with them gently, and had you been rough, hard hearted, they would certainly have dispersed from around you; pardon them therefore and ask pardon for them, and take counsel with them in the affair; so when you have decided, then place your trust in Allah; surely Allah loves those who trust پی نوشت : 1.سوره : آل عمران آیه : 159
...ادامه
21734
1393/06/31
محمد موجودی ۞ آشنائی با روحیه شهدا
● برسجادهاي به وسعت زمين، با تربتي بر خون شهيدان رنگين، بر قبلهاي به عمق هستي، در صفوفي به شكوه اقيانوس، با ايماني راسختر از كوهها، با آياتي به زيبايي حقيقت، به امامت نور خورشيد نماز ميگزاريم. شهيد مهدي رجب بيگي آقا رضا روزانه چقدر پول این سیگار را می دهید؟ خدمت آقای خودم که 10 تومان. می دانی چقدر خانواده های فقیر هستند که محتاج همین 10 تومان هستند؟ منتظر جواب نماند که جوابی نمانده بود. شرم کن و سیگار نخر و پولش رو جای دیگری خرج کن. شرم کرد و سیگار نخرید ... این را خودش می گفت، حرف رجایی برایش دنیایی می ارزید. شهید محمد علی رجایی منبع : کتاب « خدا که هست » نوشته مجید تولایی. .
...ادامه
21665
1393/06/30
لاله ۞ دور باطل
● زنها از سوسك مي ترسند ! سوسكها از موش ... موشها از گربه ... گربه ها از سگ ... سگها از مرد .... مردها از زن .... زنها از سوسك .... و اين دور باطل هي همچنان ادامه دارد .....
...ادامه
21529
1393/06/25
محمد موجودی ۞ روان شناسي نوجوانان
● براي ارتباط مؤثر با نوجوانان حتما بايد روان شناسي نوجوانان را بدانيد . در ارتباط با نوجوان سه عنصر ارتباط مؤثر را تمرين كنيد و ماهرانه به كار بگيريد: 1- خلوص: خودتون باشيد. نقش بازي نكنيد و تصنعي رفتار نكنيد چون اين براي آنها مشخص است و ارتباط قيچي مي شود. 3- همدلي: جهان و مشكلات را از چشم ايشان ببينيد. همدلي به معني همدردي نيست. به معني تأييد حتي گناه و رفتار بد هم نيست. به معني اين است كه درك دنياي آنها است. وقتي آنها درك شوند آن وقت همراه تان مي شوند. لازمه همدلي زياد صحبت كردن نيست. خيلي ها مربي اي را موفق مي دانند كه زياد صحبت مي كند در حالي كه زياد شنيدن به ناگفته هاي آنها مهم تر است. وقتي نوجوان با صبوري درك شود و سخنانش شنيده شود تازه متوجه مي شود كه مي تواند روي اين مربي حساب كند و از آن به بعد است كه تشنه شنيدن خواهد شد و مي پرسد و پيگير خواهد بود. 3- توجه مثبت غيرمشروط: به نوجوان توجه مثبت داشته باشيد و براي اين توجه و پذيرش تان شرطي نداشته باشيد. يعني اصل گوهر وجودي آنها، اصل هم نوع بودن و آفريده خدا بودن، و داشتن فطرت مهم است و بايد ديده شود. و مهم است كه خطاي آنها را با كل شخصيت آنها يكي نگيريم. كل شخصيت ارزشمند است. و فلان رفتار بد، ناپسند است. ساده و خودماني و صميمانه صحبت كنيم. پرسش و پاسخ داشته باشيد. اگر چيزي را نمي دانيد درباره اش تحقيق كنيد و بدون تخصص وارد بحث نشويد. جلوي جمع به كسي تذكر ندهيد. نام هركس مهم ترين چيز براي او است. نام افراد را ياد بگيريد. جلسات متنوع باشد مزاح به اندازه و لطيفه خستگي را از تن به در مي كند و مباحث را در ذهن ماندگار مي كند. روان شناسي امر به معروف را ياد بگيريد و ياد بدهيد( مراتب و شرايط امر به معروف و نهي از منكر مهم است و نكات روان شناختي دارد. [1] پی نوشت : 1. سايت گفتگوي ديني دات كام، انجمن مشاوره
...ادامه
21505
1393/06/24
دانلود فایل صوتی اشتباهات در مدیریت زمان ۞ مقاله ای در مورد مدیریت زمان
● همکار عزیز مدیریت زمان چه فوایدی برای زندگی ما دارد؟ مدیریت زمان علمی است که یا فراموش شده یا اهمیت داده نمی شود ولی برای اینکه کمی بیشتر بدانیم به این سایت مراجعه کنید و مطالعه فرمایید persian-eshop.ir
...ادامه
21443
1393/06/23
ذره/بين/م/٣ ۞ آیا خـنده‌ی مصنـوعی می‌تواند ما را شــاد کند؟
● آیا خـنده‌ی مصنـوعی می‌تواند ما را شــاد کند؟ ما معمولاً به این خاطر می‌خـندیم که خوشـحالیم، و اخم می‌کنیم چون ناراحـت یا عصــبانی هستیم؛ اما آیا وضعیت می‌تواند برعکس هم باشد؟ به عبارتی آیا ما می‌توانیم شاد شویم صرفاً چون می‌خندیم؟ پژوهش‌های جدید پیشنهاد می‌دهند که بسیاری هیجانات و احساسات ما به‌ وسیله‌ی حالت‌های چهره‌ی خودمان تقویت و یا حتی ایجاد می‌شوند. قبل از همه این داروین بود که متوجه شد اگر از بروز نشانه های یک هیجان مثلا حالت بغض و غم جلوگیری کنیم احساس غم و اندوه کمتری خواهیم داشت. روان‌شناس مشهور قرن نوزدهم «ویلـیام جیــمز» که پدر علم روان‌شناسی نامیده می‌شود به یک نظر افراطی رسید و عنوان کرد که: «اگر یک نفر هیجانی را با صورتش بروز ندهد، اصلاً حسش نخواهد کرد» در حال حاضر به‌ ندرت روان‌شناسی را می‌توان یافت که با ایده ویلـیام جیــمز موافق باشد، اما شواهد چشم‌گیر جدیدی وجود دارد که به شکل های دیگر بخشی از نظرات وی را تائید می کند مبنی بر اینکه احساسات تنها به مغز مربوط نیستند، بلکه به‌عنوان‌مثال حالت‌های چهره نیز نقش قابل‌توجهی در شکل‌گیری و تقویت هیجان ها ایفا می‌کنند. اخیراً روان‌شناسان دانشگاه کاردیف در ولز دریافتند افرادی که توانایی اخم کردنشان به‌وسیله‌ی تزریق «بـوتـاکس» تحلیل رفته بود به‌صورت میانگین «شادتر» از افرادی هستند که قدرت اخم کردن شان مختل نشده است. نکته‌ی عجیب‌تر اینکه پژوهش‌های بعدی نشان داد نـاتــوانی در بــروزِ یک هیـجان نه‌ تنها از تاثیر روحی و درونی آن می کاهد بلکه توانایی تشخیص آن را نیز پایین می‌آورد. افرادی که با بوتاکس توانایی اخم کردن را از دست‌ داده بودند جمله‌های مربوط به «ناراحتی» و «غم» را کُندتر و سخت‌تر می‌خواندند یا به عبارتی تاثیر احساسی کلمات غمگین را کمتر حس می کردند. اما شاید هیجان‌انگیزترین پژوهش در این رابطه مربوط به محققین دانشگاه مانهیم آلمان باشد که حتی شرکت‌کنندگان در آن انگیزه‌ی اصلی پژوهش‌گران را نمی‌دانستند. به شرکت‌ کننده‌ها گفته‌شده بود شما در پژوهشی شرکت می‌کنید که قرار است میزانِ دشواریِ انجام کارها بدون استفاده از «دســت» را بسنجد. سه گروه شرکت‌کننده‌ می بایست «مــدادی» را به یکی از دو حالت زیر در طول آزمایش با دهان شان نگه می‌داشتند. به گروه اول گفته شد مدادها را با لـب خود نگه‌ دارند که ناخواسته موجب می‌شد چـهـره‌شـان حالت اخــم و نـاراحتـی به خود بگیرد. گروه دوم باید مداد را با دنــدان نـگه می‌داشت (برای این عمل Risorius یا عضـله‌ی خنــده به گوشه‌ها جمع می‌شود) که ناخواسته حالت چـهره‌ی خـنـدان را ایجاد می‌کند و گروه سوم که گروه کنترل بود باید مداد را با دستی نگه می‌داشت که کار کمتری از ان می کشید. هر سه گروه می‌بایستی سؤالات پرسش‌نامه و همین‌طور میزان دشواری این عمل را نمره می‌دادند. آخرین تکلیف برای این شرکت‌کننده‌ها (که درواقع هدف اصلی پژوهش بود) نمره دادن به «میزانِ خنده‌دار بودنِ» یک کارتون کوتاه بود آن هم وقتی که که مداد را با دهان یا دندان نگه‌ داشته بودند و طبیعتاْ چهره‌شان ناخواسته حالت غم یا شادی به خود گرفته بود. همان‌طور که انتظار می‌رفت گروهی که مداد را با دندان نگه‌داشته بود (گروه خندان) کارتون را بسیار خنده‌دارتر ارزیابی کرده بود، بدون آن‌که شرکت‌کننده‌ها کوچک‌ترین سرنخی از واقعیت ماجرا داشته باشند. چیزی که این یافته‌ها پیشنهاد می‌دهد کاملاً واضح است: خنده‌ی مصنوعی می‌تواند باعث شادی شود و حالت‌های صورت حتی اگر واقعاً منظور خاصی پشت شان نباشد می‌توانند به‌صورت معناداری خلق و خو و احساسات ما را تحت تأثیر قرار دهند. پس بخندید، حتا اگر واقعاً دلیلی برای خندیدن ندارید. خودش به‌مرور زمان تبدیل به دلیلی برای خندیدن می‌شود، خنده‌ی واقعی. اما بد نیست بدانید اخم و حالت چهره‌ی درهم نیز فواید خاص خودش را دارد. دنیل کانمان روان‌شناس معروف توصیه‌ها جالبی برای نوشتن دارد: اگر قصد دارید مطلب تحلیلی و دقیقی بنویسید حالت اخم به چهره‌تان بگیرید، این باعث می‌شود دید موشکافانه و منطقی‌تان تقویت شود. اگر تمایل دارید نوشته‌ای خلاقانه، آزاد و شهودی بنویسید با چهره‌ای خندان شروع به نوشتن کنید. برگرفته از مجله مرد روز
...ادامه
21433
1393/06/23
مفتش ۞ نیستی آقای موجودی !!!!!!
● نیستی !
...ادامه
21414
1393/06/22
عماد سوسن آبادي ۞ سرويس هاي ارزش افزوده در شبكه هاي ADSL
● سرویس های ارزش افزوده در شبکه های DSL اینترنت در دنیای کنونی ، از لازمه های زندگی اجتماعی شده است . پدیده یی که با ایجاد تحول در دسترسی به اطلاعات ، جای خود را به سرعت در کلیه جنبه های زندگی باز کرده است . بطوریکه کاربران در هرجا و هرلحظه خواستار این دنیای مجازی هستند . از مدیرانی که در حین مسافرت یا جابجایی قصد انجام امور شرکت خود را دارند تا مشترکین خانگی که پاسخ هر سوال خود را در اینترنت جستجو می کنند . این امر باعث شده است سیاست اصلی شرکت های مخابراتی و همچنین روند پیشرفت فن آوری ، به سمت گسترش و ارتقای کیفیت این دسترسی حرکت کند . در شبکه های مبتنی بر کابل هایی مسی ، پیدایش ADSL تحولی در افزایش سرعت ارتباطات ایجاد کرده است. استفاده از بستر کابل مسی موجود در این فن آوری ، ضمن کاهش هزینه اجرایی ، شرایط بسیار خوبی را برای ارایه اینترنت پرسرعت فراهم کرده است. ارتباطی که در بهترین شرایط تا 24Mb/s امکان دانلود و 2.5Mb/s آپلود فراهم می کند .(١) در ابتدا ، ADSL بعنوان راهکاری برای ارایه اینترنت پرسرعت ، به صورت یک سرویس مستقل مطرح شد. این امر اگرچه تا حدی نیاز های اولیه کاربران را مرتفع می کند اما روند نزولی قیمت جهانی اینترنت از یک سو ، و هزینه نگهداری و توسعه این شبکه از سوی دیگر، تعادل و توقعات مالی از این سرویس دهی را دچار چالش می کند . در چنین شرایطی تفکر ارایه سرویسهای بیشتر و متنوع تر، به همراه سرویس اینترنت مطرح شد تا بدینوسیله هم کاربران از خدمات بیشتر و هم اپراتورها از منافع بیشتر بهره ببرند. ضمن اینکه در دنیای رقابت اپراتورهای ارایه کننده اینترنت ، علاوه بر کیفیت ، تنوع محصولات و سرویس ها ، عامل تعیین کننده یی برای جذب و ماندگاری مشتری شده است. VAS (٢) یا همان سرویس های ارزش افزوده ، به مجموعه یی از محصولات یا سرویس ها اطلاق می شود که با استفاده از زیرساخت موجود و با اندکی هزینه به همراه سرویس پایه و اصلی ارایه شوند . ارایه این نوع محصولات ، با توجه به نسبت بالای سودآوری به سرمایه گذاری ، از اهمیت ویژه یی برخوردار است. چرا که می توان از همان بستر و بدون تاثیر منفی در کیفیت اینترنت به دست مصرف کننده برسند . نکته قابل توجه در این سرویس ها عدم وابستگی آنها به اینترنت است . در حالیکه محدودیت های حاکم در دسترسی به اینترنت ( کندی سرعت در ساعات اوج ترافیک ، محدودیت های پهنای باند کشوری ، هزینه ی تامین پهنای باند و...) در کیفیت و کمیت آن تاثیرگذار است اما در پیاده سازی این سرویس ها بواسطه استفاده از شبکه داخل کشوری ، امکان ارایه سرعت بالاتر و حجم دانلود بیشتر نسبت به اینترنت با هزینه کمتر، فراهم است . اگرچه در کشورهای پیشرو در این صنعت انواع مختلفی از این سرویسها ارایه شده است اما باید توجه داشت که انتخاب این خدمات و محتوای آنها نیاز به شناخت نیازها و سلایق جامعه کاربری دارد . این نیازها بسته به شرایط فرهنگی ، اجتماعی و اقلیمی کشورها متفاوت است . و شرط موفقیت این پروژه ، تطابق خدمات ارایه شده با نیازهای جامعه است . تشخیص این مساله نیاز به بررسی همه جانبه و کارشناسی دارد که فراتر از تخصص اپراتورهاست . امری که به عهده کارگروهی از کارشناسان و صاحبنظران مختلف در زمینه های تجارت و اقتصاد ، علوم اجتماعی ، IT و... است . نقطه ی آغاز این کار، معرفی جامعه مصرف موجود در مشترکینADSL و نحوه دسترسی به آنها ، توسط دارندگان کالای قابل عرضه در فضای مجازی است . این بازار ، انگیزه بسیار خوبی برای سرمایه گذاران خواهد بود که با تولید محصولات جدید و یا تغییر در نحوه ارایه کالای خود ، از این شرایط حداکثر استفاده را ببرند. در این میان نقش اصلی اپراتورها ، بعنوان بسترساز ارتباط کاربران با ارایه کنندگان محتوا متجلی می شود و توانایی آنها درتوسعه ، نگهداری ، افزایش کیفیت ، استفاده بهینه و مدیریت منابع شبکه آشکار می شود. در این شرایط ، همکاری اپراتورها با تولید کنندگان محتوا ، با در نظر گرفتن تمامی جوانب اقتصادی و فنی ، منجر به یک تجارت برد – برد خواهد شد. در ادامه به تعدادی از این سرویس ها اشاره یی کنیم : 1-IPTV با استفاده از این سرویس مشترکان قادر خواهند بود پخش برنامه های تلویزیونی را بصورت مستقیم یا ضبط شده مشاهده کنند . در کشورهایی که برنامه های تلویزیونی از طریق کانالهای پولی پخش می شوند و یا نقاطی که امکان پوشش رادیویی وجود ندارد ارایه این سرویس با قیمت رقابتی متقاضیان قابل توجه ای خواهد داشت . 2- VOD (Video on Demand) : با استفاده از این سرویس مشترکان می توانند فیلم یا سریال های مورد علاقه خود را ( با امکان کنترل پخش فیلم ) مشاهده کنند. 3- E-Gaming در این سرویس امکان بازی های گروهی و شبکه ای برای مشترکین فراهم می شوند . بدیهی است که جذابیت بازی ها نقش عمده یی در جذب مشترکان خواهد داشت. 4- E-Learning : دانشگاهها و مراکز آموزشی برای تشکیل کلاسهای تحت شبکه و یا پخش فیلم های آموزشی می توانند از این سرویس استفاده کنند. 5-Storage : با کمک این سرویس ، مشترکین حافظه یی برای نگهداری اطلاعات خود خواهند داشت که از هر جای شبکه قابل دسترسی خواهد بود . این سرویس قابلیت اجرای نرم افزارهای متنوع ، بدون نصب بر روی کامپیوتر کاربران را به مشترکین خود ارایه می کند . این سرویس بنام Cloud نیز معرفی می شود که قابلیت های زیادی در دسترسی به شبکه و برنامه های مختلف به کاربران خود می دهد. 6- اینترنت ایمن شده در این سرویس با قرار گرفتن مکانیزم های کنترلی از قبیل آنتی ویروس و فایروال و همچنین امکان محدود کردن دسترسی به سایت های غیر مجاز ، امکان آلودگی کامپیوتر مشترک به ویروس و یا هک شدن کاربران و سایر خطرات فضای سایبری به شدت کاهش می یابد . این سرویس مناسب برای کاربران خانگی و یا شرکت هایی است که دانش کافی برای محافظت از کامپیوتر یا شبکه خود را ندارند بسیار مفید خواهد بود . بررسی آمار و گزارشات شرکت های ارایه کننده خدمات ADSL در کشورهای پیشرو در این صنعت ، نشانگر رشد درآمد حاصله از ارایه سرویس های ارزش افزوده است . همانطور که گفته شد ، اگر در گذشته ADSL بعنوان یک سرویس اینترنت شناخته می شد ، امروز باید آنرا بعنوان بستر و زیرساختی برای ارایه سرویس های جدید و درآمدزا دانست. ١- البته در تکنولوژی VDSL مقادیر آپلود و دانلود بسته به فاصله مشترک تا مرکز افزایش می یابد ٢-Value Added Service عماد سوسن آبادی معاون اداره نظارت و آزمایش و تحویل دیتا شرکت مخابرات استان تهران – معاونت شبکه – اداره کل نظارت و آزمایش و تحویل 88294633 - 09126181660
...ادامه
21193
1393/06/17
محمد موجودی ۞ امام رضا، استاد مهارت هاي زندگي
● امام رضا، استاد مهارت هاي زندگي با دوستان فروتن باش، از دشمن احتیاط کن و با عموم مردم گشاده رو باش. Be modest before your friend and be prudent while encountering an enemy. Be pleasant with everyone بحارالانوار ج 78 ص 356 ****** کسی که اندوهی از دل مومنی بزداید، خداوند در روز قیامت اندوه را از دل او برطرف نماید. God will make happy on the Day of Judgement, the person who has removed the grief from the heart of a believer اصول کافی ج 2 ص200 ***** آن کس که بدون بصیرت دست به کاری زند، به کسی ماند که در بیراهه سیر کند، هر چه تندتر گام بردارد از راه دورتر می شود. He who acts with no insight looks like a pedestrian who travels on a wrong path. The faster he walks, the deviated he becomes out the straight path فقه الرضا (ع) ص 381 *********************** بالاترین درجه عقل، خودشناسی است. The highest degree of wisdom is self – cognition بحار الانوار ج 78 ص 352
...ادامه
21117
1393/06/16
تـــرلان ۞ تشکـــــــر
● آقای موجودی عزیز بابت متن های زیبای شما ممنونم
...ادامه
21049
1393/06/15
محمد موجودی ۞ تصور کودک از خدا
● رسول اکرم (صلى الله علیه و آله): أَحِبُّوا الصِّبیانَ وَارحَمُوهُم وَإذا وَعَدتُمُوهُم شَیئا فَفُوا لَهُم فَإنَّهُم لایَدرُونَ إِلاّ أَنَّکُم تَرزُقُونَهُم[1]؛ کودکان را دوست بدارید و به آنان مهربانى کنید و هرگاه به آنها وعده دادید وفا کنید زیرا آنها شما را روزى دهنده خود مى دانند. *** فرزندان ما تصورشان از خدا، همان چیزی است که از منابع قدرت و عشق خود(والدین) می بینند، تصورشان را خراب نکنیم. ******* معرفي كتاب «حكمت نامه كودك» كتاب «حكمت نامه كودك» نوشته محمد محمدی ری شهری، از انتشارات دارالحديث قم، دارای سه بخش اصلی: بنياد تربيت كودك، حقوق فرزندان، و وظايف كودك است. يكی از اساسی ترين اهداف تشكيل خانواده، تربيت نسل صالح است. تربيت و پرورش فرزند به عنوان ميوه زندگی و ثمره ازدواج برای والدين اهميت فوق العاده ای دارد. دوران كودكی زيربنای شخصيت انسان و بهترين زمان برای تربيت است، امّا سؤال مهم اين است كه تربيت سعادت بخش چيست و شيوه تربيت صحيح كدام است؟ در احاديث معصومين(عليهم السلام) آموزه های حكيمانه ای در اين باره وجود دارد كه می تواند راه گشای خانواده ها و دست اندركاران تربيت كودك باشد. بخش نخست بنياد تربيت كودك در چهار فصل به مباحثی، همچون: مسؤوليت جامعه اسلامی در سازماندهی خانواده های شايسته، نقش وراثت در خوشبختی فرزند، نقش تغذيه ی پدر و مادر در سلامت و سعادت فرزند و نقش چگونگی انعقاد نطفه در آينده فرزند از زبان پيشوايان اسلام پرداخته است. بخش دوم به حقوق نوزاد اختصاص دارد. اين بخش در شش فصل به موضوعات: حقوق نوزاد، حقوق كودك شيرخوار، آموزش و پرورش، اخلاق و تربيت، بازی، دعا و ... پرداخته است. بخش سوم بررسی وظايف كودك را بر عهده دارد. مطالب ارايه شده در اين بخش زمينه وظيفه شناسی كودك را فراهم می سازد. اين بخش در چهار فصل، رهنمودهايی را در زمينه وظايف شخصی كودك، وظايف او در برابر پدر و مادر، آموزگار، بزرگ تر از خود و دوستان ارايه می كند. حكمت نامه كودك سومين مجموعه از سلسله نوشتارهايی است كه با بهره گيری از رهنمودهای حكيمانه قرآن كريم و سخنان نورانی اهل بيت (عليهم السلام) به صورت موضوعی برای استفاده اقشار مختلف جامعه تدوين شده است. متن كتاب حاضر در كتابخانه سايت دارالحديث موجود است. پی نوشت : 1.كافى، ج6، ص49، ح3
...ادامه
21035
1393/06/15
محمد موجودی ۞ قيامت و پرسش از مهم ترين نعمت ها
● روزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام در جمع عدّه اى نشسته بود، فرمود: در دنيا هيچ نعمت واقعى و حقيقى وجود ندارد. بعضى از دانشمندان حاضر در مجلس گفتند: ياابن رسول اللّه ! پس اين آيه شريفه قرآن « لتسئلنّ يومئذٍ عن النّعيم »كه مقصود آب سرد و گوارا مى باشد، را چه مى گوئى ؟ حضرت فرمود : شما اين چنين تفسير كرده ايد؛ و عدّه اى ديگرتان گفته اند: منظور طعام لذيذ است ؛ و نيز عدّه اى ديگر، خواب راحت و آرام بخش تعبير كرده اند. به درستى كه پدرم از پدرش ، امام جعفر صادق روايت فرموده است كه : خداوند متعال نعمت هائى را كه در اختيار بندگانش ‍ قرار داده است ، همه به عنوان تفضّل و لطف بوده است تا مورد استفاده و بهره قرار دهند. و خداى رحمان اصل آن نعمت ها را مورد سؤال و بازجوئى قرار نمى دهد و منّت هم برايشان نمى گذارد، چون منّت نهادن در مقابل لطف و محبّت ، زشت و ناپسند است . بنابر اين ، منظور از آيه شريفه قرآن ، محبّت و ولايت ما اهل بيت رسول اللّه صلوات اللّه عليهم است كه خداوند متعال در روز محشر، پس از سؤ ال پيرامون توحيد و يكتاپرستى ؛ و پس از سؤ ال از نبوّت پيغمبر اسلام ، از ولايت ما ائمّه ، نيز سؤال خواهد كرد. و چنانچه انسان از عهده پاسخ آن برآيد و درمانده نگردد، وارد بهشت گشته و از نعمت هاى جاويد آن بهره مى برد، كه زايل و فاسدشدنى نخواهد بود. تفسيرالبرهان : ج 4، ص 502، ح 5، به نقل از توحيد شيخ صدوق .
...ادامه
20961
1393/06/12
محمد موجودی ۞ آشنائی با روحیه شهدا
● از برادران همسنگرم در پایگاههای مقاومت بسیج تقاضا دارم، همانگونه كه اسماً پاسدار خون شهدا هستید، عملاً هم باشید. و نگذارید خون گرم شهدا از جوشش بیافتد. و اسلحه‏ی شهدا بر زمین بماند. شهید علی شبانی شوكت آباد صبح شروع عملیات با شهید زین الدین قرار داشتیم. مدتی گذشت اما خبری نشد. داشتیم نگران می‌شدیم كه ناگهان یك نفربر زرهی، پیش رویمان توقف كرد و آقا مهدی پرید بیرون. با تبسمی‌ بر لب و سر و رویی غبار آلود. ما را كه دید، خندید و گفت: «عذر می‌خواهم كه شما را منتظر گذاشتم. آخر می‌دانید، ما هم جوانیم و به تفریح احتیاج داریم. رفته بودم خیابانگردی ...» گفتم: «آقا مهدی . كدام شهر دشمن را می‌گشتی؟» قیافه جدی‌تری به خود گرفت و ادامه داد: «از آشفتگی‌شان استفاده كردم و تا عمق پنجاه كیلومتری خاكشان پیش رفتم. برای شناسایی عملیات بعدی.» سپس گردنش را كمی‌ خم كرد و با تبسم گفت: «ما كه نمی‌خواهیم اینجا بمانیم. تا كربلا هم كه راه الی ماشاء الله است.» شهید مهدی زین الدین منبع : راوی:محمد جواد سامی
...ادامه
20958
1393/06/12
محمد موجودی ۞ موضوع آن است که امامت از تو راضی باشد
● در يكى از روزها، يونس ابن عبدالرحمن در نزد امام مشغول مذاكره بود كه ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند. امام ، به يونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هيچ گونه عكس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود. آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر عليه يونس ، به سخن چينى و ناسزاگوئى آغاز كردند. و در اين بين حضرت رضا سر مبارك خود را پائين انداخته بود و هيچ سخنى نمى فرمود؛ و نيز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند. بعد از آن ، يونس با حالتى غمگين و چشمى گريان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! من فدايت گردم ، با چنين افرادى من معاشرت دارم ، در حالى كه نمى دانستم درباره من چنين خواهند گفت ؛ و چنين نسبت هائى را به من مى دهند. امام رضا با ملاطفت فرمود: غمگين مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگويند، اين گونه مسائل و صحبت ها اهميّتى ندارد، زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هيچ جاى نگرانى و ناراحتى وجود ندارد. اى يونس ! سعى كن ، هميشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بيان نمائى . و از طرح و بيان آن مطالب و مسائلى كه نمى فهمند و درك نمى كنند، خوددارى كن . اى يونس ! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خويش دارى و مردم بگويند كه سنگ يا كلوخى در دست تو است ؛ و يا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگويند كه درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنين گفتارى چه تاثيرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت ؟ يونس با فرمايشات حضرت آرامش يافت . بحار الانوارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از كتاب رجال كشّى .
...ادامه
20949
1393/06/11
مرتضی بینائی ۞ چای بابونه
● چای بابونه طبیعت آن معتدل و در بابونه های صحرایی به ست گرم و خشک است. ضد بلغم و صفرا و آرام بخش اعصاب به ویژه اعصاب معده و روده و مقوی نها و شستشو دهنده بسیار قوی کلیه ها و تقویت کننده کلی سیستم عصبی است و علاوه بر آن ضد تب ضد انگل ضد یبوست و اشتها آور است.
...ادامه
20947
1393/06/11
محمد موجودی ۞ چرا به شاهچراغ، شاهچراغ می‌گویند؟
● شاید برای شما هم این سوال پیش بیاید که چرا به امامزاده احمدبن موسی (ع) شاهچراغ می‌گویند؟ به گزارش ایسنا، خبرآنلاین روایتی را در این‌باره منتشر کرده که در ادامه می‌خوانید: «تا زمان امیر عضدالدوله دیلمی کسی از مدفن حضرت احمد ابن موسی (ع) اطلاعی نداشت و آنچه روی قبر را پوشانده بود تل گلی بیش به نظر نمی‌رسید که در اطراف آن، خانه‌های متعدد ساخته و مسکن اهالی بود. از جمله پیرزنی در پایین آن تل، خانه‌ای گلی داشت و در هر شب جمعه، ثلث آخر شب می‌دید چراغی در نهایت روشنایی در بالای تل خاک می‌درخشد و تا طلوع صبح روشن است. چند شب جمعه مراقب می‌بود، روشنایی چراغ به همین کیفیت ادامه داشت. با خود اندیشید شاید در این مکان، مقبره یکی از امامزادگان یا اولیاءالله باشد، بهتر آن است که امیر عضدالدوله را بر این امر آگاه نمایم. هنگام روز پیرزن به همین قصد به سرای امیر عضدالدوله دیلمی رفت و کیفیت آنچه را دیده بود به عرض رسانید. امیر و حاضرین از بیانش در تعجب شدند. درباریان که این موضوع را باور نکرده بودند، هر کدام به سلیقه خود چیزی بیان کردند. اما امیر که مردی روشن‌ضمیر بود و باطنی پاک و خالی از غرض داشت فرمود: اولین شب جمعه شخصا به خانه پیرزن می‌روم تا از موضوع آگاه شوم. چون شب جمعه فرا رسید، شاه به خانه پیرزن آمد و دور از خدم و حشم آنجا خوابید و پیرزن را فرمود هر وقت چراغ روشن شد مرا بیدار کن. چون ثلث آخر شب شد پیرزن بر حسب معمول روشنایی پرنوری قوی‌تر از دیگر شب‌های جمعه مشاهده کرد و از شدت شعفی که به وی دست داده بود بر بالین امیر عضدالدوله آمده و بی‌اختیار سه مرتبه فریاد زد: «شاه! چراغ». و از آن به بعد به شاه‌چراغ معروف گردید.» * کتاب قیام سادات علوی، علی اکبر تشید، صفحه 192 http://payam.tct.ir/index.jsp?siteid=2&siteid=2&fkeyid=&siteid=2&pageid=457&newsview=63861
...ادامه
20922
1393/06/10
لاله ۞ نسخه حضرت امیر (ع) برای گناه
● وقتی امیرالمومنین علی (ع) در یکی از کوچه های بصره می گذشت ،جمعیت فراوانی را دید نزدیک رفت میان جمعیت جوان خوشرو دید که با لباس پاک و آراسته و دارای متانت و وقار و عزتی مخصوص روی چهار پایه ای نشسته و مردم برای اینکه از او استفاده کنند از هم نوبت می گرفتند،در میان مراجعین کسانی بودند که شیشه هائی بدست داشتند و بر او عرضه می کردند. درون شیشه ها خون یا ادرار و یا نمونه هايي بود،طبیب جوان به آن شیشه ها نگاه می کرد و برای صاحب هر یک بر حسب آنچه می فهمید دارو یا دستور می داد. امام علی (ع) جلو رفت و سلام کرد و فرمود:خدایت رحمت کند آیا برای درد گناه دارویی همراه آورده ای؟ طبیب گفت:مگر گناه درد یا بیماری است؟ امیر المومنین (ع) فرمود:آری گناه بیماری است و مردم را به زحمت انداخته است. طبیب مدتی سر به زیر انداخت و ساکت ماند گوئی در اندیشه عمیقی فرو رفته است. امام سوال را تکرار کرد و جوان ساکت بود بعد از مدتی سر بلند کرد و گفت قربانت من که چیزی نمی دانم آیا شما داروی گناه را می شناسید؟ امیر المومنین (ع)فرمود:من داروی گناهان را می شناسم و درمان می کنم. طبیب گفت:ممکن است برای ما توصیف بفرمائید؟ امیر المومنین(ع) فرمودند: بلی ، از اینجا برخیز و به بوستان ایمان برو و چون وارد شدی مقداری از ریشه نیت و دانه های پشیمانی و قدری از برگ تدبر و تخم ورع و میوه فهم و اندازه ای از شاخه های یقین و مغز اخلاص و پوست اجتهاد و مقداری هم ساقه های انابه و زهر برگردان تواضع گرفته همه را با حواس جمع با دلی متوجه و فهمی سرشار با انگشتان تصدیق و کف توفیق میان طشت تحقیق می ریزی و با آب چشم هایت شستشو میدهی و تمام آنها را میان دیگ امید ریخته با آتش اشتیاق می جوشانی آنقدر تا مواد زائد رسوبش جدا شود و عصاره و خامه حکمت بدست بیاید سپس آنرا گرفته و در بشقاب رضا و تسلیم ریخته باد نفخ و نسیم استغفار بر آن میدمی تا پیشتر از آنکه فاسد شود خنک گردد و این شربت گوارا می شود نفس را،در جائی که آدمی نباشد و جز خدا تو را نبیند می نوشی این است داروئی که گناهان را ساکن و جراحات معصیت را التیام می بخشد چنانکه اثری از آن باقی نمی ماند. طبیب با شنیدن این کلمات ادب و اخلاص و عجز و کوچکی خود را به ساحت مقدس امیر المومنین (ع) تقدیم کرد. (منبع:روض الریاحین از یافعی ـــ صفحه 42)
...ادامه
20298
1393/05/28
لاله ۞ دوستت دارم آقا
● آقا ... دیشب به یادت دلم بی صدا شکست کبوتر دلم پر زد و بر گنبدت نشست سجاده متبرک به عطر حرمت باز مرا دلتنگتون کرد آقا با التماس از خدا زیارتت را در خواست کردم میشه باز دعوتم کنی؟ میشه این دل خسته و روسیاه دعا کنی؟ آقا جونم...میشه بازم مثل همیشه پیش خدای مهربونم ضامنم بشید؟؟
...ادامه
20159
1393/05/26
محمد موجودی ۞ کسی که خدا او را بلند مرتبه گردانید...
● صالح بن سعید می گوید: یك روز وارد شهر سامراء شدم و به محضر امام هادي شرفیاب شدم و عرض كردم، این ستمكاران در همه كارها سعی در خاموش كردن نور شما نموده اند و می خواهند كه فراموش شوید و به همین جهت شما را در چنین مكانی جای داده اند كه محل زندگی گدایان و غریبان و اشخاص بی نام و نشان است، حضرت فرمود: كه ای پسر سعید هنوز تو در معرفت قدر و منزلت ما در این پایه ای و گمان می كنی كه اینها با بلندی شأن ما منافات دارد و نمی دانی كسی را كه خدا بلند كرد به اینها و این چیزها پست نمی شود. کافی ، ج1، ص498، باب مولد ابی الحسن علی بن محمد.
...ادامه
20158
1393/05/26
محمد موجودی ۞ زندان عراق(رويارويي با غم غربت)
● افرادی که مانند سربازان، دانشجويان، مبلغان ديني، و...به اختيار يا اجبار در غربت زندگی می کنند نباید اجازه دهند سیل غم فرا رسد و آنان و همراهان آنها و اهدافشان از سفر را با خود ببرد یکی از راه های مقابله با غم غربت الگو گیری از روش های آزادگان در زندان عراق است. با آزاده عزيز حجت الاسلام و المسلمين اصغر زاغیان که برادر سه شهید است، مصاحبه داشتم. وي پس از بازگشت کتاب هایی درباره خاطرات اسرا نوشته است.دوازدهمین اردوگاه، شکوفه های صبر و محراب اسارت و...آثار قلمی اوست.از او درباره شیوه های رویاریی مثبت اسرا در زندان ترسناک و تنک وتاریک عراق با غربت زدگی سئوال کردم او شیو ه های رویارویی مثبت اسرا در زندان عراق را با لهجه شیرینی اصفهانی اش چنین برشمرد: در ره منزل لیلی که خطرهاست به جان***شرط اول قدم آن است که مجنون باشی 1- گعده گیری: مهمترین روش ها بود، کشکولی که در آن ضمن گروهی خود مانی و متواضع، همه چیز در آن یافت می شد خاطره گویی درد ودل، مشاعره ،تحلیل اوضاع و اخبار و....این گروه گرد آدم محبوب و محترم حلقه می زدند. گذر ماه ها و سال ها گرد کهنگی بر تازگی آن نشست ها نمی نشاند. هنوز هم یادآوری و ذکر خاطرات شیرین آن جلسات نقل مجلس آزادگان است( این گعده ها دقیقاً اثر روان درمانی های گروهی و گروه درمانی داشته است). 2- علم آموزی و تدریس: کمک از توانایی های علمی موجود 3. تلاوت قرآن (یک قرآن داشتیم دوره ای و نوبتی می چرخید گاهی می شد نصف شب بیدارمون می کردند می گفتند نوبت تو شده و قرآن را تحویل می گرفتیم) 4- دعا های فردی و گروهی(کمیل و توسل) 5- بازی و تفریح و کشتی و.. 6 - هنرهای دستی با کمترین امکانات مانند بافتن جوراب با نخ پتو، قلاب بافی، گل دوزی (ترسیم گل با ذغال باطری بود خودکار نداشتیم) و.... 7- حفظ قرآن و حدیث : این کار در واقع به باورهای قبلی ما تازگی و خرمی می داد و نمی گذاشت در سرمای شکنجه و تلخی ها خشک شود.علی(ع) می فرمایند: اگر نفس را مشغول نسازی او تو را مشغول می کند.بله بسیاری از مشکلات روانی ما مانند بی حوصلگی، خشم، کوفتگی و ...به دلیل این است که ما ذهنمان را مدیریت نمی کنیم این نگرانی ها هستند که ما را مدیریت می کنند. 8- قدرت ایمان: مثل روز برای همه روشن بود. که افراد معنوی ومذهبی هم خود پر ان‍رژی تر با نشاط تر بود و هم با سنگ صبور شدن و همدلی به دیگران انرزی مثبت می دادند. اینها همه چیز را به خدا و امامان واگذاشته بودند و توکل به خدا می کردند . افراد معنوی سرمایه دارانی بودن که توانسته بودند همه ی آن را با خود داخل زندان بیاورند 9 - قدرت مزاح: شاید هیچ کسی مانند آزادگان از نقش دارویی و درمانگر مزاح و شوخ طبعی آگاه نباشند . امروزه در مجله ها درباره باشگاه خنده و خنده درمانی و فواید روان شناختی آن زیاد می نویسند اما ما این را در زندان دیدیم که شوخ‌طبعی و مزاح به مشکلات ریش خند می‌زند و غم ها را دک و فك می‌کنند. البته شوخی و خنده در سطح کار می کنند و کار اساسی را باور های دینی و نگرش ها به رسالت و زندگی می کند بنابراین باشگاه خنده بدون حضور خدا خندیدن به ریش خودمون است چون نگرانی را جایی که خدا نباشد از درب بیرون کنی از پنجره باز می گردد. 11- پذیرش واقعیت: کمتر کسی است که بتواند به موقع مشکلی را که نمی شود برایش چاره ای اندیشید را بپذیرند برخی ماه ها می گذشت ولی نمی خواستند قبول کنند که راه فرارندارند و اتفاقا همین آن ها را به هم می ریخت. پذیرش مشکل لا ینحل در وقت خود و چاره اندیشیدن برای مشکلی که راه حل دارد در زمان خود مهارتی است که نیاز به تمرین دارد و بی تمرین کسی چیزی به دست نمی آورد اگر هم بیاورد زود می پرد با روبرو شدن با مشکل. به غربت رفتنم تعبیر داره*** فلک برگردنم زنجیر داره فلک از گردنم زنجیر بر دار*** که غربت خاک دامن گیر داره برشاه نجف صلوات تشکر می کنم که ایشان این وقت را در اختیار بنده گذاشتند. [1] پی نوشت : 1. من مانده ام تنهای تنها(مهارت هاي رويارويي با غم غربت)، محمدحسین قدیری، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)،
...ادامه
20157
1393/05/26
محمد موجودی ۞ آشنائی با روحیه شهدا
● سه چیز را اگر نداشته باشید، من از شما نمی گذرم، و از شما راضی نخواهم بود، الله، قرآن و امام . روحانی شهید شيخ فضل‌الله مهديزاده محلاتي پيدا بود پسر پيچيده و زيركي نيست پرسيد:«كجا برادر؟» گفتم:«با برادر (فلاني) كار دارم». گفت:«سلاح داريد؟» گفتم:«بله». گفت :«لطفاً تحويل دهيد.» گفتم:«نمي شود». گفت:«چرا؟» گفتم :«براي اين كه ما مسلح به الله اكبريم». منبع : پایگاه جامع عاشورا
...ادامه
20013
1393/05/21
بچه شهرری ۞ تسلیت
● (به بهانه سالروز شهادت )حضرت عبدالعظيم حسني(ع) حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، نواده پاک امام حسن مجتبی و از راویان حدیث و از دانشمندان بزرگی است .. حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، نواده پاک امام حسن مجتبی(علیه السلام) حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، نواده پاک امام حسن مجتبی و از راویان حدیث و از دانشمندان بزرگی است که محضر سه تن از امامان معصوم علیه السلام را درک کرده و از محضر ایشان بهره برده است.سخنان ائمه علیهم السلام در مورد اين شخصیت بارز و محبوب و مورد اعتماد نزد اهل بیت علیهم السلام نشان از شخصیت علمی و مدارج بالای معنوی دارد، چنانچه در روایتی مشهور ، امام هادی علیه السلام زیارت بارگاه حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام را برابر با زیارت مزار منور حضرت سیدالشهداء علیه السلام در کربلا دانسته است. گوشه‌هايي از زندگاني حضرت عبدالعظيم حسني(ع) ابوالقاسم عبدالعظيم بن عبدا... حسني(ع) در سال 173 ه.ق در شهر مدينه به دنيا آمد. پدر وي «عبدا...» و مادرش «فاطمه» دختر «عقبة‌بن‌قيس» بود. نسبت وي با چهار واسطه به امام حسن مجتبي(ع) باز مي‌گردد. به همين علت حسني شهرت يافت. در كتاب «عمده‌الطالب» نام برادران حضرت عبدالعظيم اينگونه بيان شده است: «احمدبن عبدا...»، «حسن‌بن عبدا... (معروف به مهفهف)»، «محمدبن‌ عبدا...»، «حسن‌بن عبدا...».او محضر مبارك «امام رضا(ع)»، «امام موسي كاظم(ع)»، «امام علي‌النقي(ع)» «امام محمدتقي(ع)» را درك و از «امام رضا(ع)»، «امام هادي(ع)» و «امام محمدتقي(ع)» روايات و احاديث بسياري نقل كرده است. وي در نظر ائمه معصومين و علماي شيعه به عنوان فردي دانشمند، راوي حديث، مورد اعتماد (ثقه)، آگاه در مسايل ديني، آشنا به احكام قرآني، داراي اعتقادات نيكو، صفاي باطن شناخته شده است.«امام هادي(ع)»‌ اشخاصي كه براي سوالات و مشكلات خود به آن حضرت مراجعه مي‌كردند به پيش وي مي‌فرستاد و مي‌فرمود: از وي راهنمايي بخواهيد. سخن حضرت در نظر مردم به منزله سخن امام به حساب مي‌آمد. نقل شده است روزي حضرت سيدالكريم به خدمت «امام هادي(ع)» رسيد و عقايد ديني خود را به آن حضرت عرضه داشت. «امام هادي(ع)» ايشان را تأييد كردند و فرمودند. تو از دوستان و نزديكان ما هستي. اين ديدار حضرت با «امام هادي(ع)» به خليفه گزارش شد و خليفه دستور دستگيري حضرت را صادر كرد. حضرت نيز براي مصون ماندن از خطر به صورت ناشناس از شهري به شهر ديگري مي‌رفت تا به ري رسيد و آنجا را براي سكونت انتخاب كرد. وي در كوي سكة‌الموالي در محله ساربانان در زيرزمين يكي از خانه‌هاي شيعيان مدت زيادي را زندگي كرد. حضرت روزها را روزه مي‌گرفت و شب‌ها را عبادت مي‌كرد.از آثار «حضرت عبدالعظيم(ع)» تنها قريب 80 حديث و 2 كتاب به نام‌هاي «خطب» كه حاوي فرمايشات امام علي(ع) و «يوم دليله» كه به گفته «صاحب‌بن‌عباد» شامل اذكار روز و شب است. «حضرت عبدالعظيم(ع)» در حديثي از «امام جواد(ع)» از پدرش از حضرت «علي‌بن‌ابي‌طالب(ع)» از «رسول اكرم(ص)» اين چنين نقل كرده است: خداوند اسلام را پديد آورد و براي آن فضا و عرصه‌اي قرار داد. نور و حصن و ناصري در نظر گرفت. فضاي اسلام قرآن، نور آن حكمت، حسنش كارهاي نيكو، انصار اسلام هم من و اهل بيتم و شيعيان‌اند. پس شما مرا با شيعيان و انصار آن دوست داشته باشيد. در مورد وفات حضرت عبدالعظيم(ع) اطلاعات چنداني در دست نيست و تنها به داستاني اشاره مي‌كنند. آن داستان اين است كه: روزي يكي از شيعيان حضرت در رويايي صادقه «حضرت رسول(ص)» را مي‌بيند. «رسول خدا(ص)» به او مي‌گويد: فردا يكي از فرزندام در محله سكة‌الموالي چشم از جهان فرو مي‌بندد. شيعيان او را بر دوش مي‌گيرند و به باغ عبدالجبار مي‌برند و در كنار درخت سيب دفن مي‌كنند. سحرگاه روز بعد آن فرد براي خريد آن باغ نزد عبدالجبار صاحب باغ مي‌رود كه متوجه مي‌شود وي باغ را وقف كرده است. در بعضي از كتب روايي آمده است كه : هنگام غسل دادن بدن حضرت كاغذي در جيبش پيدا مي‌كنند كه بر روي آن نام و نسب او نوشته شده بوده است. مزار پدر حضرت عبدالعظیم حسنی کجاست؟ مزار «سلطان میر عبدالله واحد شهید»، نوه امام حسن مجتبی (ع) و بنا به گزارش برخی منابع تاریخی پدر حضرت عبدالعظیم حسنی در جنوب شهر هرات افغانستان قرار دارد. گردآورنده: رحمت الله مداح
...ادامه
19515
1393/05/06
همکار ۞ چگونه شاد باشیم
● شادی همان چیزی است که همه ما در تلاش برای یافتن و حفظ آن هستیم، حتی زمانی که مثل همیشه یافتن آن بسیار دشوار به نظر م یرسد. هی چکس تمام وقت خوشحال نیست، اما واقعا برخی از مردم بیشتر از بقیه شاد هستند. مطالعات نشان م یدهد که کمی از این شادی به واسطۀ کالاهای مادی یا موفقی تهای کس بشده است. این به نوع چش مانداز شما به کیفیت روابط خود و امکانات اولیه از جمله منابع در دسترس زندگی برم یگردد. در این مطلب به تحقیقاتی در مورد نحوۀ شاد زیستن می پردازیم. 1 تحقیقات نشان می دهد افرادی که در قرع هکشی برنده شده و شانس خود را آزموده اند یک سال بعد از آن شادتر از کسانی بودند که در قرعه کشی شرکت نکردند، این یک امر خوش بینانه است. این تطابق لذت باورانه نشان م یدهد که هر یک از ما دارای یک سطح پایه از شادی هستیم. مهم نیست که چه چیزی اتفاق می افتد، خوب یا بد، اثر اتفاقات در شادی ما موقتی است و ما تمایل به بازگشت به سطح پایه خود را داریم. برخی از افراد سطح شادی پایه بالاتری از دیگران را دارا هستند و این به علت بخشی از ژنتیک آ نها است اما همان نیز تا حد زیادی به نوع تفکر فرد بر م یگردد. ۲ شاد یهای کوچکی که در طول روز اتفاق می افتد، به عنوان مثال، نداشتن ترافیک در جاد هها، خوردن یک صبحانه خوب، صحب تهای خنده داری که بین شما و دوستتان بیان م یشود، دیدن پرند ههای زیبا یا حیواناتی که با دیدن آنها احساس خرسندی م یکنید ،همه این موارد با یکدیگر به داشتن یک شادی بزرگ کمک می کند. ۳- تماشای نیمه پر لیوان به جای نگا هکردن به نیمۀ خالی لیوان به نیمۀ پر آن نگاه کنیم. اگر ارتباط شما با یکی از دوستانتان شکسته شده است، به این فکر کنید که شما فرصت دارید تا به افراد دیگری برای داشتن رابطه دوستی بیاندیشید، شما م یتوانید شخص بهتری پیدا کنید. ذهنیت خود را به گون های تنظیم کنید که در هر چیزی که برای شما اتفاق م یافتد موارد مثبتی نیز وجود دارد. ۴ خود را در موقعیتی تصور کنید که همه چیزهای خوب برای شما اتفاق می افتد. بهتر آن است که برای رسیدن به موفقیت خو شبین باشید. قبل از این که عمل کنید از خود بپرسید من خودم را برای موفقیت آماده کرد هام یا شکست؟ ۵- در وضعیت بدتر نیستید در مورد وضعیت فعلی خود فکر کنید )به هرحال سخت است اما ممکن است( و سپس ببینید که مردم دیگر چه سخت یهایی دارند؟ فقط خوشحال باشید که شما در آن وضعیت بدتر نیستید. یاد بگیرید که از زندگی لذت ببرید. ۶- دنبال دل خود بروید در یک مطالعه روی ۲ گروه از مردم برای انتخاب پوستری برای خانه خود نشان داد، نتایج نشان داد گروهی که به حرف دل خود گوش دادند، شادتر از گروهی بودند که پوستر را از نظر جوانب مثبت و منفی مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. شما باید تصمیم بگیرید، سه گزینه پیش رو دارید که به قاعده C3 معروف است، این گزینه ها شامل: انتخاب ) Choice (، شانس ) )Chance و تغییر) Change ( است، منظور این قانون این است که شما م یتوانید برای زندگی خود تصمیم بگیرید که می خواهید انتخاب کنید یا بگذارید پای شانس خودتان و یا اینکه زندگیتان تغییری نکند. ۷- داشتن پول کافی برای تامین نیازهای اولیه زندگی از جمله، مواد غذایی، سرپناه، پوشاک و… لازم است، اما هر گونه پول حتی فراتر از آنچه نیاز داریم لزوما انسان را شاد نم یسازد. اگر شما نیازهای اولی هتان را به اندازه کافی تامین کنید، این مقدار پول لازم برای تامین آن ها نیست که شادی شما را تحت تاثیر قرار می دهد، بلکه شادی شما به میزان سطح خوش بینی شما از شرایط برم یگردد. شاید راحتی شما با میزان حقوق و دستمزد افزایش یابد، اما راحتی همان چیزی نیست که مردم را شاد م یسازد. به همین دلیل مهم است که بیشتر از آن که روی راحتی تمرکز کنیم به تقویت رشد شخصیتی خود توجه کنیم. ۸ - بدن شما سزاوار شاد بودن است مغز )فکر( شما تنها ارگانی نیست که شایسته شاد بودن است بلکه تحقیقات نشان داده است که داشتن تمرینات ورزشی، رژیم های سلامتی و خواب منظم از عوامل کلیدی در رشد روزافزون شاد زیستن شماست. افرادی که از نظر جسمی فعال هستند، شوق و شور و هیجان بیشتری بروز م یدهند. دانشمندان بر این باورند که در صورت قطع این موارد خود مغز شروع به انتشار ماده شمیایی به نام اندورفین م یکند که خلق و خوی )حوصله( انسان را بالا م یبرد. ۹ - خوردن صحیح خوردن غذاهای سالم مانند میوه و سبزیجات، گوشت بدون چربی و پروتئین، غلات کامل، آجیل، و دان هها به مغز انرژی لازم را برای سالم بودن می رساند. دانشمندان بر این باورند که رژیم غذایی ناسالم به ویژه اشخاصی که رژیم آ نها سرشار از کربوهیدرا تهای فرآور یشده، قند و چرب یهای گیاهی صنعتی است، دچار کوچک شدن مغز و بیمار یهای مغزی، همچون افسردگی و زوال مغز هستند. ۱۰ - خواب کافی داشته باشید مطالعات متعددی نشان داده است که افرادی که خواب کافی دارند بسیار شادتر از افرادی هستند که درآمد سالانه هنگفتی دارند. اگر شما میا نسال هستید به حداقل ۸ ساعت خواب، و اگر نوجوان یا سالمند باشید در شبانه روز به ۹ تا ۱۱ ساعت خواب مفید نیاز دارید. ۱۱- ماندن در کنار دوستان صمیمی و خانواده یا سفر به جایی که آ نها هستند و در کنار آ نها بودن. بنابراین شما م یتوانید آن ها را بیشتر ببینید. ما در جامعه تلفن همراه زندگی می کنیم، جایی که مردم برای یافتن کار از شهری به شهر دیگر جابه جا می شوند. ما این کار را انجام می دهیم چون فکر م یکنیم افزایش حقوق و دستمزد ما را شاد م یسازد، اما در حقیقت نوع روابط ما با دوستان و خانواده تاثیر بیشتری روی میزان شادی و خوشبختی ما دارد. ۱۲ - مهربان باشید تحمل سختی برای انجام کاری برای همنوع خود که نیاز به کمک دارد شما را شاد م یسازد. مطالعه تصویربرداری مغزی نشان م یدهد افرادی که مبالغی را به موسسه خیریه کمک می کنند بسیار شادتر از افرادی هستند که به تماشای این عمل نیکو پرداخته اند. به نظر م یرسد آسان ترین، سریع ترین و موثرترین راه این است که شما با استفاده از مهربانی و لطف خود به ه منوعتان بتوانید جامعه بهتری بسازید. به عنوان مثال تدریس داوطلبانه، اشخاصی هستند که به دنبال شخصی هستند که به او آموزش دهند، یا پرداخت وام به افرادی که نیازمند هستند و برای رفع مشکل یا بیماری شخصی نیاز به پول دارند، رساندن مایحتاج یک زندگی به خانواد های که غذا، لباس یا سرپناه ندارند، این ها همه نمون های از کمک به هم نوع است. ۱۳- صحبت های معن یدار و عمیق نیز یکی دیگر از را ههای شا دبودن است. تحقیقات نشان داده است گذراندن زمان در مباحثی که صحب تهای معن یدار و عمیق م یشود هر چند زمان زیادی را به خود اختصاص دهد، باعث شاد بود فرد م یشود. ۱۴ - یافتن شادی در کاری که هم اکنون در حال انجام آن هستید بسیاری از مردم انتظار دارند که داشتن کار درست و یا حرف های میزان سطح شادی آ نها را به طور چشمگیری افزایش دهد اما سطح شادی به میزان خوش بینی شما از کاری که در حال انجام آن هستید برم یگردد. اگر شما با چشم اندازی مثبت به کار خود بیاندیشید م یتوانید از هر کاری که دارید بهترین نتیجه را بگیرید؛ زیرا شما درحال تعامل با مردم هستید و نباید به کار به عنوان چوب زیر بغل برای راه رفتن نگاه کنید. ۱۵ - لبخندزدن علم نشان م یدهد زمانی که شما لبخند می زنید ربطی به این دارد که آیا شما شاد هستید یا خیر؟ و میزان حوصله شما را بالا م یبرد. بنابراین تا م یتوانید همیشه لبخند بزنید. لبخند مثل دور چرخشی است در واقع لبخن دزدن شادی خودتان را تقویت م یکند. افرادی که در حال سپر یکردن مراحل دردناکی هستند با داشتن لبخند درد کمتری احساس م یکنند. ۱۶ - بخشش تحقیقات نشان م یدهد، بخشش به سلامت قلب و عروق بهتر کمک م یکند. شما م یتوانید به لفظ بگویید بخشیدم اما بخشش به معنای واقعی کلمه به قلب بهبودی م یدهد، بدین شکل که با کاهش میزان استرس شما باعث بهبود قلب شما م یشود. ۱۷ - شک رگزاری مطالعات نشان م یدهد افرادی که در هر شرایط شاکر خدا هستند بسیار شادتر از دیگران هستند. این همان راض یبودن به رضای خداست که توکل بخدا معنی م یشود. ۱۸- برقرا رکردن روابط دوستی نه برای تامین منافع شخصی افرادی که در روابط خود به تعاملات اجتماعی به جای برآورد هشدن منافع شخصی خود فکر م یکنند به دلیل فعل و انفعالات اندروفین و دوپامین ترشح شده از مغز که انتقا لدهذد ههای عصبی مسئول احساس شادی و آرامش هستند، بسیار شادتر هستند. ۱۹ - سرزن شنکردن اگر اشتباهی را در گذشته انجام داده ایم به جای تاس فخوردن و سرزن شکردن خود به عبر تگرفتن از آن و کسب تجربه ای مفید برای پیشرفت در آینده بیاندیشیم و حرکت کنیم. ۲۰ - گو شدادن موسیقی یا خواندن آهنگ اگر شما نگران هستید م یتوانید با گو شدادن به موسیقی مورد علاقۀ خود و یا ه مخوانی با آهنگ مد نظر خود، شاد باشید و استرس را از خود دور کنید. ۲۱ - حذف افراد منفی از زندگی و روابط شخصی اگر شخصی در نزدیکی یا ارتباط با شماست که باعث کاهش اعتماد به نفس شما م یشود و یا افکار منفی خود را به شما منتقل می کند او را از خود دور سازید و با او ترک رابطه کنید.
...ادامه
19491
1393/05/06
محمد موجودی ۞ راهکارهایی برای افزایش امنیت سیستم
● چنانچه شما هم از کاربرانی هستید که اطلاعات شخصی و محرمانه و اسناد خاصی را در سیستمتان دارید می توانید با به کار بردن توصیه‌های زیر امنیت سیستمتان را دو چندان کنید. موضوع امنیت سیستم تا حدی مورد توجه است که شاید لازم باشد هر جند وقت یکبار برای یاد آوری هم که شده این مسئله بازگو شود. ایجاد رمز عبور قدرتمند یکی از راههای حفاظت است. رمز عبور باید پیچیده و دارای کاراکترهای بزرگ و کوچک،نمادها و اعداد باشد و برای هر سایتی که عضو آن هستید، متفاوت باشد. لازم است برنامه هایی همانند مرورگرها و دیگر برنامه‌های اینترنتی مورد نیاز دائما به روز رسانی شود. سیستم هایی که آنتی ویروس ندارند هم بهترین مکان برای دزدهای امنیتی اند، پس از نصب آنتی ویروس و تنظیم آن بر روی بروز رسانی خودکار بسیار کارا و مفید است. بدلیل وجود بدافزارهای قدرتمند که قابلیت پنهان ماندن دارند، بهتر است سیستم خود را مدام با آنتی ویروس اسکن کنید. بهتر است برای سیستمتان یک حساب کاربری مدیر تشکیل دهید که بتوانید جهت تغییرات سیستمی از آن استفاده کنید. فایر والتان را روشن کنید چرا که می تواند برنامه‌های ناخواسته را بلاک کنید.
...ادامه
19489
1393/05/06
محمد موجودی ۞ راهکارهایی که از داغ شدن لپ تاپتان جلوگیری می کند
● اولین بار که این موضوع توجه ها را جلب کرد سال 2006 بود که چندین لپ‌تاپ در سراسر دنیا آتش گرفت. علت آن اشکال فنی در باتری ها اعلام شد که بسیاری از کارخانه های بزرگ مانند دل، سونی و حتی اپل مجبور به فراخوانی انبوه لپ‌تاپ‌هایشان شدند. اما مشکل داغ شدن لپ‌تاپ‌ها چیزی غیر از باتری های خراب بود. منفجر شدن برخی لپ‌تاپ‌ها، سوختن پای افراد و حتی خراب شدن هارد دیسک ها به علت گرمای بیش از حد، از مشکلاتی بود که همچنان وجود داشت. اما اگر ایراد از باتری ها نیست، چه عاملی لپ‌تاپ‌ها را تا این حد داغ می کند؟ حتما متوجه گرم شدن همه دستگاه های الکترونیکی شده‌اید، برای مثال بعد از تماشای یک فیلم می توانید دمای دستگاه پخش دی وی دی خود را حس کنید. همه دستگاه های الکترونیکی در حین کار گرما تولید می کنند و لپ‌تاپ‌ شما هم از این قاعده مستثنی نیست. می خواهیم بدانیم چرا لپ‌تاپ‌ها تا این حد داغ می شوند و چه راهکارهایی برای حل این مشکل وجود دارد. دو علت اصلی برای داغ شدن لپ‌تاپ‌ها در مقایسه‌ با کامپیوترهای خانگی وجود دارد. اول اینکه لپ‌تاپ کوچکتر است و به تبع قطعاتش هم به هم نزدیکتر. در نتیجه فضای کافی برای عبور حرارت وجود ندارد. علت دوم قدرت پردازشگر(CPU) است، سیستم عامل ها برای اجرا به قدرت زیادی از پردازشگر نیاز دارند که این خود باعث تولید گرما می شود. البته سازندگان نیز این موضوع را می‌دانند و برای همین از راه های مختلفی استفاده کرده‌اند؛ مانند فن‌ها، صفحه‌های آلومینیوم برای انتقال حرارت و شیارهایی که برای عبور هوا طراحی شده‌اند. اما گاهی همه اینها هم کافی نیست. درست کار نکردن فن یا ایرادهایی از این دست می‌تواند لپ‌تاپ‌ را داغ کند. در ادامه به برخی راهکارها برای رفع این مشکل می‌پردازیم. کارهایی که شما می‌توانید انجام دهید مطمئن شوید که فن دستگاه به درستی کار می‌کند. برای کنترل فن دستگاه بهتر است از نرم افزارهای عیب یابی استفاده کنید، چون باز کردن لپ‌تاپ علاوه بر اینکه کار مشکلی است، ضمانت آن نیز باطل خواهد کرد. نرم افزار عیب یابی معمولا در سایت سازنده لپ‌تاپ‌ها موجود است، اما اگر نبود می‌توانید آن را از سایت های دیگر دانلود کنید. شیارهای عبور هوا را تمیز کنید. اکثر لپ‌تاپ‌ها برای خنک شدن از فن استفاده می کنند که گرما را از شیارهای هوا خارج می‌کند. گرد و خاک مانع عبور هوا می‌شود. بهتر است هر چند وقت یک بار این مسیرها با پمپ باد تمیز شود. با پارچه ای نمدار هم می‌توان تا حدی این کار را انجام داد، فقط دقت کنید که پارچه خیس نباشد. تنظیمات بایوس را کنترل کنید. در بایوس تنظیماتی وجود دارد که به کامپیوتر شما اعلام می کند چه دمایی زیاد است و فن ها در چه دمایی سریعتر کار کنند. بروز رسانی بایوس به بهتر خنک شدن دستگاه کمک می‌کند. در وب‌سایت سازنده لپ‌تاپ‌ها جدیدترین نسخه برای بایوس وجود دارد. علاوه بر اینها، بعضی از عادت‌ها را هم باید ترک کرد. مانند کار کردن با لپ‌تاپ‌ زیر نور آفتاب و کنار رادیاتور یا قرار دادن لپ‌تاپ‌ داخل ماشین در تابستان. و مورد آخر اینکه بهتر است لپ‌تاپ‌ را روی پا نگذارید. زیرا با این کار مانع عبور هوا می‌شوید و زیر دستگاه به شدت داغ و حتی باعث سوختگی پا می‌شود. لوازم جانبی برای خنک کردن لپ‌تاپ‌ حتی زمانی که لپ‌تاپ‌ روی میز است زیر آن داغ می‌شود که برای آن راهکارهایی وجود دارد، مانند پایه هایی که لپ‌تاپ‌ را روی آن می‌گذارند تا از سطح میز فاصله بگیرد و در زیر دستگاه هوا جریان داشته باشد. برخی از این پایه ها از آلومینیوم ساخته شده‌اند که به راحتی گرما را از لپ‌تاپ‌ خارج می‌کنند. راه بعدی استفاده از پدهای مختلف است. آنهایی که جنس آلومینیوم هستند کاربردی ترند. برخی از این پدها فن دارند که از برق یو اس بی لپ‌تاپ تغذیه می‌کند و گرما را به بیرون هدایت می‌کند. شما می‌توانید این پدها را از فروشگاه های لوازم کامپیوتر تهیه کنید. یک نکته هم در نظر داشته باشید؛ دمای لپ‌تاپ شما در تغییر است و ثابت نمی ماند. پس حتی اگر از این روش ها استفاده می‌کنید باز هم بهتر است یک نرم افزار برای کنترل دمای لپ‌تاپ داشته باشید و ببینید چه کارهایی دمای دستگاه را افزایش یا کاهش می‌دهد.
...ادامه
19488
1393/05/06
محمد موجودی ۞ کفاف
● پیامبر : مَا قَلَّ وَ كَفَى خَيْرٌ مِمَّا كَثُرَ وَ أَلْهَى. من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 376 مال کمی كه نيازمنديها را كفايت كند از مال فراوانى كه صاحبش را از ياد خدا غافل کند بهتر است.
...ادامه
19487
1393/05/06
محمد موجودی ۞ دستور العمل طبی (تغذیه)
● ابو هاشم مى گويد: امام حسن عسكرى روزه مى گرفت. وقت افطار آنچه غلامش ‍ براى او غذا مى آورد ما هم با آن حضرت از آن غذا مى خورديم و من با آن حضرت روزه مى گرفتم. در يكى از روزها ضعف بر من چيره شد. اتاق ديگر رفتم و روزه – مستحبی - خود را با مقدارى نان خشك قندى شكست. سوگند به خدا! هيچ كس از اين جريان باخبر نبود. سپس به محضر امام حسن عسكرى آمدم و نشستم حضرت به غلام خود فرمود: غذايى به ابوهاشم بده بخورد او روزه نيست من لبخندى زدم فرمود: چرا مى خندى؟ هرگاه خواستى نيرومند شوى گوشت بخور، نان خشك قندى قوت ندارد گفتم: خدا و پيامبرش و شما راست مى فرماييد (درود بر شما باد كه به اسرار آگاهيد) آن گاه غذا خوردم .... بحار الانوار: ج 2، ص 255
...ادامه
19310
1393/04/31
محمد موجودی ۞ داستانهای حکیمانه و عارفانه
● اعتقاد مرد جواني مسيحي كه مربي شنا و دارنده چندين مدال المپيك بود ، به خدا اعتقادي نداشت. او چيزهايي را كه درباره خدا و مذهب مي شنيد مسخره ميكرد. شبي مرد جوان به استخر سرپوشيده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولي ماه روشن بود و همين براي شنا كافي بود مرد جوان به بالاترين نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز كرد تا درون استخر شيرجه برود. ناگهان، سايه بدنش را همچون صليبي روي ديوار مشاهده كرد. احساس عجيبي تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پايين آمد و به سمت كليد برق رفت و چراغ را روشن كرد. آب استخر براي تعمير خالي شده بود
...ادامه
19306
1393/04/31
محمد موجودی ۞ چگونه دعا كنيم
● شخصى در محضر امام زين العابدين عرض كرد:الهى ! مرا به هيچ كدام از مخلوقاتت محتاج منما! امام فرمود: هرگز چنين دعايى مكن ! زيرا كسى نيست كه محتاج ديگرى نباشد و همه به يكديگر نيازمندند. بلكه هميشه هنگام دعا بگو:خداوندا! مرا به افراد پست فطرت و بد - نيازمند مساز! بحار الانوار: ج 78، ص 135.
...ادامه
19305
1393/04/31
محمد موجودی ۞ لعنت برشیطان
● گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد:«نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟» پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز. در ضمن این قدر مرا لعنت نکن!» گفتم: «پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام کنم؟» در حالیکه دور می شد گفت: «من پیامبر نیستم جوان
...ادامه
19303
1393/04/31
محمد موجودی ۞ داستان کوتاه (قهرمانی در پارالمپیک)
● چند سال پیش در جریان بازی های پارالمپیک (المپیک معلولین) در شهر سیاتل آمریکا ۹ نفر از شرکت کنندگان دو۱۰۰متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند. همه این ۹ نفر افرادی بودند که ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم. آنها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند. بدیهی است که آنها هرگز قادر به دویدن با سرعت نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلکه هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان می کوشید تا مسیر مسابقه را طی کرده و برنده مدال پارالمپیک شود ناگهان در بین راه مچ پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد . این دختر یکی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد. هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند ، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند یکی از آنها که مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگی شدید جسمی و روانی) بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت : این دردت رو تسکین میده .سپس هر ۹ نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند. در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خواستند و ۱۰ دقیقه برای آنها کف زدند
...ادامه
19302
1393/04/31
محمد موجودی ۞ اسب سوارو مرد افلیجی
● اسب سواری ، مرد افلیجی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست. مرد سوار، دلش به حال او رحم آمد ، از اسب پیاده شد و او را بر اسب نشانید تا او را با مقصدش برساند. مرد افلیج بر اسب که نشست ، دهنه اسب را کشید و گفت : من اسب را بردم و با اسب گریخت ، اما پیش از آنکه از صدا رس دور شود ، مرد سوار در پی آن فریاد زد : تو تنها اسب را نبردی ، جوانمردی را هم بردی. اسب برای تو ، اما گوش کن ، چه میگویم . مرد افلیج اسب را نگه داشت . مرد سوار گفت : هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را بدست آوردی ، چون از این می ترسم که دیگر هیچ سواری به پیاده ای رحم نکند. مرد افلیج گفت: از آن روز که من را در یاد است در کنار این راه در تماشای سواران بودم. در اندیشه شدم ، این چه بازی است که در آن من پیاده و بازنده ام. با خود گفتم: اگر این بازی تا به آخر شود، سر انجام مرا جز خاک گور چیز دیگر نیست ، پس آن بهتر، قبل از آنکه به آخر خط برسم بازی را دگر سازم. مرد سوار گفت: و بر آن شدی اسب دیگر کسان ببری ؟ مرد افلیج گفت : آری چرا نه ؟ اسب را جز سواری دادن کاری نیست ، می خواهد تو باشی ، می خواهد من باشم. مرد سوار گفت: تو دگر بر چه آیینی که دزدان نیز در آیین خود جوانمرد را می شناسند. من در حق تو جوانمردی کردم ،از برای یاری تو دست دراز کردم، بر کفم آتش نهادی ، این جفا سزاوار من نبود. مرد افلیج گفت : نخست آنکه تو جوانمردی نکردی ، ترحم کردی ، و دیگر ،آنچه تو به آن میگویی جوانمردی ، من به آن میگویم اسب. سه دیگر ، من نمی بردم، دیگری می برد ، پی آن چگونه است دیگران سزاوارند سوار باشند ، اما سزای من پیاده بودن است. آیین از آن تو ، من اگر بخواهم بر آیین تو باشم ، تمام عمر باید در کنار این راه اوقات خود هدر کنم . تو بر آیین خود باش ، من اسب را میبرم. مرد سوار گفت : پا از گلیم خویشتن نباید دراز کرد . مرد افلیج گفت : آن گلیم که می گویی در باور من بود ، بسیار رنج بردم تا آن را زدودم ، اکنون بر آنم که باور را باور نکنم. مرد سوار گفت: اما آن اسب از آن من است. مرد افلیج گفت : از آن تو بود ، اکنون دیگر مال من است . مرد افلیج لگام کشید ، اسب بر روی دو پا بلند شد و به تاخت درامد . مرد سوار دست در پس سنگی برد تا به سوی مرد افلیج پرتاب کند ، مرد افلیج در حالی که دور میشد گفت : بازی سنگ پرانی را دها بار من انجام دادم ، تا بلکه سواری را از اسب به زیر کشم ، اما نشد . ریشه سنگ از خاک بیرون نیامد که نیامد ، حال با جوانمردی خویش باش و پا از گلیم خویش دراز مکن . و رفت . مرد سوار ایستاد و نگاه کرد تا مرد افلیج در نگاهش گم شد ، پس با نا امیدی پایجامه را تا زانو درید و خود را به شکل و شمایل مرد افلیج درآورد و در کنار جاده نشست . از دور سواری برآمد. مرد سوار خود را به پریشانی و درماندگی زد. سوار در صدا رس ایستاد. مرد افلیج بود که بازگشته بود و با سرخوشی می خندید . مرد سوار به دیدن مرد افلیج گفت : پشیمان شدی و برگشتی ؟ می دانستم که آیین جوانمردی بر تو اثر خواهد کرد. مرد افلیج گفت : می بینم که زود آموخته شدی ، آن آیین ، تو را در باور نبود ، زبان ریا را کنار گزار ، من دیگر خام نخواهم شد . تو که در اندر زمانی نتوانستی پیاده گی را تاب آوری ،چگونه بر آن بودی که من عمری پیاده بودن را برخود هموار کنم ؟ مرد سوار گفت: پشیمان نشدی ؟ مرد افلیج گفت : هرگز ، تا آن هنگام که بازی ، بازی پیادگان بود ، دنیا کوچک بود و زندگی را در کنار همین جاده در بر خود داشتم .اما وقتی اسب آمد ، دنیا فراخ شد ، دنیای کوچک من در زیر پاهای اسب تو خرد شد و از دست رفت و دنیای من شد اسب. مرد سوار گفت : اگر پشیمان نشدی ، پس چرا بازگشتی ؟ مرد افلیج گفت : بازگشتم ببینم به غیر از آنچه مرا در نظر بود ، ترفند دیگری به نظر تو رسیده یا نه ؟ اکنون که دیدم اندیشه من بر تو فزونی بوده ، برای آنکه پایت به سان افلیجان به نظر آید ، مقداری گزنه بر آن بمال ، همانگونه که من به انجام رساندم . اکنون میروم ، اما بدان هرگز به هیچکس نخواهم گفت : جوانمردی تو یعنی اسب من ، باشد که تو هم بتوانی این بازی را با دیگران به انجام رسانی تا بر جوانمردی آنان سوار شوی. و رفت
...ادامه
19255
1393/04/29
محمد موجودی ۞ رسیدگی به ستمدیدگان
● امام علی: أفضَلُ المَعروفِ إغاثَةُ المَلهوفِ. کمال الدین ،ج2،ص211 برترين كار نيک، رسيدن به فرياد ستم ديده است.
...ادامه
19202
1393/04/25
محمد موجودی ۞ غرور عابد
● روزی حضرت عیسی از صحرایی می‌گذشت. در راه، به عبادت‌گاه عابدی رسید و با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام، جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود، از آن جا می‌گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ایستاد و گفت: «خدایا! من از کردار زشت خویش شرمنده‌ام، اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟! خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر!» چشم عابد که بر جوان افتاد، سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه‌کار محشور مکن!» در این هنگام خدای برترین به پیامبرش وحی فرمود که: «به این عابد بگو ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با آن جوان محشور نمی‌کنیم. چه، او به دلیل توبه و پشیمانی، اهل بهشت است و تو، به علِّت غرور و خودبینی، اهل دوزخ
...ادامه
19193
1393/04/25
محمد موجودی ۞ داستانهای حکیمانه و عارفانه
● اعتقاد مرد جواني مسيحي كه مربي شنا و دارنده چندين مدال المپيك بود ، به خدا اعتقادي نداشت. او چيزهايي را كه درباره خدا و مذهب مي شنيد مسخره ميكرد. شبي مرد جوان به استخر سرپوشيده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولي ماه روشن بود و همين براي شنا كافي بود مرد جوان به بالاترين نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز كرد تا درون استخر شيرجه برود. ناگهان، سايه بدنش را روي ديوار مشاهده كرد. احساس عجيبي تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پايين آمد و به سمت كليد برق رفت و چراغ را روشن كرد. آب استخر براي تعمير خالي شده بود
...ادامه
19187
1393/04/25
محمد موجودی ۞ پاسخ های بزرگمهر حکیم به پرسش های انوشیروان
● انوشیروان ،بزرگمهرحکیم را گفت: ای حکیم بزرگ، ما را آگاه کن و خبر ده از امور دشوار و جواب بده به نیک ترین صورت تا معلوم شود و شک از دل برود . حکیم بزرگمهر گفت: ای پادشاه بپرس از آنچه دشوار است. از خدای تعالی کمک می‌گیرم تا مرا توفیقی نیکودهد به جواب دادن که او بر همه چیز تواناست و نیرو ده جان و خرد است. گفت: اندرین جهان چه خواهیم تا نعمت هر دو حهان خواسته باشیم؟ گفت: سه چیز، تندرستی ، ایمنی ، مال و نعمت. گفت: در جوانی چه بهتر و در پیری چه بهتر؟ گفت: در جوانی دانش آموختن و در پیری ، به‌کار بردن. گفت: چه چیز است که به همه وقتی سزاوار است؟ گفت: به وظیفه‌ی خود مشغول بودن و خویشتن شناختن. گفت تدبیر با که کنیم؟ گفت: با آن کس که سه چیز در وی باشد‏؛ دین و دانش و دوستی. گفت: بدین جهان که خردمندتر؟ گفت: آنکه به کارها پیش تر. گفت: نیکی کردن بهتر است یا از بدی دور بودن؟ گفت از بدی دور بودن بهترین همه‌ی نیکی‌هاست. گفت: بهتر از زندگانی چیست؟ گفت: بهتر از زندگی، نیکنامی‌و بدتر از مرگ بیم است. گفت: توانگری بهتر یا پارسایی؟گفت:پارسایی. پس گفت: پارسا بینم اندر بلا و توانگر اندر ناز و نعمت، آن بلا که گذرد نه بلاست و آن نعمت که بگذرد نه نعمت است. گفت: از زندگی‌ها که خوشتر؟ گفت: آن که در وی امید بود. گفت: هیچ کس هست که او بدین جهان ایمن زید؟ گفت: آن کس که او را دو چیز گرد آید؛ یکی بی گناهی‏ٌ،دیگر اندوه نخوردن بر آن چیزی که او را از آن چاره نیست. گفت: تمام کارها به چند چیز اندر است؟ گفت: در دو چیز یکی اندیشه‌ی پیش از کار، دیگر کوشش اندر کار. گفت: چه چیزیست از چیزها که چشم بدان روشن شود؟ گفت: زن پارسا و فرزند نیک. گفت: از مردمان که سزاوار تر به رحمت؟ گفت: کریمی‌که بد گوهری بر او چیره شود. گفت: کدام وقت در زندگی آدمی‌از همه ضایع تر؟ گفت: وقتی که بتواند در حق انسانی لطف کند، حاجتی را براورد و از آن خودداری کند. گفت: از جورها کدام بزرگتر؟ گفت: دروغ گفتن. گفت: از مردمان کیست که پشیمانی او سخت تر است؟ گفت: آنکه کردار نیک در حق ناسپاس کند. گفت: آغاز همه‌ی نیکی ها چیست؟ گفت: دانایی. گفت: از دوستان کدام دوست بهتر؟ گفت: آن که نیکدل تر . گفت: از باد روان تر چیست؟ گفت: خبر بد. گفت: از همه چیزها چه بیشتر؟ گفت: رحمت حق عزوجل. گفت: کدام کار سودمندتر؟ گفت: نیکی که دیگران را از آن بهره بود. گفت: از شهد خوشتر چیست؟ گفت: فرزند نیک و دوستی دوستان راست. گفت بخشایش ایز بر که سزاوارتر؟ گفت: بر آنکه بر خلق خدای بخشنده تر. گفت: مردم را خرد از چه افزاید؟ گفت: از آموختن علم وادب و هنر. گفت: از کارها کدام زیانبارتر؟ گفت: رفتن از پی هوای نفس، کز آن بدنامی‌حاصل شود. گفت: سزاوارتر از همه‌ی مردم به ملامت کیست؟ گفت: آنکه آزموده را آزماید. گفت: خرد مردمان از چه بود؟ گفت: خرد اندر آموختن است. گفت: از مردمان کیست که خداوند از او خشنود است؟ گفت: آنکه به داده‌ی او قانع و شاکر است. گفت: از مردم که را دشمن بیشتر؟ گفت: مردم بی خرد و ناساز و بد زبان را. گفت: حلم در چیست؟ گفت: در خرسندی. __________________ در بخش نخست این مطلب ، برخی از پاسخ های اندیشمند بزرگ بزرگمهر که در زمان خسرو انوشیروان پادشاه ساسانی ارج و جایگاه ویژه ای داشت، خواندید و اینک بخش دوم و پایانی این پرسش و پاسخ که میان پادشاه ساسانی و اندیشمند گرانقدر ایرانی انجام شده است. پرسش ها از انوشیروان و پاسخ ها از بزرگمهر حکیم است. گفت: هنر اندر چیست؟ گفت: در کوشش و پشتکار فراوان . گفت: چیست که از شمشیر بران تر است؟ گفت: حق گفتن. گفت: خرسندی چیست؟ گفت: آن است که آن مقدار جوید که به اندازه نیاز وی بود. گفت: از خرسندی چه سود؟ گفت: آسانی تن خویش. گفت: فرومایه ترین مردم کدام است؟ گفت: آنکه نه ستایش داند و نه نکوهش. گفت: کیست که صفت های انسانی او برتر بود؟ گفت: آنکه فروتن بود و بردبار و راستگوی گفت: سزاوارتر کسی که باید از او گریختن کیست؟ گفت: شخص بیدادگر و یار فریبنده. گفت: کدام چیز است که شایسته است انسان بدان شاد شود؟ گفت: برادر دوستدار و یار موافق. گفت: مردم دانا را از نادان چگونه بشناسیم؟ گفت: به نیکی کردن. گفت: چه باید گفتن؟ گفت: آنچه کسی را نگزد. گفت: چه چیز باید اندیشیدن ؟ گفت: آنچه اگر آشکار شود، از ملامت یا سرزنش دیگران فارغ باشد. گفت: کدام دوست استوارتر؟ گفت: آن که از سود و زیان از تو برنگردد. گفت: تدبیر با که کنیم؟ گفت: با آنکه از او دانش و خرد خیزد. گفت: از مردمان که توانگرتر؟ گفت: آن که قانع تر. گفت: کدام فرزند است که باید به او بیشترین امید را داشت؟ گفت: آنکه فرهنگ بیشتر آموزد و از بدنامی‌بیشتر پرهیزد. گفت: چرا نباید از آموختن عار داشت؟ گفت: از بهر آنکه هر چه بیاموزی سود تو بود. گفت: پیران را آموختن سزد؟ گفت: اگر زیستن سزد، آموختن سزد. گفت: از مردمان کیست نزد مردم محبوب تر؟ گفت: آنکه چرب زبان تر و مردم نوازتر است. گفت: از خز نرم تر چیست؟ گفت: دوست در دل دوست از همه چیزها نرم تر. گفت: چیست از شمشیر بران تر؟ گفت: حق گفتن. گفت: مردم از چه چیز باید بیشتر دوری گزینند؟ گفت: از دوست نادان. گفت: از مردمان که فاضل تر؟ گفت: آنکه در توانگری یاری مردم کند و در درویشی مدارا. گفت: آز چیست و نیاز چیست؟ گفت: آز، نیاز است و نیاز و خواست بیچارگیست. گفت: رادی چیست؟ گفت: بخشیدن مال و خواسته به کسانی که سزاوارند. گفت: کس هست که او را به چیزی نیاز نباشد؟ گفت: هر که بدانچه دارد، قانع باشد او را به هیچ چیز حاجت نباشد. گفت: زندگانی که خوشتر؟ گفت: آنکه آزادتر زید. گفت: آسان زیستن چگونه بود؟ گفت: آنکه از زندگانی او بر کس بد نرسد. گفت: دشمن کشته بهتر یا دوست گشته؟ گفت: دشمن را دوست کرده به، اگر دوست توان کردن. گفت: کینه دل به چه توان نشاندن؟ گفت: بدان که مرد نگرد و بداند که او را آنچه بدی کند، سود ندارد. گفت: پادشاهان را بیشتر چه به کار آید؟ گفت: دانایی و مردم دوستی. گفت: چه چیز است از چیزها که هر کس بر او پادشاست؟ گفت: بر رای و گفتار و کردار خود هر کسی پادشاست. گفت: بهترین چیزی که سزد آنرا فرو خوردن چیست؟ گفت: خشم خویش. گفت: چرا هر چه آموزیم به آموختن حریص تر شویم؟ گفت: از بهر آنکه در آموختن همه سود بینیم. گفت: چگونه است که دردمندان از پزشکان دارو خواهند اما نادانان دانش نجویند و نخواهند؟ گفت: از بهر آنکه از نادانی دل درد نکند، چنانچه از بیماری تن درد کند. گفت: چه باید گفتن؟ گفت: آنچه دل کسی را نرنجاند.گفت: خرد را پیمان چیست؟ گفت: آن چیز که بدو تمام نرسیدم، پیمان از چه دانم؟ گفت: مردم را به کدام خرد بیشتر ستایش کنند؟ گفت: آن که جهان را بگذارد و از کینه و امر ناممکن پرهیز کند. گفت: مردان را به چه باید ادب کردن؟ گفت: به حاجتی خواستن که توانایی روا کردن آن را ندارند
...ادامه
19186
1393/04/25
محمد موجودی ۞ داستانی حکیمانه از شیوانا
● از خودش کور هست از بقیه بینا روزی شیوانا در جمع شاگردانش درس معرفت می داد. جوانی از راه رسید و شرمسار و سرافکنده از شیوانا خواست تا اجازه دهد در کلاس او شرکت کند شیوانا لبخندی زد و جوان را نزدیک خواند و او را کنار خود نشاند.چند دقیقه ای که گذشت یکی از شاگردان با سابقه شیوانا از جا بلند شد و باصدای بلند طوری که همه بشنوند به سمت جوان تازه از را رسیده اشاره کرد وگفت : ای استاد ! من چندین بار این جوان را دیده ام که به در محله های بد و ناشایست شهر رفت و آمد دارد و به رفتار های ناشایست اقدام می کند .آیا مناسب است که او را کنار خود جای دهید!؟ شیوانا با خشم از شاگرد قدیمی خواست فورا کلاس را ترک کند. همه تعجب کردند. شاگرد قدیمی سرافکنده به سمت در رفت و قبل از خروج به سمت شیوانا برگشت و با گله گفت : استاد شما به جای جواب سوالم ، مرا از کلاس بیرون انداختید ؟ مگر من چه گناهی کردم!؟ شیوانا با همان عصبانیت گفت: برایم مهم نیست چه گناهی کرده ای ! فقط زمانی حق داری به کلاس برگردی که برای من و بقیه شاگردان دقیقا توضیح دهی تو خودت در محله بد نام شهر چه می کردی که توانستی این جوان را بارها در آن جا ببینی و شاهد رفتارهای نا مناسب او باشی !؟تو خودت آن جا چه می کردی؟؟؟
...ادامه
19182
1393/04/25
محمد موجودی ۞ کشاورز
● روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت : اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود... این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت ! سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد. اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد : 1. دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند. 2. هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است. 3. یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد. لحظه ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جانبی نامیده می شود. معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد... به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟! و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد : دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود، وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود !!! در همین لحظه دخترک گفت : آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم ! اما مهم نیست. اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است ...! و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود، پس باید طبق قرار، آن سنگریزه سفید باشد. آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است. نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود. 1. همیشه یک راه حل برای مشکلات پیچیده وجود دارد. 2. این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه خوب به مسایل نگاه نمی کنیم. 3. هفته شما می تواند سرشار از افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه باشد
...ادامه
19181
1393/04/25
محمد موجودی ۞ درخت جادویی
● مسافري خسته كه از راهي دور مي آمد ، به درختي رسيد و تصميم گرفت كه در سايه آن قدري اسـتراحت كند غافـل از اين كه آن درخت جـادويي بود ، درختي كه مي توانست آن چه كه بر دلش مي گذرد برآورده سازد...! وقتي مسافر روي زمين سخت نشست با خودش فكر كرد كه چه خوب مي شد اگـر تخت خواب نـرمي در آن جا بود و او مي تـوانست قـدري روي آن بيارامد. فـوراً تختي كه آرزويـش را كرده بود در كنـارش پديـدار شـد !!! مسافر با خود گفت : چقدر گـرسـنه هستم. كاش غذاي لذيـذي داشتم... ناگهان ميـزي مملو از غذاهاي رنگارنگ و دلپذيـر در برابرش آشـكار شد. پس مـرد با خوشحالي خورد و نوشيد... بعـد از سیر شدن ، كمي سـرش گيج رفت و پلـك هايش به خاطـر خستگي و غذايي كه خورده بود سنگين شدند. خودش را روي آن تخت رهـا كرد و در حالـي كه به اتفـاق هاي شـگفت انگيـز آن روز عجيب فكـر مي كرد با خودش گفت : قدري مي خوابم. ولي اگر يك ببر گرسنه از اين جا بگـذرد چه؟ و ناگهان ببـري ظاهـر شـد و او را دريد... هر يك از ما در درون خود درختي جادويي داريم كه منتظر سفارش هايي از جانب ماست. ولي بايد حواسـمان باشد ، چون اين درخت افكار منفي ، ترس ها ، و نگراني ها را نيز تحقق مي بخشد.
...ادامه
19180
1393/04/25
محمد موجودی ۞ ثروتمند
● از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟ گفت: بله فقط یک نفر. - چه كسي؟ - سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه‌های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت مي انديشيدم، روزي در فرودگاهی در نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه مرا دید گفت این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت. گفتم: آخه من پول خرد ندارم! گفت: برای خودت! بخشیدمش! سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یك مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان بچه بهم گفت این مجله رو بردار براي خودت. گفتم: پسرجون چند وقت پیش من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد اینجا دچار این مسئله میشه، بهش می‌بخشی؟! پسره گفت: آره من دلم میخواد ببخشم؛ از سود خودم می‌بخشم. به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من موند که با خودم فکر کردم خدایا این بر مبنای چه احساسی این را می‌گويد. بعد از 19 سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم تا جبران گذشته رو بکنم. گروهي را تشکیل دادم و گفتم بروند و ببینند در فلان فرودگاه کی روزنامه میفروخته. یک ماه و نیم تحقيق کردند متوجه شدند یک فرد سیاه پوست مسلمان بوده که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردند اداره؛ از او پرسیدم: منو میشناسی؟ گفت: بله! جناب عالی آقای بیل گیتس معروفيد که دنیا میشناسدتون. گفتم: سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه می‌فروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار را کردی؟ گفت: طبیعی است، چون این حس و حال خودم بود. گفتم: حالا می‌دونی چه کارت دارم؟ می‌خواهم اون محبتی که به من کردی را جبران کنم. جوان پرسید: چطوري؟ - هر چیزی که بخواهی بهت می‌دهم. (خود بیل‌گیتس می‌گويد این جوان وقتی صحبت می‌کرد مرتب می‌خندید) جوان سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم میدی؟ - هرچی که بخواهي! - واقعاً هر چی بخوام؟ بیل گیتس گفت: آره هر چی بخواهی بهت میدم، من به 50 کشور آفریقایی وام داده‌ام، به اندازه تمام آن‌ها به تو می‌بخشم. جوان گفت: آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی! گفتم: یعنی چی؟ نمی‌توانم یا نمی‌خواهم؟ گفت: مي‌خواهي اما نمی‌تونی جبران کنی. پرسیدم: چرا نمی‌توانم جبران کنم؟ جوان سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت می‌خواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمی‌کنه. اصلا جبران نمی‌کنه. با این کار نمی‌تونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست! بیل گیتس می‌گويد: همواره احساس می‌کنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان 32 ساله مسلمان سیاه پوست بر محمد و آل محمد صلوات
...ادامه
19179
1393/04/25
همکار ۞ کوزه شکسته
● یک پیرزن چینی دوکوزۀ آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت ، آویخته بود و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد. یکی از این کوزه ها ترک داشت ، در حالی که کوزه دیگر بی عیب و سالم بود و همۀ آب را در خود نگه می داشت. هر بار که زن پس از پرکردن کوزه ها ، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود ، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و زمانی که زن به خانه می رسید ، کوزه نیمه پر بود. دو سال تمام ، هر روز زن این کار را انجام می داد و همیشه کوزه ای که ترک داشت ، نیمی از آبش را در راه از دست می داد. البته کوزۀ سالم و بدون ترک خیلی به خودش می بالید. ولی بیچاره کوزۀ ترک دار از خودش خجالت می کشید . از عیبی که داشت و از این که تنها نیمی از وظیفه ای را که برایش در نظر گرفته بودند ، می توانست انجام دهد. پس از دوسال سرانجام روزی کوزۀ ترک دار در کنار جویبار به زن گفت: من از خویشتن شرمسارم . زیرا این شکافی که در پهلوی من است ، سبب نشت آب می شود و زمانی که تو به خانه می رسی ، من نیمه پر هستم. پیر زن لبخندی زد وبه کوزۀ ترک دارگفت : آیا تو به گل هائی که در این سوی راه، یعنی سوئی که تو هستی ، توجه کرده ای ؟ می بینی که در سوی دیگر راه گلی نروئیده است. من همیشه از کاستی و نقص تو آگاه بودم ، و برای همین در کنار راه تخم گل کاشتم تا هر روز که از جویبار به خانه بر می گردم تو آنها را آب بدهی. دو سال تمام ، من از گل هائی که اینجا روئیده اند چیده ام و خانه ام را با آنها آراسته ام. اگر تو این ترک را نداشتی ، هرگز این گل ها و زیبائی آنها به خانۀ من راه نمی یافت هر یک از ما عیب ها و کاستی های خود را داریم ولی همین کاستی ها و عیب هاست که زندگی ما را دلپذیر و شیرین می سازد
...ادامه
19177
1393/04/25
محمد موجودی ۞ داستان کوتاه (قهرمانی در پارالمپیک)
● چند سال پیش در جریان بازی های پارالمپیک (المپیک معلولین) در شهر سیاتل آمریکا ۹ نفر از شرکت کنندگان دو۱۰۰متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند همه این ۹ نفر افرادی بودند که ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم. آنها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند. بدیهی است که آنها هرگز قادر به دویدن با سرعت نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلکه هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان می کوشید تا مسیر مسابقه را طی کرده و برنده مدال پارالمپیک شود ناگهان در بین راه مچ پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد . این دختر یکی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد. هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند ، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند یکی از آنها که مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگی شدید جسمی و روانی) بود، خم شد و دختر گریان را بلند كرد و گفت : این دردت رو تسکین میده .سپس هر ۹ نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند. در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خواستند و ۱۰ دقیقه برای آنها کف زدند
...ادامه
19155
1393/04/24
دنيز ۞ مقاله
● واعظي پرسيد از فرزند خويش هيچ ميداني مسلماني به چيست صدق و بي آزاري و خدمت به خلق هم عبادت هم كليد معنويست گفت از اين معيار اندر شهر ما يك مسلمان هست آنهم ارمني است ================ دل خوش از آنيم که حج ميرويم غافل از آنيم که کج ميرويم کعبه به ديدار خدا ميرويم او که همينجاست کجا ميرويم حج بخدا جز به دل پاک نيست شستن غم از دل غمناک نيست دين که به تسبيح و سر و ريش نيست هرکه علي گفت که درويش نيست صبح به صبح در پي مکر و فريب شب همه شب گريه و امن يجيب ************** به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند گفتند که در برون چه کردی که داخل خانه آیی ************ به کعبه گفتم تو هم خاکی من خاک چرا باید که من گرد تو گردم؟ جواب آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم ********** ای قوم به حج رفته دیدن همیشه خوب است خواه دیدن آن زیبا یی ها باشد خواه دیدن این زیبایی ها شاید کلاسی که ما در آن درس می خوانیم از این هم ویران تر باشد ============== شاید پای پوشی که با آن می خواهیم در صراط مستقیم قدم بر داریم از این هم کهنه تر باشد شاید آب گوارایی که می نوشیم از این هم کثیف تر باشد شاید باری که بر دوشمان است از این هم سنگین تر باشد شاید صفای کودکیمان را اینجا ، جا گذاشته ایم شاید خانه آخرتمان از این بدتر است شاید مردم نتوانند از پشت شیشه های غبار گرفته ی ماشین هایشان ، زیبایی و طراوت نوجوانیمان را ببینند شاید آنچه در دنیا می جستیم از این هم بی ارزش تر بود و شاید کودکی و پیریمان را اندوهی چنین فرا گرفته باشد چشمها را باید شست همه شب نماز خواندن،همه روز روزه رفتن همه ساله از پی حج سفر حجاز کردن زمدینه تا به کعبه سر وپا برهنه رفتن دو لب از برای لبیک به گفته باز کردن شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن به حضور قلب ذکر خفی و جلی گرفتن طلب گشایش کار ز کارساز کردن پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد که به روی نااميدي در بسته باز کردن اينهايي كه ديديد و خوانديد نه عكاسش منم و نه نويسنده مطالبش اما بي ربط نديدم كه اين مطالب را در اين ماهي كه ما معتقديم خيلي عزيز است و خيلي گراميش ميداريم و سعي ميكنيم در اين ماه كه ماه ضيافت الهي است از خيلي كارها دوري كنيم و خوبي كنيم و طعام دهيم سخني هرچند كوتاه با مديران و مسئولان ارشد و مياني شركت داشته باشم آنچه كه در ظاهر مي بينيم و در سايت پيام آنلاين نيز از محافل و مجالس آن تصاوير و گزارش هايي گذاشته شده مراسم افطاري هايي است كه با عناوين مختلف برگزار ميشود. كه هزينه هاي آن بالغ بر پنج ميليون تومان ميباشد و آنچكه از تصاوير و واقعيتهاي قابل مشهود پيداست كسانيكه در اين افطاري ها شركت ميكنند اگر به گزاف نگويم سفره هاي بمراتب رنگين تر در خانه هايشان پهن است و قاعدتا ظعام به مسكين دادن نيست گذشته از اينها فكر نميكنم كسيكه در مخابرات كار ميكند ناتوان از طعام خود باشد چه رسمي ، چه قرادردادي و چه ....با اين مقدمه كوتاه خواستم اين را بگويم كه در بين كاركنان مخابرات چه رسمي و چه غير رسمي هستند كه نيازمند پول درمان و ساير مشكلاتشان هستند البته بدون در نظر گرفتن مشكلات خانواده آنها كه شايد پدر ، مادر ، بردار، خواهر ، فرزند صعب العلاج و يا ... باشند آيا بنظر شما پهن كردن اين سفره ها واجب است يا شناسايي و كمك به اينچينين خانواده هايي ..... قضاوت با شماست
...ادامه
19141
1393/04/24
محمد موجودی ۞ جميل و جميله
● داستان جالبیه و مال قدیم ندیمها از اون داستانهائی که مادربزرگها برای بچه هاشون تعریف میکردند روزى روزگاري، جوانى به نام جميل زندگى مىکرد که دخترعموئى بهنام جميله داشت. پدرشان اين دو را از هنگام تولد براى هم نامزد کرده بودند. وقتى روز عروسى نزديک شد جميل براى يک سفر سه روزه به شهر رفت تا براى عروس جهيزيه بخرد، اما جميله در روستا ماند. يک روز که دختران ده براى گردآورى هيزم به بيشهزار مىرفتند جميله نيز با آنان رفت. وى هنگامى که خار و هيزم خشک را جمع مىکرد، چشمش به يک دستهٔ هاون آهنى افتاد که سر راهش افتاده بود. جميله دستهٔ هاون را لاى هيزم جا داد. وقتى دخترها آماده شده بودند که به خانه هايشان بازگردند، او هيمهٔ هيزم را بلند کرد تا روى سرش قرار دهد اما دستهٔ هاون در ميان هيزم محکم نمىشد. هر بار که هيزم را بلند مىکرد دستهٔ هاون به زمين مىافتاد. دخترها در طول اين مدت منتظرش بودند اما سرانجام به او گفتند ”جميله، هوا رو به تاريکى مىرود، اگر مىخواهى با ما بيائى تندتر بيا“. جميله گفت ”شما برويد، من نمىتوانم اين دستهٔ هاونى را جا بگذارم حتى اگر تا نصف شب هم شده اينجا مىمانم“. از اينرو دخترها او را ترک کردند. وقتى هوا تاريکتر شد دستهٔ هاون در يک لحظه به يک غول تبديل شد و جميله را روى دوشش انداخت و بىدرنگ آنجا را ترک کرد. او بيابان را زير پا گذاشت و رفت و رفت تا اينکه پس از يک ماه به قلعهاى رسيد. غول دختر را در قلعه زندانى کرد و گفت ”اينجا در کنفِ حمايت من هستى و هيچ آسيبى به تو نخواهم رساند“. اما جميله با تلخکامى گريه سر داد و با خود گفت ”چه بلائى سر خودم آوردم!“ وقتى دخترها به آبادى برگشتند، مادر جميله از آنها پرسيد: ”دختر من کجاست؟“ آنها گفتند: ”دختر شما در بيشهزار بيرون ده ماند. ما به او گفتيم اگر با ما مىآيى بيا وگرنه ما مىرويم و او گفت شما برويد! من دستهٔ هاونى پيدا کردهام که نمىتوانم آن را ترک کنم، حتى اگر مجبور باشم تا نصف شب اينجا مىمانم“. مادر جميله فريادزنان در تاريکى شب به سوى بيشه زار دويد. مردان روستا به دنبال زن راه افتادند و به او گفتند ”به خانه ات برگرد! ما او را نزد شما خواهيم آورد. يک زن نبايد هنگام شب آوارهٔ بيشه زار شود. ما - مردها - جميله را جستجو مىکنيم“. ولى مادر جميله فرياد زد ”من با شما مىآيم. ممکن است دخترم با نيش افعى کشته شده باشد يا جانوران او را دريده باشند، آنوقت چه خاکى به سرم بريزم؟“ مردها پذيرفتند و با مادر جميله به راه افتادند و يکى از دخترها را هم با خود بردند تا جاى او را در بيشه زار نشان دهد. آنها هيمهٔ هيزم را در همان جائى يافتند که جميله روى زمين گذاشته بود اما اثرى از او نيافتند. آنها بهنام صدايش کردند اما هرچه فرياد زدند کسى پاسخ نداد، لذا آتش روشن کردند و تا صبح به جستجوى خود ادامه دادند. آنگاه به مادر جميله که هنوز گريه مىکرد، گفتند”دختر شما را آدميزاد دزديده است، چون اگر جانوران وحشى او را خورده باشند پس اثر خونش کجاست و اگر افعى او را نيش زده باشد پس جسدش کجاست؟“ و همگى به خانه هايشان بازگشتند. روز چهارم پدر و مادر جميله به يکديگر گفتند ”چه کار بايد بکنيم؟ آن جوان بيچاره براى خريد لباس عروسى رفته است، اگر بازگردد به او چه بگوئيم؟“ و سرانجام تصميم گرفتند ”بزى را مىکشيم و سرش را دفن مىکنيم و سنگى روى قبر مىگذاريم. وقتى آن جوان آمد، سنگ قبر را نشانش مىدهيم و مىگوئيم که دختر مرده است“. پسرعموى دختر از شهر برگشت و لباس و زيورآلاتى را که خريده بود با خود آورد. وقتى وارد ده شد پدر جميله به پيشوازش رفت و گفت ”اميدوارم در آينده خوشبخت شوى اما بايد بگويم که جميله عمرش را به شما داد“. اشکهاى آن جوان بر گونه هايش سرازير شد و زار زار گريه کرد. جميل حاضر نشد قدمى بردارد مگر دختر را به او نشان دهند. آنها به وى گفتند ”با ما بيا“ و او که لباسهاى عروسى را زير بغل حمل مىکرد به دنبالشان راه افتاد. جهيزيه را روى قبر انداخت و هاى هاى گريست و از شدت ناراحتى سرش را به سنگ قبر کوبيد. جميل تمامى روز بعد دوباره سر قبر رفت، لباسهاى عروسى هنوز روى قبر بود، نشست و گريه کرد و بار ديگر سرش را به سنگ قبر زد. تا شش ماه کار اين جوان همين بود. در اين هنگام مردى که پياده در بيابان سفر مىکرد، خود را در برابر قصر بلندى ديد که تک و تنها در بيابان ساخته شده بود و هيچ خانه اى نزديک آن نبود. مرد با خود گفت ”در سايهٔ اين قصر استراحتى خواهم کرد“ و در کنار ديوار نشست. لحظاتى بعد دخترى او را ديد و پرسيد ”شما ديوى يا انسان؟“ مرد گفت ”من از سلالهٔ آدميزادم. انسانى بهتر از پدر و پدربزرگ شما!“ دختر پرسيد ”چه کسى ترا به اينجا کشانده و در سرزمين غولها و ديوها به دنبال چه مىگردي؟“ آنگاه مرد را نصيحت کرد و گفت ”شما دوست عزيز اگر آدم عاقلى هستي، پيش از آنکه غول ترا در اينجا بيابد و به زندگىات خاتمه دهد و ترا وعدهٔ شام خود کند، از اينجا برو. اما قبل از اينکه بروى به من بگو: مسيرت کجاست؟ مرد گفت ”چرا اينقدر دربارهٔ من و مقصدم کنجکاوى مىکني؟“ دختر گفت ”من تقاضائى دارم“. اگر به طرف ده ما مىروى اين پيام را براى مردى که جميل ناميده مىشود برسان: از فراز کاخ بلندى در بيابان جميله سلامت مىرساند از وراى ديوارهاى ستبر زندان جميله صداى بزغالهاى شنيد که در قبرِ وى خاکش کردند تا جوان شجاع و سوگوار را فريب دهند جميله در جائى که بادهاى بيابانى مىوزند و مىروبند تک و تنها و پيوسته مىگريد و مىگريد مرد با خود گفت ”مگر تا صبح زنده نباشم که نتوانم تقاضاى اين دختر را برآورده کنم، چون از دست او کارى ساخته نيست“. مرد فقير يک روز، دو روز، سه روز و بالاخره يک ماه تمام در آن بيابان راه رفت تا اينکه به کمک و خواست خدا به دم در خانهٔ آن جوان رسيد. مرد همانجا منتظر ماند. جوانى بيرون آمد با موهاى ژوليده که تا روى پيشانىاش را پوشانده بود و ريشهاى بلندش تا سينهاش مىرسيد. مرد جوان گفت ”سلام غريبه، از کجا مىآئي؟“ مسافر گفت ”از غرب مىآيم و به طرف شرق مىروم“. جوان گفت ”خب پس بفرمائيد داخل و شامى با ما بخوريد“. مرد به دنبال وى وارد خانه شد. سفره پهن بود و اعضاء خانواده، همگى مشغول خوردن بودند. جز آن جوان که تنها، کنار در اتاق نشست. مسافر از او پرسيد ”جوان چرا غذا نمىخوري؟“ ديگران گفتند ”هيس! شما از ماجراى او خبر نداري، اشتهاى خوردن ندارد“. مسافر ساکت شد تا اينکه يکى از حاضران گفت ”جميل، کمى آب برايمان بياور!“ آنگاه غريبه فرياد زد ”آهاى مردم، کلمهٔ جميل مرا به ياد چيزى انداخت! وقتى از ميان بيابان رد مىشدم يک قلعهٔ بزرگ ديدم که در پنجرهٔ آن دخترى نشسته بود که ...“ ديگران حرفش را بريدند و گفتند ”ساکت! جلوى جميل از هيچ دخترى صحبت نکن“. اما آن جوان منظورش را فهميد و گفت ”غريبه به صحبتت ادامه بده!“ مرد مسافر گفت ”اگر کتمان حقيقت، انسانى را نجات مىدهد آيا گفتن حقيقت، باعث نجات بيشتر او نخواهد شد“. و کل داستان و پيام دختر را براى آنان بازگو کرد. از فراز قصر بلند بيابان جميله سلامت مىرساند از وراى ديوارهاى ستبر زندان جميله صداى بزغالهاى شنيد که در قبرِ وى خاکش کردند تا جوان شجاع و سوگوار را فريب دهند جميله در جائىکه بادهاى بيابان مىوزند و مىروبند تک و تنها و پيوسته مىگريد و مىگريد جميل گفت ”آها پس جميله فرار کرده ولى شما به من گفتيد مرده!“ آرى دروغ پنهان نمىماند. با شتاب کلنگ خود را برداشت و جمجمهٔ بز را از زير خاک بيرون آورد. روستائيان فقط اين را به او گفتند که ”ماجرا فلان بود و فلان و فلان و اکنون خود داني“. جميل گفت ”مقدارى غذا و اسلحهاى به من بدهيد. من همراه اين مرد غريبه مىروم تا مرا راهنمائى کند!“ اما مرد مسافر گفت ”من نمىتوانم يک ماه ديگر راه بروم. مقصد خيلى دور است“. جوان با التماس گفت ”اگر فقط راه را به من نشان بدهي، خدا در عوض لطفش را از شما دريغ نخواهد کرد و من هم مزد شما را خواهم داد“. آن دو با هم راه افتادند. پس از دو روز مرد غريبه گفت ”اين جاده مستقيماً شما را تا خود قصر خواهد رساند . اميدوارم به سلامت برسي!“ و آنگاه از راهى که آمده بود برگشت. جميل روزها و هفته ها راه سپرد تا اينکه پس از يک ماه، قصر را ديد که مانند کبوترى سفيد از دور مىدرخشيد. از شدت خوشحالى شروع به دويدن کرد تا اينکه در پاى ديوارهاى قصر ايستاد. مرد جوان با خود گفت ”آه خداى بزرگ، حال چه کار کنم. اين قلعه نه درى دارد و نه پنجرهاي. ديوارهاى صافش آنقدر لغزند است که نمىشود از آن بالا رفت“. غرق تفکر بود که دخترعمويش از پنجره نگاهى به بيرون انداخت و گفت ”آه جميل عزيز! جميل سرش را بلند کرد. نگاه هايشان به هم گره خورد. بغض در گلوى جميل ترکيد و اشک از چشمانش جارى شد. جميله گفت ”پسر عموى عزيز چه کسى تو را از اين راه دور آورد؟“ جميل پاسخ داد ”عشق تو مرا به حرکت واداشت و به اينجا آورد“. جميله با صداى بلند گفت ”اگر مرا دوست داري، قبل از آنکه غول بيايد و گوشتت را بخورد و شيرهٔ استخوان هايت را بمکد از اينجا برو. جميل گفت ”به خدا و جان عزيزت قسمت حتى اگر بميرم تو را ترک نمىکنم“. جميله گفت ”پسرعمو، چه کارى مىتوانم براى نجاتت بکنم آيا اگر طنابى برايت بىاندازم مىتوانى از آن بالا بيائي؟“ ديرى نکشيد که جميله طناب را پائين انداخت و جميل با دشوارى از ديوار بالا رفت و خود را به جميله رساند. آن دو يکديگر را در آغوش گرفتند و قلبهايشان در کنار هم آرام گرفت! اما چه اشکها که نريختند! جميله گفت: ”پسرعموى عزيز کجا پنهانت کنم؟ آيا اگر تو را توى پاتيل پنهان کنم آرام مىماني؟“ جميله به سختى توانست پاتيل را روى جميل قرار دهد. در اين هنگام غول وارد شد. در يک دست گوشت انسان را براى خود و در دست ديگر گوشت گوسفند را براى جميله آورده بود. او پس از استشمام هوا گفت: در درون خانه ام بوى انسان به مشامم مىرسد! جميله گفت: ”آه پدر، با اين همه توفان و بادهاى کويرى چه کسى مىتواند خود را به اين قلعه بلند و دورافتاده برساند“ و به گريه افتاد. غول گفت: ”گريه نکن دخترم من صمغ خوشبوئى را خواهم سوزاند تا بتوانم نفس بکشم“. و دراز کشيد تا استراحتى بکند. اما همينکه دخترک شروع به پختن نان کرد، گوشت انسان توى قابلمه جنبيد و به صدا درآمد: يک انسان زير ديگ است و گوشت گوسفند به دنبال آن گفت: خدا پسرعمويش را عقيم کند غول در ميان خواب و بيدارى پرسيد ”جميله اينها چه مىگويند؟“ جميله گفت ” آنها مىگويند ما نمک مىخواهيم! نمک بيشترى اضافه کن! و من اين کار را انجام دادم“. اندک زمانى بعد گوشت انسان بار ديگر از جا جهيد و گفت: يک انسان زير ديگ است! و گوشت گوسفند تکرار کرد: خدا پسرعمويش را عقيم کند غول پرسيد ”اين چه صدائى بود جميله؟“ جميله گفت ”آنها مىگويند ما فلفل مىخواهيم! فلفل بيشترى اضافه کن! و من اينکار را کردم“. گوشت انسان از جا جهيد و صدا کرد: يک انسان زير ديگ است! و گوشت گوسفند گفت: خدا پسرعمويش را عقيم کند وقتى غول پرسيد ”آنها چه مىگويند؟“ جميله گفت ”آنها به من مىگويند ما پخته شديم و آماده هستيم، ما را از روى آتش بردار!“ غول گفت ”پس بگذار شاممان را بخوريم!“ و همينکه شامش را خورد و دستهايش را شست گفت ”جميله، رختخوابم را پهن کن مىخواهم بخوابم“. جميله تشک را پهن و بالش را آماده کرد و براى خواب کردن غول و جلب توجه وى بالاى سرش نشست و به حرف زدن و شانه کردن موهايش پرداخت. ”پدر شما خياط نيستي، اما يک سوزن دارى دليلش را برايم مىگوئي“. غول گفت ”اين يک سوزن معمولى نيست. وقتى آن را روى زمين مىاندازم به يک خارستان تبديل مىشود که گذشتن از آن ممکن نيست.“ دختر گفت ”پدر شما کفاش نيستى اما يک درفش داري، دليلش را برايم مىگوئي“. غول گفت ”اين با درفش کفاشى فرق مىکند. وقتى آن را روى زمين مىاندازم تبديل به يک کوه آهنى مىشود که گذشتن از آن ممکن نيست. دختر گفت ”پدر، شما کشاورز نيستى اما يک بيل داري، علت آن را برايم مىگوئي“. غول گفت ”اين يک بيل معمولى نيست، وقتى آن را روى زمين مىاندازم درياى پهناورى ايجاد مىشود که هيچ انسانى نمىتواند از آن بگذرد. اما دخترم اينها فقط ميان من و تو باشد و هيچکس از آنها سردر نياورد“. غول همانطور که صحبت مىکرد خوابش برد. از چشمانش نور زردى مىتابيد که تمامى اتاق را با نور کهربائى رنگ روشن مىکرد مرد جوان از زير پاتيل صدا زد ” جميله بگذار فرار کنيم“. دختر گفت ”هنوز زود است پسرعمو. گرچه غول خواب است اما هنوز مىبيند“. آنها ساکت نشستند و انتظار کشيدند تا اينکه چشمان غول قرمز شد و اتاق را با نور سرخى پر کرد. جميله گفت ”حالا بايد برويم!“ و سوزن و درفش و بيل سحرآميز را در عباى پسرعمويش پيچيد، طناب را برداشت که با آن از پنجره پائين رفتند و با شتاب به سوى روستايشان حرکت کردند. در اين مدت، غول توى رختخوابش مىغلتيد و خرناسه مىکشيد. سگ شکاريش سعى کرد او را بيدار کند: اى خوابيدهٔ خوابآلود، به تو هشدار مىدهم جميله رفت و به تو آسيب خواهد رساند! غول فقط براى چند لحظه بيدار شد که سگ را بزند و دوباره به خواب رفت و تا صبح بيدار نشد. وقتى بيدار شد صدا کرد ”آى جميله! آى جميله“ اما از جميله نه صدائى مىآمد و نه نشانى مانده بود. غول با عجله، اسلحه و سگ خود را برداشت و دوان دوان به تعقيب دختر پرداخت! جميله سر خود را برگرداند و فرياد زد ”غول دارد به طرف ما مىآيد پسرعمو! جميل گفت: ”کجاست؟ من او را نمىبينم“. جميله گفت ”او آنقدر دور است که عين يک سوزن به نظر مىآيد“. آن دو شروع به دويدن کردند اما غول و سگش سريعتر مىدويدند. وقتى به جميل و جميله نزديک شدند، جميله سوزن سحرآميز را روى زمين انداخت که براثر آن خارستانى پديد آمد و راه را بر غول و سگش بست. اما اين دو به چيدن خارها پرداختند تا اينکه توانستند باريکه راهى را از ميان انبوه خارها بازکنند و به راه خود ادامه دهند. جميله به پشت سر خود نگريست و فرياد زد ”پسرعمو، غول دارد به طرف ما مىآيد!“ جميل گفت ”من نمىبينمش او را به من نشان بده“. جميله گفت ”او با سگش مىآيد و به اندازهٔ يک درفش است! و اندکى سريعتر دويدند. اما سرعت غول و سگش بيشتر بود و طولى نکشيد که به جميل و جميله رسيدند. جميله درفش سحرآميز را روى زمين انداخت. يک کوه آهنى سربرآورد و جاده را بست. غول متوقف شد. اما اندکى بعد او و سگش به کندن آهن پرداختند راهى را از ميان آن باز کردند و به راه خود ادامه دادند. جميله نظرى به پشت سر خود انداخت و فرياد زد ”آى پسرعمو، غول و سگش دارند نزديک مىشوند! جميله بيل سحرآميز را روى زمين انداخت. درياى بزرگى ميان آنان پديد آمد. غول و سگش شروع به خوردن آب کردند تا خشکه راهى را در ميان دريا ايجاد کنند اما شکم گ پر از آب شور شد و ترکيد. سگ مرد و غول در همان جائى که بود نشست و با نفرت به جميله گفت ”اميدوارم خدا سرت را شبيه سر الاغ و موهايت را عين کنف بکند!“ در همان لحظه جميله تغيير شکل يافت. صورتش همانند صورت ماچه الاغ دراز شد و موهايش همچون گوني، زبر و به هم بافته گرديد. وقتى جميل به اطراف نگاه کرد و او را ديد گفت ”آيا من اين همه راه را به خاطر يک عروس آمده ام يا يک ماچه الاغ؟“ و به سوى دهستان دويد و جميله را تنها گذاشت. اما در ميانهٔ راه ايستاد و با خود گفت ”هر چه باشد جميله دخترعموى من است، چگونه او را در ميان جانوران تنها بگذارم؟ ممکن است خدائى که شکلش را تغيير داده، روزى او را به شکل اولش بازگرداند“. جميل با شتاب نزد دخترعمويش برگشت و گفت ”جميله بيا برويم! اما راستى مردم چه خواهند گفت؟ آنها از اينکه با يک غول ازدواج کرده ام به من خواهند خنديد، غولى با دست و پاى آدميزاد. چه وحشتناک و شرمآور است! صورت عين الاغ و موها شبيه گوني!“ جميله با گريه گفت ”با تاريک شدن هوا مرا به خانهٔ مادرم ببر و چيزى به کسى نگو“. آنها منتظر ماندند تا آفتاب غروب کرد و سپس در خانهٔ مادر جميله را کوبيدند. ”باز کنيد من جميلم، دخترعمويم را با خودم آوردهام“. زن بينوا با خوشحالى در را باز کرد. ”دخترم کجاست، بگذار او را ببينم!“ اما وقتى جميله را ديد گفت ”پناه بر خدا، دخترم الاغ شده يا مسخره ام مىکنيد؟“ جميل گفت ”صدايت را پائين بياور ممکن است مردم بشنوند“. جميله گفت ”مادر، من مىتوانم به شما ثابت کنم که دخترتان هستم“. آنگاه کف پایش را نشان داد و گفت ”اينجا همان جائى است که يک بار سگ گازم گرفت“. و دستهایش را نشان داد و گفت ”اينجا همان جائى است که گردسوز مرا سوزانيد“. آنگاه مادر جميله او را در آغوش گرفت و گريست و جميله همهٔ ماجرا را برايش تعريف کرد و گفت ”مادر، حالا مرا در خانه ات پنهان کن و تو پسرعموى عزيز اگر مردم سئوالى کردند به آنها بگو که مرا پيدا نکرده اي. شايد لطف خدا شامل حالم بشود!“ از آن پس جميله مثل يک زندانى در خانهٔ مادرش زندگى کرد. او فقط جرأت داشت شبها بيرون برود و وقتى مردم سراغش را از جميل گرفتند گفت ”او را پيدا نکردم“. مردم گفتند ”ما عروس ديگرى را بهتر از جميله برايت پيدا مىکنيم“. جميل در پاسخ گفت ”نه، من ازدواج نخواهد کرد. آتش عشقش در دلم شعله مىکشد و تا زمانىکه بدانم زنده است راحت نخواهم بود“. آنها پرسيدند ”جهيزيه اى که خريدى چه مىشود؟“ و او گفت ”بگذار توى صندوقچه بماند تا کرم ها آن را بخورند!“. دوستانش گفتند ”جميل، راستى که آدم ديوانهاى هستي“. جميل گفت ” بعد از اين نمىخواهم که با هيچيک از شما معاشرت کنم“ . و به خانهٔ عمويش رفت تا در آنجا زندگى کند سه ماه گذشت. روزى در بيابان يک فروشندهٔ دورگرد از کنار قلعهٔ بلند غول گذشت. غول او را گرفت و گفت ”اگر مأموريتى برايم انجام دهى به تو آزارى نخواهم رساند“. دوره گرد که نزديک بود از ترس زهره ترک شود، گفت ”آماده ام “. غول گفت ”اين جاده را بگير و برو، به دهى خواهى رسيد که جوانى بهنام جميل و دخترى بهنام جميله در آن زندگى مىکنند و به جميله بگو، هديه اى از پدرت يعنى غول برايت آورده ام. آينه، که خودت را در آن ببينى و شانه اى که با آن سرت را شانه کني“ و بىدرنگ شانه و آينه را در ميان کالاهاى دوره گرد جا داد. وقتى دوره گرد به خانه جميله رسيد گرسنگي، گرما و پياده روى او را از پا درآورده بود جميل از خانه بيرون رفت و دوره گرد را ديد که بيرون از خانه دراز کشيده است به او گفت”اگر زير آفتاب بمانى بيمار مىشوي“ و دوره گرد در پاسخ گفت ”من همين آلان سفر يک ماهه اى را از جاده بيابانى پشت سر گذاشته ام“. جميل پرسيد ”آيا سر راه خود قلعه اى هم ديدي؟“ دوره گرد گفت ”آرى ارباب من“ و پيام غول را برايش بازگو کرد و هديه جميله را به او داد. جميله همينکه به آينه غول نگاه کرد، صورتش به حالت اوليه درآمد و وقتى شانه را روى موهاى زبرش کشيد، موهايش نيز همانند حالت قبلى شدند مادر جميله هلهله سر داد و مردم روستا در خانه آنها جمع شدند. وقتى همگى سئوالهايشان را پرسيدند و همه جوابها داده شد، عروسى تدارک ديده شد. جميله زن جميل شد و پس از چند سال داراى چند دختر و پسر شدند. آنها با خوشى و خرمى با هم زندگى کردند ..
...ادامه
19120
1393/04/24
محمد موجودی ۞ داستانهای کهن ایرانی
● تقديرنويس ******** حتما بخونيد داستانش خيلي شيرين هست روزى تاجرى گذارش به شهرى افتاد و بار قافله اش را به زمين گذاشت و کنار شهر اطراق کرد. شب شد و تاجر ديد يک نفر سفيدپوش از ميان قافله گذشت. تاجر پيش خودش فکر کرد: اين کى بود؟ اگر دزد بود، پس چرا به بار قافله کارى نداشت؟ خوب است بروم دنبالش و حال و حکايت را از خودش بپرسم. تاجر رفت و جلوى مرد سپيدپوش را گرفت و پرسيد: اى مرد تو چه کارهاي؟ مرد گفت: من تقديرنويسم و از ميان قافلهٔ تو گذشتم. حالا هم مىروم ثروت تو را براى پسر هيزم فروش بنويسم که تازه به دنيا آمده. تاجر گفت: ثروت من را براى پسر هيزم فروش بنويسي؟ آخر من کجا، پسر هيزم فروش کجا؟ اين چطور مىشود؟ من که سالى يک مرتبه هم گذارم به اينطرفها نمیافتد. مرد سپيدپوش چيزى نگفت و راهش را کشيد و رفت. از آنطرف تاجر فرستاد هيزم فروش را آوردند. آنگاه رو کرد به هيزم فروش و گفت: اى مرد تو ديروز صاحب پسرى شدي؟ هيزم فروش گفت: بله. تاجر گفت: اى مرد بيا و پسرت را به من بده. من فرزندى ندارم. اگر تو پسرت را به من بدهي، من هم کارى میکنم که تا آخر عمرت محتاج کسى نباشي. هيزم فروش گفت: من نمیدانم چه بگويم. بايد بروم و با مادرش صحبت کنم آمد و جريان را به زنش گفت. زن گفت: مرد! ما که از مال دنيا چيزى نداريم. اين بچه اگر پيش ما بماند به جائى نمیرسد. وقتى تاجر مىخواهد او را به فرزندى قبول کند من حرفى ندارم. هيزم فروش هم بچه را برداشت و لباس پاکيزه تنش کرد و براى تاجر برد. از آنطرف هم تاجر به نوکرش دستور داد: اين بچه را برمىدارى و مىبرى وسط بيابان و سرش را مىبرى و از خونش توى اين جام مىريزى و مىآورى براى من. نوکر، بچه را برداشت و برد. به بيابان که رسيد، دلش نيامد بچه را بکشد . از طرف خدا، قوشى آن نزديکیها پرواز میکرد. نوکر سنگى برداشت و پرت کرد بهطرف قوش که قوش افتاد و مرد. نوکر رفت و سر قوش را بريد و خونش را توى جام ريخت و بچه را هم گذاشت توى شکافى و درش را هم سنگچين کرد و آمد. تاجر، جام را از دست نوکرش گرفت و لاجرعه سرکشيد و خيالش راحت شد. همان روز هم دستور داد قافله را جمع کنند و حرکت کنند. از اين ماجرا يکى دو روزى گذشت. تا يک روز مرد هيزم فروش که ديگر وضعش خوب شده بود، رفت بيابان چوب جمع کند. از دور ديد صداى گريه مىآيد. نزديکتر شد، ديد بچهٔ خودش آنجاست. خيلى تعجب کرد. بچه را برداشت و برگشت. يک سال و دو سال و چند سال، تا اينکه بچه بزرگ شد و به مکتب رفت. مدتى گذشت و پسر به چهارده سالگى رسيد که گذار بازرگان به آن شهر افتاد. هيزم فروش رفت پيش تاجر و گفت: آقاى تاجر پس چرا اينطور کردي؟ چرا بچه را با خودت نبردي؟ که تاجر شستش خبردار شد که حتماً نوکرش بچه را نکشته است. شروع کرد به بهانه آوردن. بله، بچه از قافله جا ماند. تمام اين مدت، من چشم به راه بودم. الان هم برگشته ام که بچه را ببرم. هيزم فروش گفت: ما قول و قرارى گذاشتيم. اما من بچه را به مکتب گذاشته ام و خيلى برايش خرج کرده ام. اگر پول خرج و مخارج اين مدت را مىدهي، پسر مال تو. تاجر دوباره پولى به هيزم فروش داد و هيزم فروش، پسرش را نزد تاجر فرستاد. تاجر نامه اى به پسر خود نوشت که به محض رسيدن اين جوان، سرش را مىبرى و خاکش مىکنى تا من بيايم. نامه را گذاشت داخل پاکتى و داد به جوان که اين را مىبرى خانهٔ من در فلان شهر و به دست پسرم مىدهي. جوان، نامه را برداشت و رفت. رفت و رفت و رفت، تا اينکه به سرچشمهاى در نزديکى شهر رسيد. خسته بود، گفت اينجا استراحتى مىکنم، بعد راه مىافتم. از اسب پياده شد و دست و صورتى شست و زير سايهٔ درختى دراز کشيد و خوابش برد. از آنطرف، دختر تاجر آمده بود از چشمه آب ببرد. ديد جوانى زير سايهٔ درخت خوابيده. يک دل نه صد دل، عاشق جوان شد. خوب که نگاه کرد، ديد گوشهٔ پاکتى از پيراهن جوان بيرون زده. آمد و در پاکت را باز کرد. ديد که پدرش نوشته به محض رسيدن اين جوان، سرش را ببريد و خاکش کنيد. دختر، نامه را توى جيب خودش گذاشت و نامه ديگرى نوشت که به محض رسيدن پسر، دخترم را به او بدهيد و هفت شبانه روز، عروسى و پايکوبى کنيد. نامه را گذاشت داخل جيب پسر و کوزه اش را پر کرد و برگشت. جوان از خواب بيدار شد و آمد در خانهٔ تاجر. نامه را به پسر تاجر داد و خيلى عزت و احترام ديد و بعد هم آخوندى آوردند و دختر را به عقد جوان درآوردند و هفت شبانه روز زدند و رقصيدند. از آنطرف، بعد از يک مدتي، تاجر برگشت. خبر رسيد که تاجر مىآيد. پسر تاجر و جوان، که حالا داماد تاجر شده بود، رفتند به پيشواز تاجر. تاجر ديد اى دل غافل، من گفته بودم سر اين را بُبرند، حالا سُر و مُر و گنده دارد مىآيد. جريان را از پسرش پرسيد. پسر تاجر گفت: خودتان گفته بوديد خواهرم را به او بدهم و هفت شبانه روز هم پايکوبى کنيم. تاجر چيزى نگفت. چند روز گذشت. تاجر رفت و دم حمامچى را ديد و گفت: دامادم را مىفرستم که خاکستر از توی حمام بياورد. تو او را توى تنور بيانداز. حمامچى پولى گرفت و قبول کرد . تاجر خودش را به مريضى زد. گفت بايد با خاکستر داغ، کمرم را ببندم تا خوب بشوم. رو به دامادش کرد: برو از حمامچي، خاکستر بگير. پسر تاجر اين را شنيد و براى خود شيريني، خودش رفت. حمامچى ديد يک نفر دارد مىآيد. چشمش خوب نمىديد. گفت: پسرجان. کمى جلوتر بيا، من گوشم سنگين است. پسر تاجر تا جلوتر آمد، حمامچى هلش داد و پرتش کرد توى تنور حمام. بعد از مدتي، زن تاجر ديد خبرى از پسرش نشد. گفت: خودم بروم و ببينم چه خبر شده. زن تاجر آمد و حمامچى او را هم انداخت توى تنور. شب شد و تاجر گفت: بروم ببينم حمامچى کارش را کرده. و رفت به طرف حمام . حمامچى که او را از دور ديد، پيش خودش گفت: به جاى يک نفر، دو نفر را کشته ام، حالا ا گر اين را هم نيندازم پدرم را درمىآورد. تاجر را هم انداخت توى تنور و مال و ثروت ماند براى پسر هيزم فروش. هر چه به آن جوان رسيد، به شما برسد و هر چه به تاجر، به دشمنانتان. ********************************************************************
...ادامه
19093
1393/04/23
محمد موجودی ۞ سقراط حکیم
● روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متآثر است. علت ناراحتی اش را پرسید. پاسخ داد: “در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و خود خواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.” سقراط گفت: چرا رنجیدی؟ مرد با تعجب گفت: “خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.” سقراط پرسید: اگر درراه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می پیچد آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟ مرد گفت: “مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم . آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.” سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟ مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم. سقراط گفت: همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی آیا انسان تنها جسمش بیمارمی شود؟ و آیا کسی که رفتارش نا درست است روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکری و روان نامش غفلت است و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند. پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هروقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیماراست
...ادامه
19070
1393/04/23
محمد موجودی ۞ چگونه سکوت افکار قفل را گشود؟
● پادشاهی میخواست نخست وزیرش را انتخاب کند. چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند. آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت: «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی که آن جدول را حل نکنید نخواهید توانست قفل را باز کنید. اگر بتوانید مسئله را حل کنید میتوانید در را باز کنید و بیرون بیایید» پادشاه بیرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به کار کردند. اعدادی روی قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به کار کردند. نفر چهارم فقط در گوشه‌ای نشسته بود. آن سه نفر فکر کردند که او دیوانه است. او با چشمان بسته در گوشه‌ای نشسته بود و کاری نمی‌کرد. پس از مدتی او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد، باز شد و بیرون رفت! و آن سه تن پیوسته مشغول کار بودند. آنان حتی ندیدند که چه اتفاقی افتاد! که نفر چهارم از اتاق بیرون رفته. وقتی پادشاه با این شخص به اتاق بازگشت، گفت: «کار را بس کنید. آزمون پایان یافته. من نخست وزیرم را انتخاب کردم». آنان نتوانستند باور کنند و پرسیدند: «چه اتفاقی افتاد؟ او کاری نمی‌کرد، او فقط در گوشه‌ای نشسته بود. او چگونه توانست مسئله را حل کند؟» مرد گفت: «مسئله‌ای در کار نبود. من فقط نشستم و نخستین سؤال و نکته اساسی این بود که آیا قفل بسته شده بود یا نه؟ لحظه‌ای که این احساس را کردم فقط در سکوت مراقبه کردم. کاملأ ساکت شدم و به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟ نخستین چیزی که هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است که آیا واقعأ مسأله‌ای وجود دارد، چگونه می‌توان آن را حل کرد؟ اگر سعی کنی آن را حل کنی تا بی نهایت به قهقرا خواهی رفت؛ هرگز از آن بیرون نخواهی رفت. پس من فقط رفتم که ببینم آیا در، واقعأ قفل است یا نه و دیدم قفل باز است» پادشاه گفت: «آری، راز در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم که یکی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن کردید؛ در همین جا نکته را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن کار می‌کردید نمی توانستید آن را حل کنید. این مرد، می‌داند که چگونه در یک موقعیت هشیار باشد. پرسش درست را او مطرح کرد
...ادامه
19069
1393/04/23
محمد موجودی ۞ پندهای بزرگمهر حکیم
● هر که صحبت با نیکان کند، از بلاها رسته است. هر که اندر دل حسد دارد، تن خویشتن اندر بلا اندازد. هر که مردمان را چاه کند، خود در آن افتد. هرکه آزادگان را گرامی دارد، نیکنام زندگی کند و سرانجام رستگار شود. هر که از مردم پست حاجت خواهد‏،‏‏‏‏‏‏ چنان بود که از خشک رود ماهی جوید. هر که عذرخواهی نپذیرد، اگرش دشنام دهی روا باشد. هر که جنگ کسان به خود کشد، خویشتن را بدنام و فضول داشته است. هر که دین را خوار کند، دین وی را خوار گرداند. هر که از جواب نترسد، هر چه خواهد بگوید. هر که مردمان از او ایمن نباشند، مرگش صلاح دو جهانی باشد. هر که به آن چه دارد بسنده کند، همیشه بی نیاز است. هر که بر ضعیفان، مهربانی کند، قویان را از جمله خویش کرده باشد. هر که از این جهان آن جوید که موجب سرزنش و ملامت نباشد، زندگانیش به راحت و لذت گذرد. هر که افزونی جوید، همیشه در آرزو بود. هر که را خرد بود، دو جهانش بود. هر که اندوه نیامده، آمده بیند و آن را بپذیرد، بی اندوه بود. هر که تنهایی گزیند، همیشه به سلامت بود. هر که آزاده بود، به حقیقت آرزوها بنده او بود. هر که دوست از دشمن نشناسد و راز خود پیش هر کس آشکار کند ابله بود. هر که به مال و نعمت این جهانی حریص بود، اگر چه پادشاه باشد، درویش بود. هر که را توکل به رحمت ایزد باشد، به آرزوی خود برسد. هر که ازآن جهان بترسد، از بد کردن بپرهیزد. هر که گناه کسی عفو کند ولی به روی او بیاورد، هنوز گناه عفو نکرده‌باشد. هر که به شادی‌ها و غم‌های این جهانی دل نهد، از شمار دانایان و خردمندان نبود. هر که نا حق کند، افتاده شود و آسیب بسیار خورد. هر که را سرمایه او زندگانی بود، سودش دانش و هنر بود. هر که از خانه تهمت دور بود، از سرزنش رسته باشد. هر که از خویشتن انصاف دهد، کس با وی دشمنی نکند. هر که از خدای عزوجل شرم ندارد، هر چه خواهد کند و از سرزنش باک ندارد. هر که از بهر فردا امروز ننگی بر خویشتن نهد، به حقیقت پست بود. هر که به فرهنگ و دانش مشغول شود، به بد کردن نپردازد و روا ندارد. بدان که گوهر هر کس به اندازه خردش بود
...ادامه
19068
1393/04/23
محمد موجودی ۞ علم عشق در دفتر نباشد
● یكی از مریدان عارف بزرگی، در بستر مرگ استاد از او پرسید: مولای من استاد شما كه بود؟ عارف: صدها استاد داشته ام. مريد: كدام استاد تأثیر بیشتری بر شما گذاشته است؟ عارف اندیشید و گفت: در واقع مهمترین امور را سه نفر به من آموختند. اولین استادم یك دزد بود. شبی دیر هنگام به خانه رسیدم و كلید نداشتم و نمی خواستم كسی را بیدار كنم. به مردی برخوردم، از او كمك خواستم و او در چشم بر هم زدنی در خانه را باز كرد. حیرت كردم و از او خواستم این كار را به من بیاموزد. گفت كارش دزدی است. دعوت كردم شب در خانه من بماند. او یك ماه نزد من ماند. هر شب از خانه بیرون میرفت و وقتی برمی گشت می گفت چیزی گیرم نیامد. فردا دوباره سعی می كنم. مردی راضی بود و هرگز او را افسرده و ناكام ندیدم. دوم سگی بود كه هرروز برای رفع تشنگی كنار رودخانه می آمد، اما به محض رسیدن كنار رودخانه سگ دیگری را در آب می دید و می ترسید و عقب می كشید. سرانجام به خاطر تشنگی بیش از حد، تصمیم گرفت با این مشكل روبه رو شود و خود را به آب انداخت و در همین لحظه تصویر سگ نیز محو شد. استاد سوم من دختر بچه ای بود كه با شمع روشنی به طرف مسجد می رفت. پرسیدم: خودت این شمع را روشن كرده ای؟ گفت: بله. برای اینكه به او درسی بیاموزم گفتم: دخترم قبل از اینكه روشنش كنی خاموش بود، میدانی شعله از كجا آمد؟ دخترك خندید، شمع را خاموش كرد و از من پرسید: شما می توانید بگویید شعله ای كه الان اینجا بود كجا رفت؟ فهمیدم كه انسان هم مانند آن شمع، در لحظات خاصی آن شعله مقدس را در قلبش دارد، اما هرگز نمیداند چگونه روشن میشود و از كجا می آید
...ادامه
19067
1393/04/23
محمد موجودی ۞ پند و اندرز ابوسعید
● ابوسعید ابوالخیر با جمعى از اصحاب از كنار روستایی از مناطق اطراف نیشابور به طرف مقصدى مى‌گذشتند. مردى مُقنی مشغول خالى كردن چاه مستراح بود، اصحاب از بوى تعفن كثافات، بینی خود را گرفتند و به سرعت از آن محل گذشتند، ولى مشاهده كردند شیخ نیامد. چون نظر كردند دیدند شیخ با حالت تفكر كنار كثافات ایستاده فریاد زدند استاد بیا. فرمود مى‌آیم، پس از مدتى تأمل در كنار كثافات به سوى اصحاب روان شد، چون به آنان رسید عرضه داشتند: اى راهنما براى چه كنار كثافات ایستادى؟ فرمود: چون شما بینی خود گرفتید و به سرعتِ حركت خود افزودید، صدایی از كثافات و فضولات برخاست كه هان اى روندگان! دیروز گذشته، ما با حالتى طیب و طاهر و پاكیزه و رنگ و بوئى بسیار عالی بر سر بازار به صورت سبزیجات و میوه‌جات و حبوبات قرار داشتیم و شما بنى‌آدم به خاطر به دست آوردن ما بر سر و بار یكدیگر مى‌زدید و به انواع حیله‌ها و خدعه‌ها متوسل مى‌گشتید، و از هیچگونه تقلبی خوددارى نمى‌كردید، چون ما را به دست آوردید خوردید، ما بر اثر چند ساعت همنشینى با شما تبدیل به این حال گشته و به این سیه روزى افتادیم، به جاى این كه ما از شما فرار كنیم، شمایى كه باعث این تیره‌بختى براى ما شدید؛ از ما فرار مى‌كنید اى اف بر شما !!! من كنار كثافات ایستاده و به پند و نصیحت آنان گوش فرا داده تا شاید عبرتى از آنان بگیرم! منبع: عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)، ج 4، حسین انصاریان.
...ادامه
19066
1393/04/23
محمد موجودی ۞ عقاب زندگی خود را فراموش نکنید
● کوه بلندي بود که لانه عقابي با چهار تخم، بر بلنداي آن قرار داشت. يک روز زلزله اي کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که يکي از تخم ها از دامنه کوه به پايين بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه اي رسيد که پر از مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها مي دانستند که بايد از اين تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پيري داوطلب شد تا روي آن بنشيند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنيا بيايد. يک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بيرون آمد. جوجه عقاب مانند ساير جوجه ها پرورش يافت و طولي نکشيد که جوجه عقاب باور کرد که چيزي جز يک جوجه خروس نيست. او زندگي و خانواده اش را دوست داشت اما چيزي از درون او فرياد مي زد که تو بيش از اين هستي. تا اين که يک روز که داشت در مزرعه بازي مي کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج مي گرفتند و پرواز مي کردند. عقاب آهي کشيد و گفت: اي کاش من هم مي توانستم مانند آنها پرواز کنم. مرغ و خروس ها شروع کردند به خنديدن و گفتند: تو خروسي و يک خروس هرگز نمي تواند بپرد. اما عقاب همچنان به خانواده واقعي اش که در آسمان پرواز مي کردند خيره شده بود و در آرزوي پرواز به سر مي برد. اما هر موقع که عقاب از رويايش سخن مي گفت به او مي گفتند که روياي تو به حقيقت نمي پيوندد و عقاب هم کم کم باور کرد. بعد از مدتي او ديگر به پرواز فکر نکرد و مانند يک خروس به زندگي ادامه داد و بعد از سالها زندگي خروسي، از دنيا رفت. تو هماني که مي انديشي، هرگاه به اين انديشيدي که تو يک عقابي به دنبال رويا هايت برو و به ياوه هاي مرغ و خروسهاي اطرافت فکر نکن
...ادامه
19065
1393/04/23
محمد موجودی ۞ گذشته را فراموش کنيد و به جلو نگاه کنيد
● پيری برای جمعی سخن میراند... لطيفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطيفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند. او مجدد لطيفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطيفه نخندید. او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطيفه ای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
...ادامه
19059
1393/04/23
محمد موجودی ۞ ليست 100 فعل پركاربرد زبان انگليسي همراه با معني فارسي.txt
● 1- Accept - پذيرفتن 2-Allow - اجازه دادن 3-Ask - پرسيدن 4-Believe - باور كردن 5-Borrow - قرض گرفتن 6-Break - شكستن 7-Bring - آوردن 8-Buy - خريدن 9-Can/ Be able - توانستن 10-Cancel - منتفي كردن 11-Change - تغيير دادن 12-Clean - تمييز كردن 13-Comb - شانه كردن 14-Complain - شكايت كردن 15-Cough - سرفه كردن 16-Count - شمردن 17-Cut - بريدن 18-Dance - رقصيدن 19-Draw - كشيدن 20-Drink - نوشيدن 21-Drive - رانندگي كردن 22-Eat - خوردن 23-Explain - توضيح دادن 24-Fall - افتادن 25-Fill - پر كردن 26-Find - پيدا كردن 27-Finish - تمام كردن 28-Fit - جا دادن 29-Fix - درست كردن 30-Fly - پرواز كردن 31-Forget - فراموش كردن 32-Give - دادن 33-Go - رفتن 34-Have - داشتن 35-Hear - شنيدن 36-Hurt - زخمي شدن 37-Know - دانستن 38-Learn - يادگرفتن 39-Leave - ترك كردن 40-Listen - گوش كردن 41-Live - زندگي كردن 42-Look - ديدن 43-Lose - گم كردن 44-Make/Do - انجام دادن 45-Need - احتياج داشتن 46-Open - بازكردن 47-Organise - منظم كردن 48-‍Close/Shut - بستن 49-Pay - پرداختن 50-Play - بازي كردن 51-Put - قرار دادن 52-Rain - باريدن 53-Read - خواندن 54-Reply - پاسخ دادن 55-Run - دويدن 56-Say - گفتن 57-See - ديدن 58-Sell - فروختن 59-Send - فرستادن 60-Sign - امضا كردن 61-Sing - آواز خواندن 62-Sit - نشستن 63-Sleep - خوابيدن 64-Smoke - سيگار كشيدن 65-Speak - صحبت كردن 66-Spell - هجي كردن 67-Spend - پرداختن 68-Stand - ايستادن 69-Start/Begin - شروع كردن 70-Study - درس خواندن 71-Succeed - موفق شدن 72- Swim - شنا كردن 73-Take - گرفتن 74-Talk - صحبت كردن 75-Teach - ياد دادن 76-Tell - گفتن 77-Think - فكر كردن 78-Translate - ترجمه كردن 79-Travel - سفر كردن 80-Try - امتحان كردن 81-Turn off - خاموش كردن 82-Turn on - روشن كردن 83-Type - تايپ كردن 84-Understand - فهميدن 85-Use - استفاده كردن 86-Wait - صبر كردن 87-Wake up - بيدار شدن 88-Want - خواستن 89-Watch - نگاه كردن 90-Work - كاركردن 91-Worry - نگران شدن 92-Write - نوشتن 93-Waste - هدر رفتن 94-Wonder - تعجب كردن 95-Worship - عبادت كردن 96-Win - برنده شدن 97-Wear - پوشيدن 98-Wash - شستن 100-Welcome - خوش آمد گويي
...ادامه
19006
1393/04/22
ولي الله نورمحمدي ۞ قله رمضان المبارك
● اينكه ما سر سفره محمد صلي الله عليه و آله وآل محمد هستيم شكي نيست .دنيا با همه لذتهايش صدقه سر معصومين است.اما تولد نوه اول و ابن رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم در نيمه ماه مبارك رمضان لذت ديگري هم دارد.مي خوايد حدس بزنيد .عيب نداره فكر كنيد.اما براي كسانيكه هنوز حدس نزدن ميگم .آره يادآور اينه كه رمضان مبارك در قله است و زينبعد به سرازيري ميفتد.هروقت ميلاد نورچشم فاطمه مي شود .خوشحال از توفيق و شمارش معكوس براي عيدي گرفتن و عيدي و شب قدر و ... ما را خوشحالتر ميكنه .حسن جان براي ظهور نوه ات نيز دعا كن كه اينكه ما هم همراهيش كنيم نه در مقابلش بايستيم چون نتيجه تمام عبادتها را آنجا مي دهند.
...ادامه
18915
1393/04/18
محمد موجودی ۞ آيه شماره 272 از سوره مبارکه بقره
● کارها برای خدا لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَلأنفُسِكُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ هدايت آنان بر عهده تو نيست‏، بلكه خدا هر كه را بخواهد هدايت مى‏كند، و هر مالى كه انفاق كنيد، به سود خود شماست‏، و(لى‏) جز براى طلب خشنودى خدا انفاق مكنيد، و هر مالى را كه انفاق كنيد (پاداش آن‏) به طور كامل به شما داده خواهد شد و ستمى بر شما نخواهد رفت‏. از ایجاد فشار اقتصادى و ترك انفاق، براى ایمان آوردن كفّار استفاده نكنید. «لیس علیك هداهم... وما تنفقوا من خیر فلانفسكم» هدایت، توفیق الهى است كه تنها شامل دلهاى آماده مى‏شود. «یهدى من یشاء» رسیدگى به محرومان، یك وظیفه انسانى است. پس بر غیر مسلمانان نیز انفاق كنید. «وما تنفقوا من خیر فلانفسكم» اسلام، مكتب انسان دوستى است و فقر و محرومیّت را حتّى براى غیر مسلمانان نیز نمى‏پسندد. «وما تنفقوا من خیر فلانفسكم» فایده‏ى انفاق به خودتان باز مى‏گردد و روح سخاوت را در شما زنده مى‏كند. با انفاق از پیدایش اختلافات طبقاتى و انفجارهاى اجتماعى جلوگیرى شده و در جامعه ایجاد محبّت مى‏گردد. انفاق مایه محرومیّت شما نیست، بلكه سبب مصونیّت شماست. «فلانفسكم» جز براى خداوند انفاق نكنید. زیرا تمام فوائد و آثار این جهانى، دیر یا زود از میان مى‏رود، ولى اگر انفاق براى خدا باشد، تا ابد از بركات آن بهره‏مند خواهید بود. «الا ابتغاء وجه اللّه» مال ودارایى خیر است. «ما تنفقوا من خیر» در انفاق دست و دل باز باشید. زیرا آنچه انفاق مى‏كنید، بدون كم و كاست بازخواهید گرفت. «یوفّ الیكم» بهره‏گیرى در قیامت، زمانى است كه هدف از انفاق تنها رضاى خدا باشد. «الاّ ابتغاء وجه اللّه... یوفّ الیكم»
...ادامه
18914
1393/04/18
محمد موجودی ۞ مقایسه خانواده متعادل با خانواده متزلزل
● 1. در خانواده متعادل: برخوردار از بینش تکاپویی، ولي در خانواده متزلزل:برخوردارساز بینش جزمی(دگماتیک) 2. در خانواده متعادل: ضدآنتروپی، ولي در خانواده متزلزل:متاثر از آنتروپی(مرحله ركود و از بين رفتن شكل و كيفيت پديده) 3. در خانواده متعادل: تبادل عاطفی، ولي در خانواده متزلزل:انجماد عاطفی 4. در خانواده متعادل: مثبت گرایی، ولي در خانواده متزلزل:، ولي منفی گرایی 5. در خانواده متعادل: تفاهم، ولي در خانواده متزلزل:تخاصم 6. در خانواده متعادل: همگرایی، ولي در خانواده متزلزل:واگرایی 7. در خانواده متعادل: رفاقت، ولي در خانواده متزلزل:لجاجت 8. در خانواده متعادل: همسربه مثابه بال، ولي در خانواده متزلزل:همسر به مثابه وبال 9. در خانواده متعادل: مشارکت، ولي در خانواده متزلزل:مفارقت 10. در خانواده متعادل: منطق، ولي در خانواده متزلزل:زور 11. در خانواده متعادل: حق سالاری، ولي در خانواده متزلزل:مرد سالاری،زن سالاری 12. در خانواده متعادل: خودشکوفایی، ولي در خانواده متزلزل:خودزیانی 13. در خانواده متعادل: شادکامی، ولي در خانواده متزلزل:تلخ کامی 14. در خانواده متعادل: آگاهی، ولي در خانواده متزلزل:ناآگاهی 15. در خانواده متعادل: بزرگ منشی، ولي در خانواده متزلزل: کودک منشی 16. در خانواده متعادل: عیب پوشی، ولي در خانواده متزلزل:عیب جویی 17. در خانواده متعادل: انتقادسازنده، ولي در خانواده متزلزل:انتقاد مخرب 18. در خانواده متعادل: رازداری، ولي در خانواده متزلزل:رازگویی.[1] پی نوشت : 1- خانواده متعادل (آناتامی خانواده)محمدرضا شرفی،چاپ سوم،انتشارات انجمن اولیاء مربیان جمهوری اسلامی ایران.ص159.
...ادامه
18913
1393/04/18
محمد موجودی ۞ آشنائی با روحیه شهدا
● به فرمایش مولای متقیان حضرت علی (ع)، مرگ خواهی نخواهی به سراغ انسان می آید پس چه بهتر که در میدان جهاد باشد شهید ایوب شریفی سعید قاسمی که درنبرد عملیات والفجر مقدماتی ،مسئولیت واحد اطلاعات وعملیات لشگر 27محمد رسول الله(ص)را بر عهده داشت از سرنوشت گردان حنظله می گوید : ساعت های آخر مقاومت بچه ها در کانال ،بی سیم چی گردان حنظله حاج همت را خواست .حاجی آمد پای بی سیم وگوشی را به دست گرفت صدای ضعیف وپر از خش خش را از آن سوی خط شنیدم که می گوید :احمد رفت ،حسین هم رفت .باطری بی سیم دارد تمام می شود .عراقی ها عن قریب می آیند تا مارا خلاص کنند .من هم خدا حافظی می کنم . حاج همت که قادر به محاصره تیپ های تازه نفس دشمن نبود ،همانطور که به پهنای صورت اشک می ریخت،گفت :بی سیم را قطع نکن ...حرف بزن .هر چی دوست داری بگو ،اما تماس خودت را قطع نکن .صدای بی سیم چی را شنیدم که می گفت :سلام ما را به امام برسانید .از قول ما به امام بگویید همانطور که فرموده بودید حسین وار مقاومت کردیم،ماندیم وتا آخر جنگیدیم. منبع : مبنع:رد خون
...ادامه
18911
1393/04/18
محمد موجودی ۞ خوردن انگور و كمك به مراجعين
● يكى از اصحاب امام جعفر صادق حكايت كند: روزى در مِنى و عرفات در حضور آن حضرت مشغول خوردن انگور بوديم، كه فقيرى آمد و تقاضاى كمك كرد. حضرت يك خوشه انگور به آن فقير داد، فقير گفت : انگور نمى خواهم ، چنانچه درهم و دينارى داريد، كمك نمائيد. امام صادق فرمود: خداوند به تو كمك نمايد. و فقير مقدارى راه رفت و سپس بازگشت و همان مقدار انگور را درخواست كرد، ولى حضرت چيزى به او نداد و فقط فرمود: خدا به تو كمك نمايد. بعد از آن ، فقيرى ديگر آمد و درخواست كمك كرد؟ حضرت چند دانه انگور به او داد، فقير آن چند دانه انگور را گرفت و گفت : « الحمد للّه ربّ العالمين» ؛ و چون كه خواست برود امام به او فرمود: صبر كن ؛ و دو دست مبارك خود را پر از انگور كرد و تحويل او داد. فقير بار ديگر خداى تعالى را شكر و سپاس گفت ؛ و خواست حركت كند كه برود، حضرت فرمود: چقدر پول همراه دارى ؟ فقير پول هاى خود را كه حدود بيست درهم بود نشان داد و حضرت نيز به همان مقدار درهم به او كمك نمود. هنگامى كه فقير پول ها را از آن حضرت گرفت ، شكر و سپاس خداى را به جا آورد. و حركت كرد تا برود، حضرت فرمود: صبر كن و سپس پيراهن خود را درآورد و تحويل آن فقير داد و فرمود: آن را بپوش ، فقير پيراهن را گرفت و پس از شكر خدا، نيز از آن حضرت سپاس، به جاى آورد؛ و دعاى خيرى در حقّ حضرت كرد و رفت. اختيار معرفة الرّجال : ص 183، ح 320، و 322.
...ادامه
18900
1393/04/17
محمد موجودی ۞ آشنائی با روحیه شهدا
● همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت بدهید که سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل، برای اسلام ببار آیند. شهید مهندس مهدی باکری عملیات شروع شده،همه بچه ها به صف به میدون مین،تخریب چی ها یکی یکی شهید شدن.بالاخره از این میدون مین گذشتیم تااینکه رسیدیم به این سیم خاردارهای ناجوانمرد که از همه بدتر مارو اذیت میکردند..فرمانده میگفت وقت نداریم همشون رو با سیم چین بچینیم ...... یکی از بچه های تخریب چی که توی میدون مین همه دوستانش رو از دست داده بود داوطلبانه روی سیم های خار دار دراز میکشه ،طوری که کسی صورتش رو نبینه که دلش بخواد بسوزه و از روش رد نشه...همه بچه ها یکی یکی رد شدند ،نوبت فرمانده بود،چه حالی داشت...از یک طرف عملیات و جون بچه های دیگه..از طرف دیگه رفیقش بود،چطور لهش میکرد و میرفت....میشینه بالای سر حسین ،سرش رو برمیگردونه میبینه شهید شده با اشکی که توی چشم داشت،میگه :حسین تو رو به جدت سلام من رو هم به مولامون برسون.... منبع : لاهوتیان...به نقل از سرهنگ رفیعی
...ادامه
18898
1393/04/17
امید ۞ سلام
● مي خواستم از آقاي موجودي بابت پيامهاي خوبشان تشكر كنم.
...ادامه
18895
1393/04/17
محمد موجودی ۞ مشاوره گريزي
● سؤال: چرا آقایان کمتر تن به مشاوره می دهند؟ پاسخ: زیرا آقایان وقتی مشاوره را می پذیرند یعنی از نظر خودشان اعتراف به اشتباه می کنند و این برخلاف اقتدارشان است و فکر می کنند با این کار غرورشان شکسته می شوند و جایگاه تکیه گاهی شان کمرنگ می شود. بعضی از خانم ها آقایان را وادار به مشاوره می کنند و یا مجبور می کنند که آقایان این برنامه را ببینند. من خواهش می کنم که خانم ها این کار را نکنند. شما خودتان گوش بدهید و این نکات را عمل کنید. خانم دیگری بشویید. همسر شما به مرور متوجه تغییر شما می شود. و برایش سوال ایجاد می شود که چه اتفاقی افتاده است؟ بعد که تغییراتی ایجاد شد، بگویید من برنامه ی گلبرگ را می بینم و حرف های کارشناس برنامه را گوش می دهم و عمل می کنم. شما با این کار همسرتان را راغب می کنید تا این برنامه را ببیند. بعد ایشان برنامه شان را طوری تنظیم می کنند که این برنامه را ببینند. خیلی ها به من می گویند: که خانم ما را مجبور می کند تا نصف شب بیدار بمانیم تا برنامه شما را ببینیم و این گله ی آقایان به ما است. لطفا این کار را نکنید.[1] نكته: دلائل ديگري هم سبب شده تا مردان كمتر مشاوره را بپذيرند، مثل مجبور كردن مرد، اعتراف كشيدن و برچسب زدن و مقصر نشان دادن او در مشاوره و فرهنگ و عرف غالب. دلائل روان شناختي مثل اين كه مرد از نظر روان-شناختي منطقش نسبت به خانم براحساسش غلبه دارد، او تمايل به رقابت و استقلال دارد و خانم ها تمايل به همكاري و مورد حمايت واقع شدن و...ائمه معصوم (ع) با مشورت كردن با اصحاب به ما آموزش مي دهند كه در امور مهم مشورت كنيم. پی نوشت : 1. حسين دهنوي، برنامه گلبرگ زندگي، شبكه 3
...ادامه
18893
1393/04/17
محمد موجودی ۞ آشنائی با روحیه شهدا
● نباید روزی که روزه میگیرید با روزی که افطار میکنید مساوی باشد. استاد شهید مرتضی مطهری توی نقاهت گاه یه دختر کم حرف به اسم مریم بود؛ که چون بعد از تصادف خیلی دیر به بیمارستان رسونده بودنش ، قطع نخاع شده بود. اون اوایل که آوردنش از بس جراحتش شدید بود و عفونت کرده بود ، توی اتاقش بوی خیلی بدی می اومد. به همین خاطر کسی حاضر نبود بره اونجا؛ ولی تهمینه هر شب می رفت بتادین می ریخت روی شکستگی پاش و عفونتش رو پاک می کرد. لباس تمیز تنش می کرد و ملافه سفید رو می کشید رو تختش. توی اون شش ماه که مریم تهران بود ، دیگه اتاقش همیشه بوی گل می داد؛ چون همیشه یه شاخه گل مریم کنار پنجره اش بود. شهیده تهمینه اردکانی منبع : برگرفته از : قطار احمر ، صفحه 45
...ادامه
18825
1393/04/16
١٨٧٨٩ ۞ ١٨٧٨٩
● جناب سرك كش اسم آقاي موجودي( محمد) نه محمود اول دقت كنيد بعد پيام بذاريد.
...ادامه
18789
1393/04/15
سرك كش ۞ ؟
● پيشنهاد ميكنم اسم اين صفحه را بگذاريد : صفحه آقاي محمود موجودي !
...ادامه
18780
1393/04/15
محمد موجودی ۞ هرشب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید،
● ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن، 14 صلوات بفرستید. یعنی این سوره را در بین این صلوات‌ها قرار دهید.بی شک این 14صلوات هم یکی از اسرار مهم سیر و سلوکی در مکتب اهل بیت است. آن بزرگ مرد فرموده بودند: بنده در زندگی به هرچه که رسیده‌ام و هرچه به دست آورده‌ام از برکت این سوره می باشد. با توجه به این فرمایش می‌توان گفت: «یس در این مکتب، محور سیر و سلوک و نردبان رسیدن به بالاترین مقامات معنوی می‌باشد» چکیده ای از خواص سوره های قرآن ________________________________________ سوره ي فاتحه: در زمان خاص اگر شخصي آن را بخواند خداوند او را به آرزوي مادي و معنوي مي رساند از بسياري بلايا و مصائب نجات مي يابد. و اگر كسي موقع خواب 7 بار بخواند، غيرازمرگ همه چيزاومحافظت مي شود. سوره بقره : اگر کسی به خواندن این سوره ادامه دهد، از هر گونه سحر و جادو و نظر بد محافظت می شود. سوره ي آل عمران . هر كسي اين سوره را يك بار بخواند از وام ودين بنده رهايي مي یابد و خداوند از جایی که انتظار آن را ندارد، خرج حاصل می شود. سوره ی نساء. اگر خوانده شود در تربیت بچه های تا ثیر دارد که با غیرت تربیت می شوند. زندگی خوشبخت نصیبشان می شود. خداوند آنان را موفق می کند سوره ی مائده. هر کسی این سوره را 40 بار بخواند خداوند متعال مال و ثروت فراوان نصیب او می کند. سوره ی انعام . اگر این سوره را 41 بار بخواند کارهایش رو به راه می شود. خداوند او را از شر دشمن حفظ می کند. سوره ی اعراف. هر کس این سوره را مدام بخواند از عذاب آخرت نجات می یابد. سوره ی انفال. اگر یک نفر زندانی این سوره را 7 بار بخواند خداوند او را، از هر گونه شری نجات می دهد. سوره ی توبه. هر کس 17 بار این سوره را بخواند آرزوهایش را خداوند براورده می کند. از شر دزدان و افراد شرور نیز حفظ می شود. سوره ی یونس. اگر هر کس این سوره را بخواند، خداوند غم و غصه را از او زائل می کند و محبت انسان ها را جلب می کند. سوره ی رعد. هر کس این سوره ی جلیله را بخواند هم خودش و هم بچه هایش از شر اجنه ایمن می شوند و هر گونه حالت ترس از آنان زائل می شود. سوره ی ابراهیم. هر کس این سوره را 7 بار بخواند از مضرات دشمن رها می شود و رضای پدر ومادر خود را بدست می آورد. سوره ی هجر. هر کس 3 بار بخواند، خداوند معاملات او را با برکت می کند. سوره ی نحل. هر کس 100 بار بخواند خداوند او را به مقصود خود می رساند. سوره ی اسرا. هر کس 7 بار بخواند، خداوند او را از حسودان و اهل فتنه حفظ می کند. کودکان زبان باز می کنند و سبب سخن فصیح می شود. سوره ی کهف. هر کس روز جمعه این سوره را یک بار بخواند، تا جمعه ی آینده از همه بلایا محافظت می شود. از فتنه آخرالزمان و شر دجال نیز خلاص می شود. پیوسته قرین صحت و عافیت می شود. سوره ی مریم. هر کس این سوره را 41 بار بخواند خداوند متعال روزی او را زیاد می کند و از فقر نجات می دهد. سوره ی طه. هر دختری 41 بار بخواند قسمت پسر خواهد شد. سوره ی انبیاء. هر کس 70 بار بخواند از بلایای علنی و مخفی ایمن می شود. خداوند به او اولاد صالح عطا می کند. سوره ی حج. هر کس به خواندن این سوره ادامه دهد، خداوند از هول قیامت او را ایمن می سازد و هنگام مرگ روح او به آسانی قبض می شود. سوره ی مومنین. هر کس به خواندن این سوره ادامه دهد خداوند او را به صلاح می آورد و به راه راست هدایت می کند. سوره ی نور. هر کس به قرائت این سوره ی جلیله ادامه دهد، ایمانش در قلب ثابت می شود و خداوند او را از وسوسه ی شیطان در امان نگه می دارد. سوره ی فرقان. اگر این سوره ی جلیله 7 بار بخواند، از شر دشمن ایمن می شود و خداوند او را از راه بد حفظ می کند. سوره ی شعرا. اگر این سوره ی جلیله را 7 بار بخواند محبت هر کس را به اذن خداوند متعال جلب می کند و با هر کس به خوبی رفتار می کند. سوره ی نحل. هر کس این سوره ی جلیله را بخواند خداوند متعال از کلیه شر و بدی و ظلم و ستم او را محافظت می کند. سوره ی قصاص. اگر هر کس این سوره را 7 بار بخواند خداوند او را از بلای سخت و شر نجات می دهد. سوره ی عنکبوت. هر کس این سوره ی جلیله را بر روی آب بخواند به لطف خدای متعال فراموش کاری از وی زایل می شود و حافظه اش قوی می گردد. سوره ی روم. هنگام قرائت این سوره ی جلیله خداوند متعال اردوی مسلمین را مظفر می گرداند و دشمن را مغلوب می گرداند. سوره ی لقمان. هر کس 7 بار این سوره ی جلیله را بخواند همه ی درد های شکم او بهبود می یابد. سوره ی سجده. هرکس این سوره را بخواند و بنویسد و در داخل شیشه قرار دهد ودرب شیشه را محکم ببندد ودر خانه ای بگذارد به اذن خداوند در آن خانه نه حریق اتفاق می افتد ونه دزد و سارق به آن خانه می آید. سوره ی احزاب. هر کس این سوره ی جلیله را 70 بار بخواند خداوند متعال شغل وکسب و کار او را پر برکت می کند و خداوند در کارهای او رفاه ایجاد می کند. سوره ی سبا. هر کس 70 بار این سوره ی جلیله را بخواند خداوند متعال او را از تنگی مهمی نجات می دهد. سوره ی فاطر. هر کس این سوره ی جلیله را بخواند از شر اجنه و شیاطین نجات یافته خداوند به عمر او برکت می دهد. سوره ی یس. هر کس این سوره ی جلیله را 70 بار بخواند بر روی او در های خیر باز می شود واگر بر آب و گلاب بخواند و آب را بنوشد، خداوند متعال قلب او را پر نور می سازد واز هر گونه درد نجاتش می دهد. سوره ی صافات. هر کس این سوره ی جلیله را 78 بار بخواند خداوند متعال رزق اورا افزایش می دهد . سوره ی صاد. هر کس این سوره ی جلیله را بخواند خداوند متعال اورا از شر شیطان رها می سازد . سوره ی زمرد. هر کس این سوره ی جلیله را بخواند خداوند متعال او را عزیز و مکرم می سازد. سوره ی مومن. هر کس این سوره ی جلیله را 7 بار بخواند، خداوند متعال احتیاجات او را برآورده می کند.(رفاه احسان می کند .) سوره ی فضیلت. هر کس این سوره ی جلیله را بخواند از شر سارقان نجات می یابد. سوره ی شوری. هر کس این سوره ی جلیله را 33 بار بخواند خداوند او را از شر دشمنان حفظ می کند. سوره ی زخرف. هر کس این سوره ی جلیله را بخواند قلب او از وسوسه شیطان دور می شود. سوره دخان.هركس اين سوره را بخواند، محبت هر شخص نصيب او ميشود . سوره ي جاثيه . هركس هنگام سفر اين سوره ي جليله را 40بار بخواند خداوند متعال سفر اورا بر او راحت ميگرداند وبه سلامت بر ميگردد. سوره ي احقاف . هركس اين سوره ي جليله را بنويسد و بخواند هر جا بگذر د به اذن خداوند آن مكان از شر حشرات موذي وبيماري هاي مضر نجات مي يابد. سوره محمد(ص) . هركس اين سوره را 41بار در روز بخواند خداوند سربازان مسلمين را مظفر ميگرداند. سوره ي فتح. هركس اين سوره جليله را 41بار بخواند كارهايش روبه راه ميشود. سوره ي حجرات. . هركس اين سوره جليله را 7 باربخواند خداوند متعال او را از بيماري ها نجات ميدهد وبه صحت وعافيت سوق ميدهد. سوره ي كاف. . هركس اين سوره جليله را 3بار بخواند چشمش روشن مي شود وبه سعادت ميرسد. سوره ي زيارات .اگر اين سوره ي جليله را در اثناء قحطي 70بار بخواند خداوند متعال فراواني و ارزاقي نصيب ميكند. سوره ي طور . هركس اين سوره جليله را 3بار بخواند خداوند متعال به مريض شفا ميدهد وميان زن و شوهر الفت و محبت ايجاد ميشود. سوره ي نجم . . هركس اين سوره جليله را 21 بار بخواند به مقاصد خود ميرسد. سوره قمر . هركس اين سوره جليله را بخواند از ترس نجات ميابد. سوره ي الرحمان . هركس اين سوره جليله را بخواند ، از شر اجنه نجات ميابد . سوره ي واقعه. هركس اين سوره جليله را بخواند به او فراواني نصيب ميشود. سوره ي حديد. هركس اين سوره جليله را70 بار بخواند خداوند كارهاي او را روبه راه ميكند . سوره ي مجادله. هركس اين سوره جليله را3 بار برروي يك مشت خاك بخواند وبرروي دشمن پخش كند ، دشمن را شكست خواهد داد. سوره ي حشر. هركس اين سوره جليله را 3 بار بخواند به آرزوهاي خود ميرسد. سوره ي ممتحنه. هركس اين سوره جليله را بخواند نفاق و كينه از او دور ميشود. سوره ي صف . هركس اين سوره جليله را3بار بخواند ازمضرات دشمن در امان ميماند. سوره ي جمعه. هركس اين سوره جليله را بخواند خداوند به او صلح احسان ميكند. سوره ي منافقين . هركس اين سوره جليله را 100بار بخواند از حاسدان و اهل فتنه نجات مييابد. سوره ي تغابن. هركس اين سوره جليله را7 بار بخواند خداوند دفينه هاي اورا حفظ ميكند . سوره ي طلاق . هركس اين سوره جليله را 7بار بخواند خداوند او را ازشر عورت حفظ ميكند و ميتواند راحت به احكام شرع عامل ميشود و ثروت مند گردد. سوره ي ترحيم . هركس اين سوره جليله را بخواند خداوند زندگي خوب نصيب او و خا نواده اش ميكند. سوره ي ملك . هركس اين سوره جليله را 7 بار بخواند از بلايا در امان ميماند . اگر صبح وشام بخواند ، از عذاب كبير رها ميشود. سوره ي قلم. هركس اين سوره جليله را 10بار بخواند خداوند او را ازنظر بد حفظ ميكند . سوره ي الحاقه. هركس اين سوره جليله را بخواند از شر دشمن نجات ميابد. سوره ي معارج . هركس اين سوره جليله را 10بار بخواند از هول قيامت در امان ميماند. سوره ي نوح . هركس اين سوره جليله را 2بار بخواند دشمنش مغلوب مي شود. سوره ي جن. هركس اين سوره جليله را 7بار بخواند از شر اجنه، سخن بد و نظر بد محافظت مي شود. كودكان نيز از ترس و واحمه در امان مي ماند. سوره ي مزمل. هركس اين سوره جليله را شبانگاه در مقابل كودكي بخوانند ، اصلا نمي ترسد. سوره ي مدثر . اگر اين سوره جليله مرتب خوانده شود آدمي از شر شيطان در امان ميماند. سوره ي قيامه. اگر كسي اين سوره جليله را بخواند از هول قيامت در امان ميماند. سوره ي دهر . اگر كسي اين سوره جليله 7 بارخوانده شود خداوند شخص را از هرگونه شر وبلا محافظت ميكند. سوره ي مرسلات . اگر كسي اين سوره جليله را مرتب بخواند از همه ي افتراها در امان ميماند . سوره ي نبأ. اگر كسي اين سوره جليله را بعد از ظهر بخواند از افتراها در امان ميماند. سوره ي نازعات . اگر كسي اين سوره جليله را مدام بخواند خداوند مرگ او را آسان ميكند. سوره ي عبس . اگر كسي اين سوره جليله را بخواند وبه آرزوهاي مشروع خود دست پيدا ميكند. سوره ي تكوير. اگر كسي اين سوره جليله را 7 باربخواند خداوند توبه اورا قبول ميكند. سوره ي انفطار . اگر كسي اين سوره جليله را7 بار بخواند سودش ميشود . سوره ي مطففين . اگر كسي اين سوره جليله را 7 بار بخواند سود وتجارت شخص بهتر ميشود. سوره ي انشقاق . اگرزن هنگام زايمان اين سوره را بخواند درد زايمان او اندك ميشود . سوره ي بروج. اگر كسي اين سوره جليله را 21 بار بخواند از شر دشمن در امان ميماند. سوره ي طارق . اگر كسي اين سوره جليله را3 بار بخواند از شر اجنه و سارق در امان است. سوره ي اعلاء.اگر كسي اين سوره ي جليله را نوشته به باغات خود بيندازد ميوه هايش اصلا آفت نمي بيند. سوره ي غاشيه. اگر هنگام دندان درد ويا بروز گاز در معده (نفخ معده) خوانده شود به اذن خدا شفا يابد. سوره ي فجر : اگر كسي به خواندن اين سوره جليله ادامه دهد از شر مقامات بالا نجات مي يابد . سوره ي بلد : اگر كسي اين سوره جليله را براي هر گونه بيماري و مخصوصاً چشم درد بخواند باذن خدا شفا مي يابد سوره ي شمس : اگر كسي اين سوره جليله را 21 بار بخواند از هر گونه هول و هراس در امان مي ماند سوره ي ليل : اگر اين سوره جليله 7 بار در شبانه روز خوانده شود شخص از هر گونه ترس و واهمه در امان مي ماند سوره ي ضحي : اگر اين سوره جليله را 41 بخواند شخص مي تواند اموال به سرقت رفته را به دست آورد . سوره ي انشراح . اگر كسي اين سوره ي جليله را هنگام پوشيدن لباس وشانه زدن سر و ريش خود بخواند ، روي فقر را نمي بيند. سوره ي تين . اگراين سوره ي جليله 70 بار خوانده شود شخص در چشم ديگران با اعتبار ميابد. سوره ي قدر . اگر شبهاي رمضان اين سوره ي جليله را 1000بار بخواند حضرت محمد (ص) رادر خواب ميبيند و كارهايش رو به راه ميشود . سوره ي بينه . هركس اين سوره ي جليله را بخواند خداوند متعال او را از شر دشمن محفوظ ميدارد . سوره ي زلزال . اگر كسي اين سوره جليله را 41 بار بخواند دشمنش مغلوب و پريشان مي شود . سوره ي عاديات . اگر كسي اين سوره ي جليله را بخواند از نظر ها در امان ميماند . سوره ي قارعه . اگر كسي اين سوره ي جليله را بخواند ميانشان صلح وآشتي پيش مي آيد. سوره ي تكاثر . اگر كسي به خواندن اين سوره جليله ادامه دهد از عذاب قبر نجات مي يابد. سوره ي عصر. اگر كسي اين سوره ي جليله را 70 بار بخواند تنگي مادي و معنوي او رفع ميشود . سوره ي حمزه . هركس اين سوره ي جليله را 21بار بخواند از شر اشخاص حاسد و فتنه جو نجات ميابد. سوره ي فيل . هركس اين سوره ي جليله 250 بار بعد از نماز شام بخواند دشمن را مغلوب ميكند. سوره ي قريش . اگر اين سوره ي جليله 7بار خوانده شود ترس وي ميريزد ، در خوراك ونوشيدني او بركت حاصل ميشود . سوره ي ماعون . اگر اين سوره ي جليله 41 روز به يك كودك خوانده شود از افترا در امان ميماند . سوره ي كوثر . اگر اين سوره ي جليله 1000بار خوانده شود خداوند متعال آب كوثر را نصيب او ميكند. سوره ي كافرون. اگر اين سوره ي جليله را 3بار بخواند خداوند متعال او را از هرگونه بلايي حفظ ميكند. سوره ي نصر . اگر كسي اين سوره ي جليله را 3بار بخواند خداوند متعال ايمان را از شر شيطان حفظ ميكند . سوره ي لهب . اگر كسي اين سوره ي جليله را 1000 بار بخواند از چشم دشمن در امان ميماند . سوره ي اخلاص . اگر اين سوره ي جليله را 1000 بار براي كسي كه بي جهت به زندان افتاده بخوانند ، او از زندان نجات پيدا ميكند . سوره ي فلق . هركس اين سوره را بعد ازهر نماز ، 3بار بخواند خداوند متعال او را از شر هر بلا ومصيبت ، فتنه و فساد ، ساحر وشيطان حفظ ميكند. سوره ي ناس. هركس اين سوره را بعد ازهر نماز ، 3بار بخواند خداوند متعال او را از شر هر بلا ومصيبت ، فتنه و فساد ، ساحر وشيطان حفظ ميكند.
...ادامه
18777
1393/04/15
محمد موجودی ۞ سوره عظیم و قلب قرآن (( یس )) عزیزان من این ها همه واقعیت است
● ختم سوره یس در شب میلاد امام حسن مجتبی(ع) به نام خدا اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام در ابتدا باید بابت اینکه سال دیگر توانستید مهمان خدا شوید به شما تبریک بگویم و از خداوند هم ممنونم برای اینکه سالی دیگر ما را دعوت کرد. عزیزان من به لطف الهی قرار است در روز شنبه ۱ ۲تیر ساعت ۲۲{مصادف با شب میلاد امام حسن مجتبی(ع)}همگی با هم سوره ی مبارکه ی یس را بخوانیم و به کریم اهل بیت تقدیم کنیم. در این جا لازم است نکته ای را بگویم و آن نکته این است که امام حسن (ع)خیلی غریب است .شما را به خدا قسم اگر می توانید برای این عزیز شیرینی و شکلات / آش و... بدهید و جشن بگیرید . حقیر اعتقاد زیادی به کریم اهل بیت دارم و به شما هم می گویم اگر حاجتی دارید به او متوسل شوید و بدانید که به زودی حاجت روا می شوید. کسانی که در تهران زندگی می کنند سعی کنند روز میلاد امام حسن مجتبی(ع) به حرم حضرت عبدالعظیم (ع)بروند زیرا حال و هوای خاصی دارد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم خواندن سوره مبارکه ی یس در شب نیمه شعبان به نام خدا مرحوم آیت الله بهجت (ره) فرمودند :در شب نیمه شعبان سه بار سوره یاسین خوانده شود یکی به نیت سلامتی،دیگر به نیت رزق و سومی برای طول عمر. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم میدانید که راز زلالی گذشت است. مرداب به رود گفت تو چقدر پاک و زلالی؟ رود گفت:من گذشتم تو نیز بگذر. خدایا به حق محمد و آل محمد و اسماء اعظمت قسمت می دهم مهر سوره ی یاسین را به دل عزیزی که این متن را می خواند بینداز. بیایید با هم داستانی را از سوره مبارکه ی یس بخوانیم: محی الدین عربی نقل می کند که :من بیمار بودم {در حالت بیهوشی }و همه از من قطع امید کرده بودند ناگهان در عالم بیهوشی و رویا دیدم که تعداد زیادی دیو های سیه رو دور من را گرفته اند و روی سینه ی من فشار آوردند و می خواهند مرا خفه کنند ناگهان دیدم یک فرشته زیبایی جلو آمد و این ها را از هر طرف با قدرت دور کرد بعد جلو آمد و دست خودش را روی پیشانی من گذاشت و گفت:تو شفا پیدا کردی.گفتم که :تو کیستی؟ گفت:من سوره یاسینم. محی الدین می گه وقتی بیدار شدم دیدم پدرم داره بالای سر من سوره یاسین می خونه. رسول خدا(ص) فرمودند : آن چه من آرزو دارم این است که در قلب همه افراد امتم سوره یس باشد. سوره یس آن قدر با فضیلت است که قلب قرآن نام گرفته و متعلق به قلب عالم امکان حضرت محمد(ص)می باشد. ما عقیده داریم خدا بهشت را به بهانه میدهد زیرا بسیار مهربان است یکی از این بهانه های عالی تلاوت روزانه سوره یس است. امام صادق (ع) فرمودند:سوره یس را به فرزندانتان تعلیم دهید زیرا ریحانه قرآن است. این سوره ۸۳ آیه و ۷۲۹ کلمه دارد. با خواندن هر حرف ۱۰ ملک نزد شما حاضر شده و برایتان دعا می کنند حال که این سوره عزیز ۳۰۰۰ حرف (به قولی)و به قول دیگر(۳۷۲۹)حرف دارد حساب کنید تا آخر سوره چند ملک نزد شما حاضر می شوند.{ای خدا ی مهربون بابت این همه لطف ممنون} آیت اله قاضی (رحمة الله علیه) می گویند:اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید همیشه در فکر مرگ و استعداد لقا باشید و خواندن سوره ی مبارکه ی یاسین بعد از نماز صبح. انتظام کاشمری نقل می کند که خدمت حاج شیخ حسنعلی(ره) نخودکی عرض کردم:دستوری مرحمت فرما که توفیق تهجد یابم و گشایشی در کارم ایجاد شود. فرمودند:هر روز صبح از تلاوت قرآن مجید مخصوصا سوره یس غفلت منما! مهندس امید دین پرست می فرمایند:اینجانب عشق وافری به سوره مبارکه یاسین دارم و خوب می دانم که این سوره چه گشایشاتی که ایجاد نمی کندو چه موکلین قدرتمندی دارد تا هر نوع آسیبی را به خیر تبدیل کنند.شما بدون آن که بدانید این موکلین چگونه بر کلیه سیستم زندگی شما /همسرتان/فرزندانتان/اموالتان/چشم زخم ها /سحر ها وبلایا را چگونه چک می کنند اما صد افسوس که انسان پشت پرده را نمی بیند و خبر از کمک های الهی و آسمانی این سوره بزرگ ندارد. خواهش می کنم این سوره را سرلوحه هر روز زندگیتان جای دهید آنگاه وقتی یک روز آنرا فراموش می کنید متوجه می شوید که چقدر آن روزتان بی فایده/کم رونقو پر از عصبانیت و پر خاشگری بوده و چه انرژی های مفیدی را از دست داده اید پس از آن دیگر دیوانه وار عاشق این سوره می شوید مثل چیزی که به آن نیاز دارید تا آرامتان بکند.لذا سعی کنید با موکلینش انس بگیرید و در تنگناهای زندگی ببینید که چگونه به یاریتان می آیند و اصلا مگر کسی دیگر می تواند به شما صدمه بزند.بلکه بی اختیار عشق شما به دل همه ی مخلوقات می افتد و ناگهان همه مطیع اوامر شما می شوند و قدرتی در کلام و نوشتار شما پدید می آید که نگو و نپرس البته نمی خواهم از باب امتحان کردن این موارد این سوره را بخوانید زیرا نیرو های آن بسیار هوشمندند بلکه از سر صدق با نیتی پاک و به جهت قرب الهی. روزی ابوسعید ابولخیر همراه شاگردانش همراه شاگردش در بیابان گذر می کرد آن شاگرد دید مار بزرگی از دور آمد و بوسه ای بر پای آن عارف بزرگ زد و رفت.ابوسعید گفت:می خواهی به چنین مقامی برسی شاگرد با خوشحال گفت:البته که می خواهم اما آن عارف گفت:پس نمی رسی زیرا شما زمانی کرامات پیدا می کنید که خود را برای رضای خدا آماده کنید نه برای رسیدن به اعمال عجیب و غریب و این برای همه مادرس بزرگی است زیرا هنگامی که فقط برای خدا وارد این حیطه می شوید خود خداوند پاداش هایی به شما می دهد ولی اگر برای آن پاداشها بروید فقط به موارد پیش پا افتاده خواهید رسید . دوستان ما قرآن را فراموش کردیم در حالی که اماما ن و پیامبران بسیار قرآن می خواندند . بزرگی می گفت :امام حسین(ع)به شدت عاشق قرآن بود و حتی در بعضی مقاتل آمده که سر بریده بر روی نیزه قران می خواند! حال ما چه کردیم ؟در زبان حسین حسین می کنیم اما در عمل قرآن نمی خوانیم. حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: برئیل به من خبر داد که: « ...انها لمن بطحاء الجنة». زمین کربلا بخشی از زمین گسترده و پهناور بهشت است. دوست عزیزم قبل از خواندن سوره ۱۴ صلوات و بعد از خواندن هم ۱۴ صلوات بفرست. آیت الله کشمیری فرمودند:قلب سوره یس آیه ۵۸ {سلام قولا من رب رحیم}است پس هر وقت به این آیه رسیدی بسیار دعا کن و خواسته هایت را از خدا بخواه. امام زمان(عج)به آیت الله مرعشی نجفی توصیه کردند که هر روز بعد از نماز صبح سوره یس بخوانند. شیخ بهایی می فرماید:هر کس سوره مبارکه یس را بعد از نماز صبح بخواند آن روز تا شب از جمیع مکاره بلکه از مردن در آن روز در امان خدا است و اگر در اول شب بخواند آن شب تا صبح محفوظ بوده و اگر لابد باید در آن روز یا شب بمیرد به قدرت خدای تعالی خواندن سوره مذکور را فراموش کند. یک بار خواندن سوره یس برابر با دوازده بار ختم قرآن است. بهشتیان در بهشت دو سوره می خوانند که یکی از آن ها سوره ی مبارکه ی یس است. هر کس سوره ی مبارکه ی یس را بخواند و در آن روز بمیرد هزار ملک برای غسل او می آیندو سی هزار ملک در نماز بر جنازه او شرکت می کنند (اینا دیگه بر نمی گردند و در قبر تا روز قیامت برای این فرد که با سوره یس رفته دعا می کنند.) عزیزان من این ها همه واقعیت است روزی دلم خیلی گرفته بود و به سوره مبار که ی یس متوسل شدم به خدا قسم ۴۸ ساعت نشده بود که به خواسته ام رسیدم (الهی من فدات بشم خدا ی خوبم) خواهش می کنم این سوره را هر روز بخوانید به خدا حیفه که این سوره با مهربون ترین فرشته ها باشند و ما ارتباط برقرار نکنیم. امروز و فردا نکنید زیرا به گفته مرحوم قیصر امین پور :ناگهان چقدر زود دیر می شود! ياسين در بردارنده ي آثار اعجاب انگيز فراواني است كه مي توان در ثنا و ستايش آن گفت: 1. «ياسين»، مرتفع ساختن بن بست هاي زندگي؛ 2. «ياسين»، كليد گشودن درهاي بسته؛ 3. «ياسين»، آسان كردن امور دشوار و صعب؛ 4. «ياسين»، نجات از رنج، آلام، تنگنا، فقر و فلاكت؛ 5. «ياسين»، زدودن نگراني و اضطراب از روح و روان؛ 6. «ياسين»، يار و ياور هميشگي و در همه حال؛ 7. «ياسين»، فرياد رس سريع، در لحظه نياز؛ 8. «ياسين»، نور دل و آرامش روح و چراغ راه؛ 9. «ياسين»، چاره بيچارگان و پناه بي پناهان؛ 10. «ياسين»، حلال مشكلات و برطرف كننده گرفتاري ها؛ 11. «ياسين»، نردبان رسيدن به مراحل رشد و كمال؛ 12. «ياسين»، يعني گذشتن از دنياي تاريك مادي و پشت سر نهادن آن؛ 13. «ياسين»، روي آوردن به عالم نور و زيبايي و محبت و جمال و جلال؛ 14. «ياسين»، داشتن وسيله ي تقرب و رسيدن به هدف؛ 15. «ياسين»، مظهر توكل و توحيد و بندگي؛ 16. «ياسين»، صيقل دهنده ي روح و زداينده ي زنگارهاي دل؛ 17. «ياسين»، آشكار ديدن قدرت و دست غيب پروردگار؛ 18. «ياسين»، خورشيد شب و ياور روز؛ 19. «ياسين»، آب حيات و چشمه ي جوشان حقيقت؛ 20. «ياسين»، كوري چشم دشمنان كينه توز و بستن زبان و دهان بدخواهان؛ 21. «ياسين»، بركت علم و مال و عمر. 22. «ياسين»؛يعني تابيدن نور خدا بر صفحه ي دل و بر صحنه ي زندگي. 23. «ياسين»، آسودگي روان انسان، از بخل و حسد و صفات آزار دهنده. 24. «ياسين»، همدم سالكان و مقصد عارفان. 25. «ياسين»، دلگشا، دل ربا و انيس و مونس تنهايي.
...ادامه
18774
1393/04/15
محمد موجودی ۞ براي حافظه خوب چه غذايي بخوريم؟
● پزشكان توصيه مي‌كنند به جاي خوردن قرص‌هاي ويتامين، بهتر است غذاهاي مناسب خورده شود تا مغز سالم بماند و عملكرد خوبي داشته باشد. براي حافظه خوب چه غذايي بخوريم؟ پزشكان توصيه مي‌كنند به جاي خوردن قرص‌هاي ويتامين، بهتر است غذاهاي مناسب خورده شود تا مغز سالم بماند و عملكرد خوبي داشته باشد. به گزارش زیست بوم مصرف قرص براي بهبود حافظه يك فريب بزرگ است؛اين در حاليست كه برخي از مواد غذايي اثرات بهتري روي مغز انسان مي‌گذارند و براي انسان مفيدتر هستند. اول بايد بدانيد اين مواد غذايي را نبايد سرخ كرد زيرا ويتامين‌ها و عناصر كمياب خود را از دست مي‌دهند اما آنهايي كه پختني هستند را مي‌توانيد با بخار يا حرارت 40 درجه بپزيد. ماهي چرب شاه ماهي، ساردين، ماهي آزاد و ماهي تن حاوي مقدار زيادي امگا 3 هستند كه كمك مي‌كند سلول‌هاي مغزي مرمت شوند و سلول‌هاي عصبي عملكرد درستي داشته باشند. حبوبات لوبيا، عدس، نخود و كلاً حبوبات حاوي مقدار زيادي كربوهيدرات هستند كه از افت ناگهاني مغز جلوگيري مي‌كنند و به دليل قندي كه دارند به مدت طولاني قند مغز را تهيه مي‌كنند. موز و آلو موز و آلو غني از منيزيم و ويتامين B6 هستند كه مي‌توانند ارتباط بين سلول‌هاي عصبي را بهبود بخشند و موجب تسريع واكنش مغز شوند. شكلات شكلات داراي آنتي‌اكسيدان است و از مغز محافظت مي‌كند تا آسيب نبيند. چاي سبز چاي سبز دقيقاً همان اثرات شكلات را دارد و كالري آن اندازه است. پس چاي سبز را شيرين نكنيد.
...ادامه
18773
1393/04/15
محمد موجودی ۞ معرفی کشورهای پر دانشمند دنیا
● سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) گفت: تامسون رویترز که در ایران به نام پایگاه ISI مشهور است اسامی 3215 پژوهشگر پراستناد جهان را منتشر کرده است که نام 10 دانشمند ایرانی نیز در میان آنها قرار دارد. معرفی کشورهای پر دانشمند دنیا سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) گفت: تامسون رویترز که در ایران به نام پایگاه ISI مشهور است اسامی 3215 پژوهشگر پراستناد جهان را منتشر کرده است که نام 10 دانشمند ایرانی نیز در میان آنها قرار دارد. به گزارش مهر، دکتر جعفر مهراد با اعلام این خبر افزود: به نظر می رسد این پایگاه توجه جهانی را از رتبه بندی های دانشگاهی در سطح موسسات به رتبه بندی پژوهشگران معطوف کرده است. این پژوهشگران، داغ ترین مقالات علمی را منتشر کرده اند که جزو یک درصد پراستنادترین پژوهشگران جهان در رشته های موضوعی و تخصصی خود به حساب می آیند. رئیس مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری خاطرنشان کرد: فهرست جدید حاوی اسامی 3215 دانشمند پراستناد است که 10 دانشمند ایرانی در این جمع حضوری برجسته دارند. پژوهشگران پراستناد در 21 رشته موضوعی شامل علوم و علوم اجتماعی فعالیت های تحقیقاتی دارند. این پژوهشگران در بازه زمانی بین 2002 و 2012 مورد مطالعه و محاسبه قرار گرفته اند. مهراد افزود: اطلاعات پژوهشگران پراستناد از زیر سیستم ESI وابسته به تامسون رویترز که افراد، موسسات، مقالات، انتشارات و کشور های موثر را در رشته های موضوعی 21 گانه رتبه بندی می کند استخراج شده است. 55 درصد پژوهشگران برتر دنیا در اختیار آمریکا وی اظهار داشت: دانشگاه های ایالات متحده با 1762 پژوهشگر پراستناد در رأس این فهرست قرار دارد. آمریکا 55 درصد از پژوهشگران پراستناد جهان را در اختیار دارد. انگلستان، چین، آلمان، ژاپن، فرانسه، کانادا، هلند، استرالیا، سوئیس، کره جنوبی و هندوستان به ترتیب دارای 309، 170، 167، 101، 93، 91، 81، 78، 68، 27 و 12 دانشمند پراستناد هستند. این استاد علم اطلاعات و دانش شناسی کشور افزود: پنج کشور اروپای شمالی شامل دانمارک، سوئد، فنلاند، نروژ و ایسلند بر روی هم 104 پژوهشگر پراستناد را در اختیار دارند. در آفریقا تنها 5 دانشمند پراستناد وجود دارد که تمام آنها در آفریقای جنوبی مشغول به فعالیت هستند. رئیس مرکز منطقه ای اعلام کرد: روسیه نیز دارای 5 دانشمند پراستناد است که این دانشمندان یا در دانشگاه های روسیه و یا در آکادمی علوم این کشور به تحقیق مشغول می باشند. لندن 61 پژوهشگر پراستناد را در خود جای داده است وی افزود: اگر بخواهیم دانشمندان پراستناد را بر حسب شهرها گروه بندی کنیم لندن 61 پژوهشگر پراستناد را در خود جای داده است. سپس پاریس با 27، زوریخ 26، شیکاگو 25، هنگ کنگ 23، کپنهاگ 18، سنگاپور 17، سئول 4، برلین 3 ، آمستردام و مونیخ هر کدام با 1 پژوهشگر پراستناد نسبت به سایر شهرهای جهان برجسته اند. در آمریکا ایالت های کالیفرنیا و تگزاس به ترتیب دارای 225 و 61 پژوهشگر پراستناد هستند. سرپرست ISC گفت: فهرست تامسون رویترز پژوهشگران پراستناد را بر حسب رشته های موضوعی نیز رده بندی کرده است که اطلاعات جالب توجهی در دسترس قرار می دهد. برای مثال، از بین 170 پژوهشگر، چین دارای 36 پژوهشگر پراستناد در مهندسی و علم مواد، 28 پژوهشگر پراستناد در شیمی، 18 پژوهشگر پراستناد در ریاضیات و 16 پژوهشگر پراستناد در فیزیک و علوم زمین است. تقریبا 85 درصد دانشمندان چینی به 6 رشته یاد شده در بالا تعلق دارد. وضعیت چین در رشته های پراستناد استاد علم اطلاعات و دانش شناسی بیان کرد: چین فاقد پژوهشگر پراستناد در رشته های هوافضا، اقتصاد و تجارت، روانپزشکی و روانشناسی و علوم اجتماعی است. این کشور تنها دارای یک داشمند پراستناد در هر یک از رشته های پزشکی بالینی، ایمونولوژی، بیولوژی و بیوشیمی، علوم اعصاب و علوم رفتاری و کشاورزی است. کشورهای کم جمعیت و تعداد بالای پژوهشگر پر استناد وی خاطرنشان کرد: در کشورهای اروپای شمالی جالب توجه است بدانیم که ایسلند با جمعیتی برابر با 350000 نفر دارای 11 پژوهشگر پراستناد است. نروژ با 1/5 میلیون جمعیت تنها 8 دانشمند پراستناد دارد. کدام دانشگاه ها دارای برترین پژوهشگران مهراد گفت: نگاه اجمالی به مؤسسات آموزش عالی نشان می دهد که دانشگاه هاروارد دارای 160 دانشمند پراستناد است. از این تعداد 33 پژوهشگر در پزشکی بالینی، 27 پژوهشگر در بیولوژی مولکولی و ژنتیک، 13 پژوهشگر در علوم اعصاب و رفتاری و 12 پژوهشگر در علم اقتصاد و تجارت مشغول به پژوهش هستند. دانشگاه هاروارد تنها دارای سه پژوهشگر پراستناد در هر یک از رشته های علوم و مهندسی کامپیوتر، ایمونولوژی، میکروبیولوژی و علم مواد و دو پژوهشگر پراستناد در علوم زمین و داروسازی است. سرپرست ISC ادامه داد: دانشگاه کمبریج در انگلستان از بین 29 پژوهشگر پراستناد 8 دانشمند در بیولوژی مولکولی و ژنتیک و 4 دانشمند پراستناد در بیولوژی و بیوشیمی و علوم اعصاب و رفتاری است. وضعیت جمهوری اسلامی ایران در میان دانشمندان پراستناد رئیس مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری بیان کرد: جمهوری اسلامی ایران در بین 3215 دانشمند برجسته دارای 10 پژوهشگر پراستناد جهان است. به تعبیر رهبری معظم انقلاب حرکت علمی کشور حرکتی پرشتاب و مضاعف است که در بین کشورهای اسلامی و منطقه جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. وقتی ایران را با کشور های اسلامی مقایسه می کنیم به تداوم جدی، پرشتاب و همه جانبه نهضت علمی پی می بریم. مهراد اظهار داشت: دانشگاه تهران با چهار دانشمند پراستناد بیش از سایر دانشگاه های کشور دارای دانشمند پراستناد است. دکتر فرنوش فرید بُد در رشته مهندسی مشترکا با دانشگاه علوم پزشکی تهران، دکتر پرویز نوروزی در رشته مهندسی و دکتر سیاوش ریاحی در رشته مهندسی و دکتر محمدرضا گنجعلی در رشته مهندسی از آن جمله است. وی افزود: دکتر مهدی دهقان در رشته مهندسی و ریاضیات دانشمند برجسته دانشگاه صنعتی امیرکبیر است. در کل دانشگاه آزاد اسلامی یک دانشمند پراستناد وجود دارد. دکتر حسن علی زمانی در رشته مهندسی وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی ایران است. رئیس مرکز منطقه ای گفت: دکتر سعید عباس بندی و دکتر مجید عشقی گرجی در رشته ریاضیات به ترتیب پژوهشگران برجسته دانشگاه بین الملل امام خمینی و دانشگاه سمنان است. دکتر مهر اورنگ قائدی و دکتر داوود دمیری گنجی نیز از دانشمندان پراستناد رشته مهندسی هستند که به ترتیب به دانشگاه یاسوج و دانشگاه فنی نوشیروانی بابل تعلق دارند. برابری ترکیه با ایران و وضعیت کشورهای اسلامی در تعداد دانشمندان پراستناد مهراد افزود: در ترکیه نیز 10 دانشمند پراستناد وجود دارد که از نظر تعداد برابر با تعداد دانشمندان پراستناد جمهوری اسلامی ایران است. از این تعداد، تعداد 6 پژوهشگر در رشته مهندسی، یک پژوهشگر در رشته ژنتیک و بیولوژی مولکولی، یک پژوهشگر پراستناد در رشته فیزیک، دو پژوهشگر پراستناد در رشته علوم اجتماعی وجود دارد. سرپرست ISC ادامه داد: تعداد دانشمندان پراستناد مالزی نیز تنها سه نفر است. این افراد در رشته های مهندسی، ریاضی و علوم اجتماعی پژوهش می کنند. مهراد درباره تنها تفاوتی که جمهوری اسلامی ایران با دو کشور اسلامی یاد شده یعنی ترکیه و مالزی دارد، افزود: این دو کشور در رشته علوم اجتماعی دارای دانشمندان پراستناد هستند و این نکته ای است که دانشگاه های کشور باید بدان توجه کنند. وی درخصوص کشور عربستان گفت: از عربستان سعودی 207 پژوهشگر پراستناد معرفی شده است. البته از مجموع 207 پژوهشگر پراستناد تنها 17 نفر عربستانی هستند و بقیه ملیت غیر عربستانی دارند. عربستان با این روش، بین المللی سازی دانشگاه های خود را آغاز کرده است و اتفاقا بر همین اساس در سال های اخیر توانسته است در رتبه های بین المللی نیز موفقیت های خوبی را بدست آورد. رئیس مرکز منطقه ای گفت: اردن به عنوان یک کشور اسلامی و منطقه ای تنها چهار دانشمند پراستناد دارد که سه نفر با دانشگاه های برکلی و انستیتو پلی تکنیک ویرجینیا در آمریکا مقالات پراستناد خود را به رشته تحریر در آورده اند. نفر چهارم نیز به عنوان دانشمند پراستناد با دانشگاه ملک عبدالعزیز در عربستان سعودی همکاری دارد. استاد علم اطلاعات و دانش شناسی بیان کرد : هندوستان 12 دانشمند پراستناد دارد. هندوستان مانند جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور نوظهور علمی شناخته شده است با این حال، تفاوت این کشور با جمهوری اسلامی ایران در بررسی تعداد دانشمندان پراستناد در آن است که از مجموع 12 دانشمند پراستناد هندی دو نفر در آمریکا اقامت دارد، نفر دیگر مشترکا با یکی از دانشگاه های آمریکایی همکاری داشته، نفر چهارم نیز مقاله خود را بطور مشترک با یکی از دانشگاه های مکزیک تالیف کرده و نفر پنجم هم مقاله خود را مشترکا با عربستان سعودی تالیف کرده است. وی افزود: در حالیکه 10 دانشمند پراستناد ایران مقالات خود را با همکاری خود و سایر دانشمندان ایرانی و توسط دانشگاه های کشور تالیف و منتشر کرده اند. مهراد به این نکته اشاره کرد و گفت: استناد نماد کیفیت است و بدین ترتیب اکنون به راحتی می توانیم از انتشارات علمی کشور به عنوان آثار علمی ماندگار و با کیفیت نام ببریم. مهراد در خصوص فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه ها گفت: در شرایطی که رهبری معظم انقلاب بر تداوم جدی، پرشتاب و همه جانبه نهضت علمی تاکید دارند، شایسته است افتخاری را که دانشمندان ایرانی آفریده اند ارج نهاده و آرزو کنیم مسیری که اکنون گشوده شده است این مسیر را با فعالیت های علمی اثربخش تر همچنان هموار و تاثیرگذار نگه داریم. برچسب‌ها : دانشمند
...ادامه
18772
1393/04/15
محمد موجودی ۞ آلوده‌ترین وسیله میکروبی همیشه همراهتان
● بیش از ۸۰ درصد باکتری‌های شایع که تشکیل دهنده به اصطلاح اثر انگشت باکتریایی ما است، روی صفحه تلفن همراه منتقل می شود. آلوده‌ترین وسیله میکروبی همیشه همراهتان دانشمندان در آمریکا می گویند که تلفن های هوشمند امروزی حامل مجموعه میکروب های صاحبانشان هستند. براساس مطالعات، بیش از ۸۰ درصد باکتری های شایع که تشکیل دهنده به اصطلاح اثر انگشت باکتریایی ماست روی صفحه تلفن منتقل می شود. براساس مطالعات، کاربران تلفن همراه به طور متوسط روزانه ۱۵۰ بار تلفنشان را لمس می کنند و به گفته آنها از این مساله در آینده می توان برای تشخیص باکتری هایی که فرد در معرض آنهاست استفاده کرد. به گزارش بهارنیوز ، دانشمندان متوجه شدند که میان مجموعه میکروارگانیسم های طبیعی موجود در بدن و صفحه تلفن همپوشانی وجود دارد. زیست شناسان در دانشگاه اورگان دی ان اِی میکروب های کشف شده در انگشت اشاره و شست ۱۷ نفر را تحلیل کردند و آنها همچنین میکروارگانیسم های صفحه تلفن این افراد را نمونه برداری کردند. آنها در مجموع هفت هزار نوع باکتری در ۵۱ نمونه پیدا شد که به طور متوسط ۲۲ درصد خانواده های باکتریایی انگشتان و تلفن همپوشانی دارد و حدود ۸۲ درصد شایع ترین باکتری های موجود در انگشتان دست همچنین روی تلفن آنها پیدا شد. این شامل سه خانواده باکتری است که به طور معمول روی پوست یا در دهان وجود دارد و این ارتباط میان زنان و تلفن هایشان قوی تر بود. بدن ما زیستگاه هزاران میلیارد میکرو ارگانیسم مختلف است. باکتری ها به طور طبیعی روی پوست و در دهان زندگی می کنند. محققان تصور نمی کنند تلفن های همراه خطر عفونت را بیش از سایر وسایل شخصی افزایش می دهند. اما به گفته آنها تلفن های ما ممکن است روزی برای مطالعه اینکه مردم به خصوص کارمندان بخش های بهداشتی در معرض باکتری خاص هستند یا نه به کار گرفته شود. باکتری ها هرچند گاه زیانبار اما در بسیاری موارد مفید و لازمند. مثلا باکتری های معده که در هضم غذا و ساختن مغذی ها و ویتامین های اساسی بدن نقش دارند.
...ادامه
18760
1393/04/14
محمد موجودی ۞ تکنیک برای یادگیری سریع‌تر،
● تکنیک برای یادگیری سریع‌تر، بهتر و عمیق‌تر گفته می‌شود که انسان‌ها تنها از ۱۰ درصد قدرت فکر خود استفاده می‌کنند و تفاوت بین نوابغ و افراد معمولی تا حد زیادی به این مسآله برمی‌گردد. با به‌کارگیری ۶۴ روشی که در ذیل شرح داده شده می‌توانید میزان یادگیری خود را چند برابر کنید. توصیه می‌شود این روش‌ها را با فونت بزرگ چاپ کرده و روی دیوار اتاق‌اتان نصب کنید طوری که هر روز آن‌ را ببینید. این ۶۴ روش در ده بخش ارائه می‌شود شامل: در مورد این روش‌ها اگر تجربه‌ی شخصی و یا مطلب، عکس و … کامل‌کننده‌ی دیگری دارید برای ما ارسال کنید. هم‌چنین اگر روش خاص دیگری برای یادگیری بهتر مطالب دارید مطرح کنید تا بقیه‌ی دوستان‌اتان نیز از آن بهره ببرند. سلامت 1- هنگام مطالعه پای خود را حرکت دهید. در طول مطالعه و نشستن در یک مکان برای مدت طولانی، پای خود را هر چند وقت یک‌بار به سمت بالا و پایین تکان دهید. این کار موجب افزایش جریان خون شده و یادگیری و تمرکز را افزایش می‌دهد. ۲- برای فکر کردن غذا بخورید. خوردن صبحانه بسیار ضروری است زیرا پروتئین مغز را تامین می‌کند. کمبود پروتئین برای مغز باعث سردرد می‌شود. ۳- ناهار سبکی بخورید. ناهار سنگین باعث خواب آلودگی می‌شود اگر بعد از ناهار فرصت خوابیدن ندارید، سعی کنید ناهار سبکی انتخاب کنید. ۴- از داروهای تقویت حافظه استفاده کنید. داروی گیاهی ژینکگو بیلوبا – که باعث افزایش جریان خون در مغز می‌شود – بدون عوارض جانبی در بازار موجود است. تعادل ۵- از اضطراب و افسردگی به دور باشید. استرس و ناراحتی باعث کاهش یادآوری اطلاعات می‌شود و از این رو کاهش قدرت یادگیری می‌شود. گاهی اتاق روشن‌تر و خوردن غذاهای طبیعی بیش‌تر باعث افزایش شادابی و آرامش می‌شود. ۶- برای ارائه‌ی ایده‌ی جدید بخوابید! ۷- بین مطالعه استراحت کنید. تغییر وضعیت روحی و جسمی باعث مشخص شدن استرس‌هایی می‌شود که در حال مطالعه بر ما حکمفرما شده‌اند و ما از آن‌ها بی‌خبریم. مطالعه همراه با استراحت‌های هرچند کوتاه بسیار مفیدتر از مطالعه‌ی طولانی بی‌وقفه است. برای این منظور، به ازای هر ۹۰ دقیقه مطالعه، ۲۰ دقیقه استراحت داشته باشید. ۸- حین مطالعه در فواصلی پیاده‌روی هم داشته باشید. پیاده‌روی و قدم زدن هر چند کوتاه باعث تغییر تمرکز ذهن شده و به ذهن مجال بازآوری مطالب و خلاقیت را می‌دهد. ۹- موضوع مورد تمرکز خود را تغییر دهید. گاهی که فرصت کافی برای استراحت و تجدید قوا ندارید، می‌توانید نقطه‌ی تمرکز خود را از یک موضوع خاص به موضوعی که با آن آشناتر هستید تغییر دهید. تمرکز و خط فکری ۱۰- موضوع مورد تمرکز خود را تغییر دهید (۲). ۳ راه مختلف برای یادگیری وجود دارد: دیداری، شنیداری و حرکتی. اگر در یکی از آنها موفق نیستید، دیگر راه‌ها را امتحان کنید. ۱۱- پیاده‌روی همراه با مدیتیشن. پیاده‌روی که در قسمت قبل توضیح داده شد، اگر همراه با مدیتیشن باشد بسیار مفید است. ۱۲- تمرکز کنید و خودتان را در مطالعه غرق کنید. حین مطالعه، از تماشای تلویزیون و نگرانی در مورد کارهای دیگر پرهیز کنید. نگرانی مانع دریافت اطلاعات و ایده‌ها می‌شود. ۱۳- اگر علاقه‌ای به انجام مدیتیشن ندارید، چراغ‌ها رو خاموش کرده و وسط اتاق تاریک خود بنشینید. این کار به تمرکز شما می‌افزاید. ۱۴- دوش بگیرید. دوش و حمام کردن به یادگیری کمک می‌کند. این کارها ذهن شما رو برای دریافت ایده‌های هوشمندانه آماده‌تر می‌کند. ۱۵- به موسیقی گوش دهید. اگر مطلبی را حین گوش کردن به قطعه‌ای از موسیقی خاص یاد بگیرید،‌ بعدها، گوش‌کردن و یا مرورکردن ذهنی آن قطعه به یادآوری مطلب کمک شایانی می‌کند. ۱۶- تندخوانی کنید. خیلی‌ها عقیده دارند که تندخوانی باعث از قلم افتادن مطالب مهم شود. واقعیت این است که تندخوانی باعث فیلتر شدن مطالب بی ربط و فرعی شده و به درک ایده‌های اصلی نوشتار کمک می‌کند. کندخوانی فقط برای مطالب جدید و تخصصی پیشنهاد می‌شود. ۱۷- از علامت‌ها و نمادها برای حفظ‌کردن مطالب استفاده کنید. ترفندهای زیادی برای به خاطر سپردن اطلاعات حفظی وجود دارد. علامت‌های اختصاری و شکل‌های نمادین نمونه‌هایی از این ترفند‌ها هستند. تکنیک دیداری 18- تصویری از مطلب مورد مطالعه داشته باشید. هر تصویر می‌تواند بیان‌کننده‌ی مطالبی است. طرحی از چیزی که می‌خواهید یاد بگیرید، داشته باشید. این کار موجب داشتن هدفی مشخص در ذهن شما شده که خود باعث حرکت به سمت آن هدف می‌گردد. ۱۹- از درخت حافظه استفاده کنید. استفاده از درخت حافظه هم به خلاصه کردن و هم به درک ارتباط درونی مطالب کمک می‌کند. ۲۰- از سمبل و نمادها استفاده کنید. استفاده از سمبل و نمادها باعث خلاصه‌برداری سریعتر و یادگیری موثرتر می‌شود. ۲۱- از نقشه‌ی اطلاعاتی بهره ببرید. وقتی اطلاعات دارای طرح درونی (Information Design) است،‌ از آن استفاده کنید طوری که اطلاعات را به وضوح بیان کند. نقشه‌ی اطلاعاتی هنر و دانش آماده کردن اطلاعات است طوری که بیشترین بازدهی و کاربرد را داشته باشد. ۲۲- از روش‌های یادگیری دیداری استفاده کنید. ۲۳- مراحل یادگیری یک موضوع را مشخص کنید. فراگیری یک مطلب نیاز به دریافت اطلاعات با ترتیبی مشخص دارد. سازمان‌دهی تفکر بر روی آن چیزی که باید انجام شود روشی موثر برای آمادگی یادگیری مطالب جدید یا پاسخگویی به سؤالات است. تکنیک گفتاری و شنیداری ۲۴- از روش‌های ایجاد انگیزه استفاده کنید. از بازی‌ها و کلمه‌های بی‌معنی موزون استفاده کنید. این امر باعث انعطاف فضای یادگیری و یادگیری بیشتر می‌شود . ۲۵- با گوش کردن به نظرات دیگران در درون گروه مطالعه به دنبال فکر بکر باشید. ۲۶- در خواب به فایل صوتی گوش کنید. قسمتی از مطلبی که می‌خواهید فرا گیرید را ضبط و هنگام خواب زیر متکای خود قرار داده و به آن گوش دهید. این روش برای یادگیری زبان خیلی موثر است. ۲۷- بخندید. خنده باعث آرامش می‌شود و تن آرام مطالب را بهتر فرامی‌گیرد. تکنیک های حرکتی 28- نوشتن از تایپ کردن مفیدتر است! نوشتن با قلم باعث تحریک ایده‌های جدید می‌شود. گرفتن و حرکت دادن قلم نقاط حساسی از دست را ماساژ داده و موجب ایده‌های جدید می‌شود. ۲۹- همیشه یک دفتر یادداشت همراه داشته باشید. بعضی ایده‌ها و پاسخ‌ها – که گاهی بسیار ارزشمند هستند- در مواقعی به ذهن می‌آیند که مشغول مطالعه نیستیم. تا حد امکان باید آن‌ها را ثبت کرد زیرا معمولا فقط یکبار به سراغ ما می‌آیند. ۳۰- مجله‌ی شخصی برای خود درست کنید. فرق مجله با دفتر یادداشت این است که شما می‌توانید با کمک ذهن خلاق خود، نقاشی، تصاویر، جداول و درخت حافظه را به مجله اضافه کنید که کمکی است در جهت به خاطر سپردن بهتر اطلاعات. ۳۱- از برچسب‌های رنگی برای طبقه‌بندی دفتر یادداشت و مجله‌ی خود استفاده کنید. استفاده از برچسب رنگی رجوع به مطالب را آسان‌تر می‌کند. ۳۲- از یادداشت‌های پایانی استفاده کنید. بعد از پاراگراف‌های کتاب، نظر شخصی خود را درج کنید. تکنیک هایی برای انگیزه پیدا کردن ۳۳- به خود نمره بدهید. اگر شما ذهنتان را روی نتیجه‌‌ی مورد نظر متمرکز کنید ایده‌های بهتر را شناسایی خواهید کرد. یکی از معمول‌ترین و قابل دسترس‌ترین انگیزه‌ها گرفتن نمره‌ی بهتر است. ۳۴- انگیزه‌ی خودتان را مشخص کنید. اگر ندانید به چه علت می‌خواهید چیزی بیاموزید، حواس پرتی به سراغتان خواهد آمد. ۳۵- هدفتان را مشخص کنید. طبق گفته‌ا‌ی معروف: ذهن، هر آنچه را که درک کند می‌تواند به دست ‌آورد. به هر چه فکر می‌کنید لازم است خود را مجهز کنید. ۳۶- مثبت اندیش باشید. بعد از مشخص کردن اهداف خود باید امیدوار باشید که توانایی لازم را دارید به آنچه می‌خواهید دست یابید. ۳۷- برنامه‌ریزی کنید (۲). یادگیری فقط یک جنبه از کارهای روزمره زندگی است. باید ساعاتی که امکان یادگیری وجود ندارد را شناسایی کرده تا بتوانید کارهای دیگر را در آن زمان‌ها انجام داد. ۳۸- هر مهارتی را می‌توان یاد گرفت. به استثنای بعضی محدودیت‌های جسمی هر مهارتی را که افراد خبره آموخته‌اند شما هم می‌توانید یاد بگیرید؛ فقط شاید وقت و انرژی بیشتری باید صرف کنید. ۳۹- خود را برای آموختن آماده کنید. برای یادگیری فقط مثبت اندیشی کافی نیست. در زندگی امروزه با وجود موضوعات مختف، هنگام یادگیری می‌بایست بقیه‌ی موضوعات را فراموش کرد و الا یادگیری تبدیل به تجربه‌ای کسل کننده می‌شود. ۴۰- مواظب وقت مطالعه‌ی خود باشید. اگر شما دوستانی دارید که ممکن است خواسته یا نا خواسته شما را از پرداختن به مطالعه یا یادگیری باز دارند با به‌کار بردن ترفند و سیاست (البته به طوری که از شما نرنجند) پیشنهاد آنها را مثلا برای رفتن به سینما رد کنید. ۴۱- خود را محدود کنید. گاهی آزادی و راحتی زیاد باعث هرج و مرج می‌شود. برای یادگیری بهتر مطالب، فرجه‌ی زمانی مشخص کنید. داشتن چارچوب برای انجام کارها باعث نتیجه‌گیری بهتر و سریعتر می‌شود. تکنیک های تکمیلی ۴۲- تا آنجا که می‌توانید مطالعه کنید. ۴۳- زبان خارجی بیاموزید. یادگیری زبان‌های بیشتر ما را با افق‌های بیشتری آشنا کرده و بیان بعضی مفاهیم را برای ما آسان‌تر می‌کند. همچنین گاهی درک کامل یک مطلب فقط در زبان اصلی میسر است. ۴۴- یاد بگیرید که چگونه یاد بگیرید. روش‌های مختلف یادگیری را امتحان کنید تا به آنچه مطلوب شماست برسید (در مطالب بعدی به معرفی و شرح این روش‌ها خواهیم پرداخت). ۴۵- بهتر است مشخص شود که چه چیزهایی را می‌دانید و چه چیزهایی را نمی‌دانید. در مورد یک موضوع ابتدا مشخص کنید چه اطلاعاتی از قبل دارید؛ بعد مشخص کنید چه مطالبی را نمی‌دانید و می‌خواهید بدانید. ۴۶- از ضمیر ناخودآگاه خود هم کار بکشید! آیا می‌دانید می‌توان دو مطلب را هم ‌زمان فرا گرفت!؟ ذهن بطور غیر ارادی می‌تواند درگیر یادگیری باشد. مثلا اگر قرار است مطالبی در مورد دو موضوع بنویسیم می‌توانیم یک موضوع را در ذهن داشته باشیم و به سراغ موضوع دوم برویم. مادامی که مشغول نوشتن موضوع دوم هستیم، ذهن ما موضوع اول را پردازش می‌کند. ۴۷- کلی‌ فکر کنید. یکی از روش‌های خوب یادگیری این است که مطالب را به طور کلی بیاموزیم. ۴۸- مطالب را تکرار کنید. برای درک کامل مطالب پیچیده باید آنها را مرور کرد. هم‌چنین مرور دوباره‌ی مطالب به ما دید عمیق‌تری در مورد مطلب می‌دهد. تکرار مفاهیم و تئوری‌ها با به‌کارگیری مثال‌های مختلف، سرعت یادگیری آنها را چند برابر می‌کند. ۴۹- از روش یادگیری کوانتومی استفاده کنید «روش یادگیری کوانتومی» (Quantum Learning Model) (QL) روشی است که بر اساس به کارگیری و مرتبط کردن دانسته‌ها در زندگی روزمره‌ی دانش‌آموزان شکل گرفته است. ۵۰- از ابزارهای لازم برای یادگیری استفاده کنید (کامپیوتر،‌ ویدیو و …). ۵۱- از «روش فکرکردن انتقادی» (Critical Thinking) استفاده کنید. «روش فکر‌کردن انتقادی» شامل دریافت اطلاعات، ارزیابی آن و نتیجه‌گیری منطقی بر اساس آنها می‌باشد. تکنیک هایی برای معلمین و والدین 52- از دانش‌آموزان سؤال بپرسید و آنها را در بحث وارد کنید. ۵۳- از هرم اطلاعات استفاده کنید. یادگیری دارای لایه‌هایی است و می‌بایست مفاهیم پیشرفته‌تر بعد از فرا‌گیری مفاهیم پایه صورت گیرد. ۵۴- در کنار لذت بردن از بازی‌های کامپیوتری روش حل مسآله و بسیاری از مفاهیم دیگر را بهتر می‌توان آموخت. ۵۵- از قانون ۸۰ به ۲۰ پیروی کنید. طبق قانون ۸۰ به ۲۰، یادگیری ۲۰ درصد از مفاهیم نیاز به صرف ۸۰ درصد وقت و انرژی‌ای دارد که برای مفاهیم دیگر اختصاص می‌دهیم؛ لذا باید هنگام برنامه‌ریزی به این نکته توجه داشت. ۵۶- برای مفاهیم قصه‌بافی کنید! مثلا اتم را منطقه‌ای گانگستری در نظر بگیرید که در آن پروتون و نوترون همسایه‌ی همدیگر بوده، با هم رقیب‌اند و لذا هرگز در محدوده‌ی هم وارد نمی‌شوند. ۵۷- فراتر از برنامه‌ی درسی مدرسه و دانشگاه بروید. با ابزارهای یادگیری که امروزه موجود است حتی یک فرد ۶۰ ساله هم می‌تواند ریاضی را در حد دانشگاه فرا بگیرد. لذا هر مطلبی را که لازم می‌دانید یا علاقه دارید، بیاموزید. ۵۸- از دانسته‌های خود عملا استفاده کنید. مثلا در آموزش ریاضی بهتر است دانش‌آموزان مفاهیم چهارگانه‌ی ریاضی را برای اندازه‌گیری مواد لازم برای پخت کیک به کار ببرند. تکنیک هایی برای دانش آموزان 59- همیشه درگیر یادگیری باشید. اگر فکر می‌کنید از معلم‌تان بیش‌تر می‌دانید و مطالب کلاس برای‌اتان کسالت‌آور است با معلم‌تان وارد بحث شوید و از دانسته‌های خود برای پیروز شدن در بحث استفاده کنید. ۶۰- خودتان بیاموزید. در بسیاری از موارد، معلمان همه‌ی مطالب را در بحث خود مطرح نمی‌کنند. شما باید بسیاری از مطالب را خود فرابگیرید؛ پس منتظر نباشید همه‌ی مطالب به شما آموخته شود. ۶۱- اگر به تنهایی نمی‌توانید یاد بگیرید با دوستان‌تان مطالعه کنید. ۶۲- به دیگران درس بدهید. بهترین روش یادگیری این است که مطلبی را به دیگران آموزش دهید. این شما را مجبور به یادگیری کامل آن مطلب می‌کند. ۶۳- محک زدن آنچه که یادگرفته‌اید یادگیری شما را تضمین می‌کند. استفاده از فلش‌کارت یکی از بهترین روش‌ها برای محک زدن آن‌چیزی است که یادگرفته‌اید. ۶۴- در ابتدا مفاهیم اساسی را یاد بگیرید. یادگیری مطلب جدید باید شبیه یادگیری زبان توسط یک کودک باشد که به گرامر و املای کلمه‌ها توجهی نمی‌کند
...ادامه
18758
1393/04/14
محمد موجودی ۞ بازی با گوگل
● اول تایپ کنید : www.Google.com بعد توی قسمتی که میخواهید چیزی را سرچ کنید ببویسید zerg rush بعد ببینید چه بلائی سر نوشته هاتون میاد بازی هست باید روی دایره ها کلیک کنید تا اونها رو نابود کنید OOO O OOO OO O OO OOO OOO O OO O OO نوشته هاتون رو پاک میکنه همه اش رو باید بکشید هر وقت خسته شدید صفحه اش را ببندید تمام
...ادامه
18757
1393/04/14
محمد موجودی ۞ اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی در مورد انواع غذاها،
● اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی در مورد انواع غذاها، انوع روشهای پختن و سرخ کردن غذاها ارائه شده است. ۱- غذای آب پز زیاد می خوری؟ Do you eat a lot of boiled food? 2- یک تخم مرغ آب پز(سفت)/ عسلی می خواهم. I want a hard-boiled/soft-boiled egg. 3- ماهی را سرخ بکنم؟ Shall I fry the fish? 4- وقت آنست که گوشت را کباب کنیم. It’s time to grill the meat. 5- می خواهم مرغ(جوجه) را داخل فر بگذارم. I want to roast the chicken. 6- گاهی سبزیجات را با بخار می پزم. I sometimes cook vegetables with steam. 7- ماهی دودی دوست داری؟ Do you like smoked fish? 8- نه ماهی شور دوست دارم. No ,I like pickled salmon. 9-فکر می کنم چیزی دارد می سوزد. I think something is burning. 10- نگاه کن! شیر دارد سر می رود. Look! The milk is boiling over. 11- بگذار کره آب شود. Let the butter melt. 12- بگذار گوشت به مدت دو ساعت آرام بجوشد. Let the meat simmer for two hours. 13- این قابلمه برای آرام پخت گوشت و سبزیجات خوب است. This pan is good for poaching meat and vegetables. 14- بندرت از دیگ زودپز استفاده می کنم. I seldom use a pressure cooker. 15- وقتی سر کار می روم از آرام پز استفاده می کنم. I use the slow cooker when I go to work. 16- پلوپز واقعاً کمک بزرگی است. The rice cooker is really a big help. 17- دست پخت مادرم خوب است. My mother is good cook. 18- کتاب آشپزی داری؟ Do you have a cookbook? 19- دستور طبخ این غذا را دارم . I have the recipe for this dish. 20- ایرانی ها خیلی برنج می خورند. Iranians eat too much rice. 21- غذای دلخواه من استیک با قارچ است. My favorite food is steak with mushrooms. 22- چطور است جوجه کباب شده(جوجه ای که درسته روی آتش کباب شود) بخوریم؟ How about eating barbecue/barbecued chicken /grilled chicken? 23- من مرغ (جوجه) سرخ شده ( سوخاری) را ترجیح می دهم. I prefer fried chicken. 24- meat ballsگوشت چرخ کرده ایست که به صورت کوفته های کوچک در آمده و mashed potatoسیب زمینی له شده است. We had meat balls and mashed potato. 25- پیتزا دوست داری؟ Do you like pizza? 26- سیب زمینی سرخ شده می خواهی؟ Do you want French fries/French fried potatoes? 27- می توانم طی ده دقیقه املت درست کنم. I can make an omelet /omelet in ten minutes. 28- من همبرگر و نوشابه می خواهم. I want a hamburger and coke. 29- ایتالیایی ها در غذاهایشان خمیر( ماکارونی) زیاد بکار می برند. Italians use a lot of pasta in their dishes. 30- گاهی اوقات برای صبحانه (تخم مرغ) نیمرو می خورم. I sometimes have fried eggs for breakfast. 31- تخم مرغ هایتان چطور پخته شوند؟(در رستوان یا هتل) How do/ would you like your eggs? 32- scrambled eggsتخم مرغ نیمرویی است که هنگام پختن آنرا هم بزنند و زیرو رو کنند. I want them scrambled. 33- منظور نیمرویی است که تخم مرغ هنگام پختن هم نزنند و زرده آن با سفیده مخلوط نشود. I want them sunny-side up.
...ادامه
18756
1393/04/14
محمد موجودی ۞ اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که در تاکسی مورد استفاده قرار می گیرد،
● اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که در تاکسی مورد استفاده قرار می گیرد، ارائه شده است. ۱- با تاکسی به فرودگاه رفتم. I took / got a cab to the airport. 2- معمولاً با تاکسی به فرودگاه می روم. هرگز با ماشین خودم نمی روم. I usually go to the airport by taxi. I never go in my car. 3- چقدر طول می کشد ما را از اینجا به فرودگاه ببرید؟ How long does it take to take us from here to the airport? 4- با تاکسی فقط پنج دقیقه راه است. It’s only a five-minute taxi-ride away. 5- از فرودگاه تا دانشگاه با تاکسی حدوداً بیست دقیقه طول می کشد. A taxi journey from the airport to the university takes about twenty minutes. 6- باید یک تاکسی تلفنی برایش بگیریم. آخر شب است. We should call him a cab. It’s late at night. 7- می خواهی زنگ بزنم تاکسی بیاید؟ Would you like me to phone for taxi? 8- من جلو می نشینم. I will sit in the front. 9- یک ربع است که دارم برای تاکسی دست تکان می دهم. اما هیچ کدام از آنها نمی ایستد. I have been hailing cabs since fifteen minutes ago. None of them stops. 10- برایت تاکسی بگیرم؟ Shall I call/ order/ hail a taxi for you? 11- بیا با تاکسی به خانه برگردیم. Let’s take a taxi back home. 12- آیا این نزدیکیها ایستگاه تاکسی هست؟ Is there a taxi rank/ cab stand nearby? 13- او خسیس تر از آن است که بخواهد تاکسی بگیرد. She’s too cheap/ mean to take a cab. 14- شرکت برای شما یک تاکسی در فرودگاه آماده خواهد کرد. The company will arrange for a taxi to meet you at the airport. 15- هر شش تامون به زور توی یک تاکسی سوار شدیم. All six of us bundled into a taxi. 16- ما همگی پریدیم توی یک تاکسی. We all jumped in a taxi. 17- تعارف کردم کرایه تاکسی را بدهم. I offered to pay the fare of the taxi. 18- او بر سر کرایه تاکسی با راننده مشاجره کرد. He got into a dispute over the taxi fare. 19- به دلایلی که حالا یادم نمی آید، مجبور شدیم تاکسی بگیریم. For some reason which escapes me, we had to take a taxi. 20- بعضی از راننده های تاکسی کرایه های خیلی بالایی می گیرند. Some taxi drives charge extortionate rates. 21- بعضی از راننده های تاکسی کرایه های خیلی بالایی می گیرند. We have the largest fleet of taxies in the state. 22- ما بزرگترین ناوگان تاکسی رانی کشور را داریم. We have the largest fleet of taxies in the state. 23- عجله کن! تاکسی بیرون مقابل در ایستاده. Hurry up! The taxi is out front. 24- بار سفرم زیادست، بنابراین مجبورم تاکسی بگیرم. I am loaded down with bags, so I have to take a taxi. 25- بیا یک تاکسی بگیریم و فکر پولش نکنیم! Let’s take a taxi and blow the expense! 26- آخه واسه چی داری بوق می زنی؟ Why on earth are you tooting/ honking your horn? 27- کجا می روید آقا؟ Where to, sir? 28- می خواهم به این آدرس بروم. I want to go to this address. 29- کرایه چقدر است؟ How much is the fare? 30- میشه بگویید کرایه تا هتل تقریباً چقدر میشه؟ Can you tell me roughly how much the fare will be to the hotel? 31- من بیش از دو دلار نمی دهم. I won’t pay more than two dollars. 32- سوار شو. Hop in. 33- ممکنه تاکسی متر را ببینم؟ May I see the taximeter? 34- راننده تاکسی از هتل پورسانت می گیرد. The taxi driver gets a rake- off from the hotel. 35- تو خیابان تاکسی زیاد نیست. There are few taxies in the street. 36- آیا فکر می کنی دلیلش سهمیه بندی بنزین است؟ Do you think it’s because gas has been rationed? 37- من با سهمیه بندی موافقم چرا که این کار سبب صرفه جویی در مصرف انرژی می شود. I am in favor of rationing, because we can save energy this way. 38- دولت در صدد کنترل مصرف سوخت است. The government is trying to rein in fuel consumption. 39- به خودروهای شخصی روزانه ۵/۳ لیتر بنزین یارانه ای و به خودروهای دولتی ۱۰ لیتر داده می شود. Private cars are allowed 3.5 liters of subsidized petrol per day, state-owned vehicles 10 liters. 40- سهمیه وسائط حمل و نق عمومی بیشتر است. Public transportation vehicles have a higher quota. 41- باید مراقب باشی کارت هوشمند سوخت را گم نکنی چون صدور مجدد آن زمان می برد. You should be careful not to lose your fuel smart card, because reissuing take time. 42- سعی می کنم در مصرف سوخت صرفه جویی کنم. I try to economize on fuel. 43- اشکالی ندارد شما کرایه تاکسی را پرداخت کنید؟ Would you mind paying the taxi driver? 44- مثل اینکه کرایه تاکسی ها را باید من بدهم. Sounds like I have to pay for the taxies.
...ادامه
18755
1393/04/14
محمد موجودی ۞ آدرس پرسیدن و آدرس دادن در زبان انگلیسی
● آدرس پرسیدن و آدرس دادن در زبان انگلیسی اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که در هنگام پرسیدن آدرس و دادن آدرس به کار می رود، عنوان شده است. ۱- خانه ات کجاست؟ Where is your house? 2- خانه من خیابان فجر است. My house is on Fajr Street. 3- ممکن است لطفاً آدرس دقیقت را به من بدهی؟ Could you please give me the exact address? 4- من آدرس ثابتی ندارم . I don’t have a fixed address. 5- لطفاًبرایم به این آدرس نامه بفرست. Please write me at this address. 6- اجازه بده آدرست را بنویسم. Please let me jot your address down/write your address down. 7- یک تکه کاغذ داری؟ Have you got a slip of paper? 8- بسیار خوب، خیابان فجر، شماره ۱۶۴٫ Ok, it is 164 Fajr Street. 9- آیا توی یک کوچه بن بست است؟ Is it in a blind alley? 10- نه در خیابان اصلی است. No, it’s on the main street. 11- مقابل بانک است. It’s across from the bank./it’s opposite the bank. 12- پشت مسجد است. It’s behind the mosque. 13- روبروی خانه ام( این طرف خیابان) ایستگاه اتوبوس است. There is a bus stop in front of my house. 14- من باید آدرس آقای اسمیت را به دست بیاورم. I need to get hold of Mr. Smith’s address. 15- ببخشید، ممکنه لطفاً به من بگویید خیابان امام خمینی کجاست؟ Excuse me, could you tell me where Imam Khomeini Street is, please? 16- ببخشید میدان امام از کدام طرف است؟ Excuse me, can you tell me the way to Imam Square? 17- من دنبال کوچه گل ها می گردم. I am looking for Golha Lane/Alley? 18- ببخشید، دارم دنبال یک کتابخانه می گردم. Excuse me; I am trying to find a library. 19- ببخشید، ترمینال اتوبوس/ ایستگاه راه آهن از کدام طرف است؟ Excuse me, can you tell me the way to the bus station/ railway station? 20- چگونه می توانم به مرکز خرید بروم؟ How can I go to the shopping center. 21- ممکنه لطفا من را راهنمایی کنید؟ Would you please guide me? 22- ببخشید؟ میشه کمی آهسته تر صحبت کنید؟ Pardon me? Could you please speak a little more slowly? 23- به خیابان دوم سمت چپ بروید. کنار داروخانه است. Take the second Street on the left. It’s next to the drugstores. 42- دور بزن و وقتی رسیدی به چراغ راهنما بپیچ سمت چپ. Turn round then turn left at the traffic light. 25- سر چهار راه بپیچ سمت راست. Take a right at the junction/ the intersection. 26- سه راه اولی را رد کن بعد برو داخل اولین فرعی دست چپ. Go through the T-junction/T-intersection and then turn into the first side- street on the left. 27- همینطور بروید تا برسید به تقاطع، بعد به چپ بپیچید. Carry on till you get to the crossroads/ intersection then turn left. 28- مستقیم برو تا به یک پیچ برسی. Go straight on till you get a turning. 29- میدان را دور بزن و برو داخل خیابان رُز. Go round the turnabout/ traffic circle and go to Rose Street. 30- این خیابان را برو پایین/ بالا. Go down the Street/ up the Street. 31- مستقیم در امتداد خیابان پایین بروید. به دومین چراغ راهنمایی که رسیدید سمت چپ بپیچید. پیداش می کنید. Go down the Street and turn left at the second stoplight. You can’t miss it. 32- سه تا بلوک برو جلو بپیچ سمت راست. Go three blocks and make a right. 33- وقتی به پل هوایی( روگذر) رسیدی، از یک نفر دیگر بپرس. Ask someone else when you get to the flyover/overpass. 34- همینطور مستقیم دو تا بلوک بروید جلو تا به آنجا برسید. Keep going straight for two blocks and you will run right into it. 35- آیا این خیابان اصلی است؟ Is this the main street? 36- آیا این خیابان یک طرفه است؟ Is this a one-way street? 37- این خیابان بن بست است. This is a dead- end. 38- این خیابان بسته است. This street is block. 39- این ابتدای جاده کمربندی است. This is the beginning of the bypass. 40- چگونه می توانم به جاده کمربندی بروم؟ How can I get to the ring road/ beltway? 41- چگونه می توانم به بزرگراه همت بروم؟ How can I get to Hemmat Dual Carriageway / Divided Highway? 42- آیا اتوبان نزدیک است؟ Is the motorway /freeway near? 43- تا پمپ بنزین بعدی چند کیلومتر راه است؟ How many kilometers is it to the next gas station? 44- زیاد طول می کشد تا به آنجا برسم؟ Will it take me long to get there? 45- خیلی دوره؟ Is it far? 46- نه اصلاً دور نیست. No, it’s no distance at all. 47- نه، حدوداً ۵۰۰ متر راه است. No, it’s about five hundred meters. 48- پیاده خیلی دور است؟ Is it too far to walk? 49- نه پیاده حدوداً ۵ دقیقه راه است. No, it’s about five minutes’ walk. 50-شما ظرف مدت کمتر از ۵ دقیقه آنجا می رسید. You will get there in less than 5 minutes. 51- باید با اتوبوس برم؟ Should I take a bus? 52- نه نیاز نیست با اتوبوس بروید. No, you don’t need to take a bus. 53- خیلی متشکرم. Thanks a lot. 54- خواهش می کنم.
...ادامه
18753
1393/04/14
محمد موجودی ۞ آدرس پرسیدن و آدرس دادن در زبان انگلیسی
● اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی که در هنگام پرسیدن آدرس و دادن آدرس به کار می رود، عنوان شده است. ۱- خانه ات کجاست؟ Where is your house? 2- خانه من خیابان فجر است. My house is on Fajr Street. 3- ممکن است لطفاً آدرس دقیقت را به من بدهی؟ Could you please give me the exact address? 4- من آدرس ثابتی ندارم . I don’t have a fixed address. 5- لطفاًبرایم به این آدرس نامه بفرست. Please write me at this address. 6- اجازه بده آدرست را بنویسم. Please let me jot your address down/write your address down. 7- یک تکه کاغذ داری؟ Have you got a slip of paper? 8- بسیار خوب، خیابان فجر، شماره ۱۶۴٫ Ok, it is 164 Fajr Street. 9- آیا توی یک کوچه بن بست است؟ Is it in a blind alley? 10- نه در خیابان اصلی است. No, it’s on the main street. 11- مقابل بانک است. It’s across from the bank./it’s opposite the bank. 12- پشت مسجد است. It’s behind the mosque. 13- روبروی خانه ام( این طرف خیابان) ایستگاه اتوبوس است. There is a bus stop in front of my house. 14- من باید آدرس آقای اسمیت را به دست بیاورم. I need to get hold of Mr. Smith’s address. 15- ببخشید، ممکنه لطفاً به من بگویید خیابان امام خمینی کجاست؟ Excuse me, could you tell me where Imam Khomeini Street is, please? 16- ببخشید میدان امام از کدام طرف است؟ Excuse me, can you tell me the way to Imam Square? 17- من دنبال کوچه گل ها می گردم. I am looking for Golha Lane/Alley? 18- ببخشید، دارم دنبال یک کتابخانه می گردم. Excuse me; I am trying to find a library. 19- ببخشید، ترمینال اتوبوس/ ایستگاه راه آهن از کدام طرف است؟ Excuse me, can you tell me the way to the bus station/ railway station? 20- چگونه می توانم به مرکز خرید بروم؟ How can I go to the shopping center. 21- ممکنه لطفا من را راهنمایی کنید؟ Would you please guide me? 22- ببخشید؟ میشه کمی آهسته تر صحبت کنید؟ Pardon me? Could you please speak a little more slowly? 23- به خیابان دوم سمت چپ بروید. کنار داروخانه است. Take the second Street on the left. It’s next to the drugstores. 42- دور بزن و وقتی رسیدی به چراغ راهنما بپیچ سمت چپ. Turn round then turn left at the traffic light. 25- سر چهار راه بپیچ سمت راست. Take a right at the junction/ the intersection. 26- سه راه اولی را رد کن بعد برو داخل اولین فرعی دست چپ. Go through the T-junction/T-intersection and then turn into the first side- street on the left. 27- همینطور بروید تا برسید به تقاطع، بعد به چپ بپیچید. Carry on till you get to the crossroads/ intersection then turn left. 28- مستقیم برو تا به یک پیچ برسی. Go straight on till you get a turning. 29- میدان را دور بزن و برو داخل خیابان رُز. Go round the turnabout/ traffic circle and go to Rose Street. 30- این خیابان را برو پایین/ بالا. Go down the Street/ up the Street. 31- مستقیم در امتداد خیابان پایین بروید. به دومین چراغ راهنمایی که رسیدید سمت چپ بپیچید. پیداش می کنید. Go down the Street and turn left at the second stoplight. You can’t miss it. 32- سه تا بلوک برو جلو بپیچ سمت راست. Go three blocks and make a right. 33- وقتی به پل هوایی( روگذر) رسیدی، از یک نفر دیگر بپرس. Ask someone else when you get to the flyover/overpass. 34- همینطور مستقیم دو تا بلوک بروید جلو تا به آنجا برسید. Keep going straight for two blocks and you will run right into it. 35- آیا این خیابان اصلی است؟ Is this the main street? 36- آیا این خیابان یک طرفه است؟ Is this a one-way street? 37- این خیابان بن بست است. This is a dead- end. 38- این خیابان بسته است. This street is block. 39- این ابتدای جاده کمربندی است. This is the beginning of the bypass. 40- چگونه می توانم به جاده کمربندی بروم؟ How can I get to the ring road/ beltway? 41- چگونه می توانم به بزرگراه همت بروم؟ How can I get to Hemmat Dual Carriageway / Divided Highway? 42- آیا اتوبان نزدیک است؟ Is the motorway /freeway near? 43- تا پمپ بنزین بعدی چند کیلومتر راه است؟ How many kilometers is it to the next gas station? 44- زیاد طول می کشد تا به آنجا برسم؟ Will it take me long to get there? 45- خیلی دوره؟ Is it far? 46- نه اصلاً دور نیست. No, it’s no distance at all. 47- نه، حدوداً ۵۰۰ متر راه است. No, it’s about five hundred meters. 48- پیاده خیلی دور است؟ Is it too far to walk? 49- نه پیاده حدوداً ۵ دقیقه راه است. No, it’s about five minutes’ walk. 50-شما ظرف مدت کمتر از ۵ دقیقه آنجا می رسید. You will get there in less than 5 minutes. 51- باید با اتوبوس برم؟ Should I take a bus? 52- نه نیاز نیست با اتوبوس بروید. No, you don’t need to take a bus. 53- خیلی متشکرم. Thanks a lot. 54- خواهش می کنم.
...ادامه
18737
1393/04/14
محمد موجودی ۞ کمی اطلاعات اینترنتی
● ۱- اینترنت چقدر بزرگ است؟! گوگل، تخمین می‌زند که در اینترنت ۵ میلیون ترابایت، اطلاعات وجود داشته باشد که معادل ۵ میلیارد گیگابایت یا ۵ تریلیون مگابایت است. از انجا که مغز انسان ظرفیتی حدود یک تا ۱۰ ترابایت دارد، اگر متوسط ظرفیت مغز را ۵ ترابایت در نظر بگیریم، اینترنت معادل ظرفیت مفز یک میلیون انسان است. بیایید حجم اطلاعات اینترنت را طور دیگری معادل‌سازی کنیم تا تصورش برایمان آسان‌تر شود. یک ترابایت را می‌توان روی ۲۱۲ DVD یا ۴۰ دیسک بلوری blue ray ضبط کرد. به این ترتیب برای ذخیره‌سازی کل اینترنت به یک میلیارد DVD یا ۲۰۰ میلیون دیسک بلوری نیاز داریم! ۲-میزان دسترسی به اینترنت: ۲۶٫۶ درصد از جمعیت دنیا به اینترنت دسترسی دارند. البته در قاره‌ها و مناطق مختلف میزان دسترسی به اینترنت متفاوت است. در آمریکای شمالی سه چهارم مردم، در استرالیا و اقیانوسیه ۶۰ درصد، در اروپا، پنجاه درصد، در آمریکای لاتین و منطقه حوزه کارائیب، ۳۲ درصد، در خاورمیانه ۲۹ درصد، در آسیا ۲۰ درصد و در آفریقا ۸ درصد مردم به اینترنت دسترسی دارند
...ادامه
18732
1393/04/14
محمد موجودی ۞ 3 نصیحت لقمان به فرزندش
● روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی. - اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! - دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی. - و سوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی. پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟ لقمان جواب داد: - اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد. - اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهنرین خوابگاه جهان است. - و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری و آن وقت بهترین خانه های جهان مال توست
...ادامه
18722
1393/04/14
محمد موجودی ۞ خاموش کردن کامپیوتر به صورت خودکار
● آیا تا به حال به این فکر افتاده اید که چگونه میشه که کامپیوتر بعد از مدت زمانی خودش خاموش بشه؟ اگه دوست دارید این ترفند رو یاد بگیرید.کافی است که مطالب زیر رو بخونید. 1-از منوی استارت run را انتخاب کنید. 2-دستور shutdown -s -t 500 را تایپ و یا کپی کنید.وok کنید.(ویا از صفحه کلید کلید enter را بفشارید) خوب....به همین راحتی تمام شد. فقط دقت کنید که عدد 500 در دستور بالا نشان دهنده ی این است که کامپیوتر شما پس از 500 ثانیه خاموش می شود شما هم می تونید اون رو مطابق میل خود بیشتر و یا کمتر کنید. اگر هم از خاموش کردن کامپیوتر پشیمان شدید می تونید با این دستور shutdown -a رو در قسمت run تایپ و یا کپی کنید تا خاموش کردن خودکار کامپیوتر را لغو کنید.
...ادامه
18721
1393/04/14
محمد موجودی ۞ ایجاد فایل و پوشه بدون نام در ویندوز
● هنگامی که شما به صورت معمولی یک پوشه را تغییر نام می دهید اگر هیچ عبارتی را در کادر تغییر نام وارد نکنید فایل و یا پوشه شما نام اولی خود را می گیرد شاید شما هم مانند من دوست داشته باشید که بدونید چگونه می توان هیچ نامی را وارد نکرد و فایل و یا پوشه ای بدون نام ایجاد کنید،برای اینکار شما کار دشواری در پیش ندارید و فقط لازم است که به ترفند ساده ی زیر را به کار بگیرید. برای اینکار دو راه بسیار شبیه به هم و ساده وجود دارد که ما در زیر به آنها اشاره می کنیم و شما با استفاده از هرکدام از این ترفند ها می توانید یک فایل،پوشه و.... بدون نام در کامپیوتر خود داتشته باشید، روش اول:روی فایل و یا پوشه ی مورد نظر راست کلیک کرده و Rename را انتخاب کنید،حال کلید Alt را از صفحه کلید نگه داشته و از اعداد سمت راست 0160 را تایپ نمایید و Enter کنید.خواهید دید که به همین سادگی فایل و یا پوشه ی مورد نظر شما بدون نام شده است. روش دوم:این روش هم تغیریباٌ همان روش اول است ولی ما برای اینکه بدونید این رو هم برای شما در میگم،در این روش شما همان کارهایی را که در روش اول کرده اید اینجا هم انجام بدهید ولی به جای عدد0160 می توانید عدد 285 را وارد کنید. یادم رفت که بگم شما می توانید فایل و یا پوشه ی بدون نامی را که ایجاد کرده اید.بر روی گوشه و یا فلش و ... ارسال کنید که به همین صورت بدون نام باقی می ماند.
...ادامه
18720
1393/04/14
محمد موجودی ۞ ویندوز را به خواب زمستانی ببرید
● آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده که در حال کار با کامپیوتر، ناگهان کار مهمی برایتان پیش بیاید و مجبور باشید به مدت طولانی کامپیوتر را ترک کنید ، در صورتی که به برنامه ها و پنجره های باز شده نیاز دارید و نمی توانید کامپیوتر را خاموش کنید . در این صورت چه کاری باید انجام دهیم. یکی از راه ها Stand Byکردن است اما روش مناسبی نیست زیرا با رفتن برق و یا ریست شدن سیستم تمام برنامه ها و صفحات باز، بسته می شوند و ممکن است اطلاعاتتان از بین برود. بهترین و مطمئن ترین روش Hibernate کردن ویندوز است.با اصطلاح بردن به خواب زمستانی در این روش شما می توانید سیستم را خاموش کنید بدون آنکه پنحره و یا برنامه ای بسته شود، بخصوص اینکه وقتی سیستم را روشن می کنید ویندوز دقیقا به همان حالتی که سیستم را خاموش کرده اید بر می گردد. روش کار : ابتدا وارد کنترل پنل شده روی قسمت Power Option کلیک کنید سپس به تب Advanced رفته و آنجا هم کلید کنید و در قسمت Power Buttons از منوی اول گزینه Hibernate را انتخاب نمایید. حال برای رفتن به حالا hibernate از منوی Start گزینه Shutdown را انتخاب کنید و سپس کلید Shift را نگه دارید . در این حالت متوجه خواهید شد که عبارت Stand By به عبارت Hibernate تغییر خواهید کرد.سپس روی آن کلید کنید. و ویندوز را به خواب زمستانی ببرید و نگران بسته شدن برنامه ها ی در حال اجرای خود نباشید.
...ادامه
18711
1393/04/14
محمد موجودی ۞ جلسه گفتگو در خواستگاري
● يكي از شیوه های شناخت فرد مقابل برای ازدواج، گفتگو با اوست. برای شناخت بهتر و بیشتر شخص مقابل پیشنهاد می شود: اولا تا جایی که امکان دارد، مدیریتی صورت بگیرد تا به بهانه هاي مختلف شخص مقابل بیشتر حرف بزند، چون هر چقدر شخص بیشتر صحبت کند، شناخت ما از او بیشتر خواهد شد، و هر قدر که کمتر سخن بگوید، ابهامات ما بیشتر خواهد بود، چرا که؛ تا مرد سخن نگفته باشد***عیب و هنرش نهفته باشد ثانیا از سوالات معکوس بیشتر بهره بگیریم. طرح سوال می تواند به دو شیوه صورت بگیرد: - سوال مستقیم - سوال معکوس سوال مستقیم همان طور که از نامش پیداست؛ یعنی این که موضوع مورد نظر را به شکل شفاف از شخص مقابل بپرسیم و منتظر جواب وی بمانیم. مثلا در مورد ادامه تحصیل، اگر این گونه بپرسیم که «آیا شما با ادامه تحصیل همسرتان موافقید؟» سؤال ما از وی سؤالی مستقیم است. اما اگر این گونه بپرسیم « در صورتی که همسر آینده شما فردی باشد که به تحصیل و یا ادامه آن اهمیت ندهد، برای شما مهم است؟» سؤال شما سؤالی معکوس است. سؤالات معکوس این خوبی را دارد که چون شخص مقابل دقیقا از نظر گوینده خبر ندارد، پاسخ وی با واقعیت نزدیک تر خواهد بود.[1] پی نوشت : 1. سايت گفتگوي ديني، بخش مشاوره
...ادامه
18710
1393/04/14
محمد موجودی ۞ نمونه اى از مناجات امام سجاد
● محمد بن ابى حمزه مى گويد: پدرم گفت : امام سجاد را در يكى از شبها در كنار كعبه ديدم كه نماز مى خواند، قيام نماز را طول داد، به گونه اى كه ديدم گاهى بر پاى راستش تكيه مى داد، و گاهى بر پاى چپش تكيه مى داد، سپس شنيدم مانند گريان مى گفت : « اى آقاى من ! آيا مرا عذاب كنى ، با اينكه حب تو در قلبم هست ، سوگند به عزتت اگر چنين كنى ، مرا در قيامت با مردمى محشور كنى كه دير زمانى به خاطر تو با آنها دشمنى كرده ام .» کافی، ج2، ص 405باب نادر ايضا بعد از « باب فى تفسير الذنوب»، حديث 2.
...ادامه
18678
1393/04/11
محمد موجودی ۞ قوى ترين انسان
● روزى پيامبر اسلام از محلى مى گذشت ، مشاهده كرد گروهى از جوانان سرگرم مسابقه وزنه بردارى هستند. آنجا سنگ بزرگى بود كه هر كدام آن را به قدرى توانايى خود بلند مى كردند. رسول خدا پرسيدند: چه مى كنيد؟ گفتند: - زورآزمايى مى كنيم تا بدانيم كدام يك از ما نيرومندتر است ؟ فرمود: مايليد من بگويم كدامتان از همه قويتر و زورمندتر است ؟ عرض كردند: بلى ! يا رسول الله . چه بهتر كه پيامبر سلام بگويد چه كسى از همه قويتر است ؟ پيامبر اسلام فرمود: از همه نيرومندتر كسى است كه هرگاه از چيزى خوشش آمد علاقه به آن چيز او را به گناه و خلاف حق وادار نكند و هرگاه عصبانى شد طوفان خشم او را از مدار حق خارج نكند. كلمه اى دروغ يا دشنام بر زبان نياورد و هرگاه قدرتمند گشت به زياده از اندازه حق خود دست درازى نكند.
...ادامه
18589
1393/04/09
مي مي ۞ بي بي
● براي جستجو شماره ژيام كافي نيست محتوي ژيام مهمه مطلبي در مورد فلش ترنسند كه قبلا يكي از همكاران نوشته بودن نتونستم ژيدا كنم .حالا اگر همكاران شماره ژيامش دارن لطف كنن يا همكار مربوطه دوباره رفع عيب فلش ترنسند دوباره لطف كنن
...ادامه
18573
1393/04/08
شاهين فرخي ۞ فايل راهنمايي مشتركين
● با سلام چون اين قسمت امكان ارسال فايل را ندارد و يكي از همكاران بنام جناب آقاي موجودي قبول زحمت فرمودند كه فايل كار با سيستم هاي adslيا راهنمايي مشتركين در اين ارتباط را در وبلاگ خودشان به آدرس www.adsl.blogfa.com به اشتراك بگذرانند .دوستاني كه مايلند از اين فايل استفاده كنند به اين وبلاگ مراجعه كنند. با تشكر فرخي
...ادامه
18563
1393/04/08
محمد موجودی ۞ فضيلت ميهمان بر ميزبان
● محمّد بن قيس حكايت كند: روزى در محضر مبارك امام جعفر صادق نام گروهى از مسلمانان به ميان آمد و من گفتم: سوگند به خدا، من شب ها شام نمى خورم، مگر آن كه دو يا سه نفر از اين افراد با من باشند؛ و من آن ها را دعوت مى كنم و مى آيند در منزل ما غذا مى خورند. امام صادق به من خطاب كرد و فرمود: فضيلت آن ها بر تو بيشتر از فضيلتى است، كه تو بر آن ها دارى . اظهار داشتم: فدايت شوم، چنين چيزى چطور ممكن است در حالى كه من و خانواده ام خدمتگذار و ميزبان آنها هستيم و من از مال خودم به آن ها غذا مى دهم و پذيرائى و انفاق مى نمايم !! حضرت صادق فرمود: چون هنگامى كه آن ها بر تو وارد مى شوند، از جانب خداوند همراه با رزق و روزى فراوان ميهمان تو مى گردند و زمانى كه خواستند بيرون بروند، براى تو رحمت و آمرزش به جا خواهند گذاشت . محجّة البيضاء: ج 3، ص 33.
...ادامه
18554
1393/04/08
محمد موجودی ۞ هلال ماه رمضان
● امام باقر: إِذَا طَلَعَ هِلَالُ شَهْرِ رَمَضَانَ غُلَّتْ مَرَدَةُ الشَّيَاطِينِ وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاء. الکافی ،ج4،ص67 هنگامی که ماه رمضان حلول می کند ابلیسیان در زنجیر می شوند و درهای آسمان گشوده می شود.
...ادامه
18501
1393/04/07
محمد موجودی ۞ فوايد گريه كودكان
● امام صادق(ع): اى مفضل! از منافع گريه كودكان نيز آگاه باش . بدان كه در مغز كودكان رطوبتى است كه اگر در آن بماند بيماري ها و نارسايي هاى سخت و ناگوار به او رساند؛ مانند نابينايى و جز آن. گريه آن رطوبت را از سر كودكان سرازير و بيرون مى كند و بدين وسيله سلامتى تن و درستى ديده ايشان را فراهم مى آورد. پدر و مادر از اين راز آگاه نيستند و مانع آن مى شوند كه كودك از گريه اش سود ببرد. اينان همواره در سختى مى افتند و مى كوشند كه او را ساكت كنند و با فراهم كردن خواسته هايش از گريه بازش دارند، ولى نمى دانند كه گريه كردن به سود اوست و سرانجام نيكى پيدا مى كند. بدين ترتيب چه بسا كه در اشيا، منافعى نهفته باشد كه معتقدان به اهمال و بى تدبيرى در كار عالم از آن غافل اند و اگر مى دانستند، هيچ گاه نمى گفتند كه فلان چيز بى ثمر است ؛ زيرا آنان از اسباب و علل آگاه نيستند. براستى هرچه را كه منكران نمى دانند عارفان مى بينند. چه بسيار است چيزهايى كه دانش اندك آفريدگان از آن كوتاه و خالق آفرينش با دانش بى پايانش از آن آگاه است . قداستش عظيم و كلمه اش والاست. و اما آبى كه از دهان كودكان سرازير مى شود و خارج مى گردد، رطوبتى است كه اگر در بدنهايشان بماند، آثار وخيمى بر جاى مى گذارد. چنانكه دانى گاه كه رطوبت بدن چيره مى شود (و بر ديگر عناصر، غلبه مى كند) شخص، دچار كودنى، ديوانگى، كم عقلى، فلج و لقوه و جز آن مى گردد. خداوند جل و علا تدبير چنان نمود كه اين رطوبت در دوران كودكى از دهانشان بيرون رود و در بزرگى از سلامت تن برخوردار گردند. بدين ترتيب ، پروردگار به خاطر نادانى آفريدگان بر آنان منت نهاد و تفضل نمود. اگر اينان از داده ها و نعمتهاى بى شمار او آگاه بودند. هيچ گاه در معصيت و لغزش از فرمانش فرو نمى افتادند. پاك و منزه خدايى كه چه بزرگ است نعمتهاى او بر مستحقان و ديگر آفريدگان ! و چه والاتر است از آنچه باطل گرايان مى پندارند.[1] پی نوشت : 1. رک: کتاب توحید مفضل ازامام صادق (ع)، نشر جمال، قم. توحيد مفضل (شگفتي هاي آفرينش)،مفضل بن عمرترجمه : نجفعلي ميرزايي
...ادامه
18500
1393/04/07
محمد موجودی ۞ روش اس‌کيو ۴آر
● يکي از روش‌هاي موفق بهبود مطالعه و يادگيري روش اس‌کيو ۴آر(SQ4R) ، از حروف اول کلمات زير تشکيل يافته است: review, recite, reflect, read, question, (scan) survey. در بعضي منابع ، در مرحله نخست اين روش به جاي survey (خواندن اجمالي) يا scan (ديد زدن)، preview (پيش‌خواني) را مورد استفاده قرار داده‌اند که در اين صورت علامت اختصاري آن مي‌شود PQ4R (پي‌کيو ۴آر).يا روش پس ختام است. اس‌کيو ۴آر از حروف اول شش مرحله آن تشکيل يافته است: پيش‌خواني، سؤال، خواندن، تفکر، از حفظ گفتن، مرور کردن. 1. پيش‌خواني: اگر مي‌خواهيد مطالب کتابي را ياد بگيريد، نخست تمام آن کتاب را يک بار از رو بخوانيد تا يک برداشت کلي از موضوع‌ها و قسمت‌هاي مهم آن کسب نمائيد. اين خواندن اجمالي يا پيش‌خواني مي‌تواند شما را در يک سازمان‌دهي به مطالب، مثلاً ايجاد نوعي ساخت سلسله مراتبي براي آنها، کمک نمايد. مطالبي که لازم است در پيش‌خواني فصل‌هاي يک کتاب مورد توجه قرار گيرند عبارتند از مقدمه يا توضيحات مقدماتي، هدف‌ها، تيترهاي اصلي و فرعي، خلاصه، و جملات مقدماتي يا جملات موضوعي پاراگراف‌ها. در رابطه با اثربخشي پيش‌خواني گفته شده است همه اقدامات فوق به فعال شدن طرحواره‌هاي يادگيرنده کمک مي‌کنند. بنابراين، يادگيرنده خواهد توانست متن فصل موردنظر را که بعد از پيش‌خواني به‌طور کامل مطالعه مي‌کند تفسير نمايد و به ‌ياد بسپارد . 2. سؤال:براي هر قسمتي يا فصلي از يک کتاب که مي‌خوانيد در رابطه با هدفي که از مطالعه داريد سؤال‌هائي را طرح نمائيد. يکي از راه‌هاي انجام اين کار اين است که عناوين را به سؤال تبديل کنيد. مثلاً در رابطه با فصل موجود مي‌توان پرسيد که روش پس‌ختام چيست؟ يا چگونه مي‌توان فصلي از يک کتاب را پيش‌خواني کرد؟ سؤال‌هاي خود را با کلمات چگونه، چه ‌کسي، چرا، چه ‌چيزي بسازيد. 3. خواندن:در اين مرحله، مطلب يا موضوع را بخوانيد، به هنگام مطالعه سعي کنيد سؤال‌هائي را که مطرح کرده‌ايد جواب دهيد. توجه خود را به انديشه‌هاي اصلي، جزئيات مؤيد انديشه‌هاي اصلي، ساير اطلاعاتي که به هدف‌هاي خواندن شما مربوط‌ هستند معطوف سازيد. در صورت لزوم، سرعت خواندن خود را متناسب با سهولت و پيچيدگي متن تغيير دهيد. 4. تفکر:سعي کنيد با تفکر درباره مطالبي که مي‌خوانيد آنها را بفهميد و به آنها معني بدهيد. براي اين منظور مي‌توانيد کارهاي زير را انجام دهيد: - آنچه را که مي‌خوانيد با مطالبي که از قبل ياد گرفته‌ايد ربط دهيد. - نکات فرعي را به مطالب اصلي پيوند دهيد. - بکوشيد تا تناقضات موجود را حل نمائيد. - با استفاده از اطلاعاتي که مي‌خوانيد مسائل طرح شده را جواب دهيد. مهم‌ترين اصل زيربناي تفکر در جريان مطالعه بسط معنائي است. يکي از راهبرهاي مهم به ‌يادسپاري بسط و گسترش مطالب است. ما به ‌کمک بسط معنائي به‌ مطالبي که مي‌خوانيم شاخ و برگ مي‌دهيم و بدين وسيله آنها را معني‌دار مي‌سازيم و لذا بهتر به‌ خاطر مي‌سپاريم. 5. از حفظ گفتن:پس از خواندن هر قسمت، سعي کنيد مطالب مهم آن را به ‌ياد آوريد و براي خود بازگو کنيد. ضمن اين کار به سؤال‌هائي که طرح کرده‌ايد پاسخ دهيد. از حفظ گفتن به شما کمک مي‌کند تا بر درک خود نظارت کنيد و از اين طريق به شما معلوم مي‌گردد که چه قسمت‌هائي را خوب ياد نگرفته‌ايد و بايد آنها را از نو بخوانيد. 6. مرور کردن: وقتي که خواندن تمام کتاب يا کل مطلب را به‌پايان رسانديد، آن را مرور يا بازبيني کنيد. بهترين راه مرور کردن اين است که بکوشيد تا، بدون مراجعه به‌ متن، سؤال‌هاي مهم را جواب دهيد. قسمت‌هائي را که نتوانستيد به سؤال‌هاي آنها جواب دهيد دوباره بخوانيد. دوباره خواندن نوعي مرور کردن است. اما اين کار براي همهٔ کتاب ضروري نيست، سعي در جواب دادن به سؤال‌هاي اساسي بهترين راه مرور کردن است. راهبردِ از حفظ گفتن را براي فصل‌هاي کتاب و راهبردِ مرور کردن را براي کل کتاب به‌کار بنديد. پی نوشت : 1. سايت گفتگوي ديني، بخش مشاوره
...ادامه
18499
1393/04/07
محمد موجودی ۞ آشنائی با روحیه شهدا
● محکمه خون شهدا محکمه ی عدلی است که ما را در آن به محاکمه می کشند. شهید سید مرتضی آوینی شهید رنجبر همیشه در موقع صبحگاه یا مانور، یا راهپیمایی های طولانی، جلوی همه ی بچه ها حرکت می کرد. او پشت پیراهن خود با ماژیک نوشته بود: «جایی که دشمن هرگز نخواهد دید». او فرمانده ی دسته ی ما بود. شهید رنجبر منبع : سایت صبح
...ادامه
18426
1393/04/03
شاهين فرخي ۞ استفاده از اي دي اس ال
● با سلام اينجانب راهنمايي استفاه از اينترنت ADSL را طراحي كرده ام ولي متاسفانه اين سمت فايل پيوست يا اتچ ندارد كه ارسال نماييد
...ادامه
18332
1393/04/01
محمد موجودی ۞ تبلیغ دین
● پیامبر: لَأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ بِكَ رَجُلًا وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا. منیه المرید، ص 101 اگر خدا یک نفر را به دست تو هدایت کند برای تو از دنیاو آنچه در دنیاست بهتراست.
...ادامه
18330
1393/04/01
محمد موجودی ۞ تفاهم زن و مرد
● سؤال: تفاهم زن و مرد در زندگی به چه معناست آیا می شود گفت شناخت بیشتر زن و مرد از هم، باعث تفاهم بیشتر آنها می شود؟ پاسخ: بله. تفاهم بر خلاف تصور خیلی‌ها همین است. خیلی ها تصور می کنند تفاهم یعنی اینکه زن و مرد مثل هم بشوند. و زن مرد بشود و مرد زن بشود. معنی تفاهم یعنی درک اختلافات و تفاوت ها و انطباق. این همان چیزی است که دکتر گری در مردان مریخی و زنان ونوسی می گوید. آقای محترم شما یک موجود مریخی هستی و خانم شما هم ونوسی هستی. شما با هم تفاوت هایی دارید و بنا هست در سیاره ی سومی بنام زمین زندگی کنید. لازم نیست عین هم بشوید. تفاهم معنایش این نیست که مثل هم بشوید. شما با همین تفاوت ها کنار هم زندگی کنید و همدیگر را درک کنید. این تفاهم است. شما می بینید زن و مردی که چند سالی کنار هم زندگی می کنند، تفاهم شان بیشتر می شود. معنایش این نیست که این ها مثل هم شده اند. معنایش این است که این ها درک کرده اند و آرام آرام بدست آورده اند. من در تجربیاتی که دارم دریافته ام، فرزندانی که در خانواده هایی بوده اند که تک جنسی بوده اند. مثلا خواهر نداشته اند و همه پسربوده اند و یا برادر نداشته اند و همه دختر بوده اند ، در زندگی زناشویی دیرتر به تفاهم می رسند. زیرا جنس مخالفی در خانه نبوده است تا ببینند و روحیات آنها را درک کنند تا برای آینده زمینه سازی بشود. آنهایی که در خانه از دو جنس بوده اند زودتر به تفاهم می رسند. این ها را در سایت شبکه که به صورت نوشتاری و فایل های صوتی هست، جست وجو کنید و دنبال کنید. زیرا این ویژگی تفاوت های زن و مرد خیلی مهم است.[1] پی نوشت : 1. حسين دهنوي، برنامه گلبرگ زندگي، شبكه
...ادامه
18317
1393/03/31
محمد موجودی ۞ وقتى امر خدا آمد تسلیم هستیم
● چند نفر خدمت حضرت باقر) ع (رسيدند ديدند يكى از فرزندانش مريض است امام خيلى ناراحت و افسرده است و قرار ندارد. با خود گفتند اگر پيش آمدى بكند ميترسيم كه با وضع ناجورى روبرو شويم. اتفاقا چيزى نگذشت كه صداى ناله و فرياد از ميان خانه بلند شد ديدند امام آمد ولى گشاده رو بر خلاف وضعى كه قبلا داشت. عرض كردند فدايت شويم ما ميترسيديم كه اگر چنين اتفاقى بيفتد شما را در يك افسردگى ببينيم كه ما هم افسرده شويم فرمود ما دوست داريم عافيت و سلامتى را براى كسى كه او را دوست داريم ولى وقتى امر خدا آمد تسليم در مقابل فرمان خدا هستيم. زندگانى امام سجادو امام محمد باقر، ترجمه بحار الانوار الأنوار ،ص:212
...ادامه
18172
1393/03/26
محمد موجودی ۞ چند ترفند ساده برای تقویت حافظه
● چند ترفند ساده برای تقویت حافظه یکی از بزرگترین ترس‌های انسان هنگام افزایش سن، ترس از ابتلا به بیماری الزایمر است که در عصر حاضر، گسترش رو به رشد داشته است. این بیماری رایج‌ترین شکل زوال عقل است. آلزایمر یک بیماری عصبی است که پیشرونده و برگشت ناپذیر است. این بیماری باعث تغییر رفتار، شخصیت، پاکسازی و مختل سازی حافظه و تفکر در فرد بیمار می‌شود. پزشکان شانس ابتلا به بیماری آلزایمر را تا حدی ژنتیکی می‌دانند، اما پژوهش‌های حاضرتاثیر شیوه زندگی و عواملی چون رژیم غذایی و ورزش را در این بیماری بسیار مهم می‌دانند. به عبارت دیگر، شما می‌توانید با اصلاح روش زندگی چون؛ تغذیه، فعالیت فکری‌ و انجام ورزش‌های سبک به جنگ این بیماری بروید. در اینجا چند ترفند جالب وجود دارد که در این راه به شما کمک شایانی خواهد کرد. با انجام آنها، نتیجه مطلوب را احساس خواهید کرد. ترفند اول؛ نوشتن وخواندن؛ بسیار بخوانید و بنویسید. بلند بخوانید، با تغییر صدا و به جای شخصیت‌های کتاب یا نویسنده بخوانید. خاطرات روزانه و… را بنویسید. از مطالبی که دوست دارید نت بردارید. مطلب را با دقت به کلمات و با احساس‌های متفاوت بخوانید. هر چیزی را که دوست دارید و می‌خواهید؛ بخوانید و بنویسید. نوشتن و خواندن یکی از بهترین فعالیت‌های تقویت و افزایش حافظه است. ترفند دوم؛ با هر دستی که عادت به مسواک ‌زدن دارید، از امشب با آن یکی دست مسواک بزنید. مثلا اگر با دست راست مسواک می‌زنید، از امشب مسواک را با دست چپ گرفته و مسواک بزنید. ترفند سوم؛ یک تصویر یا یک عکس خانوادگی و حتی یک وسیله الکترونیکی را به دقت نگاه کرده بعد با چشم‌های بسته شروع به توصیف آن کنید ترفند چهارم؛ اگر همیشه عادت به یک دوش گرفتن ساده دارید، از این پس یک حمام‌ درست و حسابی و سنتی را تجربه کنید. ترفند پنجم؛ اگر هر روز با ماشین سرِ کار می‌روید، گاهی این عادت را تغییر دهید. کمی از مسیر را پیاده و بقیه را با اتوبوس به محل کار خود بروید. ترفند ششم؛ به روی میز کار خود نگاهی بیندازید، حالا جای همه چیز را عوض کنید. مثلا جامدادی را به جای تراش رومیزی بگذارید. همچنین می‌توان این کار را با تغییر جای وسایل آشپزخانه انجام داد. ترفند هفتم؛ اگر سوار آسانسور می‌شوید، چشم ها را ببندید و سعی کنید دکمه طبقه مد نظر خود را فشار دهید. البته قبل از فشار دادن چشم هایتان را باز کنید تا اشتباها به طبقه دیگری نروید. ترفند هشتم؛ در زمان استراحت، زنگ تفریح کار یا کلاس، به جای نشستن و خوراکی خوردن، از جای خود بلند شوید کمی قدم بزنید و هوای تازه استنشاق کنید. ترفند نهم؛ اگر روی میزکار یا طاقچه و دکور منزلتان عکس یا ساعت رومیزی دارید، آنها را وارونه بگذارید. ترفند دهم؛ سعی کنید به جای نگاه‌ کردن به غذا، از بو یا مزه آن پی ببرید که درون بشقابتان چه غذایی وجود دارد. با چیز‌های دیگر هم می‌توانید همین کار را بکنید، همین حدس زدن یکی از تمرین‌های خوب برای تقویت حافظه است. ترفند یازدهم؛ سرگرمی تازه‌ای برای خود انتخاب کنید. عادات سرگرمی روزمره خود را با انتخاب‌های جالب هر چند متفاوت و گذرا تغییر دهید. ترفند دوازدهم؛ با حضور فعال، با دقت گوش کرده و نگاه کنید. به عبارتی در لحظه حضورآگاهانه داشته باشید. هنگامی که تلویزیون تماشا می‌کنید، واقعا با تمام حضور تماشا کنید. هنگامی که با دوستی صحبت می‌کنید، واقعا و با وجود به او گوش دهید. هنگامی که به خبری گوش می‌دهید، دقیقا بشنوید که چه می‌گوید و… در این گونه دیدن و شنیدن حتما برای شما “سوال” پیش خواهد آمد، در غیر این صورت ذهن شما در جای دیگری سیر کرده است. ترفند سیزدهم: باغبانی هم به شما در تمرکز و تقویت حافظه کمک بسیار می کند. برای این کار از یک یا دو گلدان هم شروع کنید خوب است. شما می توانید به مرور زمان، سبزی‌جات مورد نیاز تان را پرورش دهید. ترفند چهاردهم؛ بازی با کلمات، حل جدول، حل معما، طرح چیستان، شبیه سازی و… به طور کل بازی به صورت جمعی بسیار شادی بخش و ذهن را به فعالیت وادار می‌کند. ترفند پانزدهم؛ برای شانه‌ زدن نیز همان تمرینی را که برای مسواک زدن گفتیم انجام دهید. یعنی با هر دستی که عادت به شانه زدن داشتید، تغییر دهید. ترفند شانزدهم ؛ حفظ کردن، شعر، داستان، متن فیلم، لغات، یک ترانه، فرمول، گوش دادن به موسیقی موسیقدانان بزرگ، یادگیری یک ترفند و… همه کمک شایانی به تقویت و فعالیت ذهن و حافظه شما می‌کند. ترفند هفدهم؛ گاهی اوقات در منزل با چشمان بسته کار کنید. مثلا،سعی کنید جای اشیاء را با چشم بسته پیدا کنید، مواد اولیه غذا را با چشم بسته شسته، پوست کنده و خرد کنید…با چشم بسته وسایل را به سر جای اول برگردانید…. ترفند هجدهم؛ چشم‌ها را ببندید. از توی کیف و جیب خود دسته کلید را بردارید. حالا بدون این که چشم‌های خود را باز کنید، سعی کنید کلید را داخل قفل قرار داده و در را باز کنید. ترفند نوزدهم ؛ هر آنچه که باعث شادی شما هر کار و فعالیتی که منجر به شادی درونی شما می‌شود، انجام دهید. البته اگر جمعی باشد، بهتر است. احساس شادی برای کارایی بدن بخصوص ذهن بسیار مفید است. ترفند آخر؛ تکرار، تکرار و تکرار است. شماره تلفن، شعر، داستان، نام فرد و… تنها با تکرار است که در حافظه خواهد ماند. بنابراین؛ هر چیزی را که می خواهید وارد حافظه کنید، مدام تکرار کنید. انتخاب کلمات برای تکرار بسیار مهم هستند. کلمات شما باید جذاب، زیبا و از نظر شما خوشایند باشند.
...ادامه
18144
1393/03/25
محمد موجودی ۞ وقتی دیسک کمر آسیب ببیند
● ورزش منظم مانند ورزش‌های صبحگاهی، پیاده‌روی و شنا در جلوگیری از بروز دیسک کمر مناسب است؛ چرا که این ورزش‌ها به تقویت عضلات کمر و پشت کمک می‌کند. کمردرد ۸۰ درصد افراد در زندگی خود دچار کمر درد می‌شوند. شایع‌ترین علت قابل تشخیص کمردرد، دیسک کمر است. این بیماری زیان اقتصادی بسیاری اعم از دست دادن ساعات کاری و غیره را برای فرد به ارمغان می‌آورد. علت‌های متفاوتی برای کمردرد وجود دارد. این علل ممکن است خارج از ستون فقرات و حتی علت‌هایی باشد که منشا ستون فقرات و شامل صدمات استخوانی و تومورها باشند. ستون فقرات از یک سری مهره‌ها تشکیل شده است که از نظر آناتومیک شامل سه قسمت مهره‌های گردنی (۷ مهره)، مهره‌های پشت (۱۲ مهره) و ۵ مهره کمر می‌باشد. ‌از آنجا که مهره‌های گردن و کمر بیشترین حرکت را دارند، بنابراین به صورت خود به خودی گردن و کمر عمده‌ترین دیسک‌ها را تشکیل می‌دهند و در دو مهره پایین کمر و ۳ مهره گردن که بیشترین حرکت را دارند صدمه بیشتری به آنها وارد می‌شود. یک دیسک دارای یک قسمت بیرونی شامل الیاف فیبروز و یک هسته ژلاتینی مرکزی است که این هسته ژلاتینی خاصیت خون رسانی در بالغین را ندارد و با افزایش سن، آب داخل آن کم می‌شود و در نتیجه در MRI ، رنگ دیسک را سیاه‌تر نشان می‌دهد. استفاده از صندلی مناسب در محیط کار و نشستن صحیح و دقت هنگام بلند کردن اجسام سنگین، از توصیه‌های بهداشتی مهم برای کاهش بروز دیسک کمر هستند این عارضه کاملا طبیعی بوده و در اثر افزایش سن به این شکل در آمده است که هیچ جای نگرانی نیست، چرا که بعضا برخی بر این باورند که این رنگ سیاه دیسک خطرناک بوده و باید سریعا عمل جراحی بر روی آن صورت گیرد. دیسک بصورت بالشتک بین دو مهره عمل می‌کند و ضربات وارده را با حالتی بالشتکی که دارد بین ستون فقرات پخش می‌کند، بنابراین هر چه در تعادل دیسک اختلال بوجود آید و به قسمت ژلاتینی فشار وارد شود باعث می‌شود الیاف فیبروز نتوانند هسته ژلاتینی را در خود نگه دارند و در نتیجه دیسک به سمت بیرون برجسته می‌شود. در نهایت، بیماران به طور طبیعی با علامت دردهای تیرکشنده از ناحیه کمر به سمت لگن، پا و اندام تحتانی به پزشک مراجعه می‌کنند. این درد از نظر پزشکی درد مکانیکال بوده که در زمان خوابیدن، راه رفتن و ایستادن بروز می‌کند. فشاری که هنگام نشستن به کمر وارد می‌شود، برابر فشاری است که هنگام ایستادن به مهره‌های کمر وارد می‌شود. از آنجا که درد دیسک کمر، درد مطلقی نیست، بنابراین در اکثر موارد در بیماران اختلال حس در پا ایجاد می‌شود و بیماران از سوزن سوزن، گزگز، مور مور و سرمای غیرعادی در پا شکایت دارند. این بیماران به لحاظ کاهش قدرت پا و اختلال حس پا نمی‌توانند در قسمت مچ پا به سمت بالا حرکت کنند، لذا توصیه می‌شود به محض مشاهده اختلال در قدرت پا به پزشک مراجعه نمایند؛ چرا که این علامت خطرناکی است و باید کمتر از ۲۴ ساعت عمل جراحی صورت گیرد که در غیر این صورت بیمار بهبود نمی‌یابد. استراحت اولین گام در درمان دیسک کمر است. این بیماران باید چند روز به صورت مطلق همراه با مصرف دارو استراحت کنند. بعضا بیماران به منظور درمان، از مصرف داروهای مسکن و ضد التهاب اجتناب می‌کنند، در حالی که باید جهت کاهش دردهای عصبی و بهبودی سریع‌تر و کامل‌تر از این داروها استفاده شود. بهبود نیافتن دیسک با استراحت، شروع شدن کمردرد بلافاصله با آغاز فعالیت روزانه پس از استراحت،‌ اختلال در حرکت پا و قدرت عضلانی اندام تحتانی را می توان از موارد نیازمند به عمل جراحی عنوان کرد. دیسک مهره ها بعضا گاهی دیسک‌ها به جای بیرون زدگی، به سمت مرکز زده شده و سبب فشار به نخاع می‌شود که می‌تواند بدترین عوارض را که باعث عدم کنترل ادرار و مدفوع می‌شود را در پی داشته باشد. در نتیجه این عارضه اورژانسی بوده و باید سریعا تحت عمل جراحی صورت گیرد. MRI بهترین وسیله تشخیص آسیب دیسک کمر است، ولی از آنجا که MRI برای بیماران پرهزینه است بنابراین کمتر برای بیماران تجویز می‌شود. درباره جایگزینی دیسک پس از خارج کردن آن می توان گفت، در دیسک‌های گردن سابقا قسمتی از استخوان لگن قرار داده می‌شد، اما در حال حاضر مواد مصنوعی جایگزین دیسک می‌شود. از سوی دیگر، در دیسک کمر به طور معمول این کار انجام نمی‌شود، چرا که تمام دیسک کمر تخلیه نمی‌شود و مهم‌تر آن که، تخلیه تمام دیسک لازم نیست. استراحت اولین گام در درمان دیسک کمر است. این بیماران باید چند روز به صورت مطلق همراه با مصرف دارو استراحت کنند استعمال سیگار و برخی مشاغل از عوامل تاثیر گذار در بروز دیسک هستند. ورزش مرتب و منظم مانند ورزش‌های صبحگاهی، پیاده روی و شنا در جلوگیری از بروز دیسک کمر مناسب است؛ چرا که این ورزش ها به تقویت عضلات کمر و پشت کمک می‌کند. استفاده از صندلی مناسب در محیط کار و نشستن صحیح و دقت هنگام بلند کردن اجسام سنگین، از توصیه‌های بهداشتی مهم برای کاهش بروز دیسک کمر هستند. دیسک‌ کمر بیشتر در دهه چهل زندگی بروز می‌کند. ‌مردان به لحاظ فشارهای بدنی بیشتر در معرض خطر دیسک کمر قرار دارند، بنابراین باید توصیه‌های بهداشتی را مد نظر قرار دهند. بخش سلامت تبیان
...ادامه
18122
1393/03/25
محمد موجودی ۞ آشنائی با روحیه شهدا
● خدایا ! وابستگی های دنیایی را از من دور کن و برایم بی ارزش قرار بده تا بتوانم زود از آن بگذرم. سردارشهيد سعيد قهاري رضایت نامه را گذاشت جلوی مادرش. چه امضا بکنی، چه امضا نکنی من می رم! اما اگه امضا نکنی من خیالم راحت نیست، شاید هم جنازه ام پیدا نشه. در دل مادر آشوبی به پا شد، رضایت نامه را امضا کرد. پسر از شدت شوق سر به سر مادرش گذاشت. جنازه ام رو که آوردند، یه وقت خودت رو گم نکنی؛ بی هوش نشی ها، چادرت رو هم محکم بگیر! منبع : سایت صبح
...ادامه
18121
1393/03/25
محمد موجودی ۞ راز سجده در بین راه
● هشام بن احمر مى گويد: همراه امام كاظم ع بودم ، آن حضرت سوار بر مركب بود و با هم در خارج شهر مدينه حركت مى كرديم، ناگاه ديدم آن حضرت از مركب و پياده شد به سجده افتاد، و سجده طولانى انجام داد، سپس سر بلند كرد. از آن حضرت پرسيد: قربانت گردم چرا سجده طولانى نمودى ؟ امام كاظم ع : هنگام حركت به ياد نعمتى افتادم كه خداوند به من عطا فرموده است ، و خواستم خدا را به خاطر آن نعمت سجده كنم (و در حال سجده از او شكر و سپاس نمايم ) اصول كافى حديث 261، ص 98 ج 2.
...ادامه
17903
1393/03/15
محمد موجودی ۞ ایده های میلیون دلاری خلق کنید
● ایده های میلیون دلاری برای خلق و توسعه یک ایده فوق العاده , لازم نیست مالک شرکتی با 100 کارمند باشید . “لری پیچ ” شرکت های بزرگ . وب سایت های های موفق و کتاب های پر فروش همگی یک وجه اشتراک دارند : بر اساس یک ایده ملیون دلاری شکل گرفته اند . سئوال بزرگ این است : این ایده ها چگونه به فکر صاحبان آنها خطور کرده اند ؟ آیا این افراد یک گوشه نشسته اند و منتظر جرقه یا معجزه ای شده اند ؟ و اما پاسخ : خود جوشی و شانس نقش کمی در این مورد داشته اند . در این مقاله , به 20 تکنیک موفق و امتحان شده که کار آفرینان تیزهوش وبسیار موفق ازآن ها برای خلق ایده های میلیون دلاری استفاده می کنند نگاهی می اندازیم . ایده های فراوانی را خلق کنید هرچقدر ایده های بیشتری داشته باشید , احتمال این که از میدان آنها یک ایده چند میلیون دلاری خلق کنید بیشتر است . زیاد شکست بخورید تمام ایده هایی که به شکست می انجامند , معبری برای رسیدن به آن تک ایده موفق هستند . گاهی لازم است هزاران بار شکست بخورید تا بالا خره موفق شوید . مهم نیست چند بارمرتکب اشتباه می شوید یا با چه سرعتی حرکت می کنید , بازهم از خیلی از کسانی که اصلا سعی و تلاشی نمی کنند جلوتر هستید . مصرف کننده دائمی اطلاعات باشید به اعتقاد بعضی ازدوستان , مطالعه ی کتاب یا سایت ها و وبلاگ ها کار بیهوده ای است , اما این طور نیست . این کار به من حاشیه امنیت می دهد ومرا در انبوهی از اطلاعات و ایده های نو غرق می سازد . من واقعا ازچیزهایی که طی جست وجود در چند وب سایت موفق آموخته ام استفاده می کنم . زمانی که مطالعه وبا دیگران معاشرت می کنید , از قالب یک فرد مصرف کننده بیایید و خودتان به یک خالق ایده تبدیل شوید . ایده های میلیون دلاری فراوانی هستند که باید دست به کشف آنها بزنید . روی ایده ها و موضوعاتی کار کنید که بازار کار خوبی دارند یک ایده ملیون دلاری به معنای پول در آوردن از یک طرح بزرگ و وسیع نیست بلکه تلاش برای کسب درآمد از یک بازار کوچک با فرصت های محدود است . حتی اگر استیو جابز هم مالک یک بازار کوچک و تازه کار با حدود 100 کارمند باشد , روزانه نمی تواند بیشتر از چند سنت پول در بیاورد . درآمد های کلان از تقاضای فراوان مردم در یک بازار مهم بدست می آیند . مطمئن شوید راهی که می روید به پول ختم می شود سارقان بانک , از بانک دزدی می کنند چون می دانند جای پول آنجاست . پیش از آنکه احساسات خود را درگیر یک ایده خاص کنید , کمی تحقیق کرده و مطمئن شوید ایده ای که دنبال آن می روید شما را به پول نزدیک می کند . مشتریان و مصرف کنندگان ایده شما چه کسانی هستند ؟ چقدر می توانند خرج کنند ؟ و … چشم گوش و ذهن خود را باز نگه دارید اغلب شکست یک ایده , دریچه ای از یک ایده جدید را به سوی شما می گشاید . آنقدر خودتان را درگیر ایده شکست خورده نکنید که فرصت های تازه پیش آمده را از دست بدهید . یک ایده مشابه را به شیوه های گوناگون امتحان کنید یک ایده می تواند شکل تغییر یافته ایده دیگری باشد . بدانید چه روشی در فلان بازار کارساز است یک ایده ثابت شده را پیدا کنید و ببینید چگونه می توانید از آن در قالب شکل دیگری بهره ببرید . فرمولی را که به یک موقعیت خاص جواب می دهد برداشته و آن را در یک موقعیت دیگر مورد استفاده قرار دهید . یا مثلا بهترین ایده های یک محصول را انتخاب کرده و آن را در ساخت محصول دیگری به کار ببرید . قطعات پازل را کنار یکدیگر بگذارید سازندگان سایت های موفق , فلش را اختراع نکرده اند , خلق اینترنت یا قطعات دیگر رایانه نیز کار آنها نبوده است اما آنها با کنار هم گذاشتن تمام قطعات و امکانات موجود و ترکیب آنها به موفقیت دست یافته اند . در موفقیت های پیشین خود یک تحول اساسی ایجاد کنید یک تحول ناگهانی در ایده ای قدیمی می تواند از آن یک ایده ملیون دلاری بسازد . چگونه می توانید یک ایده معمولی را انتخاب کرده و با ایجاد یک تحول اساسی , جهت و مقصد تازه ای برای آن فراهم کنید ؟ خدمات مشهور را به خدمات قابل بازآفرینی تبدیل کنید خدمات یک سازمان می تواند همزمان با تعویض کار فرما و مالک , باز تولید شوند . شرکتی مانند DELL به سادگی خدمات مایکروسافت را برای رایانه های شخصی امکان پذیر ساختند و آن را در قالب یک محصول جدید به بازار ارائه کردند . اگر می توانید سرویس مورد تقاضای مردم را به فرایندی قابل ارزیابی , سیستماتیک با کارآیی بالا تبدیل کنید و آن را به عنوان محصول میلیون دلاری به فروش برسانید . جریان های مختلف را به بازی بگیرید زمانی که چیزی محبوب می شود , گروه یا جریان مختلف آن نیز به شهرت می رسد چرا که مردم را از خط فکری اصلی دور می سازد . صدها نمونه از این مورد وجود دارند . فقط یادتان باشد جریان مخالف یک ایده میلیون دلاری می تواند به طرز شگفت انگیزی مولد یک ایده میلیون دلاری دیگر باشد . مشکلات را جست و جو کرده و آنها را حل کنید مشکلات فراوانی در این دنیا وجود دارند . تاجری که علت ورشکستگی خود را نمی داند , مرد جوانی که در 26 سالگی موهای سرش را از دست داده است , مادری که فرزندش از آلرژی رنج می برد و … حل مشکلاتی از این دست می تواند میلیون دلار درآمد داشته باشد . محصولات جدیدی برای پشتیبانی از سایر محصولات خلق کنید فکر می کنید شرکت هایی نظیر آی پاد چقدر درآمد دارند ؟ میلیون ها دلار ؟ میلیارد ها دلار ؟ شرکت هایی که به ساخت LCD و تلویزیون های پلاسما مشغول هستند و تجهیزات مورد نیاز آنها را فراهم می کنند چطور ؟ فکر می کنم متوجه منظورم شده اید . ساده کار کنید به یک ایده خوب زیاد شاخ و برگ ندهید . بررسی ها نشان می دهند هر چه گزینه های انتخابی یک محصول بیشتر باشند , مشتریان کمتری از آن خریداری می کنند . روی هم رفته , محدود کردن بهترین محصولات شما به سه مورد قطعا بسیار آسان تر از سیصد مورد است . اگر انتخاب کردن برای مردم سخت شود , اکثرا قید خرید را می زنند . پس در یک خط تولید , در حد امکان ساده کار کنید . از منابع و مهارت هایی که اکنون دارید بهره برداری کنید برخورداری از منابع مناسب به اندازه به کارگیری آنها اهمیت ندارد . اگر قدم در راه مخاطره آمیزی بگذارید که شامل استفاده از منابع و مهارت های خودتان باشد , بازی را برده اید . در محاصره افراد متفکر دیگر باشید شما مجموعه ای از آدم هایی هستید که بیشتر وقت خود را در کنار آنها می گذرانید . اگر با آدم های ناباب معاشرت کنید , آنها بر شما تاثیر منفی خواهند گذاشت . اما اگر به سراغ آدم های مناسب بروید , خیلی بیشتر از زمانی که تنها هستید توانا و قدرتمند می شوید . گروه مناسب خود را پیدا کنید و برای ایجاد یک تفاوت در سراسر زندگی خود با آنها همکاری کرده و تبادل اطلاعات کنید . نسبت به کاری که انجام می دهید اشتیاق انجام دهید اشتیاق , نیروی حیات بخش خلاقیت است . ایده های بزرگ زمانی شکوفا می شوند که شما نسبت به کاری که انجام می دهید علاقه و اشتیاق نشان دهید . تقریبا غیر ممکن است در حرفه ای که هیچ علاقه ای به آن ندارید پیشگام شوید . اما زمانی که ذهن شما با کنجکاوی و علاقه نسبت به موضوع تحریک شود , خلاقیت به طور کنترل نشدنی جریان می یابد و انگیزه سر به فلک می زند . انتقاد های سازنده را بپذیرید زمانی که یک نفر ایده ها یا محصولات شما را به باد انتقاد های مخرب و منفی می گیرد , یادتان باشد که تعداد آدم های مخالف اهمیت ندارد , مهم کسانی هستند که ایده های شما را می پذیرند . مهم نیست تا چه اندازه پیشرفت کرده اید , همیشه عده ای هستند که اصرار بر غیر ممکن بودن کاری که شما انجام می دهید دارند . آدم های حسود نیز ممکن است ایده یا مفهوم مورد نظر شما را به مسخره بگیرند چون واقعا به آن اهمیت نمی دهند . زمانی که با چنین آدم هایی روبرو می شوید , سعی نکنید برای آنها دلیل و منطق بیاورید . در عوض حضور آنها را فراموش کنید چون فقط وقت و انرژی شما را هدر می دهند . همیشه فکری به حال ایده هایتان بکنید ! یک ایده میلیو ن دلاری ایده ای است که فرصت رشد پیدا کرده است . سایت گوگل از یک ایده معمولی روی کاغذ شکل گرفته است : یک موتور جست و جوی دقیق . یادتان باشد هیچ کدام از این سازمان ها و شرکت ها از همان ابتدا بهترین نبوده و ایده های آنها از همان اول تکان دهنده نبوده اند . بسیاری از مردم حتی قبل از شکل گیری گوگل چنین ایده ای را در سر می پرورانده اند اما تنها خالقان این موتور جست و جو بوده که ایده خود را عملی کرده اند . آنها به سختی تلاش کرده و در این رقابت بر دیگران پیشی گرفته اند . موفقیت ابتدایی آنها مرهون اقدامات عملی شان بوده است . یادتان باشد که خود ایده ها به تنهایی به حساب نمی آیند بلکه کاری که شما با آنها انجام می دهید اهمیت دارد . با اقدامات عملی مناسب , یک ایده ساده می تواند به یک ایده میلیون دلاری بدل شود .
...ادامه
17902
1393/03/15
محمد موجودی ۞ روزانه دو دلار از پول های خرج کرده اش را باز پس می گیرد
● در حالی که بسیاری از انسان ها به کاری مشغول هستند و زندگی خود را از این راه ادامه می دهند عده ای نیز هستند که به شغل های کاذب یا حتی عجیب مشغول هستند. کارهایی که شاید انجام آن ها به ذهن هیچ کس خطور نکند. مردی آمریکایی که خود را تنها “گری” صدا می کند راهی بسیار جالب برای کسب درآمد پیدا کرده است که شاید قانونی باشد اما بسیار عجیب و باورنکردنی است. این مرد کاری کرده است که پول های رفته از دستش را باره دیگر به دست آورد.این مرد ۶۰ساله که از اهالی ایالت فونیکس است برای بدست آوردن دوباره سرمایه خود روی پول هایش مطلبی نوشته و در آن یاد آورد می شود که فردی بدبخت است از این رو آدرس خود را می گذارد تا این اسکناس بار دیگر به خودش برگردد. این مرد به طور باورنکردنی روزانه دو دلار از پول های خرج کرده اش را باز پس می گیرد که می توان آن را ماهانه ۶۰ دلار برآورد کرد. این در حالی است که عده ای مبلغی را نیز اضافه می کنند و سپس برای او ارسال می کنند از این رو برخی ماه ها تا ۱۰۰ دلار به همین روش کسب می کند.این کار “گری” شاید بسیار عجیب باشد اما با قانون مخالف نیست زیرا او به پول ها آسیب جدی وارد نمی کند و تنها با خودکار قرمز روی همه آن ها مطلبی می نویسد. او گاهی شکه هم می شود زیرا برخی مواقع پول های او سر از کشورهای اروپایی در می آورند و مردمی از اروپا پول او را پس می فرستند. باشگاه خبرنگاران
...ادامه
17840
1393/03/12
محمد موجودی ۞ قمر بني هاشم در يك نگاه
● نام: عباس کنیه: ابوالفضل القاب: قمر بنی هاشم، باب الحوائج، سقاء، صاحب اللواء، عبد صالح پدر و مادر: امیرالمومنین و فاطمه (ام البنین) وقت و محل تولد: مدینه، چهارم شعبان سال 26 وقت و محل شهادت: کربلا، عاشورای سال 61 چکیده فضائل: اسوه ایثار و وفا، شجاعت، سقای کربلا، علمدار سپاه سید الشهداء در روز عاشورا، امامزاده، برادر دو امام و عموی امامان معصوم.
...ادامه
17791
1393/03/10
محمد موجودی ۞ روزانه 86400 دلار به حسابتان واریز می شود
● روزانه 86400 دلار به حسابتان واریز می شود فرض کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح 86400 دلار به حساب شما واریز می شود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید چون آخر وقت حساب خود به خود خالی می شود! دراین وقت شما چه خواهید کرد؟! البته که سعی میکنید تا آخرین دلار آن را خرج کنید! ... هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم، بانک زمان. هرروز صبح در بانک زمان شما 86400 ثانیه اعتبار ریخته می شود و آخر شب این اعتبار به پایان می رسد. هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمی شود. اینک تصمیم با شماست! هر چیزی در عالم عوض و جایگزین دارد، اما عمر و وقت انسان دیگر بر نمی گردد و جایگزینی ندارد. جناب شیخ بهایی ابیات زیبایی را در این باره سروده است: آنچه ندارد عوض، ای هوشیار عمر عزیز است، غنیمت شمار متاسفانه اکثری ما قدر این سرمایه ی عظیم را نمی دانیم و وقتمان را صرف اباطیل و لغویات می کنیم و از آن برای فهم اسرار عالم و نیل به معارف الهی بهره نمی گیریم، در حالی که پس از پایان فرصت محدودمان در این دنیا، راه بسته می شود
...ادامه
17775
1393/03/10
بهرام بهرامی ۞ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
● در شعر و شاعری همه استادومن هنوز ان کودکم که راه دبستانم آرزوست
...ادامه
17720
1393/03/07
(ذره بين- م-٣) ۞ سیب زمینی
● از سیب زمینی همیشه به عنوان یک غذای چاق کننده یاد شده است، اما تحقیقات جدید نشان می دهند که مصرف روزانه این ماده غذایی می تواند در کاهش فشارخون موثر باشد، بدون اینکه وزن را افزایش دهد. سیب زمینی بیشتر از سایر سبزیجات از رژیم غذایی افراد دارای اضافه وزن و چاق حذف می شود، زیرا این باور در میان مردم ایجاد شده است که به دلیل کربوهیدرات بالای سیب زمینی باید در مصرف این ماده غذایی احتیاط نمود، در حالی که اگر سیب زمینی سرخ نشود و بدون کره، مارگارین، خامه و سس مایونز مصرف شود، تنها 110 کالری انرژی در ازای هر سیب زمینی به بدن می رسد، اما در مقابل بسیاری از مواد مغذی از جمله ویتامین ها و ترکیبات شیمیایی مفید تامین می گردد. در سیب زمینی سرخ شده و چیپس به دلیل این که با حرارت بالا و روغن زیاد آماده می شوند، بسیاری از ترکیبات مفید تخریب شده و تنها نشاسته، چربی و برخی از مواد معدنی باقی می مانند. ** استفاده از روش بخارپز و همچنین فر بهترین روش طبخ سیب زمینی بوده و مواد مغذی آن را حفظ می نماید.
...ادامه
17706
1393/03/07
الهه - ك ۞ يه متن ....
● اين آدمهايي كه بعد از گذشت ٦ ماه از عمل جراحي بيني هنوز روي دماغشان چسب مي چسبانند - اينها همان آدمهايي هستند كه برچسب تلويزيون و روكش صفحه تلفن همراه و پلاستيك صندلي اتومبيلشان را هم نمي كنند !!
...ادامه
17705
1393/03/07
الهه - ك ۞ صداقت
● ٢٥٠ سال پیش از میلاد مسیح درچین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت . با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمامی دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب نماید . وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید غمگین شد . چن دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود . دختر گفت که او هم به آن مهمانی خواهد رفت . مادر گفت : تو شانسی نداری نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا . دختر جواب داد : می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم . روز موعود فرا رسید و همه آمدند . شاهزاده رو به دختران کردو گفت : به هر یک از شما دانه ای می دهم کسی که بتواند ر عرض شش ماه زیباترین گل را برای من بیاورد ملکه آینده چین خواهد شد . دختران دانه ها را گرفتند و بردند . دختر خدمتکار هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت . سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد . دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند اما بی نتیجه بود گل نروئید . روز ملاقات فرا رسید . دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان خود داشتند . لحظه موعود را رسید. شاهزاده هر کدام از گلها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود . همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است . شاهزاده توضیح داد : ایندختر تنها کسی است که گلی را به ثر رسانده تا او را سزاوار همسری شاهزاده آینده چین کند . گل صداقت . همه دانه هایی که به شما داده بودم عقیم بودند و امکان نداشت گلی از آنها سبز شود ...... بله دوستان - همیشه صداقت داشتن چنین پایان شیرینی در انتظارشه .
...ادامه
17519
1393/02/30
الهه - ك ۞ پرواز
● پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد . آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند . یک ماه بعد مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه ای قرار داده تکان نخورده است . این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار کاری کنند که شاهین پرواز کند . اما هیچکدام نتوانستند . روز بعد پادشاه دستور داد تا به هه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز در آورد پاداش خوبی دریافت خواهد کرد . صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی در حال پرواز است . دستور داد تا معجزه گر شاهین را نزد او بیاورند . پادشاه از او پرسید : تو شاهین را به پرواز در آوردی ؟ چگونه ؟ آیا جادوگر هستی ؟ کشاورز گفت : خیر سرورم . من فقط شاخه ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم . شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد ...
...ادامه
17447
1393/02/27
ذره بین-م-همیشه 3 ۞ **۵ مزیت خوردن پوست میوه‌ها**
● ۱. پوست سیب، منبعی غنی از مواد مغذی آیا شما هم مانند دیگران سیب را پس از پوست گرفتن می‌خورید؟ یک سیب تازه را باید با پوستش بخورید، چرا که منبع خوبی از کلسیم، ویتامین آ، آنتی اکسیدان و انواع مواد گیاهی برای مبارزه با سرطان است. همچنین منبع خوبی از فیبر غذایی است که در هضم غذا کمک بسیار می‌کند. ۲. پوست لیمو، عالی برای هضم غذا پوست لیمو ممکن است کمی تلخ باشد، اما ارزشش را دارد! پوست لیمو می‌تواند به هضم غذا، کاهش درد شکم، بهبود جریان خون و تقویت سیستم ایمنی بدن کمک بسزایی کند. برای داشتن پوستی بهتر، هر روز پوست لیمو بخورید! از آنجایی که پوست لیمو سرشار از بیوفلاونوئید مرکبات است، به دفع سموم از بدن کمک می‌کند. همچنین میزان بالای کلسیم و ویتامین درون پوست لیمو برای سلامت استخوان نیز خوب است. ۳. پوست پرتقال، کمک به کاهش کلسترول پوست پرتقال سرشار از مواد گیاهی و فلاونوئیدها است. پوست پرتقال جدای از اینکه به هضم سریع و کاهش سطح کلسترول بد کمک می‌کند، می‌تواند طعم و بوی بی‌نظیری به غذاهایتان ببخشد. می‌توانید آنرا به اسموتی‌هایتان اضافه کنید تا مزه‌ی بهتری بگیرند یا اینکه از آن در غذاهای سنتی همچون شیرین پلو استفاده کنید. ۴. پوست کیوی، منبع غنی آنتی اکسیدان یکی از سالم‌ترین پوست‌های میوه، پوست کیوی است که سرشار از ویتامین، مواد معدنی و آنتی اکسیدان می‌باشد. سلامت قلب را بهبود می‌بخشد و خون را بصورت طبیعی رقیق می‌کند. پوست کیوی را هم می‌توانید در اسموتی یا سالادهای خود برای مزه‌ی بهتر مخلوط کنید. ۵. پوست هندوانه، نیروگاهی از ویتامین‌ها آیا تابحال سعی کرده‌اید پوست هندوانه را بخورید؟ اگرچه مثل مغزش آبدار و شیرین نیست، ولی بد هم نیست! در حقیقت پوست سفید هندوانه انبار ترکیبات مختلفی همچون ویتامین سی، بتا کاروتن، ویتامین آ، تیامین، لیکوپن، کلسیم، روی و آهن است.
...ادامه
17434
1393/02/27
محمد موجودی ۞ آشنائی با روحیه شهدا
● بسیجیان نور چشم امت حزب الله می باشند . راد مردانی هستند که بدون هیچ چشمداشتی به مادیات ودنیا همیشه در صحنه های نبرد ومشکلات ومصائب مانند کوهی استوار قدم برداشته و دست و پنجه نرم می کنند وخواهند کرد. سردار شهید حاج یدالله کلهر مریضی مادرش همزمان شده بود با آزمون مهمی که سپاه قرار بود بگیرد. محمد چند ماهی مرخصی گرفته بود تا حسابی مطالعه کند . بر خلاف تصور خیلی ها، محمد قید امتحان را زد و دنبال مریضی مادرش را گرفت تا این که مادر بستری شد. یک ماه و نیم به مادر رسیدگی کرد. رفته بود ویلچر گرفته بود تا مادر را در حیاط بیمارستان بگرداند. بارها مادر را بر دوش گذاشته و از پله های بیمارستان آورده بود پایین! به مادرش خیلی احترام می گذاشت . شهید محمد گرامی منبع : سایت صبح
...ادامه
17433
1393/02/27
محمد موجودی ۞ توکل برخدا
● امام باقر: مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ لَا يُغْلَبُ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ لَا يُهْزَم. بحارالانوار، ج68 ،ص151 هرکس به خداوند توکل کند مغلوب نمی شود و هرکس به خداوند پناه ببرد شکست نخواهد خورد.
...ادامه
17390
1393/02/24
محمد موجودی ۞ جهزیه یک ازدواج موفق
● 1- قبل از ازدواج هر دو نفر بايد مستقل و پخته باشند. 2- هر دو نفر به همان اندازه كه ديگری را دوست دارند خودشان را هم دوست داشته باشند. 3- هر دو نفر بتوانند همان گونه كه از باهم بودن لذت می برند از تنها بودن نيز لذت ببرند. 4- هر دو نفر در شغل و حرفه خود ثبات داشته باشند. 5- هر دو نفر از خود و هيجان هاي خود، آگاه باشند و خود را بشناسند و بتوانند هيجان هاي منفي مانند خشم و غم و اضطراب را مديريت و كنترل كنند. 6- هر دو نفر بتوانند نظرات و خواسته هاي خود را قاطعانه (صريح + صميمانه + احترام متقابل) بيان كنند. 7- هر دو نفر سعي كنند كه خود خواه نباشند و خواسته های ديگري را برآورده كنند. [1] 8- هر چه براي خود مي پسند براي ديگري هم بپسندند. 9- هرچه براي خود نمي پسندند براي ديگري هم نپسندند. نکته: انسان بر اثر نداشتن حوصله کارش به طلاق می کشد. پی نوشت : 1. مهدی، میر محمد صادقی، آموزش پیش از ازدواج، ص132-134
...ادامه
17389
1393/02/24
محمد موجودی ۞ کج فهمی درباره زهد
● علاء بن زیاد، از وضع برادرش عاصم به امام علی شكايت كرد، حضرت فرمود: چه شده؟ عرضه داشت لباس خشن بر تن كرده و از دنيا و زندگى بكلى دست برداشته است، حضرت دستور احضارش را داد وقتى كه حارث آمد حضرت فرمود: اى دشمنك خود، شيطان خبيث بر تو تسلط يافته آيا به زن و فرزندت رحم نميكنى؟ تصور ميكنى كه خداوند چيزهاى پاكيزه و لذائذ مشروع را براى تو حلال كرده ولى دوست ندارد كه تو از آنها استفاده كنى؟ تو در نظر خدا كوچكتر از آن هستى كه چنين باشى. حارث عرضه داشت يا امير المؤمنين شما كه مرا ملامت ميكنى خود لباس خشن و غذاى سفت و سخت دارى فرمود: واى بر تو من مانند تو نيستم و خداوند متعال بر رهبران حقيقى و پيشوايان بر حق لازم دانسته كه زندگى و لباس و غذاى خود را با ضعيف‏ترين و مستمندترين طبقات اجتماع تطبيق دهند تا تهيدستى مستمندان آنان را در فشار روحى و ناراحتى قرار ندهد (نهج البلاغه خطبه 209)
...ادامه
17382
1393/02/23
مهدی عابدینی ۞ میلاد نور مبارک
● روز پدر مبارک باد. ولادت مسعود مولی الموحدین ،مولود کعبه علی بن ابی طالب آن ریسمان محکم الهی که همه برای نجات باید به آن چنگ بزنند و از آن قبله جان پیروی کنند را به محضر مقدس امام زمان و مسلمانان جهان تبریک عرض میکنم _____________________________________________________________ مولود کعبه ای خدای علی, که فقط او را در خانه‌ی خود به دنیا آورده‌ای؛این علی بن ابیطالب(ع) کدامین وجود قِدیسی است که هنگام تولد، مادر او را به خانه بیت الله دعوت می‌کنی,و از مسجد الحرام به کعبه‌اش می‌بری؟و آن گونه می‌بری که همه بدانند تو او را فراخوانده‌ای!ولادت امیرالمؤمنین(ع) در کعبه معجزه‌ای است که سابق و لاحقی نداشته، و فضیلتی مخصوص اوست.داستان ولادت آن حضرت یک معجزه نیست، بلکه بیش از چهل معجزه به وقوع پیوسته، تا صبح میلادش رخ نموده است./ وقایع روزهای قبل از ولادت 1- حضرت عبد المطلب(ع) می‌فرماید: در خواب دیدم که گویا درختی بر کمر من روییده و بلندای آن درخت به آسمان می‌رسید و شاخه‌های آن تا شرق و غرب کشیده شده بود. نوری از آن ساطع بود که از نور آفتاب هفتاد برابر شدیدتر بود؛ و دیدم که عرب و عجم در برابر آن به سجده در آمده‌اند و هر روز عظمت و نور آن بیشتر می‌شود. سپس گروهی از قریش را دیدم که قصد قطع آن را داشتند، ولی همین که به آن نزدیک شدند جوانی خوش سیما و پاکیزه لباس آنان را گرفت و کمرشان را شکست و چشمانشان را بیرون آورد. تعبیر کننده گفت:‹ از صلب تو فرزندی به دنیا می‌آید که شرق و غرب را مالک میشود و برای مردم وحی می‌آورد›. حضرت عبدالمطلب(ع) به حضرت ابوطالب(ع) گفت: ببین شاید تو باشی (یعنی پدر آن جوان – علی(ع) – که از این درخت دفاع می‌کند)./ 2- حضرت فاطمه بنت اسد هنگام تولد پیامبر به نزد همسرش آمد و نقل کرد که هنگام ولادت پیامبر(ص) برای آمنه سرزمین فارس و قصرهای شام از دور نمایان شده.حضرت ابوطالب(ع) به او فرمود: از این مسئله تعجب کرده‌ای؟! سی سال صبر کن تا تو را بشارت به فرزندی مثل او دهم جز در نبوت! تو حامله می‌شوی و جانشین و وزیر او را به دنیا می‌آوری!/ 3- حضرت فاطمه بنت اسد می‌گوید: در دعای از خدا حاجتی خواستم و عرض کردم: پروردگارا، فرزند پسری به من عطا کن که برادر و وزیر محمد گردد./ 4- حضرت ابوطالب(ع) و فاطمه بنت اسد صاحب هیچ فرزندی نمی‌شدند. بنابراین سرپرستی پیامبر(ص) را بر عهده گرفتند. پیامبر که رغبت فاطمه بنت اسد را به مادر شدن فهمیده بود، فرمود: مادر جان، یک قربانی خالصانه برای خداوند ذبح کن و در آن شریکی قرار مده. خداوند آن را از تو می‌پذیرد و از تو قبول می‌کند و حاجت تو را به زودی بر می‌آورد. فاطمه بنت اسد خالصانه قربانی کرد و از خدا خواست فرزند پسری به او عطا کند./ 5- آن شبی که وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع) در رحم مادر قرار گرفت تا چند روز زمین به لرزه در آمد. پس ابوطالب(ع) رو به مردم مکه کرد و فرمود:ای مردم، خداوند تبارک و تعالی امشب حادثه‌ی جدیدی در جهان هستی ایجاد کرده و مخلوقی را خلق کرده که اگر او را طاعت نکنید و به ولایت او اقرار ننمایید و به امامتش گواه نباشید، این تحول آرام نمی‌گیرد و آن قدر ادامه پیدا می‌کند که در سرزمین تهامه برای شما مسکنی باقی نماند. سپس مردم قبول کردند و ابوطالب(ع) دست به دعا برداشت و زلزله به پیان آمد. / 6- جلوه‌ی نور حضرت علی(ع) در چهره‌ی فاطمه بنت اسد نمایان بود. و هچنین ایشان در رحم مادر با مادر تکلم می‌کردند. فاطمه بنت اسد روزی برای زیارت به کعبه ‌رفت ناگهان بتها به صورت روی زمین افتادند و حضرت علی(ع) از داخل شکم دو پای خود را به شدت فشار می‌داد و نمی‌گذاشت به آنجا نزدیک شوم. تبریک موجودات به فاطمه بنت اسد که: ای فاطمه، گوارایت باد فضل و کرامتی که خدایت بدان اختصاص داده به خاطر آنکه حامل امام کریم هستی . ماجراهای قبل از ورود به کعبه : 1- دست ناپاک به ولی خدا نمی‌رسد، شب جمعه سیزدهم ماه رجب سال سی‌ام از عام الفیل است که ناگهان دردی فاطمه بنت اسد را ناراحت کرد و ابوطالب (ع) ‌خواست که از خانه بیرون برود که ندایی از گوشه خانه شنیده شد که: ای ابوطالب(ع)، صبر کن چرا که ولی خدا را دست نجس نباید لمس کند. / 2- فاطمه بنت اسد در حال وضع حمل است، که ندایی شنید:« ای فاطمه، بر تو باد که به خانه‌ی خدا بروی»! / 3- فاطمه بنت اسد در پشت سمتی که درب کعبه در آن است- ایستاده بود و رو به کعبه دعا می‌کرد، که ناگهان در برابر دیدگان همه‌ی حاضرین معجزه‌ی عظیم به وقوع پیوست. / دیوار سنگ و گلی خانه‌ی خدا- از همان قسمت که فاطمه در برابرش ایستاده بود- شکاف برداشت، بدون آنکه لطمه‌ای به بنای کعبه وارد شود و یا سنگ و گلی از آن فرو ریزد. آنگاه دو سوی دیوار آن قدر از هم فاصله گرفت که فاطمه می‌تو.انست از شکاف دیوار وارد شود؛ و در آن حال به او دستور داده شد که وارد بیت الله شود. اینجا بود که جبرئیل او را به داخل کعبه برد، وسپس دیوار به هم آمد؛ به گونه‌ای که اصلاً تغییر در دیوار ایجاد نشده است، و این گونه بود که فاطمه بنت اسد داخل کعبه ماند. / ماجراهای داخل کعبه در سه روز : 1- فاطمه بنت اسد سه روز میان کعبه ماند و حجابها از برابرش کنار رفت. و از نعمتهای بهشتی استفاده می‌کرد. خداوند قفل کعبه را چنان محکم کرد که هیچ بشری نتواند آن را باز کند./ 2- قدم گذاشتن فاطمه به کعبه چیزی جز دعوت خدا نبود، چرا که از در خانه وارد نشد بلکه خالق جهان آفرین با قدرت خود دیوار را باز کرد. فاطمه بنت اسد سه روز درون کعبه ماند و از میوه‌ها و غذاهای بهشت برایش آوردند./ 3- زنان بهشت پرستار علی(ع) بودند که آنان حوا، ساره، آسیه، مادر موسی، مریم مادر عیسی بودند./ 4- علی قدم در جهان گذاشت و همچون خورشید درخشید و قدم بر چشم جهانیان نهاد و زمین را با قدوم خود رشک عرشیان نمود، و بر روی سنگ سرخ در گوشه‌ی راست کعبه به دنیا آمد. و شهادت داد: که خدایی جز الله نیست و محمد پیامبر خداست و علی وصی محمد رسول الله است. و با محمد نبوت ختم می‌شود و با من وصایت و جانشینی کامل میشود ومن امیرالمؤمنین هستم. وسپس فرمود:« جاءَ الحَق وَ زهَقَ الباطِل»/ 5- وقتی که حضرت علی(ع) به دنیا آمد شیطان فریاد بر آورد: وای بر بتها و عبادت کنندگانشان از ولادت این فرزند!/ 6- پیامبران هم به دیدار مولود کعبه آمدند آنان آدم نوح ابراهیم موسی و عیسی بودند./ 7- ملائکه هم به دیدار مولود کعبه آمدند و آن مولود را با خود به آسمان بردند و او را در حریر سفید بهشتی پیچیده و نزد مادرش آوردند. / 8- فاطمه بنت اسد سه روز و سه شب در کعبه ماند؛ و در آغاز روز چهارم به او اجازه‌ی بیرون آمدن داده شد و در این هنگام شنید:.... وای بر کسی که بغض او را دارد و از او سر پیچی می‌کند و او را خوار می‌نماید و حق او را انکار می‌کند. یا علی // ماجراهای بیرون کعبه در سه روز : 1)شاهدان عینی که ناظر شکاف دیوار کعبه و جدا شدن آن بودند به اندازه ای که فاطمه از آن عبور کرد و وارد کعبه شد برای آنکه از درون اطلاعی پیدا کنند راهی نبود جز اینکه قفل درب را باز کنند و وارد آن شوند اما هر تلاشی کردند نتیجه ای نداشت . / 2) انتشار خبر ولادت در سه روزی که فاطمه درو ن کعبه بود . / 3)تغییر اوضاع آسمان در ولادت امیرالمومنینبه طوری که در آسمان نورافشانی شد / 4) پیامبر اکرم (ص) فرمودند: امشب مولودی برایمان به دنیا آمده که خداوند به وسیله او درهای بسیاری از نعمت و رحمت را بر ما باز می کند . اسلام علیک یا علی بن ابی طالب ، تبریک خداوند در ولادت امیرالمؤمنین : هنگام ولادت علی (ع) جبرئیل بر پیامبر نازل شد و چنین پیام آورد : ای حبیب خدا خداوند اعلی بر تو سلام می کند و برای ولادت برادرت علی به تو تبریک می گوید .و می فرماید : اکنون زمان ظهور نبوت تو و اعلام وحی تو و پرده برداری از رسالتت نزدیک شده است چرا که تو را به برادرت و وزیرت و دامادت و جانشینت موید داشتم .کسی که با او کمر تو را محکم نمودم و ذکر تو را علنی ساختم . اکنون بر خیز و به استقبال او برو و او را با دست راست در آغوش بگیر چرا که او از اصحاب یمین است و شیعیانش پیشانی سفیدان نشانه دار هستند . و اینگونه بود که نبا عظیم به دنیا آمد و معجزه ولادتش تولد مسیح را تحت الشعاع قرار داد .آنجا که خداوند در ولایتش را در صدف توحید کعبه به رخ جهانیان کشید . آری شعاع نورش باید از میان کعبه طلوع می کرد تا قدمهای او بنای آن را مبارک گرداند.
...ادامه
17380
1393/02/23
محسن-ا ۞ حکایت ملانصرالدین و دانشمند
● روزی دانشمندی به شهر ملانصرالدین وارد می‌شود و می‌خواهد با دانشمند آن شهرگفتگویی داشته باشد. مردم، چون کسی را نداشتند، او را نزد ملانصرالدین می‌برند. آندو روبروی هم می‌نشینند و مردم هم گرد آنها حلقه می‌زنند. آن دانشمند دایره‌ای روی زمین می‌کشد . ملانصرالدین ب